رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۶ ژانویه ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴

در ضرورت تداوم، تحکیم و تعمیق حرکت اعتراضی جاری

در ضرورت تداوم، تحکیم و تعمیق حرکت اعتراضی جاری
پیرامون خیزش دی ماه ۱۴۰۴

ارزیابی از این خیزش

خیز مردمی دی ماه ۱۴۰۴ در حالی هفتمین روز خود را پشت سر می‌گذارد که گسترش باز بیشتری یافته و حکومت را  در تنگنا قرار داده است. این خیز، چه در مضمون و چه به لحاظ استمرار زمانی، از خیزش معیشت‌محور دی ماه ۱۳۹۶ فراترمی‌رود. اعتراضاتی است که بنا به داده‌های میدانی، باید آن را خیزشی اقتصاد‌محور نامید با سهیم بودن همزمان چندین طبقه و قشر اجتماعی از بازار تا مزدبگیران و تهیدستان در آن. مطالبات این تکثر‌ اجتماعی، گرچه ترکیبی از اشتراکات و تفاوت‌هاست، در کلیت خود اما تبلور در اعتراض و خشم فراگیر علیه نظام فشل، نالایق و رانت‌پرور دارد. این خیزش اقتصاد‌محور، با گرفتن چهره‌ی سیاسی به خود از همان اول و سردادن شعارهای ضد حکومتی، صف آرایی تازه‌ای‌ از جامعه در برابر حکومت به نمایش نهاده است.

برآمد مردمی جاری، نه ریزش بیکباره باران در آسمانی بی ابر بوده و نه رگباری یکباره و گذراست. بلکه از ابرهای متراکمی ناشی شده که بارش‌‌اش فقط جنبه‌ی دیر و زود داشت. بروز یافتگی‌ آن را نه نشانه‌ی شگفتی، که ‌‌می‌باید پاسخی دانست به این دیرکرد سئوال برانگیز که چرا جامعه علیرغم آنهمه فشار تورم و گرانی و باخت مالی روز به روز هم فزاینده، پای اجتماعی به خیابان نگشوده بود؟ اکنون دیگر مردم به صدا درآمده‌اند و از آنجا هم که نظام ورشکسته هیچ برنامه‌ی بنیادی برای خروج از بن‌بست خودساخته‌ ندارد، اعتراضات مردمی ولو با قطع و وصل‌هایی محتمل، همچنان تداوم خواهد داشت. ابرهای اَبَر بحران اقتصادی کماکان خواهند بارید و در شکل فرساینده با پیامد آبرفت‌ها به سیل بدل خواهند شد و حکومت مستاصل را دچار آچمز خواهند کرد و سرانجام هم آن را در کیش مات خواهند نشاند. 

این خیزش که همانند خیزش‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ و جنبش «زن – زندگی – آزادی» جنبه‌ی سیاسی دارد و فراگیر در قالب ویژگی‌های خاص خود است، حساسیت همه‌ی جریانات سیاسی اعم از پوزیسیونال و اپوزیسیون را برانگیخته و محمل و محلی برای چالش سیاسی در کشور شده است. دستجاتی از نظام البته مبتنی بر منازعات درونی آن خواهند کوشید با بهره‌برداری از پتانسیل حرکت اجتماعی جاری، برای خود کلاهی از این نمد بدوزند. دامنه و ارتفاع خیزش اما، بگونه‌ی بالقوه آن اندازه وسیع و بالا است که نظام و هیچ دسته از آن را توانایی خاموش کردن و مهار مداوم آن نیست. مشکل، در واقع زیربنایی است و نمی‌شود که با فلان یا بهمان روی‌کرد صوری و بی‌مایه در جمهوری اسلامی از میان برخیزد. رفع این شکاف دیرپا و مدام هم رو به تعمیق، تحول بنیادین نیاز دارد. بارها تکرار کرده‌ام که جمهوری اسلامی را سرانجام اقتصاد به زمین خواهد زد و اکنون وقت این ناگزیری فرا رسیده است و مواجه با آزمون دادن اپوزیسیون و هر شاخه‌ از آن در این بزنگاه هستیم. 

این خیزش مردمی را باید تشویق به ایستادگی و گسترش کرد! 

نیروی سکولار دمکرات ایران و مخصوصاً جناح جمهوریخواه‌اش و به ویژه بخش عدالت‌خواه آن که تجربه‌ی غنی نوع مواجهه با خیزش‌های عصیانی دارد، اکنون در برخورد با حرکت جاری با این پرسش مرکب و بغرنج روبروست: آیا در شرایطی که هنوز اپوزیسیون دمکراتیک نتوانسته بر فراز این حرکت مردمی چتر افق‌گشا بگشاید، در وضعیتی که مخالفانی از نظام با گل آلود کردن این رودخانه‌ی‌ به خروش برآمده علناً خواهان حذف هر دیگری و برقراری اقتدار انحصاری خود هستند، و در حال و هوایی که ترامپ سرمست از فتح نظامی ونزوئلا وعده‌ی دخالت لازم در ایران می‌دهد و نتانیاهو نیز دندان تیز می‌کند، آیا باز هم باید مشوق تداوم این حرکت شد؟ در پاسخ جوهری به این پرسش و البته ناظر بر آری به آن، تاکید من بر تداوم و گسترش این خیزش است و به درنگ بر سه نکته بسنده می‌دارم.

یک اینکه خیزش اجتماعی حاضر پیش از همه واقعیتی است عینی و برون‌دادی از سیاست‌ها و ناشی از موجودیت و دوام نظام حاکم، که خود آن با تبهکاری‌هایش جامعه را به این نقطه رسانده است. نظامی که راس آن در سخنرانی امروزش این یکی خیزش از مردم را هم «اغتشاش» نامید و چون همیشه، فرمان به «باید سر جایشان نشاند» داد. یعنی، بیفزایند بر تعداد قربانیان دستگاه سرکوب که آمار رسمی آن تاکنون ۸ تن اعلام شده است. غافل از اینکه این خون ریختن‌ها، هیزم بر آتش خشم جامعه‌ای است که دیگر هراس از سرکوب ندارد و عقب نشینی هم که بکند، موضعی است.

این خیزش همه‌پوش جامعه و با انگیزه‌ی دوامدار، که آن را با سرکوب نتوان از نفس انداخت، منبع تربیت کادرهای سازمانگرانه است. این حرکت ولو رنجور از بی سازمانی، هم نیروی آگاه در بطن و متن خود دارد و هم تازه‌نفس‌هایی را جذب خود می‌کند و خواهد کرد. خصلت جنبشی این خیزش، امکان آن را می‌دهد که بر بستر اعتراضات میدانی، پراکندگی‌های کادری جنبش به هم‌یابی‎‌ها و سازمان یابی‌‌ها فرابروید.

دو اینکه نگرانی از تهدیدهای متوجه این خیزش، خود بالاترین دلیل برای حضور در این برآمد و پشتیبانی از آنست تا بشود متکی بر یاری‌گری‌ها آن را سمت و سوی دمکراتیک داد. تنها در پشتیبانی فعال از این خیزش و جوش خوردن میدانی و سیاسی با آنست که می‌توان خطرات پوپولیسم و سوء استفاده‌ها از انرژی جنبش را به نیروی جنبش گوشزد کرد و آلترناتیو سکولار دمکراتیک حامل برنامه‌ی برون بُرد کشور از این بحران ساختاری را فعلیتی اجتماعی داد.    

سه اینکه ورود جامعه به صحنه‌ی سیاسی مستقیم و آنهم در شکل خیابانی و تظاهرات، می‌تواند و باید عرصه‌ی سیاسی کشور را از دو قطبی مسحور و مسخ کننده‌ی جمهوری اسلامی یک طرف و اسرائیل و آمریکا از طرف دیگر رهایی بخشد. این دوقطبی را، تنها حضور جامعه در سیاست و البته از طرق مختلف است که می‌تواند درهم بریزد. آنجا که نظام راه‌های متعارف مدنی برای اعلام اراده جامعه به انحاء مختلف و مقدم بر همه به اتکای سرکوبگری را مسدود می‌کند، این دیگر خیابان و اعتصاب و تظاهرات و شعار نویسی و شعاردهی‌هاست که نافذ می‌افتند. دخالت‌ورزی جامعه، فرصت مناسب و مساعدی برای آن نیروهای سیاسی است که با تاکید بر جامعه‌محوری در پی وارد کردن عامل مردم در سیاست‌اند.   

اگر چه واقعیتی است که هم اکنون میان جریانات اپوزیسیونی، پهلوی‌خواهان از نظر گفتمانی فعال‌ترین‌اند و نسبت به بقیه‌ی اپوزیسیون حضور بیشتری در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها دارند، اما آن اندازه هم قدرتمند نیستند که می‌نمایانند. پایگاه‌ آنان بیشتر پوپولیسم متکی بر نوستالوژی است تا تسخیر شعور برنامه‌ای جامعه در شکل سازمانیافته. درست در همین شرایط نوعی از انقطاب سیاسی رو به شکل‌گیری مبنی بر تداوم جمهوری اسلامی یا برگشت شاه است که خط سوم در معنای همآهنگی نیروهای سکولار دمکرات، ‌‌باید هم حضور جامعه‌ی معترض مطالبه خواه در صحنه را مبنای توان‌یابی خویش قرار دهد. مشی جامعه محورانه‌ی خط سوم، در همین درآمیزی‌ها با مابه‌ازاء اجتماعی‌اش است که قوام می‌یابد. خطی که، بر گذار از نظام جمهوری اسلامی تصریح دارد و با شفافیت تمام بر لزوم پایان دادن به این نظام پای می‌فشارد. خطی که، برآنست تا برای جامعه‌ی معترض و بپاخاسته، چشم انداز سکولار دمکراسی بگشاید.

بهزاد کریمی  

 ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴ برابر با ۳ ژانویه ۲۰۲۵    

 

دیدگاه‌ها

مجید
با عرض پوزش منظوراوضاع کنکنی…
دیدگاه

با عرض پوزش منظوراوضاع کنونی بود همیشه تحلیل های رفیق کریمی عمیق وبهترین است

مجید
ممنون رفیق کریمی اولین مقاله…
دیدگاه

ممنون رفیق کریمی اولین مقاله که به وضوح تحلیل میدهدوتکلیف رامشخص میکند.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید