در هفتە ی گذشتە گروە وسیعی از اساتید و کارکنان دانشگاە ها برای چندمین بار طی هفتەهای اخیر بە دلیل وضعیت بد معیشتی خود در تهران مبادرت بە تجمع نمودند. کارکنان دانشگاە ها در این اعتراض خیابانی وسیع خواهان افزایش حقوق و بهبود شرایط کاری خود شدند.
وجود اعتراضات گروەهای مزدبگیر پدیدە تازەای نیست. اعتراضاضات کارگری در ایران یک پدیدە چند دە سالە است کە هم قبل هم بعد و حتی گاها در میانە جنگ نیز وجود داشتە است. اما اعتراض بخش هایی از جنبش مزدبگیران کە سطح دستمزد و رفاە مناسبتری داشتەاند پدیدە چندان معمولی نبودە است.
حضور این گروە از مزدبگیران در اعتراضات از بحرانی بودن وضعیت بخش های پردرآمدتر و مرفە تر آنان و بسر رسیدن تحمل شان از وضعیت موجود حکایت می کند. اعتراض این گروە وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند کە همزمان می شود با گسترش فزایندە اعتراضات کارگران، بازنشستگان، پرستاران و سایر مزدبگیران بە تنگ آمدە از فشار روز افزون دولت و کارفرمایان.
قبلا دولت تا حدودی سعی می کرد با پرداخت دستمزد و مزایای بهتری لااقل گروە های آکادمیک شاغل در دستگاە دولتی را حتی الامکان از تظاهرات سایر گروەهای مزدبگیر دور نگه دارد و بیشتر فشار بە این گروە سیاسی فرهنگی و ایدولوژیک بود. اما مدتی است کە این سیاست بە فقیر و بی حقوق سازی عموم مزدبگیران تغییر پیدا کردە و سیاست استثمار همە ی نیروی مزدبگیر تا سرحد ممکن جای آن را گرفتە است.
پیشتر این سیاست در مورد کارکنان رسمی و متخصص نفت با قطع مزایا و امتیازات ویژە آنان شروع شد و جواب اعتراضات آنها بە این اقدام دادە نشد و بجای آن تلاش شد آنها را بە وضعیت جدید عادت بدهند.
این اعتراضات بە رغم آنکە هنوز از نفس نیفتادە است ولی حکومت عملا بویژە با استفادە از فضای جنگی حاکم بر کشور در حال جا انداختن آن هستند. مدتی است نوبت بە استادان و کارکنان دانشگاە ها کشیدە و دولت قصد دارد همین سیاست را در مورد استادان آموزش عالی نیز اعمال کند. در مورد معلمان نیز بە رغم مخالفت شدید آنها با بی عدالتی و فقیر سازی نیروی کار با وجود ادامە مقاومت معلمان در عمل این کار را کردە است. دلیل کامیابی حکومت در بی حقوق سازی نیروی کار چیزی غیر از وجود تفرقە همراە با استبداد در میان زحمتکشان نیست.
بی حقوق و فقیر سازی در میان کارگران و مزدبگیران دەها سال است کە دنبال میشود و سال بە سال دامنە آن گستردە شدە و در دولت پزشکیان و اصلاح طلبان شریک در قدرت بە اوج خود رسیدە است. قصد حکومت و دولتهای برآمدە از آن حداقل بعد از دورە حسین موسوی و رهبر شدن علی خامنەای ارزان سازی و بهرە کشی هرچە ممکن تر از طبقە کارگر بودە است. در حکومت اساسا هیچ جریان عدالتخواە واقعی ذینفوذی باقی نماندە کە از عدالت و حقوق مردم دفاع کند.آن جریاناتی نیز کە فریبکارانە ادعای عدالتخواهی می کنند سوابق شان خلاف ادع هاهایشان را نشان می دهد. وضعیت اپزوسیون دست راستی نیز از این لحاظ بە اندازە جریانات حکومتی عدالت ستیز هستند. بهمین جهت طبقە کارگر فریب شعارهای انحرافی آنان را نخواهد خورد و اسیر دام آنها نخواهد شد.
این فلاکت با زور سرنیزە و برقراری استبداد بر طبقە کارگر تحمیل شدە است و اکنون کار آن بجایی رسیدە است کە حقوق بخور و نمیر را از کارگر دریغ می دارند، هیچ امنیتی برای کارگر باقی نگذاشتەاند، در حال فراهم کردن شرایط بر چیدن بیمە و تامین اجتماعی هستند، همە ی حقوق قانونی کارگر را از وی سلب کردەاند.
دولت مدعی اصلاح طلبی درست وسط جنگ قیمت نان و مواد غذایی را دو تا سە برابر کردە است بدون اینکە صدای اعتراضی از هیچ "اصلاح طلبی "یا "عدالتخواهی " بلند شود. دولت در همان حال با شیادی و بی شرمی دستمزد و حقوق های بازنشستگی را طوری دستکاری می کند کە افزایش پیدا نکند. از یک سو ادعای افزایش حقوق می کند از سوی دیگر هرچە را کە در ظاهر اضافە می کند با حذف مزایا و یارانە کالاهای اساسی از مزد بگیران پس می گیرد.
زمانی کە لایە های پر درآمدتر مزد بگیران بواسطە مشکلات معیشتی وارد اعتراضات می شوند، پیوستن آنها بە معنی از دست رفتن خویشتنداری عموم مزدبگیران از وضعیت موجود است. اوضاع وقتی بحرانی تر می شود کە مردم متوجە می شوند، دولت نە تنها قادر بە بهبود وضعیت معیشتی بحرانی آنها نیست بلکە با بی تدبیری توام با بی تفاوتی و جانبداری از منافع اقلیت سرمایە دار عملا بە بحرانی تر شدن وضعیت اکثریت مردم دامن می زند.
بدون اینکە منکر تاثیرات نقش جنگ و تحریم اقتصادی شویم ، اما نقش سیاستهای اقتصادی اجتماعی و جانبدارانە دولت در گسترش فقر، تورم، رکود و بی عدالتی قابل لاپوشانی نیست. بهمین دلیل است کە بعد از جنگ ١٢ روزە شاهد افزایش تورم و قیمتها و فشار بە کارگران و بازنشستگان و کارمندان و افزایش قیمت خدمات بودیم .
متاسفانە آمار و ارقام اقتصادی منتشر شدە از وخامت روز افزون بحران معیشتی و اقتصادی بویژە در صورت تداوم جنگ خبر می دهند. بە گفتە یکی از کارشناسان اقتصادی نرخ تورم ماهانە بە ٧ درصد رسیدە است. در همان حال دولت در حالیکە هر از چندی ارز ترجیحی مختص دارو و کالاهای اساسی را قطع می کند و بسوی واگذاری کامل اختیارات حتی نان مردم بە بازار حرکت می کند، بە شدت از افزایش دستمزدها امتناع می کند و سفرە ها را خالیتر می کند.
از این حکومت حتی در سطح یک حکومت متعارف بازارگرا هم انتظار نمی رود در حد متعارف با حقوق مردم برخورد کند. اما واقعیت این است کە رفتار این چنینی حکومت نتیجە تفرقە و پراکندگی و تک روی و نداشتن همبستگی میان خود مزد و حقوق بگیران است، کە بجای حمایت مناسب و عملی در مواقع لازم از مبارزات یکدیگر و اقشار تحت ستم هر جریانی ساز خودش را می خواهد کوک کند.
ما هنوز اهمیت لازم برای همبستگی خودمان قائل نیستیم و در این میان عدەای بر سر مسائل پیش پا افتادە تلاشهایی را کە برای ایجاد همبستگی، عدالت و اتحاد در جامعە بە عمل می آید بی اثر می کنند. این در حالی است کە تجربیات هم در کشور خود ما و هم در کشورهایی کە توانستەاند در زمینە های معینی مانند رفاە و آزادی پیشرفت کنند، بە ما یادآوری می کند کە بدون داشتن سطح لازمی از دمکراسی جنبش های کارگری رنگ رفاە و آزادی و عدالت را نخواهند دید. اکنون هیچ لایە ای از طبقە کارگر را نمی توان یافت کە حداقل رضایت را از وضعیت معیشتی و زندگی خود داشتە باشد. جمهوری اسلامی در اثر ایجاد تفرقە و البتە با سرکوب و استبداد، موفق شدە است پروسە فقیر و بی حقوق سازی کل نیروی کار بە استثنای مدیران کارگزار اربابان صاحب قدرت و ثروت را تکمیل کند. از همین رو نباید از اینکە مشاهدە می کنیم کە همە ی مزدبگیران از کارگر پیمانکار شهرداری در بلوچستان، تا اساتید دانشگاە همگی از وضعیت بحرانی معیشتی خود بە تنگ آمدەاند شگفت زدە شویم.
عدم حمایت عملی گروە های اجتماعی غیر مزد و حقوق بگیر از اعتراضات و مطالبات بە حق کارگران و بازنشستگان، حمایت نکردن کارگران شاغل از بازنشستگان، بی توجهی کارگران رسمی بە غیر رسمی، بی تفاوتی کارمندان بە کارگران، صاحبان کسب و کارهای بە اعتراضات عمومی مزدبگیران، باعث شدە تا حکومت یکی بعد از دیگری بە سراغ تک بە تک همە ی آنها برود و حقوق همگی را با هم تضعیف نماید.
ما متاسفانە از یاد بردەایم کە منافع مشترک با هم داریم و رسیدن بە آن مستلزم، همبستگی همکاری و مبارزە مشترک و عملی است. تحمیل آزادی حجاب بە حکومت نشان داد مردم با مبارزە، مقاومت وهمبستگی می توانند خواستە های منطقی خود را حتی بە نظام استبدادی فقاهتی تحمیل نمایند. اگر از درسهای جنبش های مترقی مانند جنبش زن، زندگی، آزادی، برای متحقق کردن مطالبات دمکراتیک خود بیاموزیم و آنها را بکار بگیریم حتما پیروز می شویم!
افزودن دیدگاه جدید