جمعه ۲۱ اوت ۲۰۲۶
جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
جوانان
دانشجویان در امتحان های آخر ترم شرکت نمی کنند. به نشانه اعتراض در کوی متحصن میشوند. دانشجویان فائزه رفسنجانی را بین خود نمی پذیرند. چهار وزير از کابینه خاتمى به عنوان اعتراض استعفا میدهند. تاج زاده معاون وزير كشور و مصطفى معين وزير فرهنگ و آموزش عالى طى نطق هايى براى دانشجويان از آنها حمايت میکنند. موسوی لاری، وزیر کشور، برای دانشجویان سخنرانی می کند. دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند. فریاد می کشند : « خاتمی کجایی؟ دانشجویت کشته شد. » . خاتمی، رییس جمهور وقت سکوت اختیار کرده است.
سیامک فرید
برای یادمان تیرماه۷۸ تهران و تبریز و چه سایر نقاط ایران زمان به آخر نرسیده و پدر مادری هنوز بدنبال فرزند خود و امید یافتن خبری هر چند کوچک شب را روز می کنند
اگر نشان و سنبل پایداری و مقاومتی باشد کسی مستحق تر از این دو عزیز نیست
در سالگرد این فاجعه اگر یادی و سراغی از آنها بگیریم، اگر سخنانی که هر چند تکراری می آید را گوش کنیم و در کنار و همراهشان باشیم بهترین یادمان تیرماه ۷۸ خواهد بود
اگر نشان و سنبل پایداری و مقاومتی باشد کسی مستحق تر از این دو عزیز نیست
در سالگرد این فاجعه اگر یادی و سراغی از آنها بگیریم، اگر سخنانی که هر چند تکراری می آید را گوش کنیم و در کنار و همراهشان باشیم بهترین یادمان تیرماه ۷۸ خواهد بود
مهدی فتاپور
حد موفقیت چنین تشکلهایی به امکان نفوذ این دانشجویان و فضای کشور بستگی دارد. در شرایط کنونی نارضایتی از رژیم نزد اقشار تحصیلکرده در حدیست که ارگانهای وابسته به حکومت قادر نیستند نیروی قابلتوجهی را جلب نمایند و من تصور نمیکنم که چنین ترجمانهایی بتوانند نقشی در جلب دانشجویان داشته باشند
راه مقابله با این تلاشها در وحله اول اشکال حرکت، خواستهها و نحوه رفتار فعالان دانشجویی است. اقداماتی که بتواند حمایت توده دانشجویان را جلب نماید. در وحله بعد توضیح مواضع و عملکرد جریانهای حکومتی و رابطه آنها با رژیم است.
راه مقابله با این تلاشها در وحله اول اشکال حرکت، خواستهها و نحوه رفتار فعالان دانشجویی است. اقداماتی که بتواند حمایت توده دانشجویان را جلب نماید. در وحله بعد توضیح مواضع و عملکرد جریانهای حکومتی و رابطه آنها با رژیم است.
گروه کار جوانان حزب چپ ایران
با مطالبی از :علی افشاری، مهرداد درویش پور، بهروز خلیق، علی صمد، مهدی فتاپور، سیامک فرید، جعفر حسین زاده، امید اقدمی، رزا روزبهان و سیامک کلهر
گروه کار جوانان حزب چپ ایران
در عین حال جریان صنفی دانشجویی، برآمده از اعتراضات دانشجویی میانهی دههی نود و به مثابهی یک متحد با اهمیت جنبشهای صنفی و مطالباتی دیگر نظیر جنبش معلمان و جنبش کارگری، و نیرویی مستقل و اکیداً دانشجویی توانسته است ظرفیت اعتراضی قابل ملاحظهای را در دانشگاهها ایجاد کند. ظرفیتی که علیرغم سرکوب مداوم، فارغالتحصیلی نسلی از دانشجویان فعال در سه سال اخیر، و ایجاد محدودیتها در دانشگاهها در مقابل فعالیت این جریان، هنوز بهسبب ساختار ایجادشدهی متشکل میان دهها دانشگاه کشور، هنوز نیرویی با اهمیت در پیشبرد مبارزات صنفی دانشجویان...
یداله بلدی
این رویکردها و توصیه ها در عرصه آموزش و پرورش توسط رهبران دینی و سیاسی، همواره تکرار میشوند و هدف آنان اینست که افکار و عقاید نطام را درمیان دانشآموزان نهادینه کنند؛ و به جای تربیت دانشآموزان باسواد و آگاه در راستای سازندگی کشور، تلاش میکنند تا دانشآموزان را تحت تعالیم باورهای خود و گوش به فرمان ولیفقیه پرورش دهند و میلیونها دانش اموز را تبدیل به لشکر حزب اله و بسیج نمایند و از آنان برای سرکوب هموظنان استفاده کنند،
علی صمد
تحلیل ها، گزارشات، آمارها، شواهد و اسناد زیاد و مختلفی نشان می دهند که پروژه رسمی کردن انتقال قدرت در ایران در حال کلید خوردن است. مراجعه و توجه به این منابع بیانگر این واقعیت است که این بار بلوک قدرت قصد برگزاری انتصاباتی مهندسی شده و بی مسما در جهت از بین بردن نهاد ریاست جمهوری در همین قد و قواره ای که از این ارگان باقی مانده، کرده است. در هیچ دوره ای از تاریخ حکومت اسلامی ایران تا این سطح از مهندسی آشکار انتصابات انجام نشده است.
2 نظر
فصلنامهی مُروا نشریه جوانان هوادار حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
موضوع این شماره: انتخابات ریاست جمهوری در ایران
* فصلنامهی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد
* همکاران این شماره: سهراب مبشری، حســن نــادری، مهران مصطفوی، بیــژن میثمــی، علی افشاری، مناف عماری، مهرداد ا.، شعله زمینی، مهراد خامنه ای، حسن نایب هاشم، وهاب انصـاری، مراد رضایی و علی صمد
* صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
* فصلنامهی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد
* همکاران این شماره: سهراب مبشری، حســن نــادری، مهران مصطفوی، بیــژن میثمــی، علی افشاری، مناف عماری، مهرداد ا.، شعله زمینی، مهراد خامنه ای، حسن نایب هاشم، وهاب انصـاری، مراد رضایی و علی صمد
* صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
مراد رضایی و علی صمد
تکلیف «جمهوریت» نظامی که چهلودو سال خود را «جمهوری اسلامی» خوانده است، در ۲۸ خرداد یکسره خواهد شد. حسن روحانی، آن فرشتهی هفتمی است که جام جمهوریت را به هوا خواهد ریخت، تا ولی فقیه نظام بتواند از فراز منبرش رو به تمام منتقدان و مخالفنش، خبر از شکلگرفتن سلطنت یکدستش بدهد... صحنهچینی انتخاباتی از مدتها قبل نشان از بازگشت جمهوری اسلامی به دوران دههی شصت دارد؛ اینبار حتی بدون ماندن امیدی در میان اصلاحطلبان، نسبت به تغییری در چهار و یا هشت سال بعد!... ۲۸ خرداد نقطهی عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی است.
علی افشاری
شواهد و قرائن نشانگر تقویت احتمال جانشینی رئیسی است. منتها هنوز قطعیتی وجود ندارد. از آنجاییکه رئیسی در چهار دورهی حیات جمهوری اسلامی بدون انقطاع در مسئولیتهای حاکمیتی بوده و رشد مستمر و فزاینده را تجربه کرده است و همیشه برای نظام کارکرد داشته و وظیفهای را انجام داده و مطیع بودن و باورمندی به گفتمان کلاسیک جمهوری اسلامی و امتناع از تجدیدنظرطلبی را در رفتارش نشان داده طبیعیترین گزینه برای جانشینی خامنهای و سومین ولی فقیه شدن جمهوری اسلامی است.
سهراب مبشری
به نظر میرسد گردانندگان تشکیلات پاریس خمینی، به او گفتهاند در غرب باید از جمهوری و رفراندوم و رأیگیری سخن بگوید... آنها میکوشیدند به غرب بقبولانند که خمینی قصد دارد یک نظام اسلامی غیر متخاصم با غرب و در عین حال مخالف کمونیسم و شوروی را در ایران بر پا دارد... در چنین شرایطی است که »جمهوری اسلامی« به گفتمان خمینی راه مییابد. غربیها مدام میپرسند حکومت اسلامی یعنی چه و مترجمان و رابطان خمینی، او را به سمت کاربرد نام جمهوری اسلامی سوق میدهند. پروژهی جمهوری اسلامی چیزی نیست که خمینی از ابتدا به دنبالش باشد.
حسن نادری
برای دست یافتن به نظامی دموکراتیک، مردمی و تامینکنندهی آزادی و دموکراسی و برابری حقوق همهی شهروندان، برای نجات فاجعه زیستمحیطی و محیط زیست، اتحاد همهی نیروهای جمهوریخواه برای استقرار نظامی با پذیرش رعایت حقوق جهانشمول حقوق بشر ضرورت تاریخی است. این امر زمانی محقق میشود که شهروندان با آگاهی از وضعیت و حقوق خود آگاهانه نمایش «انتخابات» را تحریم کنند و مقدم بر هر چیزی پیوند دادن صفوف مبارزان، اقشار و طبقات کارگران، آموزگاران، پرستاران، هنرمندان و اساتید آموزشی از طریق شبکههای اجتماعی ضروریست.
مهران مصطفوی
دینامیک حذف در جمهوری اسلامی ادامه دارد. هر اندازه بحرانها جدیتر میشوند بر شدت دینامیک حذف افزوده میشود. رژیم در بنبستهای متعدد گیر کرده است و خامنهای هم با دو چالش بزرگ روبرو است: انتخابات ریاست جمهوری و مسئلهی جانشینی خودش. دومی بدون «حل» اولی برایش ممکن نیست. او به خوبی میداند که با زمان مرگ فاصلهی زیادی ندارد و باید اسباب جانشینی را فراهم کند. او در نگرانی بزرگی به سر میبرد. خود بلایی که بر سر فرزندان خمینی و هاشمی آورده است را تجربه کرده و نمیخواهد چنین بلایی بر سر فرزندان خودش بیاید.
بیژن میثمی
امروز حکومت تمام ظرفیت های اصلاحی خود را از دست داده است یا میتوان گفت تمام راههای تغییرات و اصلاح را بر روی خود بسته است و با این تصور که با اقلیتی یکدست و خودی توانایی اصلاح امور و بازگشت به مسیر مطلوب را خواهد داشت، درها را بر روی همگان بسته است و مردم، جامعه و اکثریت گروههای سیاسی نیز در اجماعی بی سابقه تحریم و عدم مشارکت در بازی های این اقلیت مستبد را پیشه گرفته است و شاید بتوان گفت با خانه نشینی و تحریم در روز انتصابات جامعه به نوعی رفراندوم نمادین را به نمایش خواهد گذاشت که خروجی آن آری به تغییرات و اصلاحات بنیادین در نهاد قدرت و قانون و بازگشت به اصل جمهور مردم است.
مناف عماری
رئیس جمهود فرد دوم کشور بعد از ولی فقیه است که هر چهار سال یکبار از طرف مردم انتخاب میشود. پس از انتخاب رئیس جمهور، حکم ریاست جمهوری مطابق مادهی یک قانون انتخابات باید توسط مقام رهبری «تنفیذ» شود. لازم به تاکید است که کاندیدای ریاست جمهوری ابتدا باید از فیلتر شورای نگهبان و شورای مصلحت نظام رد شده و از طریق انتخابات مستقیم توسط مردم انتخاب و سپس مقام رهبری آنرا «تنفیذ» نمایند. به عبارتی دیگر مقام رهبری، جمهور مردم را هم «تنفیذ» میکند.
مهرداد ا.
اگر بر مضحکه ای که در جریان است، نام انتخابات بگذاریم، توهین به ملت روا داشته ایم. زیرا، به این ترتیب، بر عملکرد ضدانسانی نظام در تعرض به حقوق بنیادین ملت یعنی مشارکت در تعیین سرنوشت خود بر پایه ی حق آزادانه ی انتخاب شدن و انتخاب کردن گردن نهاده ایم؛ حقی که هربار بیش از پیش نادیده گرفته میشود. شرکت در انتخابات به معنای گردن نهادن به «صغارت» خود و پذیرش قیمومت ولی فقیه است که شرط و شیوه ی بازی را معین میکند. شرط و شیوه ای که پیشاپیش بخش عظیمی از مردم را از حضور و داشتن نماینده ی مستقل محروم کرده است.
شعله زمینی
سوم مهر ۱۳۹۴ (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵) مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهای با نام «دنیا را تغییر دهیم: دستورکار ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار(۱)» را به اتفاق آرا تصویب کرد. هدف ۵ این دستور کار که قاعدتاً باید تا سال ۲۰۳۰ همهی کشورها به آن عمل کنند، «رسیدن به برابری جنسیتی و توانمندسازی همهی زنان و دختران» است و آماج ۵ این هدف، «تضمین مشارکت کامل و مؤثر و فرصتهای برابر برای زنان جهت رهبری در تمام سطوح تصمیمگیری در زمینههای سیاسی، اقتصادی و زندگی اجتماعی» میباشد.
مهرداد خامنه ای
این اسطورهها، تمثیلها و واقعیتهای تاریخی همه نظر به یک پرسش مهم دارند. و آن به زبان ساده این است که بهای فروش شرف و انسانیت که در یک جا به تعبیری «روح» هنرمند نام گرفته است به چه میزان است؟ و در نهایت چه نصیبش میشود؟ در یک جا در ازای در اختیار داشتن امکانات و فضای کار خلاقه هنری است، در جای دیگر با توهم تولید مکتب هنری و فکری جدید، در جای دیگر برای شهرت و پول و مقام، و یا حتی به بهانهی حفظ هنر و فرهنگ از طریق نفوذ در سیستم. در نهایت به دست آوردن تمام اینها با فروش خود به قدرت امکان پذیر است...
حسن نایب هاشم
من فکر میکنم که علیالقاعده فضای سیاسی کشور بعد از این «انتخابات» حداقل برای مدتی بیش از پیش بسته شود. ولی در عین حال تصور نمیکنم که شرایط کشور و بینالمللی به شکلی باشد که عمدهی مردم کشور مقهور این فضا شوند و به آن وضعیت تن دهند. به گمان من، مقاومت و نافرمانیهای مدنی، اعتصابات گروههای مختلف اجتماعی و چهبسا اعتراضات گستردهی خیابانی و میدانی شکل خواهد گرفت و در ارتباط با حق انتخابات آزاد و منصفانه و شفاف، جنبش رفراندومخواهی برای نه گفتن به جمهوری اسلامی، نسبتاً به سرعت شکل خواهد گرفت.
وهاب انصاری
حاکمان اقتدارگرا و مستبد جمهوری اسلامی فراموش کردهاند که انسداد کامل سیاسی شاه با تشکیل حزب رستاخیر تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بیش از سه تا چهار سال طول نکشید. اکنون هم مردم ایران و جنبشهای اجتماعی و سیاسی و دمکراسیخواهانهی کشور تحریم انتخابات فرمایشی را با چشمانداز گذار از کلیت رژیم مد نظر دارند. خواستهها و مطالبات آنان صرفاً صنفی و معیشتی نیست. در هر برآمد آنان خواستههای سیاسی و دمکراسیخواهانه با صدای بلند طرح میشود.
فصلنامهی مُروا نشریه جوانان هوادار حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
* فصلنامهی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد
* همکاران این شماره: رضا جاسکی، سهراب مبشری، حســن نــادری، رقیه دانشگری، مریم سطوت، مریم پورتنگستانی، مهرداد از ایران، بیــژن میثمــی، یداله بلدی، مرجان نیک خواه، ناهید قاجار، حســین غبرایــی، وهاب انصـاری، مراد رضایی و علی صمد
* صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
* همکاران این شماره: رضا جاسکی، سهراب مبشری، حســن نــادری، رقیه دانشگری، مریم سطوت، مریم پورتنگستانی، مهرداد از ایران، بیــژن میثمــی، یداله بلدی، مرجان نیک خواه، ناهید قاجار، حســین غبرایــی، وهاب انصـاری، مراد رضایی و علی صمد
* صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
مراد رضایی و علی صمد
در آن روز تاریخی و در توهم ثبات، آرامش و امنیت حکومت کودتایی و استبدادی شاه، که امر سیاسی با ترس، تهدید، وحشتافکنی، سکوت، عدم امنیت، فرار، محرومیت، سرکوب، تبعید، زندان، شکنجه و کشتار هم معنی بود، جوانانی مصمم و مبارز با از خود گذشتگی در جهت تغییر در وضعیتی که اختناق و سرکوب ایجاد کرده بود برآمدند و با عزمی راسخ ایستادند تا با مقاومت خود به دیکتاتوری و استبداد حاکم، نه بگویند!
رضا جاسکی
برای فدائیان مبارزه با رژیم شاه و قدرتهای امپریالیستی، برخلاف برخی از نیروهای دیگر، از موضع ضد غربی نبود. از نظر فدائیان قابل دفاع بودن خشونت ستمدیدگان از نظر کلی به معنی اخلاقی دانستن هر اقدام مسلحانه نبود. همهی عملیاتهای نظامی، نه فقط از نظر نظامی و تبلیغاتی بلکه امنیت کامل افراد بیگناه به دقت بررسی میشد. ارزیابی از هر اقدام نظامی و تطابق آن با موازین تئوریک قبل و بعد از عملیات ادامه مییافت. همهی اینها به معنی وجود ارزشهای اخلاقی بالا در میان آنها بود. این چیزی است که حتی دشمنان فدائیان هم به آن اذعان کردهاند.
علی صمد
نسل جوان چپ دههی چهل و پنجاه را باید در زمانهی خود و در جامعهای در حال گذار و زیر سلطهی استبداد و دیکتاتوری بررسی کرد. نسل جوان چپ، با بحثها و گفتگوها و فعالیتهای فکری و فرهنگی بهدنبال راههای نو و برآمد عملی برای بیرون آمدن از آن فضای سکوت و رخوت آن روز جامعه بود. بهعلاوه این نسل روشنفکر و مبارز جوان کشور در اواخر دههی ۴۰، همه راههای مسالمتآمیز و قانونی را به روی خود بسته دید و در حین حال شاهد تغییر و تحولات انقلابی، مدنی و سیاسی در بسیاری از کشورهای جهان بود.
مریم سطوت
در آن روزها فکر میکردم که مانند 28 مرداد امکان بازگشت شاه بازهم وجود دارد. اولین ملاقاتم با خانواده بعد از سه سال روز راهپیمایی فداییان از دانشگاه بود. میان خانواده احترام بسیار داشتم. آنها با دیدن من همه به گریه افتادند. اعلامیه باز شدن ستاد فداییان در دانشکده فنی را من به رادیو تهران بردم. در میان راه که حکومتنظامی بود چندین جا جلو مرا گرفتند. وقتی اسلحه کمری مرا دیدند و فهمیدند که چریک هستم راه را با احترام بسیار باز کردند. در جلو ستاد فنی هواداران بسیاری جمع شده بودند. برای آنها کافی بود که چریکها را ببینند
مریم پورتنگستانی
آرمانها و اهداف فداییان که همان ٰدفاع از آزادی و عدالت اجتماعی است همچنان در میان مردم و جوانان کشور زنده است. جنبش فداییان یک جنبش تاریخی، آزادیخواهانه، عدالتخواهانه با آرمانهای سوسیالیستی و چپ است. این جنبش میبایست به دنبال غلبه بر پراکندگیهایی که در میان چپ وجود دارد برود و نیز همراه با آن با جریانات مترقی و دمکرات جمهوریخواه ائتلاف وسیعی از این نیروها برای گذر از جمهوری اسلامی بهوجود آورد تا بلکه بلوک جمهوریخواهی سکولار برای مبارزه علیه استبداد حاکم بر کشور هر چه بیشتر متشکل و تقویت شود.
بیژن میثمی
ترانه یا اثر موسیقیایی اجتماعی و اعتراضی نیز در همهی دوران موضوعیت دارد و به همین دلیل ماندگار میشود و میتوان گفت همین راز ماندگاری این ترانهها در تاریخ اجتماعی یک جامعه است. از همین رو واقعهی تاریخی سیاهکل در آن دوره و بهویژه در دههی پنجاه توانست طنین سیاسی پرقدرتی را همراه با احساس همبستگی با این جنبش در میان روشنفکران، دانشجویان، دانشگاهیان و هنرمندان، معلمین و ورزشکارانی که راه هرگونه مبارزه سازمان یافته و مستقل اجتماعی، مدنی و سیاسی را بسته می دیدند و...
یداله بلدی
پس از تولد جنبش فدائی که سر آغاز آن سیاهکل بود، نه تنها روشنفکران و نویسندگان و دانشجویان بلکه ورزشکارانی که دارای گرایشات آزادیخواهی و عدالتخواهی بودند نسبت به این جنبش که سکوت و اختناق جامعه را شکسته بود سمپاتی نشان دادند. جنبش فدایی از آغاز با ورزش و بهویژه ورزش کوهنوردی عجین بوده و کوهنوردی بخشی آز آموزشهای ضروری بود و حتی خیلی از اعضای سازمان چریکها در حین کوهنوردی با یکدیگر آشنا شده بودند. زندهیاد بیژن جزنی و یاران هستهی اولیه جنبش فدایی، همگی از کوهنوردان باتجربه بودهاند. بهویژه زندهیادان جلیل انفرادی و اسکندر صادقینژاد.
حسین غبرایی
محمود دایم حرف میزد و میخندید. کمنظیر بود؛ با لهجهی زیبای اصفهانیش، از چشمانش شیطنت و زندگی میبارید. کریم مسنتر بود و بسیار آرام. ساعتی بعد نان آوردند. گفت خمیرهایش را جمع کنیم و به او بدهیم. بهشدت میلنگید و از بدنش خون و چرک بیرون میزد. پاهایش چند بار جراحی شده بود و هنوز دو گلوله در تن داشت. اعلام شده بود که کشته شده است؛ با چاپ عکس جسدش در خیابان. میگفت من مردهام و میخندید.
علی صمد
دفاعیات پرشور خسرو گلسرخی و دانشیان در بیدادگاه های رژیم شاهنشاهی در دورانی که بسیار کوچک بودم در جایی در گوشهای از حافظهام حفظ شده بود. همهی این تصویرها و مقاومتها باعث شده بود که مبارزه، مقاومت و صداقت و عدالتخواهی چریکها در برابر دیکتاتوری شاه برای امثال من نوجوان بسیار قهرمانانه و جذاب باشد. از شکنجههای ساواک در زندانها و کشتن مبارزینی که در زندان بودند و علیه دیکتاتوری مبارزه میکردند و تا پای جان برای آرمانهای عدالتخواهانه و آزادیخواهانهشان تلاش میکردند داستانهای بسیاری از مقاومت آنان شنیده بودم.
فصلنامهی مُروا نشریه جوانان هوادار حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
فصلنامهی مُروا نشریه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد
همکاران این شماره: آرش راد، حســن نــادری، رضـا کاظـم زاده، دکتــر گــودرز اقتــداری، مریــم کامــکار، زریـن مرتضاییـان، حســین غبرایــی، مــراد رضایــی، ســهراب مبشــری، بیــژن میثمــی، ســعید مشــفق، شــاهرخ شــعبانی، وهــاب انصـاری، علــی صمــد
صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
همکاران این شماره: آرش راد، حســن نــادری، رضـا کاظـم زاده، دکتــر گــودرز اقتــداری، مریــم کامــکار، زریـن مرتضاییـان، حســین غبرایــی، مــراد رضایــی، ســهراب مبشــری، بیــژن میثمــی، ســعید مشــفق، شــاهرخ شــعبانی، وهــاب انصـاری، علــی صمــد
صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
مراد رضایی و علی صمد
شمارهی پنجم فصلنامهی مُروا، به سراغ مسالهی «کالاییسازی آموزش» رفته است. در عصری که برای اقتصاد خصوصی هر چیزی میتواند کالایی برای خرید و فروش باشد، آموزش نیز از هجوم سرمایه در امان نمانده است. خصوصیسازی و کالایی شدن آموزش، موجب تبعیض در توزیع امکانات آموزشی و در نتیجه تعمیق تبعیض طبقاتی در عرصهی آموزش شده است. ویژگی مهم این تبعیض بازتولید خود است: آنان که بر برج عاج سرمایه نشستهاند، از امکانات آموزشی ویژه و باکیفیت منتفع میشوند و نسل جدید خود را هم در جایگاههای پیشین خود میگمارند.
علی صمد
عدالت آموزشی شیوهای است که دولتها برای کمک به گسترش فرصتهای برابر آموزشی برای افراد جامعه اتخاذ میکنند. در حکومتهای مردمی دولتها منطقا سعی میکنند فرصتهای آموزشی را برای همه کودکان، نوجوانان و جوانان صرف نظر از توانمندیها و شایستگیهای فردی آنان، به نحو یکسان تدارک ببیند. در این دیدگاه دولتها موظف هستند فرصتهای آموزشی را از طریق ساخت مدارس و دانشگاهها در اقصی نقاط کشور و کاهش شهریه ثبت نام فراهم سازند. با ساخت این مدارس ابتدایی و متوسطه آموزش همگانی را برای کلیه اقشار جامعه فراهم میسازند و سطح سواد تودهها را افزایش می دهند و...
1 نظر
سهراب مبشری
مخالفت با مکانیسم غربال و مبارزه برای برابری در عرصه آموزش، لازمه دفاع از عدالت اجتماعی است. برابری در عرصه آموزش یعنی خاستگاه طبقاتی فرد، میزان بهره وری او از امکانات عمومی آموزش را تعیین نکند. آیا دستیابی به این برابری در چارچوب مناسبات سرمایه داری ممکن است؟ نه، اما وظیفه نیروهایی که برای غلبه بر سرمایه داری مبارزه می کنند این است که در هر عرصه معین، خواستهای برابری طلبانه را طرح و ترویج کنند. و بد هم نیست اگر در این تلاش، از ابعاد بی عدالتی در چارچوب همین نظام موجود کاسته شود.
مراد رضایی
محتوای آموزشی اکیداً ایدئولوژیک در مدارس، کیفیت آموزش را تقلیل داده است. اما در سطح آموزش عالی، دخالت ایدئولوژیک حکومت بر محتوای آموزشی بسیار دشوار است. در نتیجه تخریب کیفیت آموزش عالی در کشور، عموماً از طریق خصوصیسازی انجام شده است. مدرکگرایی، بحران بیکاری فارغالتحصیلان را سبب شده و پولی شدن دانشگاهها، امکان تحصیل را از جوانان با استعداد سلب میکند. طبیعتاً راه حل بحران پیچیدهی کنونی، تعطیلی تمام دانشگاههای پولی و یا حتی رایگان کردن تمام دانشگاهها نیست. دانشگاه آخرین حلقه از یک زنجیرهی معیوب است.
1 نظر