بخش ششم
تعریف پریکاریات - ادامه
به طور کلی هرچند طبقات پیشین در بخشهایی از جهان همچنان پابرجا هستند، می توانیم هفت گروه را از یکدیگر متمایز کنیم. در رأس، "نخبگان" قرار دارند: گروهی بسیار کوچک از شهروندان جهانی که به شکلی باورنکردنی ثروتمند اند و با میلیاردها دلار ثروت خود بر جهان حکم می رانند. نامشان در فهرست فوربس، در شمار بزرگان و نیکوکاران، دیده می شود؛ می توانند بر دولتهای سراسر جهان تأثیر بگذارند و می گذارند، و در اقدامات بشردوستانه بسیار سخاوتمندانه شرکت کنند.
پس از نخبگان، حقوق بگیران قرار دارند (نویسنده از اصطلاح "سالاریات" Salariat استفاده کرده است، که به نظر می رسد به قیاس با پرولتاریا و پریکاریا، ساختۀ خود او باشد): کسانی که همچنان از اشتغال تمام وقت و باثبات برخوردارند. برخی شان امیدوارند روزی به جمع نخبگان بپیوندند، اما اکثر آنها صرفاً از امتیازات و مزایای این جایگاه برخوردارند؛ از جمله مستمری بازنشستگی، مرخصی با حقوق و مزایای شغلی، که اغلب بخشی از هزینۀ آنها را دولت تأمین می کند. حقوق بگیران عمدتاً در شرکتهای بزرگ، سازمانهای دولتی و دستگاه های اداری عمومی، از جمله خدمات کشوری، متمرکز اند.
در کنار حقوقبگیران، و به جهات متعددی، گروهی، فعلاً کوچکتر از آنان قراردارد که من آنها را پروفیسینها را می نامم. این اصطلاح ترکیبی است از مفاهیم سنتی "پروفشنال" (حرفه ای) و "تکنسین". این گروه کسانی را دربرمیگیرد که مجموعه ای از مهارتها را در اختیار دارند و میتوانند آنها را در بازار عرضه کنند و از طریق قرارداد، بهعنوان مشاور یا به صورت خویش فرمای مستقل، درآمدهای بالایی کسب کنند. پروفیسینها معادل دهقانان آزاد، شوالیه ها و ملازمان در قرون وسطی اند. آنان با این انتظار و تمایل زندگی میکنند که جابجا شوند، بی آن که انگیزه ای برای اشتغال بلندمدت و تمام وقت در یک شرکت ثابت داشته باشند". برای آنها مناسبات کاری استاندارد وجود ندارد.
پائینتر از پروفیسینها از نظر درآمد "هستۀ" کاهنده ای از کارکنان یدی قرار دارد؛ یعنی جوهر همان طبقۀ کارگر قدیم. دولتهای رفاه با منظورداشت این گروه ساخته شدند، و نظامهای تنظیم مناسبات کار نیز بر همین اساس شکل گرفتند. اما گردانهای کارگران صنعتی که جنبشهای کارگری را شکل میدادند، تحلیل رفته اند و احساس همبستگی اجتماعی خود را از دست داده اند.
در زیر این چهار گروه بی ثباتان رو به رشد قرار دارند که از یک سو ارتشی از بیکاران و از سوی دیگر گروهی جداافتاده از افراد ناسازگار و دچار نابسامانی اجتماعی آن را دربرمیگیرند؛ افرادی که از ته مانده های جامعه امرار معاش میکنند. ویژگیهای این ساختار طبقاتی چندپاره در جای دیگری بررسی شده اند. آنچه در اینجا میخواهیم شناسایی کنیم، بی ثباتان اند.
معمول این است که جامعه شناسان در فهم اشکال قشربندی جوامع در چارچوب تعریف ماکس وبر ــ منطلت به عنوان بنیان طبقه - میاندیشند؛ در این چارچوب، طبقه به روابط اجتماعی تولید و جایگاه فرد در فرایند کار اشاره دارد (Weber, [1922] 1968). در بازارهای کار، گذشته از کارفرمایان و خویشفرمایان، تمایز اصلی میان کارگران مزدی و کارکنان حقوقبگیر بوده است. گروه نخست شامل عرضهکنندگان نیروی کار بر مبنای دستمزد قطعهای یا زمانی است که تصویری از رابطه «پول در برابر تلاش» را تداعی میکند؛ در حالی که گروه دوم ظاهراً در ازای اعتماد و جبران خدمات خود پاداش میگیرند (Goldthorpe, 2007, Vol. 2, Ch. 5; McGovern, Hill and Mills, 2008, Ch. 3). همواره انتظار میرفته است که حقوقبگیران به مدیران، رؤسا و مالکان نزدیکتر باشند، در حالی که کارگران مزدی ذاتاً بیگانهشده تلقی میشوند و به انضباط، تابعیت و ترکیبی از مشوقها و مجازاتها نیاز دارند.
برخلاف مفهوم طبقه، مفهوم منزلت با شغل فرد ارتباط پیدا کرده است؛ به این معنا که مشاغل دارای منزلت بالاتر، مشاغلی هستند که به خدمات حرفهای، مدیریت و اداره امور نزدیکترند (Goldthorpe, 2009). مشکل اینجاست که در بیشتر مشاغل، تقسیمبندیها و سلسلهمراتبهایی وجود دارد که مستلزم منزلتهای بسیار متفاوتی هستند.
در هر حال، هنگامی که به پرکِریات میپردازیم، تقسیمبندی میان کار مزدی و کارکنان حقوقبگیر، و نیز تصوراتی که بر اساس شغل شکل گرفتهاند، دیگر کارایی خود را از دست میدهند. پرکِریات دارای ویژگیهای طبقاتی است. این گروه از افرادی تشکیل شده است که روابط مبتنی بر اعتماد با سرمایه یا دولت در حداقل ممکن قرار دارد و از این جهت کاملاً با حقوقبگیران متفاوت است. همچنین هیچیک از روابط ناشی از قرارداد اجتماعی طبقه کارگر را ندارد؛ قراردادی که بر اساس آن، امنیتهای شغلی و اجتماعی در ازای تابعیت و وفاداری مشروط به کارگران عرضه میشد و توافق نانوشتهای بود که دولتهای رفاه بر آن استوار بودند.
هنگامی که دیگر معاملهای مبتنی بر اعتماد یا امنیت در ازای تابعیت وجود نداشته باشد، پرکِریات از نظر طبقاتی گروهی متمایز خواهد بود. این گروه همچنین از نظر منزلت جایگاه ویژهای دارد، زیرا بهسادگی در قالب مشاغل حرفهای با منزلت بالا یا مشاغل فنی و مهارتی با منزلت متوسط جای نمیگیرد. میتوان این وضعیت را چنین بیان کرد که پرکِریات از «منزلت ناقص» برخوردار است. و همانگونه که خواهیم دید، ساختار «درآمد اجتماعی» آن نیز بهسادگی با تصورات قدیمی درباره طبقه یا شغل منطبق نمیشود.
افزودن دیدگاه جدید