رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۱۷ آوریل ۲۰۲۶
جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵

کنگره فوق‌العاده

حزب چپ ایران بر این باور است که آینده ایران باید بر پایه پلورالیسم، سکولاریسم، عدالت اجتماعی و احترام به تنوع ملی‌قومی، بنا شود. در این چارچوب، ضمن تاکید بر یکپارچگی سرزمینی کشور، تأمین حقوق برابر برای همه‌ شهروندان و رفع تبعیض‌های هویتی، ساختاری، زبانی، فرهنگی و اقتصادی را از بنیان‌های شکل دهنده ساختار سیاسی آتی کشور میداند. ما خواهان ایجاد سازوکارهایی هستیم که مشارکت واقعی و مؤثر همه گروه‌ها و هویتها را در اداره امور کشور تضمین کند.
کنگرۀ فوق العادۀ حزب چپ ایران در روزهای ۲۲ و ۲۳ فروردینماه ۱۴۰۵ (برابر ۱۱ و ۱۲ آوریل ۲۰۲۶) برگزار شد. این گردهمایی با هدف سیاستگذاری نسبت به اوضاع جدید کشور، که پس از سرکوب خونبار مردم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه سال گذشته توسط جمهوری اسلامی و متعاقب آن تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به میهن ما شکل گرفته است، تشکیل شد.
کنگره فوق‌العاده حزب چپ ایران، در برابر ایستادگی زندانیان سیاسی و مقاومت خانواده‌ های جان‌ باختگان سر تعظیم فرود می ‌آورد. در این روزهای دشوار، که زخم جنگ و درد سرکوب در هم تنیده ‌شده است، بر همبستگی خود با شما تأکید می کنیم. بدون تردید این تاریکی پایدار نخواهد ماند و راهی که برای آزادی، عدالت گشوده ‌اید، به فرجامی روشن خواهد رسید.
کنگرە فوق العادە حزب چپ ایران بە همە‌ی شما عزیزان زحمتکش کە بیشترین رنج و آسیب ها را از استبداد و سرکوب و بی‌حقوقی و جنگ متحمل شدە و می شوید، درود می‌فرستد، مبارزات عدالتخواهانە شما برای داشتن آزادی و زندگی بهتر را ارج نهادە و پشتیبانی و همراهی خود با شما را بار دیگر اعلام می‌دارد.
کنگره‌ی فوق العاده با باور به شور و شعور نهفته در جامعه‌ی جنبشی‌مان، چشم انداز سربرآوردن خیزش‌های مردمی با سمتگیری دمکراتیک را روشن تلقی می‌کند و یقین بر پیشرفت مبارزه برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی در مسیر نیل به سکولار دمکراسی و استقرار جمهوری سکولار دمکرات دارد. کنگره با تاکید بر بلوغ و اراده‌ در جامعه‌مان، دست هر تبعیض‌ستیز علیه نظام تبعیض بنیاد را در راستای دمکراتیسم به گرمی می‌فشارد.
کنگرۀ فوق‌العادۀ حزب چپ ایران در روزهای شنبه و یکشنبه، ۱۱ و ۱۲ آوریل ۲۰۲۶، برگزار شد. این کنگره برای پاسخگوئی به الزامات وضع جدیدی تشکیل شده بود که از یک سو با کشتار خونبار جمهوری اسلامی از مردم ایران در دیماه سال گذشته، و از سوی دیگر در اثر تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران شکل گرفته است. بررسی و تصمیمگیری در بارۀ برخی تغییرات ساختاری در حزب چپ ایران نیز، برای تقویت امکان مشارکت مستقیم اعضای حزب در تصمیم‌گیریها، در دستور کار کنگره قرار داشت.
حزب چپ ایران، بر ضرورت پایبند ماندن بر امر مذاکرات صلح پافشاری می‌کند و پیگیری آن را منوط به انعطاف‌پذیری حداکثر طرفین برای ایجاد اعتماد متقابل می‌داند. شروط لازم برای توقف جنگ، هم تغییرات جدی در خصوص سیاست‌های هسته‌ای و رویکردهای ماجراجویانه‌ی جمهوری اسلامی در منطقه،  هم اجتناب دولت ترامپ از فزون‌طلبی‌ها و به‌ویژه خنثی‌سازی کارشکنی‌های مستمر دولت نتانیاهو در برقراری صلح، هستند.
س. رضا
حزب چپ باید از تجربیات گذشته به خصوص از روند تشکیل گروه فداییان که با هدف راهیابی و آرمان‌های والا شکل گرفت و توانایی اقناع بخش نسبتا بزرگی از طبقه متوسط را داشت به نحو درستی سود ببرد و با نسل جوان کنونی پیوند برقرار کند، این امر صورت نمی پذیرد مگر در داشتن نیروی عشق شهامت و آرمان های والای انسانی باید روحیه و جسارت جوانان را به تجربه و خردورزی حزب چپ افزود تا توان اقبال عمومی یافتن داشت. 
فرهاد کلن
مشکل این است که نقد شما به سند گرایش چپ، واقعیت را از زاویه‌ای می‌بینید که فقط ثبات رژیم اسلامی را تصویر می‌کند و بی‌ثباتی وضع موجود را در ابر بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نادیده می‌گیرد.
محمد کلن
در شرایطی که جامعه ایران در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد—از خیزش‌های انقلابی تا سایه‌ی جنگ - انتظار از نیروهایی که خود را در سنت چپ و سوسیالیسم دموکراتیک تعریف می‌کنند، ارائه‌ی تحلیل‌هایی شفاف، رادیکال و راهبردی است. اما «پیش‌نویس قطعنامه سیاسی کنگره فوق‌العاده» نه‌تنها از این انتظار فاصله دارد، بلکه نمونه‌ای از عقب‌نشینی نظری و سیاسی به سطحی محافظه‌کارانه و بی‌خطر است.
رضا ترابی
نقد شما بر سند گرایش چپ حزب چپ ایران تحت عنوان ، در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال ، بیش از آنکه یک نقد راهگشا باشد، بازتاب نوعی احتیاط افراطی است که در نهایت به انفعال سیاسی می‌انجامد؛ انفعالی که این‌بار در لباس «واقع‌گرایی» عرضه می‌شود.
مسعود شب‌افروز
سند مورد بحث، نه پیش‌گویی یک «انقلاب قریب‌الوقوع»، بلکه تلاشی است برای ارائه تحلیلی از شرایط گذار، تأکید بر ضرورت مداخله فعال نیروهای دموکراتیک و مترقی، و پیشنهاد یک چارچوب سیاسی مشخص برای عبور از وضعیت موجود به سوی یک آلترناتیو دموکراتیک، سکولار و فدرال.
بهروز خلیق
گفته شده است که وظيفه حياتی ما پيش دستی سازماندهی انقلابی جامعه است. چگونه از خارج از کشور و آنهم توسط يک حزب می توان مردم را سازماندهی انقلابی کرد؟ آيا نويسندگان سند از خارج از کشور می خواهند مردم را سازماندهی انقلابی کنند و يا می خواهند چمدان های خودشان را بينند تا به ايران بروند و  پيش دستانه به سازماندهی انقلابی بپردازند.
علی پورنقوی
در سطح استراتژیک و در افق تاریخی قریب به اتفاق جامعۀ ما به این تشخیص رسیده است که مجموعه روندهای تا کنونی، جمهوری اسلامی را به سمت سرنگونی ناگزیر سوق داده است. حزب چپ ایران با این تشخیص همراه است و آن را در کانون مبارزۀ خود قرار می دهد. تواماً از هر روزنه برای تقویت مسالمت در مبارزات مردم برای برکناری جمهوری اسلامی بهره خواهد گرفت
پوریا نایب
​اتهام اراده‌گرایی و آرزو به جای تحلیل که نقاد علیه سند ما مطرح می‌کند، سلاح همیشگی کسانی است که از لحظه‌ی قطعیِ انتخاب می‌هراسند و سیاست را به توصیفِ ملال‌آورِ وضعیت تقلیل داده‌اند. او خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ را صرفاً یک انفجار معیشتیِ فاقد افق می‌نامد و با این تحقیرِ آشکارِ لایه‌های فرودست، عملاً همان شکافی را بازتولید می‌کند که حاکمیت و راستِ ارتجاعی دهه‌هاست بر آن می‌دمند: جدایی تصنعیِ نان از آزادی.
محمد اعظمی
آتش ‌بس در شرایط کنونی، هرچند می‌ تواند به سود موقعیت جمهوری اسلامی نیز تمام شود، اما از ویرانی بیشتر ایران و تبدیل آن به سرزمینی سوخته جلوگیری کرده و از گسترش فقر و فلاکت مردم می ‌کاهد. ادامه جنگ نیز، هزینه‌ های سنگین ‌تری بر جامعه تحمیل می‌ کند و چشم‌ انداز زندگی را تیره ‌تر می ‌سازد و باز موقعیت جمهوری اسلامی که سقوط نکرده است را نسبت به گذشته می تواند بهتر کند. سرنگونی حکومت بیش از هر چیز بدست مردم ایران قابل تحقق است.
پروین ملک
در زمانه‌ای که جامعه ایران زیر فشار هم‌زمانِ استبداد داخلی، جنگ، فروپاشی اقتصادی و خشم انباشته‌ی توده‌ها به نقطه‌های گسست نزدیک می‌شود، هر نوع تحلیل سیاسی که بخواهد این وضعیت را صرفاً با «احتیاط»، «واقع‌بینی» و «پرهیز از رادیکالیسم» توضیح دهد، ناگزیر به بازتولید همان بن‌بست موجود می‌انجامد. یادداشت‌ها و مواضع او ، با وجود ادعای فاصله‌گذاری از اصلاح‌طلبی حکومتی، در عمل در همین چارچوب محافظه‌کارانه قرار می‌گیرند.
امیر حسن پویا
موضع اساسی و پایه ای در مورد جنگ در این سند گرایش چپ این است که مبتنی بر حمایت کامل از خواسته های انقلابی مردم است،  نه در کنار حکومت اسلامی میایستد و نه  با روایت ها و سیاست های جریان ارتجاعی سلطنت طلبان همسویی و هم صدایی دارد. این سند جنگ امپریالیستی بر علیه مردم ایران را محکوم کرده و خواستار صلح پایدار است.
مانی اخوان
تجربه سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد که حزب، علیرغم تأکیدهای مکرر، هنوز نتوانسته است همکاری‌های پایدار و مؤثری با دیگر احزاب و سازمان‌ها—چه در حوزه چپ و چه در عرصه آلترناتیو جمهوری‌خواه—شکل دهد. این امر نشان‌دهنده شکاف میان سطح اسناد و سطح عمل است؛ به‌جز تجربه «همگامی» که آن نیز نه‌تنها به تقویت روند ائتلاف‌سازی حزب منجر نشد، بلکه در عمل موجب کندی، محدود شدن و حتی وقفه در پیشبرد این روند گردید.
مسعود شب‌افروز
اتهام «اراده‌گرایی» به نیروهایی که از تغییر سخن می‌گویند، یکی از قدیمی‌ترین ابزارهای نظری برای خلع سلاح سیاسی است. هیچ تحول بزرگی در تاریخ بدون اراده‌ی سیاسی رخ نداده است. مسئله این نیست که آیا باید «اراده» داشت یا نه؛ مسئله این است که این اراده چگونه سازمان می‌یابد.
نادر عصاره
تدوین هرگونه راهبرد و برنامه‌ریزی سیاسی، بدون درک عمیق از استراتژی‌های کلانِ در حال اجرا، نه ممکن است و نه مفید. آنچه در این دوره برجسته گشت، نه صرفاً یک رویارویی نظامی، بلکه تلاقی لایه‌های گوناگون مداخله (نظامی، رسانه‌ای و اجتماعی) در قالب کلان‌راهبردی است که می‌توان آن را «رژیم‌چینج» با خوانش ژئوپلیتیک نامید.
امید اقدمی
امروز بیش از هر زمان دیگری، سیاست درست نه جست‌وجوی «لحظه‌ی نهایی» و نه شرط‌بندی بر فروپاشی است. آن‌چه لازم است، ساختن جبهه‌ای علیه جنگ، علیه موروثی شدن قدرت، علیه آلترناتیوسازی خارجی و در دفاع از جنبش‌های مترقی داخلی است. جنبش‌هایی که مهم‌ترین و پیشروترین نمونه‌شان هنوز «زن، زندگی، آزادی» است. اگر قرار باشد آینده‌ای دموکراتیک در ایران شکل بگیرد، نه از دل جنگ و ویرانی، بلکه بر شانه‌های همین تجربه و در پیوند با سازمان‌یابی اجتماعی و مقاومت مدنی خواهد بود.
ما با دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل و هر دولت دیگری در امور داخلی کشورمان و پروژه‌های آلترناتیوسازی آن‌ها مخالف هستیم و آن را، خطری مضاعف برای آینده و استقلال و آزادی ایران می‌دانیم. این‌ رویکردها، با تضعیف نیروهای درون‌زا و انتقال عامليت و  ابتکار سیاسی به بیرون از جامعه، بر تعمیق بی‌ثباتی‌ می‌افزاید. تغییر حکومت در ایران امری مربوط بە مردم ایران است و بیش از هر چیز به‌دست مردم ایران قابل تحقق است. تجاوز و جنگ و وابستگی، برای کشور ما دموکراسی به‌بار نخواهد آورد.
ما جنگ جاری و ادامه آن را، که نبردی میان رژیم حاکم و آمریکا و اسرائیل برای بقای رژیم از یکسو و حفظ و بازآرایی موازنه‌های هژمونیک منطقه‌ای و جهانی از سوی دیگر است، شدیداً محکوم می‌کنیم و خواستار برقراری صلحی پایدار هستیم. اگرچه ضربات کاری بر پیکره نظامی و از دست رفتن مهره‌های کلیدی، انسجام حاکمیت را فروپاشیده، اما هزینه‌های هولناک تخریب زیرساخت‌ها مستقیماً بردوش زحمتکشان تحمیل می‌شود. رژیم از این وضعیت به‌عنوان ابزاری برای تشدید سرکوب عریان و اعدام به بهانه «همکاری با دشمن» بهره می‌گیرد؛ رویکردی جنایتکارانه که از نخستین روزهای قدرت‌گیری این نظام، جزء لاینفک ماهیت آن بوده است.
صادق کار
سمت مبارزە ما در این مرحلە پایان دادن بە جنگ، برقراری صلح ، استقرار آزادی و فراهم کردن زمینە سرنگونی رژیم و استقرار جمهوری فدرال سکولار بجای آن از طریق سازماندهی مردم و نهادهای مدنی و حمایت و تقویت آنها برای این اهداف است. مبارزە برای آزادی زندانیان سیاسی از اهداف مقدم ما در شرایط خطرناک کنونی است 
بهمین منظور ما برای تشکیل دو جبهە همسو جبهە نیروهای چپ و عدالتخواە و برابری طلب، و ائتلافی وسیع مرکب از نیروهای چپ و دمکرات، احزاب و نهادهای جمهوریخواە، ملی و جریانات فدرالیستی و کلیە نیروهایی کە بە دمکراسی، آزادی و حقوق بشر باور دارند ، تلاش می کنیم
علی کارون
ما خواستار یک آلترناتیو دموکراتیک پر قدرت ، متشکل ، فراگیر و مردمی هستیم، نه در قالب یک حزب واحد بلکه در یک جبهه متکثر و متاثر از دیدگاه‌های نظری متفاوت ولی همسو و هدفمند ، که در برگیرنده خواسته های اجتماعی، سیاسی همه اقشار و طبقات اجتماعی در ایران باشد. آلترناتیو دموکراتیک از دیدگاه ما از اصول نظام حکومتی عدم تمرکز حمایت میکند و خواستار شکلی از دموکراسی  است که در آن خواسته های حق تعین سرنوشت چه در بعد فردی و شخصی و چه در بعد قومی ملیتی  در چهار چوب حفظ تمامیت ارضی ایران ،  تامین و تضمین شده باشد ...