رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۴ مه ۲۰۲۶
یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵

مردم ایران قربانی جنگ، ماجراجویی و سرکوب اند! مبارزه برای دستیابی به صلح، مبارزه علیه سرکوب نیز هست.

مردم ایران قربانی جنگ، ماجراجویی و سرکوب اند! مبارزه برای دستیابی به صلح، مبارزه علیه سرکوب نیز هست.

ایران در شرایطی قرار دارد که خطر جنگ، تداوم وضعیت نه جنگ و نه صلح، و تشدید رویارویی‌‌های منطقه‌‌ای، بیش از هر زمان دیگری آینده جامعه را تهدید می‌‌کند. آتش‌‌بس‌‌ شکننده، مذاکره‌‌های بی‌نتیجه و تداوم تهدیدهای متقابل، جامعه ایران را در وضعیتی معلق نگه داشته که پیامدهای آن برای اقتصاد کشور و زندگی مردم کمتر از خود جنگ نیست. مردمی که سال‌ها زیر فشار تورم، فقر، بیکاری، تحریم، فساد ساختاری و ناکارآمدی فرسوده شده‌اند، اکنون با خطر آغاز دوباره‌ جنگ مواجه‌اند.

از سرگیری جنگ، فاجعه‌ ای برای امروز و فردای مردم ایران خواهد بود؛ تخریب بیشتر زیرساخت‌‌ها، گسترش بیکاری، سقوط معیشت، موج‌های جدید آوارگی و مهاجرت، ناامنی گسترده‌‌تر و فرسایش بیشتر سرمایه‌‌های انسانی و اجتماعی کشور، تنها بخشی از نتایج شوم آن خواهد بود. اما تداوم وضعیت کنونی، یعنی ماندگاری در فضای نه جنگ و نه صلح، نیز جامعه را به‌تدریج به سمت همان فاجعه سوق می‌‌دهد. جامعه‌‌ای که هر روز با تهدید جنگ زندگی می‌کند، توان برنامه‌‌ریزی برای آینده را از دست می‌‌دهد، ناامنی روانی گسترش می‌‌یابد و امید اجتماعی منجمد می‌شود.

ادامه این وضعیت، نه فقط اقتصاد کشور را بیشتر فلج خواهد کرد، بلکه خطر فروپاشی اجتماعی، رشد خشونت، شورش‌های کور، تعمیق شکاف‌‌های اجتماعی و گسترش ناامنی را نیز افزایش می‌‌دهد. مردم ایران بیش از هر چیز به صلح پایدار، امنیت، امکان زندگی در صلح و افق روشن نیاز دارند. در تداوم جنگ خطر فروپاشی اقتصاد، فقر فزاینده حتمی خواهد بود.

جمهوری اسلامی در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش و مسئولیت سنگینی دارد. سیاست‌‌هایی که منافع مردم را قربانی ملاحظات ایدئولوژیک و امنیتی و سیاست های توسعه طلبانه در منطقه کرده‌‌است، کشور را در موقعیتی قرار داده‌ که خطر جنگ و فشار خارجی به بخشی از واقعیت دائمی زندگی مردم تبدیل شده‌است. هزینه این سیاست‌‌ها را اما نه صاحبان قدرت، بلکه کارگران، مزدبگیران، زنان، جوانان، بازنشستگان و فرودستان پرداخته‌‌اند و دارند می‌پردازند.

در عین حال، خطر تجاوز نظامی دوباره آمریکا و اسرائیل، تهدید به نابودی کشور و تلاش برای تحمیل اراده سیاسی از مسیر جنگ نیز بر وضعيت کشور به‌جهات مختلف تاثيرات مخرب گذاشته‌است. و عملکرد زیانبار جمهوری اسلامی نمی‌تواند این تجاوز و وحشیگری را توجیه کند. جنگ نه راه دموکراسی را می‌‌گشاید و نه آزادی می‌آورد. بلکه به تقویت اقتدارگرایی، نظامی‌گری و سرکوب داخلی یاری می‌رساند. تجربه همین دو جنگ ۱۲ و ۳۹ روزه نیز نشان داده‌است که هرگاه سایه جنگ بر ایران سنگین‌‌تر شده، نیروهای نظامی و امنیتی قدرت بیشتری گرفته‌اند، فضای عمومی بسته‌‌تر شده و ماشین سرکوب با جسارت بیشتری حرکت کرده‌است. 

جنگ و فضای جنگی، همواره به سود نیروهای نظامی، امنیتی و اقتدارگرا عمل می‌کند. در چنین شرایطی، زبان آنان درازتر و تیغ‌شان برنده‌‌تر می‌‌شود. آن‌چه زیر سایه تهدید خارجی رشد می‌‌کند، نه آزادی و و تقویت نهادهای مدنی و مشارکت مردم، بلکه امنیتی‌سازی جامعه، گسترش سرکوب، محدود شدن حقوق شهروندی و تشدید خشونت دولتی است. هرچه بحران جنگی طولانی‌‌تر شود، نیروهایی که بقای خود را در فضای اضطراری جستجو می‌‌کنند، موقعیت مستحکم‌‌تری می‌یابند و امکان تغییر و حتی کوچکترین اعتراضات به سود جامعه ضعیف‌‌تر می‌‌شود. این نیروها هم هم‌چون نتانیاهو  و طرفدارن تغییر رژیم از طریق ادامه بمباران‌ها، به دنبال تثبیت وضعیت نه جنگ و نه صلح  برای تحکیم موقعیت خود به بهای ویرانی کشور و رنج فزاینده‌ی مردم هستند.

از این رو، مخالفت با جنگ و تلاش برای دستیابی به صلح ، بخشی جدایی‌ ناپذیر از مبارزه علیه سرکوب داخلی است. پایان فضای جنگی، تنها به معنای جلوگیری از بمباران و ویرانی نیست، بلکه به معنای جلوگیری از سوءاستفاده از فضای جنگی برای تشديد سرکوب و اعدام‌های فعالان سیاسی است. 

ما بر این باوریم که جلوگیری از بازگشت جنگ و خروج از وضعیت فرساینده کنونی، نیازمند حرکت فوری به سمت مذاکره مستقیم و توافق‌‌های عملی برای کاهش تنش است. هیچ راه ‌حل نظامی برای بحران موجود وجود ندارد. تاخیر در مذاکره و باقی ماندن در چرخه تهدید و فشار، تنها خطر جنگ‌‌های بعدی را افزایش خواهد داد.

در این چارچوب، تعلیق داوطلبانه غنی‌‌سازی اورانیوم می‌‌تواند گامی در جهت دستیابی به توافقی پایدار و کاهش خطر جنگ باشد. ما بر این باوریم که برنامه هسته‌ای به یکی از محورهای دائمی بحران، تحریم، تهدید نظامی و فشار بر مردم تبدیل شده‌است و سودی برای جامعه ایران نداشته و نخواهد داشت. مردم نتیجه عملی این سیاست‌‌ها را در سفره کوچک ‌تر، ناامنی بیشتر و زندگی دشوارتر تجربه کرده‌اند.

همچنین انتقال ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ در صد به کشور دیگر، در چارچوب توافق‌های مشخص و همراه با رفع تحریم‌‌های اقتصادی و مالی و آزادسازی ذخایر ارزی بلوکه‌شده کشور، امکان توافق را بیشتر و خطر جنگ را کاهش می دهد؛ و در عین حال فشار اقتصادی بر زندگی مردم را کم می کند. این اقدام به عنوان بخشی از راه‌ حل می‌تواند در خدمت صلح قرار گیرد. 

کاهش تنش‌ها، گشودن مسیر توافق و کنار گذاشتن اقداماتی که می‌تواند در تداوم خود ائتلاف‌‌های گسترده‌‌تر علیه ایران ایجاد کند، از جمله پایان دادن به سازماندهی نیروهای نیابتی و حمایت از شبه‌نظامیان در مناطق بحرانی منطقه، از امروز ضرورتی حیاتی برای جامعه است. باز کردن تنگه هرمز که در ابتدا فشاری برای مقابله با تجاوز بود در تداومش می‌تواند بسیاری از کشورهای خارجی را علیه ایران متحد کند.

اما این تغییر مسیر، بدون فشار اجتماعی و سیاسی مردم تحقق نخواهد یافت. تجربه نشان داده‌است که حکومت تنها زیر فشار سازمان‌‌یافته اجتماعی ناگزیر به عقب ‌نشینی می‌‌شود. از این رو، مردم ایران، در داخل و خارج کشور، باید مبارزه برای تحمیل خواسته‌‌های خود را تشدید کنند. خواست پایان دادن به سیاست‌‌هایی که خطر عدم توافق را افزایش می‌دهد، مطالبه حرکت به سوی کاهش تنش، مخالفت با امنیتی ‌سازی جامعه، توقف اعدام‌‌ها و سرکوب، آزادی زندانیان سیاسی و اولویت یافتن معیشت و امنیت مردم بر ملاحظات نظامی و بقای ساختارهای قدرت، موضوعاتی هستند که جز با مبارزه همه جانبه مردم به‌دست نمی آیند.

امروز مبارزه برای دستیابی به صلح، مبارزه علیه سرکوب نیز هست. مقابله با جنگ، مقابله با گسترش قدرت نیروهای امنیتی و نظامی و تثبیت شرائط جنگی، در عین حال دفاع از حق زندگی مردم نیز هست. ضرورت دارد عموم نیروهای مخالف جنگ با صدای رسا مخالفت خود را با جنگ و برای خاتمۀ آن ابراز دارند. دفاع از نان، آزادی، امنیت و آینده مردم هر چند با عمر حکومت گره خورده‌است اما در جهنم جمهوری اسلامی و پیش از سرنگونی آن هم می‌توان حکومت را با مبارزه متحدانه به عقب نشاند. 

حزب چپ ایران بر این باور است که فضای جنگی دست سپاه، ارگان های امنیتی و افراطی‌ترین نیروهای ارتجاعی درون حکومت را برای تداوم سرکوب باز‌تر می‌کند. امروز به رغم این‌که دولت آمریکا پرنسیپ‌های شناخته شده بین المللی را زیر پا می‌گذارد و می خواهد جمهوری اسلامی تسليم شود، اما شرایطی ایجاد شده است که اگر ترامپ و دولت جمهوری اسلامی دست ازخواست‌های حداکثری بردارند امکان این که توافق حاصل شود، امکان این که حداقل برای یک دوره‌ سایه جنگ از سر مردم ایران دور گردد، وجود خواهد داشت. 

هیئت سیاسی- اجرائی حزب چپ ایران

۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۴ مه ۲۰۲۶

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید