هدف اصلی حکومت از این برنامه
پروژهی حکومتی «پویش جان فدا» چون در فضای جنگی جریان دارد، توجه به آن نیز بیشتر از همین منظر صورت میگیرد. حال آنکه پشت قضیه را باید دید تا به انگیزهی واقعی آن دست یافت. محمل این نقشه، طبعاً به رخ کشیدن پشتوانهی «مردمی» برای دفاع از جمهوری اسلامی در برابر تهاجمات دولت تجاوزگر ترامپ و دولت هار نتانیاهو به کشور ما بوده و است. اما از یاد نباید برد که فقط سه ماه پیش از این برنامه بود که کشور در دی ۱۴۰۴ به خون نشست. ترس از تکرار شبح شورشهاست که آمادگی فزونتر برای مقابله با اعتراضات آتی را در دستور کار قرار میدهد.
در آن دو شب قتل عام، طبق آمار منتشرهی «بنیاد ایثارگران» جمهوری اسلامی ۳۱۱۷ نفر به خاک و خون کشیده شدند. کشتاری که البته بر اساس منابع قابل اتکاء غیر حکومتی همانند «هرانا»، در آن تاکنون نام بیش از ۷۰۰۰ قربانی شناسایی شده و نام ۱۱۲۸۰ نفر دیگر در دست بررسی است. گرچه جمهوری اسلامی خود را همزمان درگیر دو واقعه میبیند، یکی مواجه شدن مجدد با شبح خوفناک جنگ بر فراز کشور و دیگری انفجار نفرت و عصیان جامعه علیه نظام، در اصل اما هدف از این بسیج، جذب و تربیت نیرو برای تقویت توان سرکوب نظام است و بس.
تربیت قاتل
ارتکاب به قتل، نیازمند وجود قاتل است و نظام نشان داده که ابایی از تکرار آن کشتار هولناک حتی در مقیاسی وسیعتر هم ندارد و لذا محتاج تولید انبوههای از قاتل جماعت است. این واقعیتی بود فراموش ناشدنی که در همان کشتار مهیب دی ماه، گرچه یگانهای ضد شورش سپاه و واحدهای «ناجا» دستور تیر فرماندهان به اجرا گذاشتند، کشتار کور و شلیکهای فلهای اما بیشتر از سوی لباس شخصیها و بسیجیهای فراخوانده شده برای سرکوب صورت گرفت. به بسیجیها القاء شده بود که سزای هر به خیابان آمده علیه حکومت را مرگ بدانند و ریختن بی محابای خون آنان را مباح.
آدمکشان قسماً مزدور و بعضاً کله خشک متحجر، درست برای یک چنین روزهایی تغذیه ذهنی و مالی میشوند. اولین درس برگرفتهی حکومتگران از سبعیت دی ماه که البته آن را با نام ابراز «قاطعیت» در تحلیلهای خود ثبت کردهاند، لزوم بازتولید بیشتر و سریعتر چنین دستجاتی برای روز مبادا شده است. همانی که، سابقه در بارها سرکوب جمعی مردم دارد. نه حافظهی جامعه و نه حکومتیها هرگز از یاد نمیبرند که چطور سرتیپ همدانی نام در جریان جنبش سبز، با چه آب و تابی از بسیج آدمکشان «پای کار» و اعزام آنها به صحنهی سرکوب سخن گفت!
رئیس «پویش جان فدا» کیست؟
ریاست این «پویش» را به حسین طائب دادهاند! کسی که فقط یک پایور خونریز مانند شماری دیگر برای نظام نیست، بلکه به نمادی برجسته از توطئه چینیها شناخته میشود. شخصی که نزد خود حکومتیها هم، به بیرحم بودن و متبحر در پروندهسازی برای سر به نیست کردن هر مخالفی شهرت دارد. او که بخاطر بی عرضگی در مقابله با نفوذ اسرائیل در نظام مغضوب افتاد و از ریاست اطلاعات سپاه برکنار شد، حالا اما برای پیشبرد سیاست سرکوب فلهای مخالفان در راس نهاد «بسیج» نشانده شدهاست. کسی که در خلق و خوی او کمترین اغماض به «غیر خود» جا ندارد.
مقامات بسیج از قول شخص حسین طائب اعلام میکنند که «پویش جان فدا» خواست و ارادهی «رهبر» است. آنها مدام از رئیس خود میشنوند که وی در رابطهی مستقیم با مجتبی خامنهای همپیوند دیرینهاش قرار دارد و هم اکنون در همین ِسمَت مجری خواست و برنامهی این «رهبر» پنهان است. چنین القائاتی به ویژه هم از سوی جریان اقتدارگرای حکومت پومپاژ میشود که شرایط جنگی را فرصتی طلایی دانسته و یافتهاند تا از طریق پیشبرد سریع این برنامهی حکومتی برای سرکوب اعتراضات محتمل در آینده، موقعیت خود را هم عملا در قدرت تحکیم بخشند.
تمرینات نظامی «پویش» که با شعاردهیها علیه «سازشکاران» تعامل گرا با قاتلین «رهبر شهید» و سردار سلیمانیها همراه است، حتی بخشی از حکومتیها را نگران کرده و باعث شده که اینها از آن، ایجاد گروه فشار علیه خود بو بکشند. به اعتراض درآمدن دولت پزشکیان و بخشی از فرماندهان آشنا با کارکرد بسیج نسبت به پاره رویکردهای «پویش جان فدا»، البته فقط متوجه وجهی از پروژه است و نه کل و اساس آن. جنگ قدرت پنهان و نیمه عیان جاری در حکومت، رقباء را متوسل به انواع اقدامات کوتاه مدت و دراز مدت برای تثبیت موقعیت خود و طرح و برنامههایشان میکند.
نخستین اقدام «پویش جان فدا» چیست؟
اولین و اصلیترین اقدام این «پویش» شکار نوجوانان از درون مدارس است. جایی که میتوان با صرف کمترین هزینه دست به سربازگیری گسترده زد! طائب فقط دستآموزی از فاجعهی اعزام کودکان معصوم به جبهات جنگ هشت ساله نیست که در ارقام دهها هزاری بر روی مین رفتند و چونان گوشت دم توپ سیاست مهلک ادامهی جنگ در پسا بازپسگیری خرمشهر پرپر شدند. این کارکُشتهی جذب نیرو برای خبرچینی، شرکت در عملیات دستگیری و بازجوییها، حتی از برنامهی ضد انسانی بکارگیری کودک سربازهای شستشوی مغزی شدهی اجیر باندها در آفریقا الهام میگیرد!
کودکان، مستعد افتادن در دام قهرمان بازیاند و به راحتی میشود ذهن آنها را برای ورود در ماجراجویی پُر کرد. به خصوص اطفال متعلق به طبقات محروم و تنگدست جامعه که نیازهای اولیهشان با کمترین هدایا و پول تو جیبی «حلال» برآوردهشدنی است. «پویش جان فدا» با تمرکز بر جذب نفر از مدارس، هم قاتل علیه جامعه تربیت میکند و هم تن و جان کودک را به بازی میگیرد. تحریک و تشویق کودکان توسط «پویش جان فدا» به افتخار بر دوش داشتن اسلحه، مصداق جنایت در حق کودکان طبق کنوانسیون «حقوق کودک» مصوب مجمع عمومی در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ است.
موضوع قابل توجه و هشداردهنده برای جامعه، سرعت گرفتن برنامههای «پویش جان فدا» در پی باز شدن مدارس است. درست روز دوم مهر ماه بود که رسانههای حکومتی و مخصوصاً صدا و سیمای منحصر به تندروان حکومت، خبر از افتتاح نخستین مرکز آموزش نظامی «جان فدا» در میدان امام حسین را داد. مرکزی که قرار است داوطلبان در آن تیراندازی با سلاح و استفاده از تجهیزات پدافندی آموزش ببینند و بیشترینشان هم دانش آموزان کم سن و سالی که معرکه گردانان حکومتی زیر نوحههای مداحان، سلاح دستشان میدهند و مبلغی نیز در جیبشان میکنند.
این برنامهی حکومتی نیاز به فوق حساسیت دارد.
حساس نبودن به این پروژهی حکومتی، خطا و غفلت سیاسی بس بزرگی است. بی تفاوت گذشتن از کنار آن به استناد اینکه کشور در شرایط جنگی قرار دارد، چیزی جز همآوایی با این حکومت نیست. چرا که این، یک برنامهی طراحی و به اجرا گذاشته شده جهت کسب آمادگی پیشاپیش برای سرکوب مردم بپاخاسته در آینده است. تصادفی هم نیست که سازماندهی در این طرح نه بر حسب جبهات فرضی جنگ بلکه بر اساس محلات زندگی مردم صورت میگیرد در خدمت جنگ آتی علیه جامعه.
فروکاهی این برنامه صرفاً به یک قشون کشی دستجات حکومتی بر متن جنگ قدرت، با هر میزان از حقیقت در بطن خود، فقط تحریف اصل مسئله است. به مروجان چنین نگاهی باید گفت که اگر هم طرح بخواهد دامن شما را بگیرد ناشی از علت وجودی آن یعنی خصلت ضد مردمی آنست. همان شعر خاقانی که: «ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما/ بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خذلان»! این پروژه را باید در همان وجه اصلیاش شناساند. روشنگری ماهیت و تبیین پیامدهای آن و به ویژه کار توضیحی میان خانوادهها و آموزگاران و کادر آموزشی مدارس از وظایف مبرم روز است.
بهزاد کریمی ۷ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید