رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

سرنگونی ، گذار یا پایان؟

سرنگونی ، گذار یا پایان؟
چرا صراحت در زبان، شرط صداقت و قدرت سیاسی در مبارزه است

در ادبیات سیاسی اپوزیسیون ایران، نزاع بر سر واژه‌ها صرفاً یک بحث زبانی یا آکادمیک نیست. انتخاب واژه‌ها، در بسیاری موارد، بازتابی از انتخاب سیاسی و تعیین‌کننده‌ی نوع رابطه ما با ساختار قدرت است. به همین دلیل، پرسش از اینکه «سرنگونی»، «گذار»، «عبور» یا «پایان جمهوری اسلامی» کدام‌یک را باید به کار برد، پرسشی درباره‌ی هدف، مسئولیت و چشم‌انداز سیاسی است.
 

در سال‌های اخیر، واژه‌هایی مانند «گذار مسالمت‌آمیز»، «عبور از جمهوری اسلامی» و «پایان جمهوری اسلامی» بیش از گذشته وارد ادبیات سیاسی شده‌اند. البته «گذار» در علوم سیاسی مفهومی معتبر است و می‌تواند به فرایند انتقال از یک نظام سیاسی به نظامی دیگر اشاره کند. اما مسئله زمانی آغاز می‌شود که این واژه جای هدف سیاسی را بگیرد و به ابزاری برای مبهم‌کردن آن تبدیل شود.
 

پرسش اساسی این است: اگر هدف، پایان دادن به جمهوری اسلامی و برچیدن ساختار ولایت فقیه است، چرا باید از بیان صریح این هدف پرهیز کرد؟
 

۱. «گذار»؛ فرایند یا جایگزین هدف؟
 

گذار، در معنای دقیق سیاسی، بیش از آنکه نام یک هدف باشد، نام یک فرایند است. ممکن است یک نظام سیاسی از طریق انتخابات، مذاکره، توافق نخبگان، فشار اجتماعی، اعتراضات گسترده یا ترکیبی از این عوامل وارد مرحله‌ی گذار شود.
 

اما در مورد جمهوری اسلامی، اگر قرار است ساختار ولایت فقیه، نهادهای سرکوبگر و بنیان‌های حقوقی و سیاسی آن برچیده شوند، نمی‌توان صرفاً با تغییر واژه، ماهیت این تحول را پنهان کرد.

 

می‌توان گفت:
 

سرنگونی، ناظر به پایان اقتدار سیاسی یک نظام است؛ گذار، ناظر به فرایندی است که پس از آن یا همزمان با آن، جامعه را از نظم موجود به نظم جدید منتقل می‌کند.

 

بنابراین این دو الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که «گذار» به واژه‌ای برای فرار از تعیین تکلیف با اصل نظام تبدیل شود.
 

اگر منظور از گذار، انتقال از جمهوری اسلامی به یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و متکی بر رأی مردم است، باید این هدف روشن و بی‌ابهام بیان شود. نمی‌توان از جامعه خواست برای آینده‌ای نامعلوم بسیج شود.
 

۲. چرا برخی از واژه «سرنگونی» پرهیز می‌کنند؟
 

بخشی از نیروهای سیاسی، واژه «سرنگونی» را به دلیل بار تاریخی و سیاسی آن سنگین می‌دانند. برخی نیز نگران‌اند که این واژه به معنای خشونت، جنگ داخلی یا فروپاشی کشور تعبیر شود.
 

اما این نگرانی نباید ما را به یک مغالطه‌ی اساسی بکشاند:
 

سرنگونی یک نظام سیاسی الزاماً به معنای جنگ داخلی، خشونت مسلحانه یا فروپاشی کشور نیست.

 

سرنگونی می‌تواند حاصل مقاومت مدنی، اعتصابات سراسری، اعتراضات گسترده، نافرمانی مدنی، از دست رفتن اقتدار سیاسی و شکاف در ساختار قدرت باشد.
 

آنچه باید رد شود، نه فقط یک رژیم سیاسی، بلکه این تصور است که تغییر آن الزاماً باید از مسیر جنگ و خشونت بگذرد.

 

برعکس، اگر هدف روشن باشد و نیروهای سیاسی برای دوران پس از جمهوری اسلامی برنامه داشته باشند، امکان کاهش هزینه‌های تغییر و جلوگیری از خلأ قدرت بیشتر خواهد شد.
 

بنابراین نباید میان «سرنگونی» و «آشوب» علامت مساوی گذاشت.
 

سرنگونی می‌تواند هدف سیاسی باشد؛ خشونت یا جنگ داخلی، یک نتیجه‌ی محتمل اما نه اجتناب‌ناپذیر است.
 

۳. دوگانه‌ی دروغین «وضع موجود یا سوریه‌ای شدن»

 

یکی از مؤثرترین ابزارهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی و همچنین برخی نیروهای محافظه‌کار، قرار دادن جامعه در برابر یک دوگانه‌ی کاذب است:

 

یا جمهوری اسلامی، یا سوریه‌ای شدن ایران.
 

این استدلال، عملاً چنین القا می‌کند که هرگونه تغییر بنیادین مساوی با فروپاشی کشور است.
 

اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که سرنوشت یک جامعه صرفاً با انتخاب میان «استبداد» و «جنگ داخلی» تعیین نمی‌شود. میان این دو، ظرفیت‌های عظیم جامعه مدنی، سازمان‌یابی سیاسی، جنبش‌های اجتماعی، نهادهای صنفی، نیروهای دموکراتیک و اراده مردم قرار دارد.

 

مسئله اصلی این نیست که آیا جمهوری اسلامی باید تغییر کند یا نه؛ مسئله این است که چگونه می‌توان این تغییر را با کمترین هزینه و بیشترین تضمین برای حفظ تمامیت ارضی، نهادهای عمومی و زندگی مردم سازمان داد.
 

از این منظر، صراحت در هدف نه تهدیدی برای ثبات، بلکه می‌تواند شرطی برای برنامه‌ریزی مسئولانه باشد.
 

۴. صراحت سیاسی، شرط سازمان‌یابی است

 

هیچ جنبش سیاسی بزرگی نمی‌تواند با هدفی مبهم، جامعه را برای یک تحول تاریخی آماده کند.
 

وقتی یک جریان سیاسی می‌گوید «گذار»، باید روشن کند:

 

گذار از چه چیزی؟
 

به سوی چه چیزی؟
 

با چه نیروهایی؟

 

با چه سازوکاری؟

 

و با چه تضمینی برای حقوق و آزادی‌های مردم؟
 

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، «گذار» می‌تواند به واژه‌ای کش‌دار تبدیل شود که هرکس معنای مطلوب خود را در آن قرار دهد.
 

اما وقتی گفته می‌شود هدف، پایان جمهوری اسلامی و برچیدن ساختار ولایت فقیه است، مسئولیت سیاسی نیز روشن‌تر می‌شود. آنگاه نیروهای سیاسی ناچارند درباره‌ی جایگزین سیاسی، ساختار حقوقی، اقتصاد، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، رابطه دولت و دین، حفظ تمامیت ارضی و چگونگی انتقال قدرت پاسخ داشته باشند.

 

صراحت در هدف، مسئولیت می‌آورد؛ و شاید دقیقاً به همین دلیل است که گاهی از آن گریزانند.
 

۵. سرنگونی به معنای نابودی ایران نیست
 

یکی از خطرناک‌ترین برداشت‌ها این است که پایان جمهوری اسلامی را با پایان دولت ایران یا فروپاشی ساختارهای اجتماعی و اداری کشور یکی بدانیم.

 

هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، نابودی ایران نیست؛ برعکس، می‌تواند تلاشی برای نجات ایران از یک ساختار سیاسی فرسوده و سرکوبگر و فراهم‌کردن امکان بازسازی نهادهای ملی بر پایه‌ی دموکراسی باشد.
 

ایران به بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، اقتصاد، شبکه آب و برق، دستگاه قضایی و نهادهای عمومی نیاز دارد؛ اما هیچ‌یک از اینها مستلزم حفظ ساختار ولایت فقیه نیست.

 

در نتیجه، باید میان دولت به‌عنوان مجموعه نهادهای عمومی کشور و رژیم سیاسی حاکم تمایز گذاشت.
 

آنچه باید پایان یابد، جمهوری اسلامی و ساختار ولایت فقیه است؛ نه ایران و نهادهای ضروری زندگی مردم.
 

۶. احترام به مطالبات جامعه
 

نسل‌های مختلف مردم ایران، به‌ویژه جوانان، بارها نشان داده‌اند که مسئله آنان صرفاً تغییر یک دولت یا جابه‌جایی چند مقام نیست.
 

اعتراضات گسترده سال‌های اخیر نشان داد که بخش مهمی از جامعه، خواهان تغییرات بنیادین در مناسبات سیاسی و اجتماعی است.
 

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز نشان داد که مطالبات جامعه از اصلاحات محدود در ساختار موجود فراتر رفته است.
 

زبان سیاسی اپوزیسیون باید بتواند این خواست را به یک برنامه سیاسی روشن تبدیل کند؛ نه اینکه با واژه‌های مبهم، آن را در قالبی بی‌خطر و قابل‌قبول برای همه‌ی طرف‌ها فروبکاهد.
 

البته وظیفه یک نیروی سیاسی تنها تکرار شعارهای خیابان نیست. وظیفه آن است که این خواست را به برنامه، سازمان، آلترناتیو و چشم‌انداز روشن برای فردای تغییر تبدیل کند.
 

۷. مسئله اصلی پس از سرنگونی آغاز می‌شود
 

سرنگونی جمهوری اسلامی پایان راه نیست؛ آغاز یک مرحله دشوار و سرنوشت‌ساز است.

 

اگر هدف، ایجاد یک جمهوری دموکراتیک، سکولار، غیرمتمرکز و متکی بر اراده مردم است، باید از امروز درباره‌ی روز بعد از جمهوری اسلامی اندیشید.
 

چه نهادی قدرت را در دوره انتقال در دست خواهد داشت؟
 

چگونه از حقوق شهروندان حفاظت خواهد شد؟
 

چگونه از انتقام‌گیری و خشونت گسترده جلوگیری می‌شود؟

 

چگونه نیروهای نظامی و انتظامی در خدمت امنیت عمومی قرار می‌گیرند؟
 

چگونه انتخابات آزاد برگزار خواهد شد؟
 

چگونه عدالت انتقالی بدون تبدیل‌شدن به انتقام‌جویی تحقق می‌یابد؟

 

و چگونه می‌توان اقتصاد و خدمات عمومی را در دوره انتقال حفظ کرد؟
 

این پرسش‌ها نشان می‌دهد که سرنگونی هدف نهایی نیست؛ نقطه آغاز ساختن نظمی تازه است.
 

از همین‌جاست که مفهوم «گذار» معنا و ضرورت واقعی پیدا می‌کند.
 

گذار، اگر به معنای سازمان‌یافتن جامعه برای انتقال از جمهوری اسلامی به یک نظام دموکراتیک باشد، نه رقیب سرنگونی، بلکه مرحله‌ای از تحقق آن هدف است.
 

سخن پایانی: نه بازی با واژه‌ها، بلکه تعیین تکلیف با هدف

 

بحث بر سر «سرنگونی» یا «گذار» نباید به یک نزاع لفظی تقلیل یابد. مسئله این است که آیا ما در بیان هدف سیاسی خود صریح هستیم یا نه.

 

اگر منظور از «گذار»، عبور از جمهوری اسلامی و پایان ساختار ولایت فقیه است، باید همین را روشن و بدون ابهام گفت.
 

اگر منظور از «پایان جمهوری اسلامی» همان برچیده‌شدن ساختار سیاسی موجود است، چرا از بیان صریح آن هراس داشته باشیم؟

 

و اگر «گذار» قرار است راهی برای حفظ بخشی از ساختار قدرت موجود و بازتولید آن در قالبی دیگر باشد، جامعه حق دارد درباره‌ی این ابهام پرسش کند.
 

سرنگونی، به معنای نابودی ایران نیست؛ پایان اقتدار یک نظام سیاسی است.
 

گذار، اگر معنای روشنی داشته باشد، فرایند انتقال از آن نظام به نظمی دموکراتیک است.
 

و «پایان» تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم پایانِ چه چیزی و آغازِ چه چیزی است.

 

جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به صراحت نیاز دارد: صراحت در هدف، صراحت در مرزبندی و صراحت در برنامه.
 

از این رو، مسئله فقط انتخاب یک واژه نیست. مسئله این است که آیا می‌خواهیم با جامعه صادقانه سخن بگوییم یا پشت واژه‌های مبهم پنهان شویم.

 

صراحت در زبان، شرط صداقت سیاسی است؛ و صداقت سیاسی، نخستین شرط اعتماد و سازمان‌یابی برای تغییر است.


 

مسعود شب‌افروز

گرایش چپ

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید