رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶
شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴

دیدگاه‌ها

مسعود شب‌افروز
نام‌هایی چون «همکاری ملی»، «شکوفایی ایران»، «پیمان نوین»، «منشور مهسا» و پیش‌تر «وکالت» قرار بود راه عبور از بن‌بست تاریخی اپوزیسیون باشند؛ اما در عمل، به زنجیره‌ای از ناکامی‌های تکرارشونده تبدیل شدند که نه‌تنها به تغییر موازنه‌ی قدرت نینجامیدند، بلکه شکاف، بی‌اعتمادی و سرخوردگی را تعمیق کردن
مسعود شب‌افروز
آنچه در خیابان‌ها رخ داد، دیگر «سرکوب داخلی» به معنای کلاسیک آن نبود؛ بلکه نمایش تمام‌قد یک رژیم وابسته بود که برای مهار مردم خود، به شبکه‌ای از ابزارها، الگوها و حمایت‌های خارجی متوسل می‌شود. این اعتراضات، پرده از تناقضی برداشت که سال‌ها زیر شعار «استقلال» پنهان شده بود .
باقر ابراهیم زاده
تراژدی  آن‌جاست که امروز، با بمباران تبلیغاتی گسترده رسانه ها و مطبوعات و رادیو تلویزیون های جریان مسلط،  ایران اینترنشنال، من و تو ، رادیوفردا و وهم آوازی رسانه های آمریکا، اسرائیل، و بی بی سی و ... بخشی از جامعه به‌جای نقد ریشه‌ای هر دو نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی، به مقایسهٔ «بد و بدتر» روی آورده و از دل این مقایسه، پروژه‌های ارتجاعی تازه‌ای سر برمی‌آورند؛ پروژه‌هایی که با نام «گذار»، «رژیم چنج» و « تاجزاده-شاهزاده»  در عمل چیزی جز بازتولید استبداد، وابستگی و مهندسی قدرت از بالا نیستند.
فرخ کابلیان
اسیران و بندیان امروز به انتقام حنجره پر طنینشان که جهان را با فریاد آزادی خواهیشان در نوردید در مصافی نابرابر در برابر جوخه های اعدام قرار گرفته و دسته دسته از معترضین اسیرمان از زن و مرد در مقابل چهار سوال قرار گرفته سپس تیر باران می‌شوند. یادمان باشد که در قانون قضا در این رژیم کافی است تا شما به اتهام جنگ با حکومت خدا محکوم شده و اتهام محارب و بغی داشته باشید 
یداله بلدی
قهرمانان گرامی اکنون زمان پاسخگوئی شما باین همه احساسات پاک وعشق وشیفتگی جوانان مبارز وفداکار میباشد که خون پاک شان درشهرهای بزرگ وکوچک خیابانها را رنگین میکند وشکنجه گاههای رژِیم جنایتکار آکنده ازاین جوانان رشید میهن مان است اکنون شما مسئول ووظیفه مند هستید بعنوان یک هموطن که محبوب جوانان هستید شجاعانه وقاطعانه پابمیدان بگذارید وازاین جوانان حمایت کنید وقتل عام این شیفتگان آزادی را قویا محکوم کنید ودراین روزهای سرنوشت ساز نفش خودرا بعنوان یک قهرمان وورزشکار مردمی و آزاده ایفا کنید.
تقی روزبه
استبداد دیرپای ایران همواره دارای دو ستون اصلی بوده است، مرکب از نهادسلطنت و نهاد دین. و مشخصا سلسه‌های سلطتی و بعضا سلسه‌های دینی که هر دو ضمن داشتن رقابتی دیرینه، اما دارای پیوند و منافع و ریشه‌های مشترک نیر بوده‌اند و یکدیگر را بازتولید می کرده‌اند. اکنون نیز خطر تکرار همان چرخه باطل بازتولیدی، در شرایطی که قدرت برسازنده‌انقلاب برای زدن مهر ابطال پایان به سلسه ولایت فقیه به‌پاخواسته است، پیشا روی ماست. 
مسعود شب‌افروز
ایران در آستانه‌ی تحولی تعیین کننده قرار دارد. جامعه رادیکال‌تر شده و مطالباتش روشنتر از گذشته است. اگر نیروهای چپ نتوانند خود را با این سطح از رادیکالیسم اجتماعی هم تراز کنند، نمایندگی سیاسی این مطالبات را از دست خواهند داد .
علی کشتگر
فردوسی، شاعر بزرگ ایران، در شاهنامه بارها دروغ را کار سیه‌دلان و اهریمن خویان می‌خواند و راست گویی را نشانه قدرت و خرد انسان می‌داند. به باور او، انسان راستگو مورد اعتماد دیگران است و جامعه‌ای که بر پایه راستی بنا شود، پایدار و سرافراز می‌ماند. فردوسی با ستایش راستی، به ما می‌آموزد که صداقت نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه پایه عدالت و پیشرفت جامعه است.
محمود صراف‌پور
 اکنون هشتاد سال از آن سرکوب خونین می‌گذرد. بسیاری از آنان که مدعی آزادی‌خواهی‌اند هنوز نمی‌خواهند یا شجاعت آن ‌را نیافته‌اند که تاریخ  این جنبش را منصفانه بازبینی کنند. زهر کُشندهٔ ناسیونالیسم افراطی گاهی عدالت‌خواهی‌ها و آزادی‌طلبی‌ها را نیز در سایه قرار داده است. ۲۱ آذر هنوز هم قبل از آنکه نخستین اصلاحات ارضی و نخستین برابری حقوقی زن و مرد در شرق میانه و نخستین حاکمیت مردم ساده زحمتکش را تداعی کند، مسئلۀ خودمختاری را به ذهن می‌آورد. هنوز هم شبح "تجزیه" مانع شناخت واقعی این نهضت عظیم است.
مسعود شب‌افروز
ریشه‌ی چنین مواضعی را باید در سنتی جست‌وجو کرد که سال‌هاست بخشی از چپ ایرانی را به بن‌بست اخلاقی و سیاسی کشانده است: ضدامپریالیسمِ بی‌چهره‌ی انسانی. در این منطق، جمهوری اسلامی نه یک نظام سرکوبگر، بلکه «سنگری در برابر غرب» تلقی می‌شود. در نتیجه، مردم ایران نه شهروندانی با حق آزادی، بلکه «هزینه‌ی قابل‌پرداخت» در یک نبرد ژئوپولیتیک‌اند .
تقی روزبه
مقابله مؤثر و کارآیند با آسیب‌های اشاعه هرگونه توهم و خوش‌خیالی به آن و یا بدتر از آن دل بستن به چنین گانگستریسم سیاسی بخش لاینفکی از وظیفه کنشگران و فعالین و پیشروان جنبش‌ها با هدف حفاظت و تقویت جنبش مردم و عاملیت آن است. همانطور که درمورد ایران کارگزارحاضر به یراق آن، جریان راست سلطنت و شخص رضاپهلوی بی درنگ و با وقاحت کامل از مداخله و تهدیدهای نظامی ترامپ دفاع کامل کرده و آمادگی خود را برای پیشبردآن اعلام داشت.
منوچهر مقصودنیا
پرسش اصلی این است که آیا حکومت فرقه دموکرات که در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ اعلام موجودیت کرد، محصول حرکت طبیعی و برخاسته از مطالبات و تلاش‌های مردم آذربایجان بود، یا نتیجه برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده از سوی اتحاد شوروی که با تکیه بر حضور نظامی ارتش سرخ در شمال ایران طی جنگ جهانی دوم امکان تحقق یافت و نهایتاً با خروج این نیروها از ایران، یک سال بعد، از هم فروپاشید؟
پوریا نایب
آینده نه به وارثانِ سلسله‌های منقرض‌شده تعلق دارد و نه به معمارانِ بن‌بستِ اصلاح‌طلبی. آینده متعلق به جبهه‌ی نامیرای کارگران و پیشروانی است که زندگی را در بطنِ پیکار بازتعریف کرده‌اند. ما نه به‌دنبالِ جابجاییِ سرکوب‌گران، بلکه به‌دنبالِ انهدامِ منطقِ سرکوب هستیم. سرنگونیِ انقلابیِ جمهوری اسلامی، تنها راهِ گشودنِ دریچه‌ای به‌سوی جهانی است که در آن، کرامتِ انسانی و عدالتِ طبقاتی، نه یک رویا، بلکه بنیانِ نظمِ نوین باشد.
