تخریب ریوانجیستی روشنگران توسط ژورنالیسم زرد.
والتر بنیامین (۱۹۴۰-۱۸۹۲.م )، فیلسوف آلمانی، ادیب، منتقد فرهنگی، تئوریسین ادبیات، مترجم، مقاله نویس، و چپ التقاطی، در سال ۱۹۴۰ میلادی، حین فرار از تعقیب فاشیسم آلمان، در مرز اسپانیا اقدام به خودکشی نمود.فعالیت مهم وی نقد مدرنیسم و کیش کالاپرستی در نظام سرمایه داری بود. او را مهمترین متفکر فلسفه تاریخ و جامعه شناسی هنر نیز در قرن ۲۰ بشمار می آورند. وی از طریق آشنایی با "مکتب فرانکفورت" خصوصا با آدرنو و هورکهایمر، با مارکسیسم آشنا شد. دوستی و رابطه با برشت، بلوخ، و خانم آسیم راسیس، نیز در سوسیالیست شدن او بی تاثیر نبود. بنیامین امروزه یکی از تئوریسین های نقد ادبی مارکسیستی بشمار می آید. از جمله موضوعات نویسندگی اش: فلسفه تاریخ، فلسفه زبان، نقد ادبیات مدرن نویسندگانی مانند کافکا، برشت، پروست، و انقلاب رسانه ای مانند سینما بود.
آثار بنیامین در دهه های ۶۰ و ۷۰ قرن ۲۰ یکی از موثرترین منابع جنبش دانشجویی و جوانان در اروپا شد. او در سال ۱۹۳۰ میلادی با نوشتن کتاب "تئوری فاشیسم آلمان" و نقد مقوله امپریالیسم به فلسفه "ماتریالیسم تاریخی" کمونیسم نزدیک شد. منتقدین لیبرال مدعی هستند که او بشکل غیرمعمولی کوشید ایدههای مارکسیستی و انگیزههای یهودی مسیحایی گرهارد شلوم؛ متفکر یهودی و حامی بنیامین، را با هم مخلوط و ترکیب کند.
-- بنیامین فردریش؛ نویسنده و منتقد بورژوایی در سال ۲۰۲۰ میلادی کوشید با انتشار کتاب "الکلی های فلسفه" به تخریب شخصیت و آثار: والتر بنیامین، مارکس، سیمون دوبوار، هگل، فوکو، و نیچه بپردازد. او در این کتاب: بنیامین را حشیشی، هگل را الکلی سیستماتیک، نیجه را ابرمرد معلول جسمی، مارکس را لاشی پرخاشگر، سیمون دوبوار را محکوم به آزادی، و فوکو را روشنفکر سلطه نامید! بنیامین فردریش؛ بیوگرافی نویس غرض ورز چپ ستیز مینویسد: " بنیامین برای نوشتن کتابی درباره تاثیرات مصرف حشیش، ماهها در اتاق هتلی در پاریس، مصرف حشیش خود را بصورت پروتکل و صورت جلسه درآورد. او با سبک "فلسفیدن در خیابان یکطرفه" در اطاقش می نشست و بعد از مصرف الکل و حشیش، ادعای شناخت جهان می نمود. این بچه بورژوای یهودی تبار حشیشی حدود ۱۰ سال در فرانسه، خانه ثابتی نداشت و مانند نیچه در هتل و مسافرخانه ها زیست و به سبک جیمز جویس آثار مونتاژی گرد آورد. امروزه ثابت شده که با مغزشویی قلمی-رسانه ای نمی توان انقلاب نمود. چیزی که بنیامین نگفت : هدف آبجو نیز از آغاز افزایش تقاضای مصرف بود؛ تقاضایی که زمان مناسب برای ارضای آن هنوز فرا نرسیده. گویا فقط خودش می فهمید چه میگوید! در خاتمه باید گفت: امروزه با مغزشویی قلمی-رسانه ای نمی توان انقلاب نمود "
والتر بنیامین مانند: برشت، هانا آرنت، توماس مان، استفان تسوایگ، و غیره با بقدرت رسیدن فاشیسم در سال ۱۹۳۳ اقدام به مهاجرت و فرار نمودند. آدورنو و هورکهایمر بنیامین را از طریق تشکیلات "مکتب فرانکفورت" در امریکا گاهی حمایت مالی می نمودند.. بنیامین خالق مقالات و آثاریست درباره برشت، بودلر، کلر، و گوته. او از سال ۱۹۳۳ با اسامی مستعار: دتلف هولز و سین. کنراد در پاریس به عنوان منتقد ادبی و نویسنده آزاد فعال بود. وی به سبب نداشتن آرامش و منابع آلمانی کافی در حین فرار و در طول ۱۰ سال اقامت در پاریس، غالب آثارش را بصورت کارهای کوتاه مانند: مقاله، نقد، کتاب شناسی، و ترجمه نوشت. درک جملات و نمادهای مورد استفاده بنیامین اغلب نیاز به بازخوانی و شناخت شرایط دارند. مثلا او مینویسد: قانع کردن دیگران فاقد خلاقیت است! از این طریق جملات و متون ادبی-فلسفی وی جنبه های جاافتاده در مغز خواننده و در جامعه را تکان میداد.
یکی از اهداف بنیامین، قابل دید و مشخص نمودن ماهیت مخفی و ناشناخته غالب کالاهاست که غیر از سود آوری و جنبه مصرفی فواید و یا ضررهای دیگری دارند؛ مثلا قرص" ویاگرا" که در ابتدا برای بیماران قلبی بود، امروزه برای تحریک قوای جنسی بکار برده میشود. آدرنو میگفت بنیامین آگاهی فلسفی خود را به اشیاء و پدیدههای غیرفلسفی هم بسط میدهد؛ از جمله به تولید و مصرف. او از دید مارکسیستی به آگاهی بورژوازی و تولید آن از جنبه سیاسی-هنری- اجتماعی، میپردازد و با اینکار بخشی از تاریخ نخستین مدرنیته در قرن ۱۹ و نیمه اول قرن ۲۰ را نشان میدهد. بنیامین میگفت غالب کالاها و اشیاء دارای چند هدف، معنی، و محتوا هستند. او در سالهای جمهوری وایمار، بعد از جنگ جهانی اول از آزادی نسبی سوسیال دمکراتهای تازه کار استفاده نمود ولی با روی کارآمدن فاشیسم از هر نظر بایکوت و ممنوع شد.
والتر بنیامین شاهکار خود را کتاب ۶۰۰۰ صفحه ای " پاساژ " میدانست که در زمان حیات او منتشر نشد. پاساژ در پاریس را به معنی "عبادتگاه عرضه و نمایش کالا" در نظام سرمایه داری بکار میبرد. این کتاب بشکل مونتاژ متون و تصاویر نوشته و گردآوری شده. بنیامین آنرا نماد کهن آرزوهای انسانی نامید و میگفت من چیزی برای گفتن ندارم، هدفم فقط نشان دادن عرض کالا در رسانه ها، تبلیغات، و در ویترین فروشگاهها است. پاساژ در اقتصاد سرمایه داری همیشه بیش از یک صومعه و عبادتگاه کالاها است. برای خروج از خیابان یکطرفه مدرنیته نیازی به یک نوگرایی است. کیش کالا پرستی، ماتم و غمنامه، عرضه و تقاضا، از جمله مفاهیم مرکزی این کتاب قطور در آغاز قرن ۲۰ هستند. هدف پاساژ های فروش در کشورهای سرمایه داری تحریک مصرف کالا میان اقشار مرفه است.
بنیامین از طریق سبک و متد نوشتن کتاب پاساژ، با سبک و متد تاریخ نویسی مرسوم تا آنزمان فاصله گرفت. این شاهکار او را در باره فلسفه تاریخ نیز ارزیابی کرده اند. از جمله تاثیرات بعدی این کتاب: کنجکاوی فرهنگ شناسان و نقد ادبی مارکسیستی و استفاده از فن مونتاژ متن در تاریخ نویسی قرن 20 بود. هدف دیگر؛نشان دادن بخشی از اوقات فراغت و تفریح افراد مرفه که حین گردش به تماشای ویترین پاساژ ها برای خرید کالاهای لوکس یا غیرضروری و گران میپردازند. او در این کتاب بعضی از عملکردهای سرمایه داری پایان قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰ در پاریس را نشان میدهد و میگفت با این اقدام درون و بیرون خیابان و فروشگاهها شبیه هم شده و برای مصرف کننده نیز نوعی سرگرمی بوجود آمده. این کتاب حدود سالهای ۱۹۲۷-۱۹۳۰ نوشته شد و صاحب نظران آنرا نوعی تاریخ هنر و تاریخ اولیه مدرنیته در اروپا نیز میدانند.
بنیامین با سن ۴۸ ساله اش خالق آثار، کتب و مقاله های انتقادی اجتماعی هنری گوناگونی بود؛ از آنجمله: آغاز غمنامه نویسی آلمانی، خویشاوندان انتخابی گوته، اثر هنری در دوره بازتولیدش، تزهایی درباره مفهوم تاریخ، مجموعه قطعات و جملات قصار، خیابان یکطرفه، چند اثر اتوبیوگرافیک؛ مانند دوران کودکی در برلین، نوشته جات، مجموعه نامه های یک آلمانی، 2 جلد مکاتبات، پارک مرکزی، ۲ پایان نامه دانشگاهی با عنوانهای: مفهوم تاریخ هنر در رمانتیک آلمانی، و آغاز تراژدی غم انگیز آلمانی، برنامه فلسفه آینده، تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت، وقایع نگاری برلین، تجربیات مصرف حشیش، و جدل با خاطرات دوران سوررئالیسم.
آدرنو گویا کتاب "مینیما مورالیا" یا حداقل های اخلاقی، خود را به تقلید از کتاب خیابان یک طرف بنیامین نوشته؛ که مجموعه ایست از گردآوری متون و مونتاژ قطعات. فلسفه بنیامین در این کتاب صوری و آبستراکت است. گاهی متن کوتاه فقط یک جمله است. بنیامین در مقاله "اثر هنری در عصر تولید فنی" خواهان هنر سیاسی متعهد است. او مدعی بود که تاریخ قابل برگشت و تکراری نیست. از مجموعه مکاتبات بنیامین میتوان دید که او یک لیبرال ضد بورژوازی در جنبش جوانان بود گرچه خود در خانواده ای لیبرال تربیت شده بود. کتاب "خیابان یکطرفه" را بعضی از منتقدین اثری شبه عرفانی مراقبه ای معرفی کرده اند؛ که پیرامون مقوله های نویسندگی، نشر، اشکال و روش های ادبی، رویاها و علایق انسان است. در سال ۱۹۷۲ آدرنو با کمک "گرهارد شلوم"، عالم یهودی مجموعه آثار بنیامین را منتشر نمود.
گروهی از منتقدین لیبرال، مارکسیست بودن بنیامین را زیر سوال میبرند و مدعی هستند که او به عنوان یک لیبرال چپ از جوانی تحت تاثیر متفکران و جریانات گوناگون بوده؛ از جمله: نیچه، برگسن، کیرکگارد، دیلتای، گرهارد شلوم، زیمل، و تئوری شناخت نئوکانتیسم، فلسفه زندگی برگسن، جنبش جوانان، و عرفان یهودی، و جویای مراقبه و عرفان در تئوری مارکسیسم بود. از نظر ادبی بنیامین زیر تاثیر کتاب "روح اتوپی" بلوخ، و کتاب "ستاره نجات" فرانس روزنبرگ، و زیباشناسی دوره رمانتیک، بود. در نظر آنها فلسفه بنیامین نیز مسیحایی "امام زمانی" است. ماتریالیسم تاریخ وی ضعیف است، ولی ماسک ماتریالیستی و هنر تفسیرش بعدها موجب توجه بیشتر به او شد. در" جمهوری وایمار" میان سالهای ۱۹۱۷-۱۹۳۳ گرچه برای روشنفکران رفرمیست آزادی انتقاد وجود داشت، ولی روشنفکران انقلابی و چپ تحت تعقیب قرار میگرفتند. بنیامین فیلسوف و ادیبی چند بعدی و پلورالیستی بود. او برای تاریخ نویسی از متون نظریه پردازان و مورخین، از شاعران و ادیبان قرن ۱۹ مانند: مارکس، هوگو، و بودلر؛ که خودش تفسیر میکرد، استفاده نمود. به این دلیل مقاله " چارلز بودلر؛ شاعر اوج کاپیتالیسم " را منتشر نمود. بنیامین در تاریخ نویسی و تئوری تاریخ از سبک و متد سوررئالیستی که وارد هنر و تاریخ نویسی شده بود، نیز استفاده نمود.
تماس: falsaf@web.de
افزودن دیدگاه جدید