رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۲۵ مه ۲۰۲۶
دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵

قطعنامه‌ی سیاسی کنگره‌ی فوق‌العاده‌ی حزب چپ ایران

قطعنامه‌ی سیاسی کنگره‌ی فوق‌العاده‌ی حزب چپ ایران

کشور ما طی ۹ ماه اخیر، دوران دشوار و سرنوشت‌سازی را از سر می‌گذراند. کنگره‌ی فوق‌العاده‌ی حزب چپ ایران با تبیین این شرایط بسیار حساس، بررسی رخدادهای چند ماه گذشته و ارزیابی از سمت و سوی روندها، سیاست‌های مورد تاکید خود را طی قطعنامه‌ی زیر اعلام می‌کند:  

الف:  تجاوز خارجی،  جنگ و سیاست ما:

۱- تجاوز آمریکا و اسرائیل، بمباران و تخریب زیرساخت‌ها و کشتار مردم؛ وضعیت کشور را به کلی دگرگون ساخته‌است. هرچند آتش‌بس برقرار شده‌است، اما هنوز توافق برای حتی ترک مخاصمه و رسیدن به صلح حاصل نشده‌است. تمرکز حملات آمریکا و اسرائیل بر نابودی زیرساخت‌های حیاتی، از انرژی و حمل‌ونقل تا تأسیسات اقتصادی و ارتباطی، نشان داد که هدف فقط تضعیف نظامی جمهوری اسلامی نبود، بلکه آن‌ها آسیب زدن به کشور، فرسایش زیست‌پذیری جامعه و تحمیل ویرانی گسترده و پرهزینه‌ بر آن را نیز مدنظر داشتند.​ از عوامل اصلی وضعیت کنونی، سیاست‌‌های ایدئولوژیک، ماجراجویانه و تنش  زای جمهوری اسلامی، است که زمینه‌‌‌ را برای جنگ و تجاوز دولت آدمکش نتانیاهو و دولت متجاوز ترامپ فراهم نموده‌است. ضمن این که جنگ با واکنش‌های تا‌کنونی جمهوری اسلامی در حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای همسایه، ابعاد منطقه‌ای به خود گرفته و کشورهای زیادی را در جهان از لحاظ اقتصادی درگیر کردە و بر اقتصاد جهانی تاثیر منفی گذاشته‌است. جنگ تجاوزگرانه‌ی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نقض آشکار حقوق بین‌المللی، منشور سازمان ملل و کنوانسیون‌های بین‌المللی‌ است و نتایج  آن ویرانی کشور، کشتار مردم، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش فقر و  آوارگی، تورم و گرانی، بیکاری و ایجاد بحرانی تازە در منطقه بوده‌ و موجب اعتراضات و نارضایتی گستردەای در منطقە، جهان، حتی در میان متحدین آمریکا و اسرائیل و عدم همراهی آن‌ها با این دو دولت شدە است. پایان دادن به این جنگ و برقراری آتش‌بس در شرایط کنونی، می‌تواند از ویرانی بیشتر ایران و تبدیل آن به سرزمین سوخته و گسترش منطقه‌ای این جنگ جلوگیری کند. ما از تداوم آتش‌بس و ادامە‌ی مذاکرات برای رسیدن بە صلح حمایت می‌کنیم. 

۲- جنگ آمریکا و اسرائیل با ادعای "حمله‌ی پيشگيرانه" و با هدف تغییر رژیم در ایران و "رژیم چنج" در قالب «کمک» به مردم آغاز شد، هر چند هرکدام از این دو دولت اهداف ویژه‌ی خود را دنبال می‌کردند، اما در تخریب کشور ما همراه یکدیگر بودند. نقش اصلی در نقشه‌ی رژیم‌چنج (Regime Change) را بنیامین نتانیاهو بر عهده داشت. رژيم‌چنج در نخستین تجاوز نظامی جنگ ۱۲ روزه، به شکست انجامیده بود. جنگ اخیر هم علیرغم ضربات بر پیکر رژیم، نتوانست به هدف اعلام شده‌ی تغییر رژیم و جایگزینی آن با رضا پهلوی برسد و برخلاف تصور طرفداران جنگ و این نوع رژیم چنج و در راس آن‌ها رضا پهلوی و تیم او، تجاوز به خاک ایران در این مورد ناکام ماند و جز کشتار، تشدید روند تخریب کشور، تضعیف جنبش‌های مردمی و تشدید سرکوب، از بین رفتن بسترها و دستاوردهای جنبش ها و خيزش ها و به حاشیه راندن اثرگذاری و عاملیت آن ها، تاثیر دیگری نداشت. هم‌چنین، محيط زيست از بزرگ‌ترين قربانیان این جنگ است. حملات به مخازن سوخت، تهران و شهرهای بزرگ را در معرض آلودگی‌های گسترده قرار داده و زير چتری از دود و مواد سرطان‌زا  برده‌است؛ جنگ به طبقه‌ی کارگر ايران ضربه‌ زده است. بمباران تعدادی از واحدهای تولیدی از جمله واحد بزرگ فولاد مبارکه، به بيکاری وسيع کارگران انجاميده‌است. افزايش تورم، قطع اينترنت، كاهش ظرفيت تعدادی از واحدهای تولیدی، لطمه‌ی جدی به کارگران و تهیدستان زده‌است و بر مشکلات آن‌ها افزودە‌است. این واقعیت تلخ ایجاب می‌کند که پرداخت حقوق بیکاری مکفی بە بیکار شدگان و حفظ و تامین پوشش بیمەهای درمانی برای آن‌ها، راە اندازی اینترنت، برای صاحبان کار و کسب های اینترنتی برقرار شود. 

۳- ما با دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل و هر دولت دیگری در امور داخلی کشورمان و پروژه‌های آلترناتیوسازی آن‌ها مخالف هستیم و آن را، خطری مضاعف برای آینده‌ی ایران و استقلال و آزادی آن می‌دانیم. این‌ رویکردها، با تضعیف نیروهای درون‌زا و انتقال عامليت و  ابتکار سیاسی به بیرون از جامعه، بر تعمیق بی‌ثباتی‌ می‌افزاید. پیامد راهبرد تغییر رژیم حاکم، ایجاد شکافی عمیق میان ایرانیان و موجب انسجام مقطعی در صفوف جمهوری اسلامی شده‌است. نقش فراخوان‌های خارجی در این راستا، در بسترسازی برای قتل‌عام، دامن زدن به تقابل‌های زودهنگام در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، تاثیرات انحرافی مخربی بر اعتراضات مدنی داشته‌است، که دوقطبی میان "تداوم جنگ" یا "آتش‌بس فوری"، از نشانه‌های بارز این شکاف هستند. در این میان، تقابل میان راهبرد تغییر رژیم توسط مردم در مقابل رویکرد دخالت نظامی خارجی (به بهانه‌ی کمک به مردم)، یکی از کانون‌های اصلی اختلافات سیاسی در میان بخشی از جامعه تبدیل شده‌است. ما تاکید می‌کنیم که تغییر حکومت در ایران امری مربوط بە مردم ایران است و باید به‌دست آنان محقق شود. تجاوز، جنگ و وابستگی، برای کشور ما دموکراسی به‌بار نخواهد آورد. ما این تجاوز را شدیدا محکوم می‌کنیم، خواستار حل اختلافات میان دولت‌ها از طریق دیپلماسی و از طریق مجاری بین‌المللی هستیم؛ رفع تخاصمات و پایبندی به حقوق بین‌المللی را لازمه‌ی برقراری صلحی پایدار و عادلانه می‌دانیم. حزب ما این امر را یک ضرورت سیاسی و اجتماعی برای دفاع از جامعه، جلوگیری از ویرانی کشور و حفظ امکان هرگونه تغییر مترقی در آینده‌ی ایران می‌داند. سیاست ما مبارزه‌ی هم‌زمان علیه جنگ و علیه رژیم جمهوری اسلامی، با شعار «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی، آری به صلح و آزادی» است. ما تنظیم مناسبات صلح‌آمیز با همسایگان ایران و دیگر کشورهای جهان بر اساس منافع متقابل و تنش‌زدائی از سیاست خارجی کشور را، گامی الزامی و عاجل می دانیم و بر آن تاکید داریم. ما بر ضرورت اعمال فشار افکار عمومی جهانی و نهادهای بین‌المللی برای توقف ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل و جلوگیری از تداوم کشتار و ویرانی تأکید می‌کنیم.

