رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۵ آوریل ۲۰۲۶
یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

زنده باد صلح، پاینده باد انقلاب

زنده باد صلح، پاینده باد انقلاب
در دفاع از سند سیاسی پیشنهادی گرایش چپ به کنگره فوق‌العاده حزب چپ ایران

سند سیاسی پیشنهادی گرایش چپ به کنگره فوق‌العاده حزب چپ ایران که در نشریه به پیش چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵  به چاپ رسید، حاوی نکات مهمی برای جنبش چپ ایران است. این یادداشت تلاش دارد این نکات را برجسته و روشن کند.   

موضع گیری در مورد جنگ 

رژیم حکومت اسلامی از ابتدای به قدرت رسیدنش با سرکوب و کشتار مردم و اعمال دیکتاتوری سیاسی و طبقاتی، خواسته های طبقه کارگر و طبقه متوسط ایران و حق تعیین سرنوشت ملیت های ساکن ایران را با کشتار و قتل عام سرکوب کرد. حکومت اسلامی چندین بار مرتکب جنایت علیه بشریت در ایران شده است، کشتار های دهه شصت،  هشتاد، نود و در جریان انقلاب زن زندگی آزادی در ۱۴۰۱ و کشتار وسیع در دی ماه ۱۴۰۴ از نمونه های برجسته آن بوده‌اند. استفاده از خشونت و کاربرد سلاح جنگی از هر نوعی برای سرکوب اعتراضات و تظاهرات مردم نقض قوانین حقوق بشر، نقض قانون اساسی خود حکومت اسلامی و مصداق جنایت علیه بشریت است. حکومت اسلامی از سلاح های نیمه سنگین نظیر دوشکا بر علیه اعتراضات و تظاهرات مردم استفاده کرده است و مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.

علاوه بر آن حکومت اسلامی مرتکب یک جنایت و خیانت بزرگ دیگر هم بر علیه مردم ایران شده است. بعد از جنگ ۱۲ روزه اسراییل و آمریکا در خرداد ۱۴۰۴ کاملا ثابت شد که نیروی نظامی حکومت اسلامی قایلیت و توانایی دفاع از آسمان ایران را ندارد. جنگ طلبی بی پایان و سیاست های خارجی ضد مردمی حکومت اسلامی، به جنگ و حمله بزرگ آمریکا و اسراییل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ ختم شد. حکومت اسلامی با آگاهی کامل به ضعف اساسی نیروی دفاعی هوایی، و خطر کشتار وسیع مردمی، به سیاست جنگ طلبی خود، همچون همیشه، ادامه داد و  مسئولیت و وظیفه اصلی خود به عنوان نیروی حاکم بر  کشور را زیر پا گذاشت و عملا راه برای جنگ را بازگذاشت. آمریکا و اسراییل بهترین فرصت را برای حمله به زیر ساخت هاو نابودی ثروت عمومی و کشتار مردم ایران را بدست آوردند. دفاع از منافع مردم ایران هرگز اولیت اصلی حکومت اسلامی نیوده است.

نقش نیروی ارتجاعی سلطنت طلب در دعوت و تشویق به جنگ و با هدف جایگزینی دیکتاتوری اسلامی موجود با دیکتاتوری پهلوی و پادشاهی بوده است. اکنون کاملا آشکار شده است که همسویی نیروی ارتجاعی سلطنت طلب با اهداف جنگی آمریکا و اسراییل در همسویی با همان سیاست ضد مردمی حکومت اسلامی و در جهت نابودی  انقلاب دموکراتیک مردم ایران بوده است. 

آمریکا و اسراییل با نابودی زیر ساخت های اقتصادی، صنعتی، بهداشتی، تاسسیساتی، و ثروت های ملی و عمومی مردم ایران همان استراتژی شناخته شده امپریالیسم از زمان حکومت رهبر ملی ایران دکتر محمد مصدق و همچنین استراتژی کنفرانس گوادلوپ در ۱۹۷۹ میلادی را دنبال میکنند. سیاست جنگی امریکا و اسراییل  همسو با سیاست های استعماری امپریالیسم برای انقیاد و وابستگی کامل مردم ایران به سرمایه داری جهانی و ممانعت از دستیابی مردم ایران به آزادی، استقلال، دموکراسی، عدالت اجتماعی و حکومت دموکراتیک در ایران بوده  است.

حکومت اسلامی کاملا آگاهانه جنگ با امریکا و اسراییل را انتخاب کرده است. در انتخاب جنگ در واقع همدست نیروی ارتجاعی سلطنت طلب بوده است و بهترین زمینه را برای اهداف امپریالیستی امریکا و اسراییل فراهم کرده است. هدف  و منافع حکومت اسلامی برای جنگ در درجه اول حفظ و بقای نظام و حکومت خود میباشد، و در درجه دوم در صورت سقوط و احتمال نابودی کامل حکومت اسلامی تحویل “زمین سوخته” به مردم و انقلاب ایران را بارها وعده داده است. این احتمال هم وجود دارد که بر مبنای منافع استراتژیک مشترک حکومت اسلامی و جریان سلطنت طلبی،   الیگارشی حاکم نوعی راه حل از طریق تعویض شکل حکومت فعلی با یک شکلی از حکومت دیکتاتوری با گرایش سلطنت طلبی را در نظر داشته باشد.

در سند سیاسی پیشنهادی گرایش چپ به کنگره فوق‌العاده حزب چپ ایران تاکید شده است که آرایش صحنه سیاسی در ایران و مبارزه نیرو های انقلاب دموکراتیک ایران با ارتجاع سه گانه است.  این ارتجاع سه گانه شامل رژیم حکومت اسلامی، نیروهای مداخله گر امپریالیستی و جریان ارتجاعی سلطنت طلب هستند.

اول رژیم استبدادی حاکم است که با ایجاد شرایط جنگی دست به اعدام معترضین و همچنین نیرو های سیاسی در انقلاب دموکراتیک ایران زده و سرکوب را تشدید کرده  است و در کنار آن در سرکوب ملیت‌های تحت ستم و همچنین جلوگیری از هرگونه تشکل یابی سازمان ها و احزاب چپ از هیج جنایتی فرو گذار نمیکند. دوم جنگ و مداخله امپریالیستی که حق تعیین سرنوشت مردم ایران را تهدید می‌کند، و سوم، جریان ارتجاعی سلطنت‌طلب که به‌عنوان بدیلی اقتدارگرا، در پی بازسازی ساختار کهنه سلطه استبداد با تکیه بر قدرت‌های خارجی است. 

سند سیاسی گرایش چپ تاکید میکند که در برابر این صف‌آرایی، بر ارائه بدیل و آلترناتیو دموکراتیک و  مستقل و مردمی تأکید دارد که بر منافع طبقه کارگر و زحمتکشان استوار است.

موضع اساسی و پایه ای در مورد جنگ در این سند گرایش چپ این است که مبتنی بر حمایت کامل از خواسته های انقلابی مردم است،  نه در کنار حکومت اسلامی میایستد و نه  با روایت ها و سیاست های جریان ارتجاعی سلطنت طلبان همسویی و هم صدایی دارد. این سند جنگ امپریالیستی بر علیه مردم ایران را محکوم کرده و خواستار صلح پایدار است. صلح پایداری که در پی پایان شرایط جنگی، انقلاب امکان سازمان یابی آلترناتیو دموکراتیک خود و  ادامه مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم حکومت اسلامی و استقرار اهداف انقلاب برای آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، فدرالیسم،  عدالت اجتماعی ، و ترمیم محیط زیست و سیاست انرژی،  اقلیمی، و محیط زیستی پایدار که خواسته مشترک طبقات اجتماعی کارگران، زحمتکشان و طبقه متوسط است، را بدست بیاورد.

 ایران متعلق به مردم زحمتکش آن و ملیت های ساکن در ایران است. ایران مساوی با حکومت اسلامی و مرتجعین طرفدار سلطنت نیست.      

موضع برای پایداری انقلاب دموکراتبک و سرنگونی انقلابی

 سند سیاسی گرایش چپ حزب چپ ایران دارای یک  محور اصولی با تکیه بر نگاه طبقاتی به جامعه  ایران و تکیه بر پایگاه اجتماعی انقلاب دموکراتیک ایران است. خواسته های مطرح شده در جنبش انقلابی  زن زندگی آزادی بطور اصولی بازتاب اهداف همین پایگاه اجتماعی شامل طبقه کارگر، کشاورزان، زحمتکشان، مردم زیر خط فقر و بخش بزرگی از طبقه متوسط ایران است. این خواسته ها در جریان جنبش انقلابی زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ از طرف تشکل های زنان و همچنین در بیانیه مشترک ۱۲ تشکل کارگری، مدنی و صنفی در ایران اعلام شد و مورد حمایت کامل گرایش چپ در حزب چپ ایران است.

 این خواسته ها را میتوان بطور خلاصه در آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، فدرالیسم، عدالت اجتماعی، تقسیم عادلانه ثروت، آزادی کامل زنان، ترمیم محیط زیست و اتخاذ سیاست انرژی پاک، اقلیمی و محیط زیستی پایدار و در رفع هرگونه تبعیض و برای برابری و دفاع از حقوق ملیت ها و اتنیک های ایران خلاصه کرد. 

حکومت اسلامی حکومت دیکتاتوری الیگارشی و حاکمیت بخشی از دست راستی ترین سرمایه داری در ایران با توسل به نیروی نظامی، امنیتی و ایدولوژیک است. هدف سرنگونی انقلابی پایان دادن به سلطه سیاسی الیگارشی حاکم و سلب مالکیت از الیگارشی حاکم از  همه قدرت های اقتصادی، مالی، اجتماعی و فرهنگی در ایران است.

سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی بر این پایه استوار است که بر سازمان‌دهی اعتصاب‌ها، شبکه‌های محلی، نهادهای خودسازمان‌یافته و اشکال متکثر مداخله‌ی و مشارکت  توده‌ای، از جمله تشکل هایی سراسری و منطقه ای و شورایی تکیه میکند، و خواستار آزادی کامل احزاب و مشارکت احزاب سیاسی در آلتر ناتیو دموکراتیک است. 

سرنگونی انقلابی به این معنی است که مخالف سیاست بخشی از طبقه متوسط مرفه ایران مبنی بر “مذاکره از بالا” با هدف “گذار” از حکومت ولایت فقیه به حکومتی معتدل و حامی سرمایه داری میباشد. سرنگونی انقلابی با تکیه بر اهداف جنبش انقلابی زن زندگی آزادی خواستار بدست گرفتن قدرت سیاسی برای جلوگیری از چیرگی  سیاسی آن بخش از جامعه ایران است که از طریق “إصلاحات” خواستار عدم استقرار عدالت اجتماعی، عدم دستیابی به حقوق کامل زنان و عدم دستیابی حقوق ملیت های مختلف برای فدرالبسم است. 

سیاست اتحاد ها و ائتلاف ها

سند سیاسی گرایش چپ در حزب چپ ایران بر موارد مهمی در مورد امر سیاست اتحاد ها تکیه دارد. تحقق سرنگونی انقلابی  را در گروی عبور از پراکندگی و پیوندِ ارگانیک میان مبارزه سیاسی و آلترناتیو دموکراتیک سیاسی در دو عرصه راهبردی مهم میبیند . 

 از یک سو ایجاد بلوک وسیع دموکراتیک و تلاش برای تقویت یک آلترناتیو سکولار دموکرات و برابری‌طلب از طریق همکاری با احزاب و سازمان‌های سیاسی دموکرات، عدالت‌محور و جمهوری‌خواه میباشد، در این مسیر وجود ائتلاف های سیاسی همچون "همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران" و نیز ائتلاف اخیر احزاب کردستان ایران را مثبت ارزیابی کرده و پیوستن و حمایت از آنها را الویت برنامه ای خود قرار داده است.

از سوی دیگر تمرکز قوای جنبش چپ ایران و تشکیل جبهه یا مرکز همکاری نیروهای چپ دموکراتیک به‌منظور ایفای نقشی هدایتگر و مؤثر و دفاع از منافع طبقاتی کارگران و زحمتکشان و جلوگیری از مصادره انقلاب توسط جریان‌های ارتجاعی را هم در اولیت قرار داده است. وظیفه این جبهه چپ را هم در جریان پیشرفت انقلاب، هم در تدارک قیام،  هم در دوران گذار و دستیابی به اهداف انقلاب، و هم در پی‌ریزی بنیان‌های جامعه‌ای آزاد و برابر پس از سقوط رژیم حکومت اسلامی در نظر گرفته است.‌ 

جمع بندی

سند سیاسی گرایش چپ در حزب چپ ایران مواضع اصولی مهمی را در زمینه های اساسی مطرح کرده است. این مواضع اصولی در مورد جنگ و مبارزه بر علیه چیرگی امپریالیسم بر مردم زحمتکش ایران، صلح پایدار، سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی، اهداف انقلاب دموکراتبک ایران، تعریف نیروهای انقلاب و نیروهای ارتجاعی در صحنه سیاسی ایران، تکیه بر مواضع طبقاتی در اهداف و سیاست های راه بردی انقلاب، تکیه بر خواسته مهم حق تعیین سرنوشت و دفاع از فدرالیسم، اتخاذ سیاست های مهم در عرصه اتحاد ها و ائتلاف ها، ضرورت همکاری با نیرو های طرفدار ملیت ها و فدرالیسم، و همچنین در عرصه ضرورت کار سازماندهی حزبی و تشکل یابی توده ای برای پیشبرد انقلاب و دستیابی به اهداف آن  میباشد. 

سند سیاسی گرایش چپ در حزب چپ ایران پایه ای محکم برای انسجام جنبش چپ و افزونی نقش جنبش چپ در انقلاب دموکراتیک ایران و  برای سرنگونی حکومت اسلامی و دستیابی به اهداف انقلاب به وجود آورده است. 

امیر حسن پویا 

۱۵ فروردین ۱۴۰۵

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید