رفتن به محتوای اصلی
خانه
سرسخن
حزب
اساسنامه
اسناد حزب
منشور حزب
کنگره فوقالعاده
کنگره چهارم
پیامها به کنگره چهارم
کنگره سوم
پیامها به کنگره سوم
کنگره دوم
پیامها به کنگره دوم
کنگره اول
کنگره بنیانگذار
پیامها به کنگره بنیانگذار
اعلاميه
اعلامیهها و بیانیههای حزب
اعلامیههای مشترک
گفتمان
سياست
سياست
مسائل چپ
نقد و نظر
نیمنگاه
گفتگو
جامعه مدنی
احزاب و سازمانها
اقتصاد
جوانان
حقوق بشر
زنان
اعلامیهها و بیانیههای زنان
کارگری
اعلامیهها و بیانیههای کارگری
جُنگ کارگری
گوناگون
قومی و ملی
معرفی کتاب
گزارش
تاریخ
تاریخ
تجارب ديگران
فرهنگ و هنر
دیدگاه
محیط زیست
بولتن محیط زیست
ویدئو
تئوریک
بینالمللی
Other Languages
deutsch
english
IRAN: VIEW FORM THE LEFT
français
español
درباره ما
آرشیو
آرشیو نویسندگان
آرشیو زمانی
شنبه ۱۵ اوت ۲۰۲۶
شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
رحمان
گلِ انار
دلم آرام نمی گیرد...
قرارِ ما این نبود…
دلتنگِ بارانم
برشاخه خشک پاییز آویختم
با پاییز میآیم
با من حرف بزن!
آنجا که بودم
با فردا چه می کنید!
فانوس
راه هایی که پیمودیم
شام آخر
رحمان هاتفی؛ از زبان رحمان هاتفی
سراب است دنیا
دردم را فراموش کردم
جهان تاریک است
وطنم را صدای می زنم نه با گلوله و آتش
همراه
چوب خط در تاریکی
بگذار و بگذر
ما می خواهیم زندگی کنیم
تو هنوز نمی دانی
که بهار ز توست
چند گامی مانده تا بهار!
می گُدازد بر مدارِ خویش
زمستان
افق دیدم انتها ندارد
وای... اگر عشق نبود
به دیدارم که بیایی...
این نیز می گذرد
دنیایِ واژگون
انتهایِ شب را می شمارم
جنونِ مرگ
چشمانم روشن شد
مانده قابی کهنه در نگاهم
Pagination
1
2
3
4
5
6
››
صفحه بعد
Last »
Last page
Subscribe to رحمان