۱۷ ژوئن، روز جهانی بیابان زدائی يا مبارزه با بیابانزائی در جهان است. کشورهای مختلف به مناسبت روز جهانی بيابان زدائی، برنامههائی را در این زمینه اجرا می کنند. بیابانزائی پديده ای است که در طول سده ها به جان زمین افتاده و در حال بلعیدن زمين های سرسبز است. افزایش سطح بیابانی در دنیا موجب شده تا نهادهای بینالمللی برای مقابله با این معضل جهانی، دست در دست هم دهند تا راهکارهای علمی و اصولی ارائه کنند و به مقابله با این پديده برخیزند.
بیابان زائی در کنار دو چالش بزرگ تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین، به عنوان سومین چالش مهم جامعه جهانی در قرن ۲۱ محسوب می شود و همراه با تغییر آب و هوا و از دست دادن تنوع زیستی، به عنوان بزرگترین چالش توسعه پایدار شناخته شده است.
براساس گزارش های موجود، پديده بيابان زائی از نيمه دوم قرت بيستم (دهه ۱۹۵۰)، شناسائی و به آن توجه شد. دانشمند فرانسوی لاودن (Lawden) نخستين کسی بود که واژه بيابان زائی را ابداع کرد و در مفهوم تخريب اکوسيستم و منابع گياهی به کار برد. پس از آن در کتاب "آب و هوا، جنگل ها و بيابان زائی"، اين پديده عامل کاهش قابليت بهره وری اراضی و ايجاد بيابان های جديد تحت تاثير فعاليت های انسانی مخرب معرفی شد. در پی خشکسالی ها و قحطی های پی در پی اواخر دهه ۶۰ و اوائل دهه ۷۰ در کشورهای افريقائی و فراگير شدن مشکل بيابان ژائی در جهان، سازمان ملل، در سال ۱۹۷۷ اولين کنفرانس جهانی بيابان زدائی را در نايروبی، پايتخت کنيا، برگزار کرد. در اين کنفرانس علاوه بر تعريف کلی و نسبتأ جامع واژه بيابان، پديده بيابان زائی به عنوان عامل تخريب و انهدام اکوسيستم های طبيعی اعلام شد.
در کنفرانس سران ریو (اجلاس سازمان ملل متحد در زمینه محیط زیست و توسعه پایدار که بزرگترین و معتبرترین گردهمایی سازمان ملل متحد به شمار می رود و آن را با عناوین "اجلاس ریو"، "کنفرانس ریو" و "اجلاس زمین" نیز میشناسند) در سال ۱۹۹۲ معضل بیایانزائی در آفریقا مطرح گرديد و این امر منجر به تاسیس کنوانسیون جهانی بیابان زدایی (UNCCD) به عنوان زیر مجموعهای از سازمان ملل شد. در سال ۱۹۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل به منظور افزایش آگاهی عمومی در این زمینه و پیگیری جدیتر برنامههای کنوانسیون، روز ۱۷ ژوئن را با عنوان روز جهانی بیابانزدایی نامگذاری کرد.
۱۹۵ کشور در این کنوانسیون عضویت دارند. کنوانسیون در سال ۲۰۰۸ هدفی ۱۰ ساله با عنوان زیر برای کشورها تدوین کرد:
" ایجاد یک همکاری جهانی برای جلوگیری از بیابان زایی، تخریب سرزمین و کاهش اثرات خشکسالی در مناطق تحت تاثیر به منظور حمایت از کاهش فقر و پایداری زیست محیطی".
بیابانزائی یا Desertification
در زبان فارسی لغت بيابان واژه آشنائی است که به مناطق خشک و کم آب و علف اطلاق می شود و از ترکيب سه کلمه: بی، آب، آن (انجا) شکل گرفته است. لغت بيابان در پارسی کهن به نام وياپان (Vyapan) و در فرهنگ عرب صحرا (Sahra) و در زبان انگليسی دزرت (Desert) شناخته می شود.
بر اساس تعریف کنوانسیون جهانی، پديده بیابانزایی به تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمهخشک و خشک نیمه مرطوب گفته میشود که در اثر عوامل انسانی و عوامل طبیعی رخ می دهد. بیابانزایی نوعی از تخریب زمین است که در آن منطقهای به صورت کاملا مشهود و ملموس خشک و لمیزرع میشود و معمولا آب، پوشش گیاهی و حیاتوحش خود را نیز از دست میدهد.
به طور کلی بيابان زائی را می توان به دو دسته بيابان زائی محيطی و بيابان زائی انسانی طبقه بندی کرد. عوامل موثر در بيابان زائی طبيعی، ريشه در تاريخ زمين شناسی دارد. عوامل اقليمی و خشکسالی های پی در پی نيز آن را تقويت می کند. بسياری از اراضی لخت و کويری و يا سرزمين های خشک و بی آب و علف قديمی از اين مقوله اند. ليکن در سده ها و دهه های اخير، تحت تاثير دخالت های گسترده انسان در طبيعت، شتاب بيابان زائی افزايش يافته است. از جمله: بوته کنی، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع، تبدیل مراتع به دیمزار، برداشت بیرویه آب از سفرههای آب زیرزمینی، آلودگی آبهای زیرزمینی از طریق پسابهای صنعتی شهری و کشاورزی، معدن کاوی و بهره برداری از معادن، جاده سازی و توسعه شهرها و روستاها.
فاجعه بيابان ژائی
امروزه پیشرفت بیابانها در سراسر جهان به حدی رسیده که مساله بیابانزائی به یکی از مسائل قابل توجه بومشناسی و زیستمحیطی تبدیل شده و روز به روز نگرانیها درباره آن افزایش پیدا میکند.
شاید اين تصور باشد که بیابانزائی تنها منجر به خشک شدن قسمتی از زمین میشود و نقشی در سرنوشت و روزگار آدمیان ندارد. اما به جز پیامدهائی چون از بین رفتن پوشش گیاهی، گرد و خاک زیاد در یک منطقه، کم شدن بارندگی، فرسایش خاک، عدم حاصلخیزی زمین، افت آبهای زیرزمینی و از بین رفتن حیات وحش، باید منتظر معضلاتی همچون بیکاری، گرسنگی، فقر و مهاجرت ناشی از بیابانزایی نیز باشیم که همه در اثر این پدیده رخ میدهند.
در اثر دخالت انسان تا کنون ۱۳ درصد از جنگل ها و مراتع جهان به بيابان تبديل شده و بيش از ۳۰ درصد از منابع سياره زمين در معرض خطر بيابانی شدن قرار گرفته است. اين در حالی است که نزديک به ۲۰ درصد از جمعيت کل جهان در اين مناطق زندگی می کنند. هر سال حدود ۱۲ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی، مراتع و جنگل ها در سراسر جهان به بیابان تبدیل می شود. این پدیده بیشتر در زمین های خشک حاشیه بیابان های جهان، یعنی سرزمین هایی که حدود یک میلیارد نفر در آن زندگی می کنند. فلات مرکزی ایران یکی از معروفترین این مناطق محسوب می شود.
به گفته کارشناسان پیشروی و توسعه بیابانها در جهان، زندگی بیش از ۲۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان مستقیماً به مخاطره انداختهاست. مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد اعلام کردهاست: «گسترش کویرها و خشکسالی، سالانه ۴۲ میلیارد دلار از ارزش تولیدات کشاورزی کاسته و باعث عدم امنیت غذایی، قحطی و فقر میشود.»
بیابان زائی در ایران
براساس نقشه مناطق خشک جهان که در اطلس جهانی بيابان زائی توسط سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسيده است، در ايران به جزء مناطق محدودی از شمال و غرب کشور که دارای اقليمی مرطوب و نيمه مرطوب می باشد، بقيه سطح کشور در رده سرزمين های خشک قرار دارد. براساس آمار سال ۱۳۷۷ که توسط سازمان جنگل ها و مراتع منتشر شده است است بيش از ۸۰ درصد از وسعت کشور در قلمرو اقليم خشک و نيمه خشک قرار دارد. ۲۵.۷ درصد از وسعت کشور معادل ۳۴ ميليون هکتار در قلمرو اراضی بيابانی و شنزار و کويری است.
در بیابانهای ایران میانگین سالانه ریزش باران کمتر از ۵۰ میلیمتر است. بیابانها و مناطق بیابانی روی هم حدود ۴۰ میلیون هکتار از اراضی ایران را در بر میگیرند. ۱۲ میلیون هکتار نیز ماسهای بوده یا از شن و ریگ روان پوشیده شدهاند. بارندگی در ایران یک سوم میانگین بارندگی جهان است درحالی که به دلیل قرارگرفتن بر روی کمربند خشکی جهان، تبخیر آب ۳ برابر میانگین جهانی است. در حال حاضر سرانه بیابان در کشور ۰.۵ هکتار است، در حالیکه سرانه جهانی آن ۰.۲۲ هکتار است.
بيابان زائی از جمله چالش هاي زيست محيطي در کشور ما است كه در حال حاضر مناطق بسياري از ايران درگير آن هستند. در گسترش پديده بيابان زائی در ايران دو عامل "محيطی و انسانی" نقش بسزايي ايفا می كند كه شرائط اقليمي از قبيل كاهش نزولات آسماني، تبخير بالای آب، پديده گرمايش زمين و تغيير اقليم كه منجر به افزايش فرسايش بادي و گسترش بيابان زائی مي شود، از عوامل محيطی است. از فعاليت های انسانی می توان به برداشت بيش از حد سفره های آب زيرزمينی، فشار بيش از حد بر خاك، افزايش وسعت زمينهای كشاورزي، آلودگی آبهای زیرزمینی از طریق پسابهای صنعتی شهری و کشاورزی، چرای بی رويه، ورود دام به جنگل ها و تغيير غيرقانونی و نادرست كاربری اراضي مانند تبديل جنگل يا مراتع به كشتزار و زمين هاي كشاورزی همه سبب تشديد پديده بيابان زائی در كشور می شود.
وضع ايران از لحاظ پديده بيابان زائی وخيم است و يكی از علل عمده بيابان زائی، كاهش سطح آبخوان ها است. با توجه به شاخص هاي ذكر شده و با در نظر گرفتن اينكه بسياري از تالاب هاي كشور نظير بختگان، هامون، ارژند، پريشان و گاوخوني در حال خشك شدن هستند، می توان نتيجه گرفت بيابان زائي رو به گسترش است. خشك شدن تالاب ها و درياچهها در كشور ما سبب ايجاد كانون هاي بحران در اين مناطق مي شود كه خود موجب افزايش فرسايش بادی و توليد گرد و خاك خواهد شد و می تواند حيات انسان و موجودات زنده ديگر را تهديد كند.
با توجه به شرايط جغرافيائی و اقليمی ايران، بيابان ها هيچ گاه خود به خود رو به گسترش نبوده، آنچه بيابان ها را گسترش می دهد، رابطه ای است که از نظر طبيعی مناطق بيابانی با محيط پيرامون خود دارند. تخريب منابع آب، خاک، و به ويژه پوشش گياهی در مناطق کمربندی بيابان های ايران، شرايطی را فراهم آورده که بيابان زائی و گسترش آن را در حاشيه بيابان ها تشديد می کند. از اين رو اين بخش تحت تاثير دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی حداقل يک قرن اخير، به سوی وضعيتی بحرانی پيش رفته و روز به روز به وسعت آن افزوده می شود. پديده بيابان زائی در ايران رو به گسترش است. وجود ريزگردها در بيشتر شهرها و استان های کشور نشان از بحرانی شدن اين پديده طبيعی دارد.
ايران با داشتن ۱۱ اقليم از ۱۳ اقليم در جهان و با ۸ هزار گونه گياهي و هزاران گونه جانوري جزو ۵ كشور اول جهان از لحاظ تنوع زيستي است. اين در حالي است كه سرانه ايران در بيابان دو برابر جهان است.در اين ميان توسعه بيابان در كشور پديده نوظهوري را رقم زده است كه به نام ريزگردها. ريزگردها در حدود ۲۰ استان كشور جولان مي دهند و عرصه را بر مردم تنگ كرده اند. تا چندي پيش گفته مي شد منشا ۹۰ درصد ريزگردها خارجي بوده و از كشورهاي عراق، عربستان و عمان است، اما هم اكنون حوضه های آبی كشور به ويژه تالاب ها به وضعی رسيده است كه اين معادله در حال معكوس شدن است.
افزودن دیدگاه جدید