ب: جمهوری اسلامی: 

۴- جمهوری اسلامی قبل از شروع جنگ کنونی از جهات مختلف با بحران‌ها و بیشتر از همە بحران اقتصادی روبرو بود. افزایش گرانی و تورم فزایندە همراە با سقوط همە روزە‌ی ارزش پول ملی، آزادسازی قیمت‌ها و تحمیل بحران‌ها روی دوش مردم با اجرای شوک درمانی‌های پیاپی، افزایش قیمت آب، برق، بنزین، دارو، مواد غذایی، تاثیر آن‌ها بر هزینە‌های زندگی روزانه، موجب فوران خشم و اعتراض مردم حتی کسبە و بازار شد. حکومت که راە حلی برای مهار بحران‌ها نداشت‌، با سرکوب اعتراضات و بی‌توجهی بە مطالبات، صبر مردم را لبریز و زمینە‌ساز جنبش انقلابی دی‌ماە شد و با سرکوب خونین آن و بە قتل رساندن و زخمی کردن هزاران تن و بازداشت دە‌ها هزار نفر، فضای حکومت نظامی را بر کشور حاکم کرد. در این میان، بهره‌گیری ابزاری از اعتراضات مردمی، از کلیدی‌ترین تاکتیک‌های راهبرد تغییر رژیم با مداخله خارجی از جمله اسرائیل بود. این راهبرد با القای فضای "لحظه سرنوشت‌ساز"، اعتراضات سراسری برای مطالبات معیشتی و مدنی را به بیراهه‌ی تقابل خشونت آمیز و زودهنگام کشاند. انحراف اعتراضات، به‌جای تضعیف قدرت حاکم، به تشدید سرکوب و افزایش هزینه‌های انسانی انجامید. سناریوهای پرهزینه‌ای همچون تلاش برای مسلح کردن گروه‌های ملی و قومی یا فراخوان‌های خشونت‌آمیز در مناسبت‌هایی نظیر چهارشنبه‌سوری — که خوشبختانه عقیم ماندند — در همین راستا قابل تحلیل‌اند. صیانت از اعتراضات مردمی در گرو کوتاه کردن دست مداخله‌گران خارجی از مقدرات کشور است. بر زمینه‌ی چنین شرائطی، تصور آغازگران جنگ این بود که با قتل سران رژیم، به سرعت به هدف خود نزدیک‌تر می‌شوند. اما کشته شدن علی خامنه‌ای و سرداران او هم، آن‌ها را به هدف نزدیک‌تر نکرد. شرایط جنگی نقشه‌ی جانشینی مجتبی‌ خامنه‌ای فرزند او را تسریع کرد و اختیارات جريان های تندرو برای نقش آفرینی بیشتر در حکومت را افزایش داد و نیروهای میانە‌روتر و معتقد بە مذاکرە را بە حاشیە راند، وراثتی که با مدیریت سپاه پاسداران و امنیتی‌ها، تسهیل شد و نهادی که حزب مسلح پدر بود، سر بزنگاە به تاجبخش پسر تبدیل شد. اما مجتبی خامنه‌ای در حالی ولایت‌ را به ارث بُرد، که خود ولایت در اذهان جامعه به موزه سپرده شده‌است. الگوی ولایت فقیه در ایران به‌عنوان یک سازوکار پایدار حکمرانی، به پایان تاریخی خود رسیده‌است.

۵- جمهوری اسلامی از یک‌سو در اثر ضربات سهمگین نظامی و کشته شدن رهبر و بخش مهمی از کادرهای طراز اول، تضعيف شده‌ و از سوی دیگر، خصلت نظامی گری آن شدت گرفته‌است. جنگ موجب افزايش اقتدارگرائی، تماميت‌خواهی و تقویت بیش از پیش موقعيت سپاه در ساختار قدرت شده‌ و آن را به بازیگر اصلی در تعیین سیاست‌های داخلی و خارجی کشور تبدیل کرده‌‌است. این رژیم در عین‌حال فرسوده‌تر و ناتوان‌تر از پیش، در هراس از سقوط خود به سر می‌برد؛ چگونگی اتمام جنگ و این‌کە جنگ با چە نتایجی خاتمە پیدا کند، می‌تواند بر رفتار حکومت با مردم پس از جنگ اثرات مختلفی بگذارد و این احتمال کە برخوردها با مردم و به‌ویژە با زندانیان در بند خشن‌تر شود، منتفی نیست، ولی همە چیز بستگی بە وضعیت جامعە بعد از جنگ دارد. زندانیان سیاسی و بازداشتی‌ها از هم اکنون در معرض خطر قرار دارند؛ ضروری است برای آزادی فوری زندانیان سیاسی و توقف اعدام‌ها، بسیج عمومی داده و تلاش‌ها گسترده‌تر شود. 

ج- جنبش‌های مردمی

۶-  جنگ و شرائط جنگی مانعی بازدارنده بر سر راه اعتراضات، سازمان‌یابی جنبش مردم و حضور آنان است. هرچند از طرف دیگر، جنگ خود زمینه را برای بروز اعتراضات اجتماعی و سیاسی در اشکالی دیگر مانند اعتراضات ضد جنگ و صلح‌طلبانە و یا علیه وضعیت بد معیشتی و یا آوارگی و مسائل اقتصادی فراهم می‌کند؛ اعتراضاتی که بر بستر نارضایتی‌های انباشته، اما در اشکال و سطوحی متفاوت می‌توانند بعد از جنگ  دوباره سر بر‌آورند. جنبش دی‌ماه، که عمدتا با مطالبات اقتصادی و در اعتراض به گرانی و بی‌ ثباتی اقتصادی آغاز شد، به‌ سرعت به جنبشی سیاسی و ضد‌استبدادی فراگیر با افق‌‌های ساختارشکنانه تبدیل گردید. این تحول نشان داد که در شرایط کنونی، مطالبات اقتصادی و اجتماعی به‌ طور جدایی‌‌‌ناپذیری با خواست‌‌های آزادی‌خواهانه و عدالت اجتماعی گره خورده‌‌اند. زمینه‌‌های مادی و اجتماعی بازتولید اعتراضات مردمی هم‌چنان پابرجاست و امکان سر برآوردن مجدد آن‌ها پس از جنگ، محتمل است. 

۷- انباشت نارضایتی و تلاش برای برخورداری از شرائط زندگی آزاد و رهائی از استبداد، جامعه‌‌ی ما را به آتشفشانی تبدیل کرده‌است که هر لحظه ممکن است فوران نماید. خیزش‌ها و جنبش‌های اعتراضی از دی ماه ۹۶ تا امروز، هر بار قدرتمندتر از پیش شده‌اند و در تداوم یکدیگر بوده‌اند. خیزش‌هایی که بر بستر تشدید فقر، نابرابری، بی‌ثبات‌سازی زندگی، سیاست‌های نئولیبرالی و تعرض مداوم به معیشت و کرامت فرودستان شکل گرفته‌اند. در این میان جنبش «زن، زندگی، آزادی» تاثیرگذارترین این جنبش‌ها بوده و تغییرات ماندگاری را در جامعه و در سپهر سیاسی کشور برجای گذاشته‌است. این جنبش با پیوند زدن آزادی، برابری، کرامت انسانی و مقاومت اجتماعی، با مطالبات معیشتی، عدالت اجتماعی و نفی تبعیض‌های طبقاتی، جنسیتی و ملی، افق تازه‌ای از کنش جمعی را گشوده و با جلب همبستگی جهانی، به خيابان آوردن وسیع ايرانيان خارج از کشور، با مقاومت طولانی در خيابان‌ها و دانشگاه ها،  محیط‌های کار و گسترش پيوند‌های اجتماعی، در درون جنبش های اجتماعی، حکومت را در حوزه‌ی حجاب اجباری به عقب نشینی وادار کرد و فروپاشی درونی آن را سرعت بخشید. این جنبش فرهنگ جدیدی را برای گشایش آینده ارائه داد.

۸- خیزش انقلابی دی‌ماە ۱۴۰۴ اگر چه از لحاظ  نیروهای شرکت کنندە در آن گستره ترين اعتراضات در تمام دوران  حیات رژیم بود، اما  به‌دلیل دخالت‌های فرصت‌طلبانە جریانات راست تحت نفوذ اسرائیل و آمریکا و دعوت‌های غیر مسئولانه‌ی رضا پهلوی به حمله به نهادهای حکومتی و نیز آمادگی جمهوری اسلامی برای سرکوب خونین، نتوانست مطالبات خود را ارتقا دهد؛ اگرچه زمینه‌ها و مطالبات آن همچنان باقی است. ما بر نقش مستقل و مستقیم مردم و بر امر اتکا به جنبش‌های مردمی و نهادهای مدنی برای هر تغییری در ایران تاکید داریم. حزب ما در مرزبندی قاطع علیه گرایش‌های اقتدارگرا  و مدعی نایب و ناجی، خود را متعهد به تقویت این جنبش‌ها و نهادهای مردمی می‌داند. ما در شرائط کنونی بیش از پیش بر تشكيل سازمان های مردم نهاد همیاری، سازماندهی پایدار در محیط‌های کار و زیست، شکل‌دهی به تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای ماندگار، کاربست اشکال متنوع نافرمانی، تقويت جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی تاکيد می‌کنیم.

د- اپوزیسیون: اتحادها ، ائتلاف‌ها و هماهنگی‌ها 

۹- تجربه‌ی جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که نقطه‌ی ضعف بزرگ جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم ایران، فقدان آلترناتیو  دموکراتیک در سپهر سیاسی کشور است. با خيزش دی ماه و کشتار وحشيانه‌ی حکومت، در تداوم خیزش‌های تاکنونی مردم، اکثریت مردم به این تشخیص رسیده‌اند که روندهای کنونی، جمهوری اسلامی را بیش از پیش، به سمت سرنگونی سوق داده است. حزب چپ ایران ضمن همراهی با این تشخیص، از هر روزنه‌ای برای تقویت رویکردهای مسالمت‌آمیز در مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی و گذار به جمهوری سکولار و دموکراتیک بهره خواهد گرفت. ما بر جنبش‌های اجتماعی از طریق اعتصابات و تظاهرات خیابانی و سایر اشکال مبارزه و بر پایه‌ی آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر تاکيد داريم. چگونگی پايان يافتن جنگ، سپهر سیاسی کشور را تغيير خواهد داد. ضرورت دارد که با توجه به روندهای جنگ و چگونگی پایان آن، سیاست های حزب بعد از جنگ  بازنگری شود. ما بر گفتگوی آگاهانه میان آحاد مردم برای مرزبندی شفاف میان راهبرد گذار به دموکراسی با اتکا به جنبش‌های مردمی، و راهبرد اتکا به مداخله‌‌ی دولت‌های خارجی برای تغییر رژیم و بازگرداندن مرکز ثقل سیاست به درون جامعه و بر محور اعتراضات و مطالبات واقعی مردم، تاکید داریم.

۱۰ حزب ما با پایبندی بر سیاست‌های خود در زمینه‌ی شکل دادن به یک بلوک چپ، همکاری با نیروهای جمهوریخواه، ایجاد ثقل جمهوریخواهی در چهارچوب مصوبات کنگره‌ی چهارم و کنگره‌های پیشین، بر اهمیت گفت‌ و گو برای شکل‌گیری یک مرکز هماهنگی و همکاری از مجموعه‌ی نیروهای دموکرات تأکید دارد. 

۱۱- پایبندی به پلورالیسم و احترام به تنوع ملی و قومی: ما بر این باوریم که آینده ایران باید بر پایه پلورالیسم، سکولاریسم، عدالت اجتماعی و احترام به تنوع ملی، قومی، فرهنگی و زبانی بنا شود. در این چارچوب، تأمین حقوق برابر برای همه‌ی شهروندان و رفع تبعیض‌های ساختاری از اصول بنیادین نظم آینده است. فدرالیسم به‌ عنوان مناسب‌ترین شکل سازمان‌‌دهی ساختار سیاسی، راهکاری برای تحقق توزیع عادلانه‌ی قدرت و تقویت همبستگی ملی در عین تنوع است. ما در پی استقرار فدرالیسم مناسب مختصات ایران هستیم.

۱۲- نقد رویکرد جریان سلطنت‌طلب به‌ویژه رضا پهلوی و نیروهای پیرامون او، که با اتکا به مداخله‌ی خارجی، عملاً در جهت تشدید جنگ و ویرانی کشور گام برداشته‌‌اند. رفتارهای تمامیت‌خواهانه پیرامونیان رضا پهلوی، نشان‌ دهنده‌ی ظرفیت این نیروها در بازتولید شکلی دیگر از استبداد در ایران است و طرح‌هایی نظیر «دفترچه اضطرار»، بیانگر نگاهی قیم‌مآبانه به جامعه و نادیده‌ گرفتن نقش تعیین‌ کننده‌ی مردم در سرنوشت خویش هستند. رضا پهلوی با فراخوان‌های پی  در پی، دعوت از تظاهرکنندگان به حمله به مراکز نظامی و امنیتی و کشاندن مردم به نبرد نهائی با رژيم خونخوار، در کشتار دی ماه مسئوليت دارد. او از تجاوز آمريکا و اسرائيل به ايران، به عنوان دخالت انسان دوستانه حمايت کرد و عملا به جاده صاف‌کن این تجاوز نظامی تبدیل شد. سلطنت‌طلبان حامی رضا پهلوی به عنوان يک جريان توتاليتر و انحصار طلب، خطری جدی برای جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک در کشور ما هستند. سياست ما افشای پروژه‌ی سیاسی رضا پهلوی و نقد عملکرد آن است.

دیدگاه‌ها

بهروز
با سلام، من نظر حزب چپ در…
دیدگاه

با سلام، من نظر حزب چپ در مورد جریان های موجود سیاسی ایران مثل احزاب کوردی ویا ائتلاف آنها و هم چنین مجاهدین و دیگر فعالان میدان مبارزه با ج. ا. را نمیبینم. ابا وجود این تشکلات را نفی میکنید. موفق و سرافراز باشید.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید