انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای تعیین نامزد سنای آمریکا در ایالت میشیگان را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی سال ۲۰۲۶ دانست. در این رقابت، دکتر عبدال السید، پزشک و فعال سیاسی مترقی، موفق شد رقیب مورد حمایت بخش مهمی از تشکیلات سنتی حزب دموکرات، «هیلی استیون»، را شکست دهد و به عنوان نامزد حزب دموکرات برای انتخابات سنا معرفی شود. این پیروزی از سوی بسیاری از ناظران سیاسی نه تنها یک موفقیت انتخاباتی، بلکه نشانهای از تغییرات عمیق در درون حزب دموکرات و تحول در نگرش نسل جوان آمریکا ارزیابی شده است.
رقابت میشیگان در عمل به میدان رویارویی دو گرایش در حزب دموکرات تبدیل شد: از یک سو جریان سنتی و میانهرو که از حمایت بخش بزرگی از ساختار حزبی و منابع مالی برخوردار بود، و از سوی دیگر نیروهای مترقی و جوانتری که خواهان تغییرات اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا هستند. پیروزی عبدال السید نشان داد که بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی حزب دموکرات، به ویژه نسل جوان، دیگر به سیاستهای گذشته رضایت نمیدهد و خواهان نقشآفرینی مستقیمتر در تعیین جهتگیری آینده حزب است.
در سالهای اخیر نشانههای متعددی از فاصله گرفتن جوانان آمریکایی از رهبری سنتی حزب دموکرات مشاهده شده است. مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، نابرابری اقتصادی، نظام درمانی، بحران مسکن، هزینههای آموزش و همچنین سیاست خارجی آمریکا، موضوعاتی هستند که برای نسل جدید اهمیت ویژهای دارند. این نسل دیگر صرفاً به تغییرات تدریجی قانع نیست و تلاش میکند از طریق سازوکارهای قانونی، انتخابات، سازماندهی سیاسی و حضور در نهادهای انتخابی، اهرمهای قدرت را در اختیار گرفته و سیاستهای حزب را از درون متحول کند. پیروزی عبدال السید را میتوان در ادامه همین روند ارزیابی کرد.
یکی از جنبههای مهم این انتخابات، نقش گسترده امکانات مالی در رقابت انتخاباتی بود. بر اساس گزارشهای منتشر شده، گروههای حامی (AIPAC) دهها میلیون دلار برای حمایت از هیلی استیون و حمله تبلیغاتی علیه عبدال السید استفاده کردند، برخی گزارشها رقم هزینههای را حدود ۳۰ تا ۳۲ میلیون دلار و مجموع حمایتهای خارجی از استیون را تا حدود ۶۰ میلیون دلار برآورد کردهاند. با این حال، نتیجه نهایی نشان داد که برخورداری از منابع مالی عظیم و سلطه بر فضای تبلیغاتی، الزاماً تضمینکننده پیروزی نیست.
از این منظر، انتخابات میشیگان حامل پیامی مهم برای سیاست آمریکا بود. رأیدهندگان نشان دادند که در شرایطی که آگاهی سیاسی و حساسیت اجتماعی افزایش یافته است، صرف هزینههای کلان تبلیغاتی نمیتواند جایگزین اعتماد عمومی و همراهی با مطالبات واقعی مردم شود. بسیاری از رأیدهندگان جوان و مستقل، بیش از گذشته به مواضع نامزدها درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاست خارجی توجه میکنند و کمتر تحت تأثیر تبلیغات پرهزینه قرار میگیرند.
بعد دیگر این انتخابات به مباحث مربوط به جنگ غزه و سیاست آمریکا در قبال اسرائیل مربوط میشود. عبدال السید در جریان رقابتهای انتخاباتی از منتقدان جدی سیاستهای دولت اسرائیل بود و مواضعی اتخاذ کرد که مورد استقبال بخشهایی از جوانان، مترقیان و فعالان حقوق بشر قرار گرفت. به همین دلیل، بسیاری از ناظران سیاسی این انتخابات را صرفاً یک رقابت محلی یا ایالتی تلقی نکردند، بلکه آن را بازتابی از بحث گستردهتر در درون حزب دموکرات درباره آینده سیاست خارجی آمریکا و رابطه واشنگتن با اسرائیل دانستند.
برای بخش قابل توجهی از نیروهای مترقی، پیروزی عبدال السید پیامی روشن به جناح راست آمریکا و همچنین حامیان بیقید و شرط سیاستهای دولت اسرائیل تلقی میشود. از نگاه آنان، این نتیجه بیانگر آن است که بخشی از افکار عمومی آمریکا نسبت به وضعیت غزه و پیامدهای انسانی جنگ حساستر شده و خواهان بازنگری در سیاستهای گذشته است. در مقابل، منتقدان این دیدگاه تفسیرهای متفاوتی از نتایج انتخابات ارائه میکنند. با این حال، آنچه تردیدی در آن وجود ندارد، این است که انتخابات میشیگان شکافهای سیاسی موجود در حزب دموکرات را آشکارتر ساخته و نشان داده است که نسل جدید دموکراتها در پی ایفای نقشی تعیینکنندهتر در آینده این حزب هستند.
در مجموع، پیروزی عبدال السید را میتوان نشانهای از تحول در سیاست آمریکا دانست؛ تحولی که در آن نسل جوانتر، سازمانیافتهتر و آگاهتر از گذشته، میکوشد از طریق سازوکارهای دموکراتیک و قانونی، مسیر آینده حزب دموکرات و در نتیجه سیاست آمریکا را تغییر دهد. انتخابات میشیگان نشان داد که قدرت مالی، نفوذ رسانهای و حمایت ساختارهای سنتی، هرچند مهم هستند، اما در برابر اراده سیاسی سازمانیافته شهروندان و مطالبات رو به رشد برای تغییر، تضمینکننده پیروزی نخواهند بود.
۶ اوت ۲۰۲۶
فرید اشکان
افزودن دیدگاه جدید