۳۸ سال از قتل عام هولناک زندانیان سیاسی به فرمان خمینی در سال ۶۷ میگذرد. کشتار تابستان ۶۷ جنایتی است که هرگز فراموش نخواهد شد. هزاران زندانی سیاسی که به حبس محکوم شده بودند و یا محکومیت آنها تمام شده و منتظر آزادی بودند، در مدت کوتاهی توسط هیئت مرگ بعد از چند پرسش اعدام شدند.
پیکرهای این عزیزان در گورستان خاوران و ده ها گورستان بی نام و نشان دیگر در نقاط مختلف کشور، در گورهای دسته جمعی و یا تنها در بیابانها به خاک سپرده شدند. تنها ساکی از آخرین وسایل آنها به خانوادهها تحویل داده شد.
کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ یک اقدام سازمانیافته و برنامهریزی شدهبود. ادامهی روندی بود که از همان آغاز با اعدامهای گستردهی مخالفان و برای حذف فیزیکی آنان آغاز شد. ادامهی روند سرکوب گسترده و نابودی نیروهایی که در فردای انقلاب برای آزادی و دمکراسی در تشکلها و سازمانها و احزاب مبارزه میکردند. هدف رژیم از همان آغاز نابودی مبارزان و از بین بردن تشکلها و سازمانهایی بود که مدافع آزادی و دستاوردهای قیام مردم علیه استبداد و دیکتاتوری بودند. رژیم با سرکوب تلاش کرد کلیه تشکلهای تودهای و شوراهای مردمی و سازمانهای سیاسی را در هم شکسته و از بین ببرد.
کشتار معترضان و مخالفان، ایجاد فضای ترس و ارعاب در جامعه روش حکمرانی این حکومت بودهاست: حمله به کردستان به دستور خمینی در ۲۸ مرداد سال ۵۸ ، اعدام فعالان سیاسی و مدنی توسط خلخالی بستن روزنامهها و تعطیلی نشریات، بازداشتها و اعدامها در آغاز دهه شصت که اوج آن قتلعام زندانیان در سال ۶۷ بود.
سران رژیم حمله مجاهدین را بهانه کردند و این جنایت سازمانیافته را به انجام رساندند. کشتار زندانیان سیاسی، اقدامی تصادفی نبود، جنایتی از قبل برنامه ريزی شده بود. این کشتار زخم عمیقی را بر پیکر جامعه ما برجای گذاشت. زخمی که داغ آن همچنان تازه است و دادخواهی آن، مطالبهای زنده و خاموش ناشدنی است. پس از این کشتار بود که «جنبش دادخواهی» به همت مادران خاوران و با مقاومت و ایستادگی بی نظیرشان شکل گرفت. این جنبش همواره زیر فشار جمهوری اسلامی بوده و هست و برای تحقق اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه خود به حمایت تودههای مردم و گسترش هر چه بیشتر ابعاد آن نیاز دارد.
جنبش دادخواهی با شعار «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم» میکوشد تا از یک طرف این جنایت حکومت اسلامی فراموش نشده و در حافظهها بماند و در وجدان عمومی ثبت شود و از سوی دیگر خواهان محاکمهی عاملان و آمران این جنایت در دادگاه به شکل عادلانه میباشد. نمائی از این جنبش دادخواهی چه به شکل دادگاه ایران تربیونال و یا دادگاه حمید نوری در سوئد همچنان تلاش دارد تا نگاه جامعه را روی سالهای ۶۰ و کشتار ۶۷ برگرداند. همچنین در همبستگی با دادخواهان جنبشهای مردمی سالهای اخیر، با تاکید بر حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی و احترام به حرمت و زندگی شایسته انسانی تلاش برای آزادی زندانیان را از اهم وظایف انسانی خود میداند. جنبش دادخواهی عدالت خواه و خواهان لغو اعدام و رعایت حق حیات است.
در طول ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی و بحرانهای اقتصادی سیاسی و اجتماعی ایجاد شده توسط آن، توده مردم را به خیزش اعتراضات گسترده در سالهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و به دنبال آن خیزش انقلابی «زن زندگی آزادی» در سال ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۵ کشاندهاست. مردم در سراسر کشور بارها علیه رژیم بپا خاستهاند و اگر چه هزینه سنگین دادهاند ولی توانستهاند رژیم را در مواردی به عقب برانند. اکنون رویارویی مردم با جمهوری اسلامی گسترده تر و همه جانبه تر شده است. پیشروی جنبش انقلابی در برخی عرصهها حاکمیت را ناچار به عقب نشینی نموده است. جنبش زنان شجاع و پیشرو ایران توانسته رژیم را در حوزه حجاب اجباری که بسیاری از زنان را به زندانهای طویل المدت کشانده بود، به شکست بکشاند و آزادی و انتخاب حجاب را ازآن خود کند.
متاسفانه کشتار و اعدام توسط جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف، هنگامی که زیر فشار اعتراضات مردم قرار گرفتهاست، علاوه بر شلیک به مردم، اعدام زندانیان را هم تشدید کردهاست. همین امروز هم در فضای جنگی، همچنان بازداشتشدگان خیزش دیماه را اعدام میکند. به گفته سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۵۰۰ نفر در ایران اعدام شدهاند که ۲۹ نفر از آنها با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مرتبط بودهاند. همزمان با از سرگیری اعدامها پس از آغاز جنگ، دو نفر نیز به اتهامهای مرتبط با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» اعدام شدهاند. صدها معترض دیگر هم با خطر مجازات اعدام روبهرو هستند و به گفته این سازمان بیش از ۷۰ نفر از این افراد در اصفهان هستند؛ شهری که در دی ماه ۱۴۰۴ شاهد اعتراضات گستردهای بود.
امروز جنبش دادخواهی خانوادهها را باید تقویت کرد. دادخواهی فقط مختص خانودههای نیست بلکه امر مربوط به کل جامعه برای گذار از حکومت قتل و کشتار به یک جامعه آزاد و عادلانه است. عاملان و آمران قتل و کشتار در تابستان ۶۷ را هر کجا که هستند، باید به دادگاه کشاند. برای اجتناب از هر گونه تکرار چنین فاجعهای دفاع از زندانیان سیاسی، و ایستادگی در برابر کشتار و مخالفت با اعدام را باید به یک مطالبهی همگانی تبدیل کرد.
نسل جوان کشور را با تاریخ کشور وستمی که بر نسلهای پیشین رفتهاست، آگاهتر ساخت. آینده به دست جوانان ما شکل میگیرد و این موضوع مهم است که باید نسل جوان ما که کشتار ۶۷ را تجربه نکرده، بداند که جوانانی که در زندانها قتل عام شدند ارمانخواهانی بودند که برای عدالت و آزادی و دموکراسی در جامعه مبارزه و ایستادگی کرده بودند و برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی چاره ای جز مبارزه توده ای و جنبش های اجتماعی نیست.
کشتار ۶۷ فقط یک جنایت تاریخی نیست! زخمیست که در حافظهی جمعی یک ملت حک شده، و در نسلهای بعد، به شکلهای مختلف خودش را نشان میدهد- ما نیاز داریم دربارهی این فاجعه بنویسیم، بخوانیم، بپرسیم؛ نه از سر کنجکاوی، بلکه از سر مسئولیت.
چون تنها در مواجهه با حقیقت، میتوان آیندهای ساخت که در آن، آدمها فقط به جرم اندیشه، «حذف» نمیشوند.
پس آری، موضوعیت دارد. شاید امروز بیش از همیشه.
میخواهند که فراموش کنیم. که نگوییم، که ننویسیم، که فکر نکنیم. اما ممکن نیست.
ما نسل روایتهای خفهشدهایم. اما حالا صدایمان را پیدا کردهایم.
برای یادآوری.
برای هشدار.
برای اینکه نسل بعد از ما، از ما نپرسد:
«شما که میدانستید، چرا نگفتید؟»
به فریاد پاشیده بر آسمان،
به خشمِ خروشیده از خاوران،
به عصیان بِشکفته نسل جوان
ما، وارثان حقیقتایم و دیگر نه به عقب برمیگردیم، نه میگذاریم زمان ما را، بیعدد رها کنند.
یاد و خاطره تمامی مبارزین و جانباختگان راه آزادی برابری و دموکراسی و عدالت اجتماعی را گرامی میدارم. با امید به ایرانی آزاد و آباد و دموکراتیک و با امید به ممنوعیت اعدام در ایران.
افزودن دیدگاه جدید