«غروب هستهای، طلوع نفتی»؛
سیاوش قائنی
در این الگوی نوین، مسئله اصلی دیگر صرف ورود سرمایه یا آزادسازی منابع مالی نیست، بلکه «چگونگی توزیع قدرت و منافع» است؛ اینکه چه کسانی در مرکز این جریان قرار میگیرند، چه گروههایی از ابرپروژههای نفت، گاز و زیرساختی منتفع میشوند و کدام بخشهای جامعه همچنان در حاشیه باقی میمانند. با تثبیت چنین مدلی، هزینهها بهصورت ساختاری و نامتوازن در جامعه توزیع میشوند؛ بهگونهای که بدنه جامعه همچنان بار اصلی فشار اقتصادی، محدودیتهای معیشتی و پیامدهای اجتماعی این جابهجایی را تحمل میکند، در حالی که منافع کلان در لایههای محدود و متصل به هستههای قدرت انباشته میشود.