شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶
شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

بی ثباتان ‌ -بخش نهم

بی ثباتان ‌ -بخش نهم

‌گای استندینگ (Guy Standing)

بخش نهم

 

تعریف پریکاریا - ادامه

تفاوت میان امنیت اشتغال و امنیت شغلی بسیار مهم است. مثالی را در نظر بگیرید. بین سال های 2008 و 2010 سی نفر از کارمندان شرکت مخابرات فرانسه (France Telecom) دست به خودکشی زدند و در پی آن، فردی خارج از شرکت به عنوان مدیر جدید منصوب شد. دو سوم از 66,000 کارمند این شرکت از امنیت استخدامی کارکنان خدمات عمومی برخوردار بودند؛ یعنی استخدام آنها تضمین شده بود. اما مدیریت، آنها را به طور نظاممند در معرض ناامنی شغلی قرار داده بود. نظامی با عنوان "زمان جابجایی" وجود داشت که آنها را وادار می کرد هر چند سال یک بار، به شکلی ناگهانی محل کار و شغل خود را تغییر دهند. مشخص شد که فشار روانی ناشی از این وضعیت علت اصلی خودکشیها بوده است. رویدادی که اهمیت مخرب ناامنی شغلی را آشکار کرد.

این موضوع در خدمات عمومی نیز اهمیت دارد. کارکنان قراردادهایی را امضا می کنند که امنیت استخدامی رشک برانگیزی را برای آنها فراهم می کند. اما در عین حال می پذیرند که هر زمان مدیرانشان تصمیم بگیرند، به موقعیتهای شغلی دیگری منتقل شوند. در دنیایی که مدیریت دقیق "منابع انسانی" و انعطاف پذیری کارکردی حاکم است، این جابجاییها می توانند زندگی شخصی آنان را مختل کنند.

ویژگی دیگر پریکاریا درآمد بی ثبات و الگویی از درآمد است که با الگوی درآمدی همه گروه های دیگر تفاوت دارد. این موضوع را می توان با استفاده از مفهوم "درآمد اجتماعی" نشان داد. روشن است که مردم در همه جا باید با درآمدی که دریافت می کنند زندگی خود را بگذرانند. این درآمد ممکن است جریان پول یا درآمد غیرنقدی باشد، مانند کالاها و خدماتی که خود فرد یا یک خانواده تولید می کنند. ارزش آن را می توان بر اساس آنچه فرد در صورت نیاز می تواند انتظار داشته باشد دریافت کند، اندازه گیری کرد. بیشتر مردم در بیشتر جوامع چندین منبع درآمد دارند، هرچند برخی ممکن است فقط به یک منبع متکی باشند.

ترکیب درآمد اجتماعی را می توان به 6 عنصر تقسیم کرد. نخست تولید برای مصرف شخصی است: مواد غذایی، کالاها و خدماتی که فرد مستقیماً تولید می کند، خواه آنها را مصرف کند یا مبادله، یا بفروشد؛ از جمله محصولاتی که ممکن است در باغ یا قطعه زمین خانوادگی اش پرورش دهد. دوم دستمزد پولی یا درآمد پولی است که از کار دریافت می شود. سوم ارزش حمایتی است که خانواده یا جامعه محلی، غالباً از طریق شکلهای غیررسمی "بیمه متقابل"، فراهم می کند. چهارم مزایای شرکتی وجود دارند، که به گروه های چندی از کارکنان یک شرکت تعلق می گیرند. پنجم مزایای دولتی است که شامل مزایای بیمه اجتماعی، کمکهای اجتماعی، انتقالات اختیاری، یارانه هایی که مستقیماً یا از طریق کارفرمایان پرداخت می شوند و خدمات اجتماعی یارانه ای است. سرانجام مزایای خصوصی حاصل از پس اندازها و سرمایه گذاریها. 

هر یک از این عناصر را می توان به شکلهایی تقسیم کرد که از امنیت یا کمابیش از تضمین برخور باشند، و همین امر ارزش کامل آنها را تعیین می کند. برای مثال دستمزدها را می توان به شکلهایی تقسیم کرد که بر اساس قرارداد بلندمدت ثابت اند و شکلهایی که متغیر یا انعطاف پذیرند. اگر کسی حقوقی دریافت کند که برای سال آینده هر ماه درآمد یکسانی برای او به بار می آورد، درآمدی که این ماه دریافت می کند ارزش بیشتری از همان مقدار درآمد پولی دارد که از دستمزدی به دست می آید که به تغییرات آب و هوا و برنامه تولید نامعین کارفرما وابسته است.

به همین ترتیب مزایای دولتی را می توان به حقوق همگانی "شهروندی" و در کنار آن، مزایای بیمه ای تقسیم کرد که به پرداختهای قبلی فرد وابسته اند و بنابراین در اصل "تضمین شده" اند؛ در مقابل، انتقالات اختیاری قرار دارند که بسته به شرایط پیش بینی نشده ممکن است در دسترس باشند یا نباشند. مزایای شرکتی را نیز می توان به عناصری تقسیم کرد که همه افراد یک بنگاه دریافت می کنند، عناصری که به موقعیت فرد یا سابقه خدمت او بستگی دارند و عناصری که به صورت اختیاری اعطا می شوند. همین امر درباره مزایای جامعه نیز صدق می کند که می توان آنها را به مطالبات فرد از خانواده یا خویشاوندان و مطالباتی تقسیم کرد که فرد در زمان نیاز می تواند برای دریافت حمایت از جامعه گسترده تر انتظار داشته باشد و مطرح کند.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید