یکشنبه ۲۴ مه ۲۰۲۶
یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
سیاست
بهروز فدائی
چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا در هالهای از ابهام قرار دارد. درحالی که فشارهای اقتصادی و فرسایش نظامی هر دو طرف را به سمت میز مذاکره کشانده است، نیروهای قدرتمندی در منطقه و داخل آمریکا برای جلوگیری از حصول توافق - بهویژه توافقی که در آن هر دو طرف احساس پیروزی کنند - در تلاش هستند
بهروز فدائی
غلامحسین محسنی اژهای سالهاست که به عنوان چهرهای امنیتی-قضایی شناخته میشود، نه یک حقوقدان اصلاحگر. سابقهٔ او در وزارت اطلاعات، دادستانی کل و برخورد با پروندههای سیاسی نشان میدهد که اساساً نگاهش به قوه قضائیه بیشتر «ابزار حفظ نظام» است تا نهادی مستقل برای تضمین حقوق شهروندی. بنابراین اگر شدت اعدامها، تهدیدها و احکام سنگین افزایش پیدا کند، با شخصیت و سابقهٔ سیاسی او ناسازگار نیست.
یداله بلدی
در شرایط فاجعهبار میهن مان که مردم انواع دردها ورنجهایی مانند گرانی، تورم، بیکاری وکمیابی داروهای ضروری، دستگیریها، اعدامها و نگرانی ازحملات دوباره را تحمل میکنند، در خارج از کشور نیز با یک جریان شبهفاشیستی مواجه هستیم که با لباسهای متحدالشکل وآرم ساواک و سلام دادن شبیه نازیها در خیابانها عرض اندام میکنند و افزون بر هتاکی و فحاشی، دگراندیشان را تهدید بهانواع شکنجه واعدام میکنند.
مسعود شبافروز
رژههای نمادین گارد جاویدان یا تبلیغ و تطهیر ساواک، علاوه بر تشدید دوقطبی در فضای سیاسی خارج کشور، عملاً به بیاعتبار شدن بخشی از جریان هوادار رضا پهلوی انجامیده است. این رفتارها بهویژه در دوره آتشبس و پس از کاهش تنشهای منطقهای تشدید شدهاند؛ دورهای که برخی از هواداران سلطنت، در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، تصور میکردند جمهوری اسلامی در آستانه سقوط قرار گرفته و قدرت سیاسی به آنان منتقل خواهد شد.
مسعود شبافروز
در مجموع، مواضع اخیر اسماعیل بخشی را میتوان تلاشی برای بازتعریف زمین بازی دانست: دوری از جنگ و سناریوهای ویرانگر، تمرکز بر مطالبات معیشتی و طبقاتی، و بازسازی کنش جمعی در داخل. این رویکرد، اگرچه با موانع جدی مواجه است، اما در میان صداهای متکثر اپوزیسیون، یک ویژگی متمایز دارد: تأکید بر واقعگرایی اجتماعی بهجای خیالپردازی سیاسی .
صادق کار
اکنون کە کشورهای زیادی از آن جملە تعداد زیادی از متحدین و شرکای پیشین امریکا از رویکردهای دولت امریکا و اسرائیل ناراضی و بە آن معترض هستند، بهترین موقع برای باز سازی مناسبات آسیب دیدە و بازکردن تنگە بە روی کشورهایی است کە از سیاستهای خصمانە امریکا و اسرائیل فاصلە گرفتەاند.البتە این اقدام بهتر بود قبل از اعلام پروژە ترامپ انجام می گرفت. بهر حال بستە نگە داشتن تنگە برای مدتی طولانی بە هیچ روی بە سود منافع درازمدت کشور ما نیست.
بهروز فدائی
بر اساس آخرین تحلیلهای اندیشکدهها و کارشناسان برجسته جهانی، بحران مسدود شدن تنگه هرمز به عنوان یک نقطه عطف ژئوپلیتیکی ارزیابی میشود که نه تنها اقتصاد جهانی را با بزرگترین شوک نفتی نیم قرن اخیر مواجه کرده، بلکه موازنه قوا را در خاورمیانه دگرگون ساخته است.
بهزاد کریمی
استراتژی «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی» حقانیت دارد، چون مبنا را منافع و مصالح مردم کشور میداند و کشور را جدا از باشندگانش نمیفهمد. این راهبرد، روند را محدود به لحظه نمیبیند و واقعیت مقطعی را در وعدهی توخالی و نافرجام و غالباً بدفرجام مسخ نمیکند. میهندوستی در این رویکرد، با مردمدوستی تعریف میشود و نه اسطورهسازیهای ناسیونالیستی. استراتژی همه شمولی که، معتبر برای هر وقتی است و تعطیلی برنمیدارد؛ چه قبل از وقوع جنگ، چه حین آن و چه در بعد آتش بس. وفاداری به راهبرد در هر فاز از اینها با تاکتیکهایی متناسب.
صادق کار
اکنون کە اجماع جهانی بهوجود آمدە علیە جنگ و جهت برقراری صلح، از یکسو و شکست اهداف جنگی اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر شانس پایان دادن بە جنگ و برقراری صلح را تقویت کردە است و قدرت چانە زنی ایران در اثر تحولات بعد از تجاوز امریکا و اسرائیل نسبت بە مذاکرات پیش از جنگ بیشتر شدە است، فرصت پیش آمدە را نباید از دست داد بە دشمنانی کە قصد نابودی کشور ما و تسلط بر مردم و منابع آن را در سر می پرورانند، فرصت داد بە اهداف خود برسند.
مسعود شبافروز
چرا بازسازی یک کشور پس از جنگ، ساده نیست؟ در این روزها، در جمعهایی از ایرانیان که همچنان از ادامه جنگ دفاع میکنند، وقتی سخن از ویرانی زیرساختها به میان میآید، پاسخی تقریباً کلیشهای شنیده میشود : «بازسازی میکنیم.» این جمله با اطمینان گفته میشود، گویی بازسازی یک کشور پس از بمباران گسترده، چیزی شبیه تعمیر یک ساختمان آسیبدیده است .
نادر عصاره
خطر شعلهور شدن دوباره آتش جنگ همچنان پابرجاست. تجاوز به ایران، حلقهای از زنجیره راهبرد «رژیمچینج» دولت نتانیاهو است که طی یک سال اخیر دو بار کشور را به مسلخ جنگ کشانده است. این راهبرد با تکیه بر «شبکههای نفوذ داخلی»، «بمباران رسانهای»، «آلترناتیوهای حبابگونه» و «انحراف اعتراضات حقطلبانه مردم به سمت تقابلهای نابهنگام»، همچنان فعال است. تا زمانی که این پروژه طرد و دست آن از مقدرات ملی کوتاه نشود، سایه جنگ از سر کشور کنار نخواهد رفت.
علی جنوبی
مسئله بر سر جهتگیری است ، آیا کاهش تنش به فرصتی برای بازاندیشی، تقویت جامعه و طرح مطالبات عمیقتر تبدیل میشود، یا به ابزاری برای تثبیت وضع موجود و سرکوب و خاموش کردن حساسیتها؟ پاسخ به این پرسش، نه در سطح توافقات سیاسی، بلکه در سطح آگاهی و کنش اجتماعی تعیین میشود. صلح، اگر بهدرستی فهم و مدیریت نشود، میتواند به سکونی فریبنده بدل شود ! سکونی که در زیر آن، همان مسائل بنیادین همچنان حلنشده باقی مانده و ماندهاند .
بهروز فدائی
جنگ کنونی به نقطه عطفی رسیده که در آن هیچیک از طرفین به پیروزی نظامی قاطع دست نیافتهاند. هماکنون پنجره کوتاهی از فرصت دیپلماتیک برای آتشبس وجود دارد؛ اما در صورت شکست آن، منطقه شاهد تشدید تنش، جنگ فرسایشی و بازتعریف اساسی معادلات قدرت خواهد بود.
مهرداد بهارآرا
میهن ما روزهای دشواری را از سر میگذراند. میهن بوسیله بمبهای امریکایی و اسراییلی و اعدام جوانان در زندانهای رژیم خلافت اسلامی، غرق در آتش و خون است. زیرساختهای کشور در حال نابودی است. هموطنان غیرنظامی بسیاری در نتیجه بمبارانهای امریکا و اسراییل جان خود را از دست میدهند.
بهروز فدائی
نقطه مشترک این دو جریان، غایب دانستن مردم و منافع ملی در معادلات اصلی است. در یک سو، گروهی قرار دارند که آینده کشور را در پیروزی نظامی دشمن خارجی جستجو میکنند و در سوی دیگر، گروهی که بقای یک ساختار خاص را حتی به بهای ویرانی کشور میخواهند
مصطفی کمالی
این زیرساختها حاصل تلاش نسلها هستند: کارگران، مهندسان، معلمان و مردم از طریق مشارکت اجتماعی و مالیات در ساخت و نگهداری آنها نقش داشتهاند. حتی یک حکومت ناکارآمد یا سرکوبگر هیچ توجیهی برای نابودی آنها ندارد. حمله به زیرساختها، حمله به جامعه است، نه به حکومت. دفاع از زیرساختها، دفاع از جامعه است—از گذشتهای که در آن انباشته شده، و از آیندهای که بر آن بنا میشود.
بهزاد کریمی
این «کنگره» میتواند و لازم هم دارد که بگونهی دمکراتیک و با تعریف وظایف، جمعی اجرایی از میان خود به عنوان «دبیرخانه» برگزیند تا با کوشش برای استمرار روند «کنگره» و گسترش آن، هماهنگیهای لازم را انجام دهد. این «کنگره» تا زمان تحقق تجمع نیازین از تشکلهای نمایندگی در وجود خود، بهتر است تصمیماتش را بر پایهی توافق همگانی پیش ببرد و حتی المقدور از مکانیسم رای مطلق در نشست عمومی بپرهیزد.
مصطفی کمالی
جنبشهای کارگری، زنان، معلمان و دانشجویان برای رشد و سازمانیابی به فضایی از امنیت نسبی نیاز دارند. اما جنگ چنین فضایی را نابود میکند. جامعهای که زیر سایه بمباران، بحران اقتصادی و ناامنی زندگی میکند، ناچار بخش بزرگی از انرژی خود را صرف بقا میکند. در چنین شرایطی مطالبات دموکراتیک به حاشیه رانده شده و امکان شکلگیری آلترناتیوهای اجتماعی تضعیف میشود. این روند نشان میدهد که جنگ نه تنها یک بحران انسانی، بلکه یک ابزار سیاسی برای تضعیف جنبشهای اجتماعی و انسداد راه دموکراسی است.
نادر عصاره
پایان جنگ نه تنها هراسناک نیست، بلکه تنها راه نجات ایران از سناریوی «غزهای شدن» و شکست پروژهی مخرب دولت نتانیاهو علیه ایران است. پایان فوری جنگ به معنای نجات جان انسانها و حفظ زیرساختهای کشور است. اگرچه با آتشبس، استبداد دینی باقی میماند، اما این پایان، پیروزی هیچیک از دو طرف (متجاوز خارجی و استبداد داخلی) نیست بلکه شکست هر دو طرف است. نجات ایران از نابودی، درهای جدیدی را برای مبارزات مدنی و تغییرات واقعی میگشاید.
مسعود شبافروز
در تاریکترین پیچهای تاریخ، ملتها خود را در محاصرهای بیرحمانه مییابند؛ جایی که آسمان با بمبها و موشکها میسوزد و زمین با باتوم و زندان نفس مردم را میگیرد. ایران امروز، در میانه این دو آتش، شاهد فرو ریختن اعتماد و انسجام ملی است: جنگ خارجی و سرکوب داخلی بهطور همزمان بر جامعه فشار میآورند، و مردم در تنگنایی قرار گرفتهاند که تنها میتوان آن را قیچی تاریخ نامید .
منوچهر گلشن
نکته قابل توجه دیگر این است که نامه تقریباً به طور کامل خطاب به نهادهای قدرت نوشته شده است: رئیسجمهور آمریکا، کنگره، دیوان عالی و پارلمان اروپا. در متن هیچ نشانی از خطاب به جنبشهای صلح، جامعه مدنی یا افکار عمومی جهانی دیده نمیشود. در نتیجه، متن بیشتر شبیه یک لابی سیاسی محترمانه است تا بیانیهای برای بسیج نیروهای اجتماعی علیه جنگ. نگاهی به قدرت و نه به توده مردم!
صادق کار
سیستم فدرالیسم دەها سال است کە در کشورهای زیادی برقرار شدە است و باعث تجزیە هیچ کشوری نشدە است. در تعدادی از کشورهای دمکراتیک گرایشات جدایی طلبانە نیز بە رسمیت شناختە شدە است، تقاضاهای جدایی طلبانە بدون اعمال خشونت بە رای گذاشتە شدە و این حق برای جدایی خواهان از طریق مراجعە بە آرا محفوظ است. اما در اکثر کشورهای فدرالیستی کە جدایی بە رای گذاشتە شدە، اکثریت مردم بە جدایی رای ندادەاند. موارد نادری هم مانند چکسلواکی وجود داشتە کە بطور مسالمت آمیز جدایی را پذیرفتەاند.
علی جنوبی
در نهایت، لحظهای که ایران در آن قرار گرفته است لحظهای تعیینکننده در تاریخ معاصر این کشور است. جنگی که امروز بر کشور تحمیل شده، میتواند به فاجعهای انسانی و اجتماعی تبدیل شود، اما در عین حال میتواند به نقطهای تبدیل شود که جامعه ایران در آن راهی تازه برای آینده خود بیابد. آیندهای که در آن دفاع از میهن با آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی پیوند خورده باشد.
بهروز فدائی
نتیجه گیری: یک هفته پس از آغاز بحران، تنها میتوان با قاطعیت گفت که منطقه وارد مرحله ای بسیار خطرناک و غیرقابل پیشبینی شده است. ایران در سرنوشت ترین نقطه خود ایستاده و سرنوشت آن، نه تنها آینده خاورمیانه، بلکه وضعیت اقتصاد جهانی را نیز رقم خواهد زد
نادر عصاره
ویرانی شهر و دیار و تهران و دیگر شهر ها و خطر موجودیتی ایران، آتش بس فوری را حیاتی کرده است. وقت “تو گو مو گو” و پلمیک نیست. وقت وفاق بر فوری ترین وحیاتی ترین هدف، آتش بس و جمع کردن نیرو برای عملی کردن آن است
بهزاد کریمی
تداوم جنگ، یعنی زایش انواع مخاطرات از دل آن برای ایران و مردم ایران. برای اجتناب از چنین خطراتی، تنها راه و بهترین راه، قطع فوری جنگ است تا مردم امکان بیابند طی مبارزهای درونزا، جمهوری اسلامی را به موزهی تاریخ بسپارند. شک نباید کرد که جمهوری اسلامی آن چنان کمرش شکسته است که دیگر توان ادامهی حاکمیت زمان دار بر ایران را ندارد. اگر تعیین تکلیف مردم ایران با آن در شرایط غیر جنگی مستعد برقراری دمکراتیسم است، در وضعیت جنگی اما هر چیزی میتواند بارآورد مگر برونداد دمکراسی از دل خود.
بهروز فدائی
با توجه به تحلیلهای صاحبنظران خارجی، میتوان نتیجه گرفت که حمله آمریکا و اسرائیل هرچند نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب میشود، اما نتیجه نهایی آن قطعی و یکسویه نیست. سناریوی انتقال مدیریتشده همچنان محتملترین گزینه در کوتاهمدت ارزیابی میشود، اما این تداوم شکننده است و میتواند به سرعت به سمت نظامیشدن یا فروپاشی کامل حرکت کند. آنچه مسلم است، ایران وارد یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ معاصر خود شده است
بهزاد کریمی
خامنهای در آخرین ماه زمستان ایران رفت و پیشواز بهار مردمی در راه. جمهوری اسلامی ماندنی نیست و چه بسا در چشم اندازی چنان نزدیک و دسترسپذیر فروبریزد که به تصور نیاید. او رفت؛ امید که جمهوری اسلامی هم برود.
بهزاد کریمی
مبارزه با یورش سازمانیافتهی راست افراطی هم اکنون فعال در جلد و لباس پهلوی گرایی، آن زمان نافذیت خواهد یافت که ذوب در قطب گرایی نشود. مبارزه برای دمکراسی و مخالفت با هرگونه دیکتاتوری چه مستقر و چه منتظر، لازم است ضمن صراحت در موضع، با رفتاری واقعبینانه پیش برده شود. راست افراطی سلطنت طلب، مسلماً رقیب بسیار خطرناکی برای دمکراسی خواهانی است که در صدد به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و گذر از این نظام هستند، اما مخالفت با این رقیب، بهیچوجه نباید کارش به «روایتسازی» مغرضانه و بازی در میدان جمهوری اسلامی بکشد
مسعود شبافروز
اصلاحطلبی در جمهوری اسلامی، در بهترین حالت، پروژهای برای «تعدیل درونسیستمی» بوده است؛ نه گذار به سکولاریسم و نه برچیدن ساختار ولایت فقیه. تجربه دو دهه گذشته نشان داده که هرگاه اصلاحطلبان به قدرت نزدیک شدهاند، در برابر نهادهای انتصابی و ساختارهای موازی عملاً ناتوان ماندهاند
پوریا نایب
در نهایت، رسالت نیروهای پیشرو این است که اجازه ندهند «امید به تغییر» به سرنوشتِ پات دچار شود. پات در پایان داستان، فریبِ اتومبیلی را خورد که بوی گذشته میداد و در مسیرِ آن جان باخت. نیروهای مترقی باید با نقدِ بیرحمانهی این نوستالژیِ ارتجاعی، مسیرِ نجات را نه در «بازگشت به صاحبِ مقتدرِ گذشته»، بلکه در «ساختنِ قدرتِ جمعیِ مردم» در حال و آینده جستجو کنند. مقابله با فاشیسم، تنها با افشای ماهیت ضدانسانیِ آن ممکن است؛ همان ماهیتی که هدایت در چشمانِ پات دید و لرزید.
بهزاد کریمی
خط راهنمای دمکراتهای جمهوریخواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه نیز: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقلها با چشمانداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینههای عاجل لحظه نیز: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقتیاب جنایات دی خونین.
علی جنوبی
سلطنتطلبی، با تمام هیاهوی رسانهایش، یکی از موانع جدی وحدت، آگاهی و پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران است. جنبشی که بهای آزادی را با خون داده، نیازی به بازتولید گذشته ندارد. آیندهٔ آزاد ایران نه در کاخ، نه در حوزه های دینی، و نه در اتاقهای جنگ قدرتهای خارجی، بلکه در خیابانها، اعتصابات و مقاومت جمعی مردم رقم خواهد خورد.
جابر حسینی
در نهایت، ستیز با پنجاهوهفتیها تلاشی برای قطع پیوند جامعه با تجربه تاریخی خویش است. خطای اصلی پنجاهوهفت نه صرفاً یک اشتباه نسلی، بلکه ناتوانی در مهار تمرکز قدرت و نهادسازی بود؛ و همین کاستی، به شکلی دیگر، دوباره بازتولید شده است. محروم کردن نسل جوان از فهم پیچیدگی آن تجربه، جامعه را از امکان یادگیری تاریخی محروم میکند.
یداله بلدی
«پراکندگی نیروهای چپ» احزاب وسازمانهای سیاسی چپ و دموکرات و مجاهدین و احزاب کرد از آغاز برپائی حکومت اسلامی تاکنون ضربات زیادی را متحمل شده اند وبسیاری از کادرهای باتجربه خود را از دست داده و بهعلت دوری از وطن نتوانستهاند با مردم پیوند داشته باشند واز داشتن یک رسانه فراگیر که پیام آرمانهای آنانرا بهداخل برساند نیز محروم اند و در این سالها موفق به سازماندهی یک بلوک نیرومند از تمام نحلههای چپ نشدهاند ازاینرو جوانان شناخت چندانی از این جریانات ندارند.