مسعود شب‌افروز
بی‌اعتمادی من به کسانی که هم‌زمان در دو سازمان، دو جریان فکری یا دو صف سیاسی موازی فعالیت می‌کنند، نه حاصل تنگ‌نظری تشکیلاتی است و نه محصول اختلاف سلیقه. این بی‌اعتمادی، عصارهٔ تجربه‌های تاریخیِ تلخ و شکست‌های تکرارشونده‌ای است که جنبش‌های سیاسی—به‌ویژه در ایران—بارها و بارها به‌دلیل همین الگوی رفتاری پرداخته‌اند
سیامک فرید
شرق با طرح سؤال‌هایی که هدایتی و نرم هستند در مرحله نخست گارد مصاحبه شونده را پائین می‌آورد و به وی احساس امنیت می‌دهد، اعتراف به شکست‌های پیاپی و ‌سرکوب تا قبل از دوران جمهوری اسلامی متوقف می‌شود و از خط قرمز عبور نمی‌کند و صرفا یک اتفاقی در گذشته باقی می‌ماند. از این جهت این گفتگوها را نمی‌توان گفتگوی آزاد نامید.
فرخ کابلیان
رژیم نباید اجازه پیدا کند با این شامورتی بازی ها از زیر بار این قتل دولتی که در ادامه قتلهای زنجیره ای است، شانه خالی کند. قتل هایی که پرونده آنها هنوز باز است و هیچگاه به طور درست به آنها رسیدگی نشده است.
علی جنوبی
گذار جایگزین انقلاب نیست ، بلکه مرحله‌ای است که می‌تواند پس از خیزش انقلابی، اعتصاب عمومی، یا شکاف در نیروهای امنیتی آغاز شود. گذار پادزهر فروپاشی است. جامعه در لحظه‌های تغییر ساختاری بیش از هر زمان به مدیریت، توافق سیاسی میان نیروهای متنوع، قواعد اولیه‌ مشترک و تضمین امنیت شهروندان نیاز دارد
بهروز ورزندە
در جامعه‌ای که طی قرون‌ متمادی با شکست‌ها، یورش‌ها و بی‌ثباتی‌ها مواجه بوده، رجزهای حماسی نقش نوعی سپر روانی جمعی را بازی کرده‌اند. این شکاف میان «خودِ اسطوره‌ای» و «خودِ واقعی» بعدها در سیاست نیز بازتولید شد.

منوچهر گلشن
...جمهوری اسلامی نه امروز، بلکه از اولین روزهای استقرارش، این سه وظیفه را عملاً انکار کرده است. از همین‌جاست که برانداختن آن نه "انتقام"، نه "خشم"، نه "شعار سیاسی"، بلکه پاسخی منطقی و انسان‌محور به وضعیت یک جامعه زخمی، یک منطقه بی‌ثبات، و جهانی است که بخشا از هزینه‌های این نظام آسیب می‌بیند.
مسعود شب‌افروز
حزب چپ ایران برای اینکە بتواند زندە و پویا بماند و رشد کند و مؤثر واقع شود با صداقت سیاسی و شفافیت در برنامە و مواضع‌ خود است کە می تواند بە این مهم نایل آید، نه با مصلحت‌گرایی، دوپهلوگویی و ترس از شکستن تابوها .
محمد ک.
من در اینجا مایلم به چند نکته در باره این نوشته و اساسا نوشته های ایشان اشاره ای داشته باشم. درخواست من از ایشان این است که به این فیدبک به مثابه "هدیه" نگاه کنند. هدف فید بک آنست که نویسنده در کارهای آتی خویش به آنها توجه کرده و در صورت مفید و ثمربخش بودن شان از آنها بهره گیرد.بعد از این توضیح در زیر نکاتی که دراین نوشته و عموما نوشته های آقای خلیق بارز هستند را...
تقی روزبه
در آخرین نمونه اعلام بسته بودن کامل آسمان ونزوئلا توسط ترامپ و این که اگر مادرو استعفا نکند بزودی به حملات زمینی هم مبادرت خواهد کرد، بیانگر ورود ترامپیسم به فازجدیدسوداهای نئواستعماری از طریق مداخله نظامی مستقیم است و این درحالی است که مقامات سازمان ملل و دیگرنهادهای حقوق بشر تا همین جاهم، اقدام به حمله و کشتار در کارائیب را که تحت پوشش مبارزه با قاچاقچیان صورت می‌گیرد غیرقانونی و خلاف موازین حقوق بشر خوانده‌اند . باین ترتیب او رسما و عملا، یک تنه به تخطئه آن چه که حقوق بین الملل نامیده می شود برخاسته است.
نسترن بزازی
در حالیکه همه توجه ها به سیاهی لشکر سایبری فعال در دنیای مجازی است، این لشکر ۵۰ هزار نفره از هر دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب با چراغ خاموش در حال توطئه و تفرقه در میان مردم و به نفع رژیم هستند. به خصوص با مشخص شدن اسامی برخی چهره های معتدل اصلاح طلب، مفسران سیاسی و مطبوعاتی و تلویزیونی در این لیست، زنگ خطر به صدا درآمد.
بهروز خلیق
 اگر این روحیه در حزبی مسلط شود و یا حاملان آن در ارگان های تصميم گيری حزبی اکثريت پيدا کنند، می توانند با توسل به اهرم های حزبی، منتقدین و مخالفان فکری و سياسی را به اشکال مختلف حذف کنند. برخورد حذفی بازگشت به سانتراليسم است. ما تجربه تلخی از حذف در جريان‌های سياسی از جمله جريان های چپ داريم. حذف منتقدین و مخالفان فکری و سیاسی در برخی احزاب موجب تضعيف و از دست دادن کادرهای با تجربه و با دانش شده است. 
جابر حسینی
نگاه نخست گذار را در فروپاشی و عبور کامل از کلیت نظام سیاسی می‌بیند؛ نگاهی که به دیدگاه آقای کریمی نزدیک است. در این چارچوب، گذار بدون شکستن ساختارهای اصلی قدرت ناممکن تلقی می‌شود و نتیجه آن شکلی از براندازی و قطع کامل تداوم نهادی است. این نگاه، جذابیت احساسی و اعتراضی دارد اما از منظر سیاسی با خطرهای جدی همراه است: بی‌ثباتی طولانی، قطبی‌سازی شدید، امنیتی شدن فضا، مداخله بازیگران خارجی و از دست رفتن امکان مدیریت دوران گذار.
نادر عصاره
اتحاد در عمل یعنی همین: هم‌صدایی واقعی حتی اگر موقت باشد. این اتحاد  به آزادی سریع  بازداشت شدگان، پس از ۹ روز با قید وثیقه منجر شد. امری که در دستگاه بگیر و به بند بیرحمانه استبداد دینی و سپاهی کم سابقه است. این تجربه نشان می‌دهد که «اتحاد در عمل» در ایران نه یک پدیده استثنایی بلکه یک واکنش ساختاری به تهدید مشترک است. اتحاد در عمل اخیر، که با شخصیت ها، نیروها و نهادهای مشخص شکل گرفت، یک نمونه روشن از ائتلاف خودجوش بر زمینه ای واقعی بود: ائتلافی که بر پایه اشتراک نظری شکل نگرفت، بلکه بر پایه درک مشترک از خطر سرکوب به وجود آمد.
تقی روزبه
خودسوزی و مرگ جوان ۲۰ ساله ای که شهرداری اهواز مغازه پدرش را تخریب کرد پرده از ابعادفشار و تهدیدی که فلاکت و تامین حداقل زندگی اکثریت بزرگی از جامعه را تهدید می کند، برمی دارد. مرگ تراژیکی که شباهت زیادی به مرگ تراژیک محمدابو عزیزی دستفروش تونسی دارد که جرقه انقلاب تونس را بر افروخت. در ایران نیز همه بیادداریم که چگونه مرگ تراژیک مهسا امینی بدست گزمه‌های رژیم جرقه خیزش زن زندگی آزادی را بر افروخت.
تقی روزبه
یکی از سخنان مهم وی این بود که « پیروزی او  راه  پیروزی حزب دموکرات بر ترامپ و جمهوری خواهان را نشان داده است» که بیانگر همان محدوده کنش‌گری وی در چهارچوب رقابت‌های حزبی دو جناح اصلی است. این نکته که او در ایالتی که همواره این حزب در آن نفوذ داشته و با حمایت آن و در غیاب رقیبی مهم پیروز شد دلالت برهمان محدوده کنشگری دارد.
مسعود شب‌افروز
پاسخ نیز روشن‌تر از همیشه است: حزب چپ ایران، حزب ماست — نه حزب فرصت‌طلبان، نه حزب محافظه‌کاران نقاب‌دار، و نه حزب آنانی که زیر نام اصلاح‌طلبی، تداوم وضع موجود را تضمین می‌کنند .
تقی روزبه
حاکمیت در چنبره انواع ابرچالش‌های فزاینده و درهم تنیده و گوناگون، محاصره شده است. بطوری که «نجات» خویش را در بازگشت مجدد به سیاست‌های خالص سازی و سرکوب بیشتر جستجو می‌کند. بیم از هم پاشیدن شیرازه حکومت در مواجهه با امواج طوفان‌های در حال وزش، رژیم را وادارساخته است قبل از آن که خیلی زود دیر شود،  شمشیرخود را از نیام خود برکشد.
منوچهر مقصودنیا
در نظام‌های توتالیتر، حذف یا کنار گذاشتن شخصیت‌های مهم به بخشی از سازکار قدرت تبدیل می‌شود. در این نوع حکومت‌ها، رهبر یا هسته مرکزی تحمل چهره‌هایی را ندارند که دارای نفوذ مردمی بوده و در دستگاه حکومت نفوذ داشته و یا استقلال فکری دارند. زیرا وجود آن‌ها می‌تواند تمرکز قدرت را در دست رهبر و یا دستگاه رهبری به خطر بیندازد. این حذف‌ها گاه با برکناری و تبعید، گاه با حصر خانگی و گاه با اعدام یا مرگ‌های مشکوک انجام می‌شود.
منوچهر گلشن
بیانیه به جای تأکید بر نبرد زنان برای رهایی از نظام زن‌ستیز مذهبی، مبارزه را در سطح فردی و اراده‌ی شخصی می‌بیند («اراده، توان و مقاومت زنان توانست از سد محدودیت‌ها عبور کند»).  در نتیجه، ساختار مردسالار و مذهبی‌ای که این «سد» را ساخته، به حاشیه رانده می‌شود.  در حالیکه ما باید این موفقیت را در بستر تناقض بین بدن زن و اقتدار دینی ـ مردسالار جمهوری اسلامی تحلیل کنیم: دخترانی که ناچارند زیر پرچم و حجاب اجباری نظام بایستند، پیروزی‌شان نه تأیید نظام، که بیانِ مقاومت در بند است. 
نادر عصاره
قاجارها، با وجود ضعف ساختاری، از تضاد میان روسیه و انگلستان برای حفظ تمامیت کشور بهره می‌بردند. و بدون شاخ به شاخ شدن با آن دولت ها که بزرگترین قدرت های زمانه بودند، استقلال کشور را از گزند دور می داشتند. امروز نیز این تجربه تاریخی می‌تواند الهام‌بخش باشد: ایران، به‌جای وابستگی به یکی از دو اردوگاه روسیه یا غرب، می‌تواند نقش میانه‌ای ایفا کند که بر پایه استقلال، تعادل و منافع ملی استوار باشد. اما تحقق چنین سیاستی تنها زمانی ممکن است که تصمیم‌گیری درباره منافع کشور از انحصار رژیم اسلامی با حلقه‌های امنیتی و ایدئولوژیک آن بیرون آید.
داود احمدلو
در جوامع دیکتاتورزده، دولت با بی‌اعتنایی به نیازهای روزمره‌ی مردم، آنان را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم می‌سازد. در چنین شرایطی، توان خودسازمان‌دهی مردم برای پیگیری خواسته‌هایشان بسیار ضعیف است، و بدون حضور جامعه‌ی مدنی، گشودن چشم‌انداز تغییر و اصلاح تقریباً ناممکن می‌شود.
علی جنوبی
در فضای پرخشم و سرکوب‌زده‌ی امروز، طبیعی است که گروهی از معترضان خواستار نابودی کامل نظام حاکم باشند.
اما تجربه‌ی کشورهای منطقه به ما می‌گوید که فروپاشی بدون برنامه، به‌سرعت به فاجعه می‌انجامد.
خلأ قدرت، نیروهای نظامی یا فرقه‌ای را به صحنه می‌آورد و کشور را به جنگ داخلی نزدیک می‌کند.