ایران
از اصناف قاجاری تا جنبش کارگری مدرن
فصل اول ـ بخش دوم
بررسی دوره قاجار و نقش انقلاب مشروطه در شکل گیری مبارزات سیاسی، صنفی و کارگری
وضعیت نوزدهم
سوسیال دموکراسی و ورود ایدههای کارگری
در همین دوره، اندیشههای سوسیالدموکراتیک از مسیر قفقاز وارد ایران شد.
فعالان ایرانی که با فضای سیاسی قفقاز آشنا شده بودند، مفاهیمی مانند: کارگر؛ اتحادیه؛ اعتصاب؛ عدالت اجتماعی سازمان سیاسی و مبارزه طبقاتی را وارد ادبیات سیاسی کردند.
در جریان مشروطه، گرایشهای سوسیالدموکراتیک نیز شکل گرفتند و سازمانهایی مانند «اجتماعیون ـ عامیون» فعالیت کردند. پژوهشهای مربوط به مشروطه، این جریان را یکی از سه گرایش مهم سوسیالدموکراتیک آن دوره معرفی میکنند.
وضعیت بیستم
روشنفکران و شکلگیری آگاهی کارگری
یک ویژگی مهم تاریخ ایران این است که اندیشه کارگری پیش از شکلگیری کامل طبقه کارگر صنعتی وارد ایران شد.
یعنی روشنفکران و فعالان سیاسی درباره: حقوق کارگر، عدالت اجتماعی، سیالیسم؛ اتحادیه و استثمار سخن میگفتند، در حالی که تعداد کارگران صنعتی هنوز محدود بود.
این پدیده در تاریخ بعدی ایران نیز تکرار شد.
وضعیت بیستویکم
انقلاب مشروطه و زنان
زنان نیز در جنبش مشروطه نقش داشتند.
انجمنهای زنان، فعالیتهای خیریه، تحصنها، جمعآوری کمک مالی و فعالیتهای سیاسی بخشی از این حضور بودند.
اگرچه زنان هنوز به شکل گسترده وارد بازار کار صنعتی نشده بودند، اما تجربه انجمنسازی زنان اهمیت زیادی داشت.
این تجربه بعدها برای: جنبش زنان کارگر و مطالبات حقوقی، اجتماعی زنان شاغل زمینه فرهنگی و سیاسی ایجاد کرد.
وضعیت بیست ودوم
قانون اساسی و محدودیت آن برای کارگران
قانون اساسی مشروطه دستاورد بزرگی بود اما قانون اساسی اولیه یک قانون کار نبود.
یعنی: حداقل دستمزد؛ ساعت کار؛ بیمه؛ ایمنی کار، قرارداد جمعی و حقوق مشخص اتحادیهای در آن به شکل نظاممند مطرح نشده بود.
اهمیت قانون اساسی برای کارگران بیشتر سیاسی و حقوقی بود: ایجاد مجلس، حکومت قانون و محدود کردن قدرت مطلقه.
بنابراین مشروطه: شرایط سیاسی سازمانیابی را تا حدی تغییر داد، اما مسئله حقوق اجتماعی کارگر را حل نکرد.
وضعیت بیستوسوم
مقاومت استبداد در برابر مشروطه
پیروزی مشروطه قطعی و دائمی نبود. محمدعلیشاه در سال ۱۹۰۸ مجلس را به توپ بست و دورهای از استبداد صغیر آغاز شد.
انقلاب دوباره وارد مرحله مسلحانه شد و در سال ۱۹۰۹ مشروطه خواهان تهران را فتح کردند و نظام مشروطه را احیا کردند.
این تجربه برای جنبشهای اجتماعی یک درس مهم داشت،
به دست آوردن قانون، با تثبیت آن قانون یکسان نیست »
وضعیت بیستوچهارم
سرکوب و پراکندگی
پس از پیروزی اولیه مشروطه، مشکلات اقتصادی، مداخلات روسیه و بریتانیا، اختلافات سیاسی و ضعف دولت مرکزی ادامه یافت در نهایت در سال ۱۹۱۱ فشار خارجی و بحران سیاسی به انحلال مجلس دوم انجامید.
در نتیجه، بسیاری از امیدهای اولیه مشروطه تحقق کامل پیدا نکرد. این شکست بر نسلهای بعدی فعالان سیاسی و کارگری تأثیر گذاشت.
وضعیت بیست وپنجم
نفت؛ ورود یک نیروی کار جدید
یکی از مهمترین تحولات اواخر قاجار، کشف نفت و اعطای امتیاز دارسی در ۱۹۰۱ بود.
این امتیاز بعدها پایه تشکیل شرکت نفت انگلیس و ایران شد.
اهمیت تاریخی نفت برای جنبش کارگری بسیار فراتر از خود صنعت بود.
نفت: تمرکز عظیم کارگر + سرمایه خارجی + تولید استراتژی + قدرت دولت را در یک نقطه جمع کرد.
این ترکیب بعدها کارگران نفت را به یکی از نیرومندترین بخشهای طبقه کارگر ایران تبدیل کرد.
وضعیت بیست وششم
پایان قاجار؛ جامعهای که دیگر همان جامعه آغاز قرن نبود
در پایان دوره قاجار، ایران هنوز کشوری عمدتاً روستایی و کمصنعت بود.
اما تغییرات بنیادی اتفاق افتاده بود: سرمایه تجاری رشد کرده بود؛
تجارت خارجی گسترش یافته بود
کار مزدبگیری افزایش یافته بود
صنایع جدید ایجاد شده بودند
نفت وارد اقتصاد شده بود
چاپ و مطبوعات توسعه یافته بودند
اتحادیههای اولیه پدیدار شده بودند
اعتصاب وارد فرهنگ مبارزه شده بود
انجمنهای سیاسی شکل گرفته بودند
و مفهوم «حق» به بخش مهمی از زبان سیاسی جامعه تبدیل شده بود
اینها همه عناصر سازنده جنبش کارگری آینده بودند
وضعیت بیست وهفتم
رهبران و چهرههای اثرگذار
در این دوره نباید همه شخصیتهای سیاسی را «رهبر کارگری» نامید اما چند گروه و شخصیت در شکلگیری محیط سیاسی و اجتماعی جنبش کارگری اثرگذار بودند.
ناصرالدین شاه قاجار: دوره طولانی سلطنت او با گسترش امتیازات خارجی، توسعه ارتباط با جهان خارج و رشد تدریجی نیروهای اجتماعی جدید همراه بود.
مظفرالدین شاه قاجار: فرمان مشروطیت در دوره او صادر شد.
محمدعلی شاه قاجار: در دوره او مجلس به توپ بسته شد و استبداد صغیر شکل گرفت.
ستارخان: یکی از چهرههای مهم مقاومت مسلحانه تبریز در دفاع از مشروطه.
باقرخان: از رهبران مهم مقاومت تبریز و جنبش مشروطه.
اما در کنار این چهرههای شناختهشده باید از رهبران گمنام اصناف، چاپگران، پیشهوران و کارگران نیز یاد کرد؛ زیرا بخش بزرگی از سازماندهی واقعی جنبش از پایین انجام شد.
وضعیت بیست وهشتم
دستاوردهای دوره قاجار برای جنبش کارگری
اگر کل دوره قاجار را از منظر تاریخ کار بررسی کنیم، میتوان دستاوردها را چنین خلاصه کرد:
۱. شکلگیری هویت صنفی
کارگران و پیشهوران دریافتند که اتحاد حرفهای قدرت ایجاد میکند.
۲. تجربه اقدام جمعی
تعطیلی بازار و اقدام مشترک به ابزار فشار تبدیل شد.
۳. تجربه انجمنسازی
انجمنها امکان سازمانیابی سیاسی را فراهم کردند.
۴. پیدایش نخستین اتحادیههای کارگری
بهویژه در میان چاپگران.
۵. ورود اعتصاب به فرهنگ مبارزه
اعتصاب به تدریج از سطح اعتراض شهری به محیط کار منتقل شد.
۶. پیوند مبارزه اقتصادی و سیاسی
کارگران دریافتند که شرایط کار از ساختار قدرت سیاسی جدا نیست.
۷. ورود اندیشههای سوسیالدموکراتیک
مفاهیم جدیدی وارد ادبیات مبارزاتی شدند.
۸. تجربه ائتلاف اجتماعی
پیشهوران، کارگران، دهقانان، بازاریان و دیگر گروهها در برخی مقاطع در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
وضعیت بیست ونهم
شکستها و محدودیتهای تاریخی
اما این دوره محدودیتهای جدی داشت.
طبقه کارگر صنعتی کوچک بود.
اتحادیهها هنوز شکننده بودند.
تشکلها فاقد استقلال پایدار بودند.
بخش بزرگی از نیروی کار روستایی بود.
اصناف هنوز بر سازمانیابی کار مسلط بودند.
دولت و قدرتهای خارجی در سیاست ایران مداخله میکردند.
قانون کار وجود نداشت.
حقوق زنان شاغل تقریباً به رسمیت شناخته نشده بود.
تشکل مستقل کارگری هنوز نهادینه نشده بود.
و مهمتر از همه مشروطه نتوانست به یک نظام پایدار حقوق اجتماعی برای نیروی کار تبدیل شود.
وضعیت سیام
مهمترین نتیجه تاریخی مشروطه
اگر بخواهیم فقط یک نتیجه را از مشروطه برای تاریخ جنبش کارگری انتخاب کنیم، آن نتیجه این است:
«مشروطه برای نخستین بار مسئله «حق» و «سازمانیابی جمعی» را به یک مسئله عمومی و سیاسی تبدیل کرد.»
پیش از آن، اعتراض پیشهور ممکن بود اعتراض به مالیات، قیمت یا تصمیم یک حاکم باشد.
پس از مشروطه، اعتراض میتوانست با مفاهیمی مانند: قانون، نمایندگی، آزادی، انجمن، مجلس و حقوق مردم پیوند بخورد.
این تغییر در زبان سیاسی، برای نسلهای بعدی کارگران اهمیت عظیمی داشت
وضعیت سی ویکم
از مشروطه تا جنبش کارگری دهه ۱۳۲۰
خط تحول را میتوان چنین ترسیم کرد:
صنف قاجاری
↓
اعتراض اقتصادی
↓
جنبش تنباکو
↓
انجمنهای مشروطه
↓
انجمنهای صنفی ـ سیاسی
↓
نخستین اتحادیههای کارگری
↓
اعتصابهای اولیه
↓
ورود سوسیال دموکراسی
↓
رشد صنایع جدید
↓
کارگر نفت و کارگر صنعتی
↓
اتحادیههای گستردهتر
↓
جنبش کارگری دهه ۱۳۲۰
بنابراین دهه ۱۳۲۰ ناگهان از آسمان فرود نیامد.پشت سر آن بیش از یک قرن تجربه اجتماعی قرار داشت
وضعیت سی و دوم
درس تاریخی اول: مبارزه اقتصادی بدون سازمان پایدار نیست
جنبش تنباکو نشان داد که اعتراض اقتصادی میتواند حکومت را وادار به عقبنشینی کند اما سازمان پایدار چیزی فراتر از یک بسیج مقطعی است.
این تجربه برای جنبش کارگری بعدی اهمیت داشت:
«اعتراض میتواند آغاز حرکت باشد؛ اما تشکل پایدار حافظ دستاورد است.»
وضعیت سی وسوم
درس تاریخی دوم: پیوند صنف و سیاست
مشروطه نشان داد که مسئله نان و مسئله آزادی از یکدیگر جدا نیستند.
کارگری که برای دستمزد اعتراض میکند، ممکن است خیلی زود با مسئله: حق تشکل روبهرو شود.
تشکل کارگری نیز اگر بخواهد از اعضای خود دفاع کند با قانون، دادگاه، دولت و سیاست مواجه خواهد شد.
بنابراین:
«مبارزه صنفی و مبارزه سیاسی دو حوزه کاملاً جدا از هم نیستند.»
اما این به معنای حذف مطالبات مشخص اقتصادی به نفع سیاست کلی نیز نیست.
وضعیت سی و چهارم
درس تاریخی سوم: ائتلاف اجتماعی
مشروطه یک جنبش تکطبقهای نبود.
قدرت آن تا حد زیادی از همکاری نیروهای مختلف ناشی شد: اصناف؛ بازاریان؛ روشنفکران؛ روحانیان؛ پیشهوران؛ دهقانان و گروههای شهری.
تجربه تاریخی نشان میدهد که جنبشهای اجتماعی زمانی ظرفیت بیشتری برای تغییر دارند که بتوانند:
منافع مشترک را در میان گروههای متفاوت پیدا کنند.
وضعیت سی وپنجم
درس تاریخی چهارم: استقلال تشکل
تجربه اصناف نشان داد که نماینده صنف ممکن است همزمان: نماینده اعضا و واسطه قدرت باشد.
به همین دلیل، یکی از مسائل اساسی تاریخ کارگری ایران از قاجار تا امروز: استقلال تشکل از دولت و کارفرما
بوده است.
وضعیت سی وششم
درس تاریخی پنجم: قانون کافی نیست
مشروطه قانون اساسی ایجاد کرد.
اما قانون اساسی به تنهایی نتوانست حقوق اجتماعی و اقتصادی کارگران را تضمین کند.
از اینجا یک درس تاریخی مهم حاصل میشود:
«وجود قانون با امکان اجرای قانون یکسان نیست.»
و همچنین
«حق مکتوب بدون سازمان اجتماعیِ قادر به دفاع از آن، شکننده است.»
وضعیت سی وهفتم
درس تاریخی ششم: کارگر زمانی قدرت پیدا میکند که موقعیت اقتصادی خود را بشناسد
کارگران چاپخانه به دلیل قرار گرفتن در مرکز گردش اطلاعات، زودتر از بسیاری گروهها ظرفیت سیاسی پیدا کردند.
کارگران نفت در دهههای بعد نیز به دلیل موقعیت استراتژیک صنعت نفت قدرت بسیار بیشتری یافتند.
بنابراین:
محل کار فقط محل دریافت دستمزد نیست.
هر صنعت دارای جایگاه متفاوتی در اقتصاد دارد.
هرچه کارگران یک بخش برای گردش اقتصاد حیاتیتر باشند، ظرفیت بالقوه آنان برای اعمال فشار جمعی بیشتر است.
وضعیت سی وهشتم
نتیجهگیری نهایی
دوره قاجار را نباید صرفاً مقدمهای سیاسی بر انقلاب مشروطه دانست.
این دوره، از منظر تاریخ کار، دوران گذار عظیمی بود:
از: رعیت به مزدبگیر
از: پپیشهور به کارگر
از: صنف به انجمن
از: عتراض محلی به جنبش اجتماعی
از: تعطیلی بازار به اعتصاب
و از: مطالبه صنفی به مطالبه سیاسی
در این مسیر، انقلاب مشروطه نقطه عطف بود.
مشروطه طبقه کارگر صنعتی نیرومندی ایجاد نکرد؛ اما فضای سیاسی، زبان حقوقی و تجربه سازمانی لازم برای رشد جنبش کارگری بعدی را به وجود آورد.
اصناف برای نخستین بار در مقیاس وسیع وارد سیاست شدند؛ انجمنهای صنفی شکل گرفتند؛ نخستین اتحادیههای کارگری پدیدار شدند؛ اعتصاب به عنوان ابزار مبارزه وارد محیط کار شد و اندیشههای سوسیالدموکراتیک و عدالت اجتماعی در جامعه انتشار یافتند.
از این رو، میتوان جایگاه دوره قاجار را در تاریخ جنبش کارگری ایران چنین خلاصه کرد:
قاجار، دوره پیدایش زمینههای اجتماعی و اقتصادی کارگر مدرن بود؛
مشروطه، دوره سیاسیشدن و سازمانیابی اولیه این نیرو بود؛
و دهههای پس از آن، دوره تبدیل این تجربهها به جنبش کارگری مدرن شد.
جدول جمعبندی
مؤلفه| دوره قاجار| انقلاب مشروطه
ساختار اصلی کار| پیشهوری و کشاورزی| گسترش مزدبگیری
سازمان اصلی| صنف| صنف + انجمن
سازمان کارگری مدرن| بسیار محدود| نخستین نمونهها
اعتراض| شکایت، تعطیلی، بست| اعتصاب، انجمن، تجمع
مطالبات| مالیات، قیمت، معاش| معاش + قانون + آزادی
آگاهی سیاسی| محدود| گسترشیافته
سوسیالیسم| بسیار محدود| ورود به ادبیات سیاسی
صنعت| محدود| آغاز گسترش
کارگر صنعتی| اقلیت کوچک| در حال شکلگیری
نفت| از ۱۹۰۱ وارد مرحله جدید| در آستانه تبدیلشدن به صنعت استراتژیک
تشکل مستقل| ضعیف| نخستین تجربهها
نقش بازار| بسیار مهم| یکی از پایههای بسیج
نقش مطبوعات| رو به رشد| بسیار مهم
نقش زنان| محدود اما رو به گسترش| انجمنها و فعالیت سیاسی
دستاورد اصلی| ایجاد زیرساخت اجتماعی| سیاسیشدن و سازمانیابی
میراث برای آینده| صنف و تجربه اعتراض| اتحادیه، انجمن، اعتصاب و حقخواهی
جمعبندی تبارشناسانه
اگر بخواهیم تاریخ جنبش کارگری ایران را در یک خط ببینیم:
دوره قاجار
صنف و بازار
↓
جنبش تنباکو
اعتراض اقتصادی ـ اجتماعی
↓
انقلاب مشروطه
قانون، مجلس و انجمن
↓
۱۲۸۵–۱۲۹۰
اتحادیههای اولیه و اعتصاب
↓
دهههای ۱۲۹۰ و ۱۳۰۰
گسترش کار مزدبگیری و صنایع جدید
↓
دوره رضاشاه
صنعتیشدن همراه با کنترل و سرکوب تشکل مستقل
↓
۱۳۲۰
انفجار سازمانیابی کارگری
↓
دهههای بعد
اتحادیه، سندیکا، حزب، شورا و اعتصاب
گزاره نهایی این فصل
«انقلاب مشروطه برای کارگران ایران نه پایان مبارزه، بلکه آغاز ورود سازمانیافتهتر آنان به عرصه سیاست بود.»
و مهمتر از آن: کارگر ایرانی پیش از آنکه یک طبقه صنعتی بزرگ شود، تجربه کرد که چگونه میتوان در قالب صنف، انجمن، اتحادیه و اعتصاب قدرت جمعی ایجاد کرد.»
همین تجربه تاریخی، یکی از پایههایی بود که بعدها جنبش کارگری ایران بر روی آن بنا شد
بهروز فدائی ـ
افزودن دیدگاه جدید