۱- اجلاس عمومی سالانه سازمان ملل متحد از روز سه شنبه ٢٢سپتامبر٢۰٢٦ آغاز شده است. برخی از سران کشور ها از جمله چین، روسیه و هند در اجلاس امسال حضور ندارند، اما موضوع جنگ امریکا با ایران، بازگشایی تنگه هرمز و حضور ترامپ و پزشکیان رؤسای جمهور ایران و آمریکا مورد توجه جهانی قرار گرفته است. صرفنظر از اینکه این دو در سخنرانیهای خود چه گفتهاند، اعلام آمادگی مجدد ایالات متحده برای گفتگو با ایران و تمایل اعلام نشده طرف ایرانی به گفتگو هرچند در جنب اجلاس عمومی، از جمله موضوعات مهم این اجلاس است.
ترامپ بار دیگر در سخنانش در مجمع عمومی سازمان ملل ازجمله ضمن تهدید به حمله نظامی و "فرستادن ایران به جهنم" از امکان توافق با ایران نیز صحبت کرد. اینکه چرا ترامپ بار دیگر ایران را تهدید میکند و چقدر این تهدیدها امکان عملی شدن دارند، خود جای تامل است. تمایل ترامپ به گفتگو توسط ویتکوف از طريق پاکستان و قطر به ایران اطلاع داده شدهاست.
مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران یک روز پس از سخنرانی ترامپ با اشاره به جنایات آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران و کشتار مردم غزه تأکید داشت: "ایران برای گفتگو بر پایهی برابری آماده است، اما هرگز زبان زور را نخواهد فهمید" و خطاب به کشورهای همجوار ایران در منطقه گفت: "هیچکس در این منطقه به تنهایی امنیت نخواهد داشت. یا امنیت را با همدیگر خواهیم ساخت یا نا امنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد." رئیسجمهوری ایران در پایان سخنانش در واکنش به اشاره ترامپ به امکان گفتگو، بازهم تاکید کرد: "ایران برای گفتگو بر پایه برابری آماده است، اما هرگز زبان زور را نخواهد فهمید."
از سوی دیگر عباس عراقچی وزیر خارجه ایران که همراه با پزشکیان به نیویورک سفر کرده با برخی از سران کشورهای اروپائی دیدار کردهاست. از جمله کمیساریای خارجی اتحادیه اروپا، نخست وزیر و وزیر خارجه ایتالیا و وزیر خارجه آلمان که خواهان گفتگو با نماینده ایران بودند. قدر مسلم موضوع مرکزی این دیدارها مسائل اقتصادی و مشخصا بازگشائی تنگهی هرمز است، درعینحال به تجربه دیده شده که طرف اروپایی در اینگونه دیدار ها گاهگاه به نقض حقوق بشر در ایران اشارهای میکنند، انکار و یا خارج کردن موضوع از دستور توسط طرف ایرانی به اعتماد سازی متقابل کمکی نمیکند و فراموش نکنيم دیپلماسی امری دو یا چند جانبه است و کشور ما هم به همکاری و پشتیبانی اروپا نیاز دارد.
۲- همزمان باید توجه داشته باشیم که تحریمهای کمر شکن و به تعبیری "نمدمالگونه" بهطور جدی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا دنبال میشود. دامنه این تحریم ها به بستن بانک ملت در ترکیه، عدم امکان سوختگیری پروازهای به مقصد ایران در کلیه فرودگاهها و حتی تهدید چین به دلیل حجم معاملات و مبادلات با ایران رسیدهاست. شاید دلیل درخواستهای چین از عباس عراقچی در مسافرت اخیرش به این کشور که تنگه هرمز باید باز شود را بر همین زمینه بتوان فهمید و این در حالی است که چین به همراه روسیه قطعنامه شورای امنیت علیه ایران را وتو کرد: پشتیبانی سیاسی و همبستگی بینالمللی با ایران آری، تحریم اقتصادی بهخاطر ایران نه!
۳- پیروزیهای اخیر حوثیها در منطقه بابالمندب و تسلط آنها بر چند بندر و جزیره استراتژیک، حمله به خط لوله انتقال نفت عربستان به دریای سرخ هم تأثيرات قابل ملاحظه بر اقتصاد و سیاست در جهان گذاشته، و چالش جدیدی است در مقابل آمریکا و اسرائیل و متحدان آنها و همچنین از موضوعات مهم منطقهای. هرچند از حوثیها بهعنوان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و «محور مقاومت» نام برده میشود، اما برخی بحران باب المندب و یمن را با رقابت عربستان و امارات بیربط نمیدانند و دلایلی ذکر میکنند مبنی بر آنکه تحولات اخیر در باب المندب آغاز یک قطب بندی امنیتی نظامی در منطقه است . آنچه مسلم است موقعیت فعلی یمن به نفع جمهوری اسلامی است و بر اهمیت آن در منطقه افزوده است، بگونهای که عربستان از ايران درخواست کرده با حوثیها گفتگو کند. باید توجه داشته باشیم این درخواست درحال صورت میگیرد که عربستان از سالها پیش با پاکستان پیمان همکاری نظامی داشته و اخیرا نیز "پیمان مکه" را با همین کشور و ترکیه منعقد کرده است. مکث بر این پیمان در جای خود دارای اهمیت است، اما نکته مرکزی، عدم کارآمدی این پیمان برای حفظ امنيت و ناگزیری عربستان از مراجعه به جمهوری اسلامی است.
نتیجه: در تصویری که ارائه شد آشکارا میتوان اهمیت و نقش دیپلماسی را نسبت به جنگ و تهدید نظامی ملاحظه کرد. نگاهی به اجلاس پیمان شانگهای، بریکس و اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل؛ اهمیت امنيت و اقتصاد را برجسته میکند. شرکت ایران در اجلاسهای بینالمللی بهویژه در حالی که کشور ما از تحریمهای سنگین کمر خم کرده، دارای اهمیت است، اما سؤال اصلی این است؛ چگونه و از چه راههایی میتوان از شرایط دشوار و خطرناک کنونی، بگونهای گذر کرد که امنیت و منافع ملی ایران تأمین شود؟ بدون شک هرگونه تلاشی که در مخالفت با جنگ و از سرگیری جنگ تازهای علیه ایران صورت گیرد، در این سمت خواهد بود. اما همزمان نکته نگران کننده در این است که جمهوری اسلامی از تعادلی که در منطقه بهنفع حکومت ایجاد شده بر خود غره شود و باز هم فرصتها را بسوزاند. هر اندازه این ایده که "هیچکس در منطقه به تنهایی امنیت نخواهد داشت" درست باشد، نمیتوان این گزاره که "ناامنی خود را با دیگران به اشتراک میگذاریم" را توجیه کند. تامین امنیت و فراهم آوردن زندگی باکرامت برای شهروندان خود وظیفه و مسئولیت هر دولتی است، اما متاسفانه جمهوری اسلامی تاکنون همواره با ماجراجوئیهای خود، سرنوشت کشور و مردم را در معرض تهدید و خطر قرار دادهاست.
افزودن دیدگاه جدید