رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۴ سپتامبر ۲۰۲۶
جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

اشرافیت حزبی یا سانترالیسم غیردموکراتیک، وقتی قدرت از بدنه فاصله می‌گیرد

اشرافیت حزبی یا سانترالیسم غیردموکراتیک، وقتی قدرت از بدنه فاصله می‌گیرد

در ادبیات سازمان‌های سیاسی، «سانترالیسم دموکراتیک» دست‌کم در تعریف نظری خود، تلاشی برای ایجاد توازن میان آزادی بحث و وحدت در عمل بوده است: آزادی نقد و گفت‌وگو، مشارکت اعضا در تصمیم‌گیری، رأی‌گیری دموکراتیک و سپس اجرای منسجم تصمیمات.

اما دموکراتیک بودن یک تشکل را نمی‌توان صرفاً از روی وجود اساسنامه، کنگره، شورای مرکزی، انتخابات و رأی‌گیری سنجید. پرسش اساسی این است:

قدرت واقعی در کجا متمرکز است؟ چه کسانی تصمیم می‌گیرند؟ اعضا تا چه اندازه در شکل‌گیری تصمیمات نقش دارند؟ و تصمیم‌گیرندگان در برابر چه نهادی پاسخ‌گو هستند؟

هرگاه میان قدرت رسمی و قدرت واقعی فاصله ایجاد شود، بحران از همین‌جا آغاز می‌شود. ممکن است نهادهای منتخب همچنان وجود داشته باشند، انتخابات برگزار شود و مصوبات نیز به نام نهادهای رسمی اعلام شوند، اما تصمیمات اصلی در شبکه‌هایی غیررسمی، حلقه‌های محدود و رایزنی‌های پشت‌پرده شکل گرفته باشند.

در چنین شرایطی، دو پدیده می‌توانند هم‌زمان یا به‌صورت متناوب ظهور کنند: اشرافیت حزبی و سانترالیسم غیردموکراتیک.

اشرافیت حزبی زمانی شکل می‌گیرد که سابقه، نفوذ، روابط شخصی و دسترسی به منابع و اطلاعات، برای گروهی از افراد قدرتی فراتر از جایگاه رسمی آنان ایجاد کند.

سانترالیسم غیردموکراتیک زمانی شکل می‌گیرد که تمرکز قدرت بر مشارکت دموکراتیک غلبه کند؛ نقد محدود شود، اطلاعات در انحصار قرار گیرد، گردش مسئولیت‌ها متوقف شود و نهادهای رسمی به جای تصمیم‌گیری واقعی، به تأییدکننده تصمیمات اتخاذشده تبدیل شوند.

این دو پدیده از یکدیگر جدا نیستند. اشرافیت حزبی می‌تواند بستر سانترالیسم غیردموکراتیک را فراهم کند و سانترالیسم غیردموکراتیک نیز می‌تواند اشرافیت حزبی را بازتولید کند.

۱. اشرافیت حزبی؛ امتیاز ناشی از سابقه یا قدرت بدون مسئولیت؟

اشرافیت حزبی الزاماً یک تشکیلات رسمی یا یک گروه سازمان‌یافته نیست. گاه شبکه‌ای از روابط شخصی، سابقه تاریخی، اعتماد متقابل، نفوذ سیاسی و دسترسی به منابع، به تدریج چنین ساختاری را ایجاد می‌کند.

مسئله، باسابقه بودن یا برخورداری از اعتبار سیاسی نیست. هر حزب سالمی به تجربه و دانش نیروهای قدیمی خود نیاز دارد.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که:

سابقه به امتیاز دائمی، اعتبار به حق ویژه و تجربه به مجوز اعمال قدرت بدون مسئولیت تبدیل شود. 

ویژگی اصلی اشرافیت حزبی، جدایی قدرت از مسئولیت است.

ممکن است فرد یا حلقه‌ای در انتخاب مسئولان، تعیین خط‌مشی، شکل‌دهی به فضای سیاسی حزب، کنترل اطلاعات یا حتی حذف برخی موضوعات از دستور کار نقش مؤثر داشته باشد، اما در برابر بدنه حزب پاسخ‌گو نباشد.

در این وضعیت، قدرت رسمی و قدرت واقعی از یکدیگر فاصله می‌گیرند

نهادهای رسمی همچنان وجود دارند، اما تصمیمات اصلی ممکن است پیش از ورود به این نهادها در جای دیگری شکل گرفته باشند.

۲. سانترالیسم غیردموکراتیک چگونه شکل می‌گیرد؟

سانترالیسم دموکراتیک تنها زمانی معنای دموکراتیک دارد که عنصر دموکراسی در آن واقعی و مؤثر باشد.

اگر آزادی بحث و نقد محدود شود، اگر اطلاعات به‌صورت نابرابر توزیع شود، اگر انتخابات به تشریفات تبدیل شود، اگر گردش مسئولیت‌ها متوقف گردد و اگر مخالفت سیاسی با «بی‌وفایی» یا «تضعیف تشکیلات» یکی گرفته شود، دیگر با سانترالیسم دموکراتیک مواجه نیستیم.

در این حالت، سانترالیسم باقی می‌ماند و دموکراسی حذف می‌شود

نشانه‌های چنین وضعیتی عبارت‌اند از:

تصمیم‌گیری در تاریکی: اعضا هنگام تصمیم‌گیری از اطلاعات کافی و برابر برخوردار نیستند.

کنترل دستور کار: برخی موضوعات، نقدها یا پیشنهادها اساساً فرصت رسیدن به بدنه را پیدا نمی‌کنند.

انتخابات صوری: رأی‌گیری وجود دارد، اما فضای واقعی انتخاب و رقابت محدود است.

برچسب‌زنی به مخالفان: مخالفت سیاسی به بی‌وفایی یا تشکیلات‌شکنی تعبیر می‌شود.

تصلب در مسئولیت‌ها: مسئولیت‌ها برای مدت طولانی در اختیار افراد یا حلقه‌های محدود باقی می‌ماند.

فقدان پاسخ‌گویی: تصمیم‌گیرندگان در برابر نتایج تصمیمات خود پاسخ‌گو نیستند.

تفکیک قدرت از مسئولیت: افراد یا شبکه‌هایی در تصمیم‌سازی مؤثرند، اما مسئولیت رسمی تصمیم را نمی‌پذیرند

۳. قدرت چگونه در حلقه‌های محدود بازتولید می‌شود؟
قدرت غیررسمی معمولاً با یک عامل واحد ایجاد نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از اهرم‌ها آن را بازتولید می‌کنند.

انحصار اطلاعات

اعضایی که اطلاعات بیشتری دارند، عملاً قدرت بیشتری برای شکل دادن به تصمیمات دارند.

اگر بخشی از اعضا از مکاتبات، مذاکرات، تحلیل‌ها و اطلاعات مهم مطلع باشند و دیگران تنها پس از تصمیم‌گیری از نتیجه باخبر شوند، مشارکت سیاسی برابر عملاً از بین می‌رود.

کنترل دستور کار

دموکراسی فقط حق رأی دادن درباره گزینه‌های موجود نیست؛ بلکه حق مشارکت در تعیین موضوعات و گزینه‌هایی است که باید درباره آنها تصمیم گرفته شود.

اگر موضوعات پیش از رسیدن به بدنه حذف شوند، رأی‌گیری نهایی هرچقدر هم منظم باشد، نمی‌تواند به‌تنهایی ضامن دموکراتیک بودن فرآیند باشد.

شبکه‌سازی شخصی
هرگاه وفاداری به اشخاص جای وفاداری به برنامه، اساسنامه و اصول حزبی را بگیرد، تشکیلات از یک سازمان سیاسی به مجموعه‌ای از روابط شخصی تبدیل می‌شود.

در چنین ساختاری، نیروهای مستقل ممکن است منزوی و نیروهای مطیع تقویت شوند.

کنترل منابع

منابع مالی، امکانات تشکیلاتی، ارتباطات بیرونی و اطلاعات، اگر تحت نظارت عمومی نباشند، می‌توانند به ابزار قدرت تبدیل شوند.

کنترل روایت

انتخاب اینکه چه مطلبی منتشر شود، چه نامه‌ای به اطلاع اعضا برسد و کدام روایت از یک اختلاف ارائه شود نیز بخشی از قدرت است.

۴. چرا بدنه از حزب فاصله می‌گیرد؟

کاهش مشارکت اعضا را نباید همیشه با «بی‌تفاوتی»، «تنبلی» یا «کم‌مسئولیتی» توضیح داد

گاهی انفعال اعضا نتیجه مستقیم ساختاری است که مشارکت آنان را بی‌اثر کرده است.

عضوی که بارها در بحث‌ها شرکت کرده، پیشنهاد داده، رأی داده و سپس شاهد بی‌اثر ماندن مشارکت خود بوده است، ممکن است به این نتیجه برسد که هزینه مشارکت بیشتر از فایده آن است

این وضعیت را می‌توان انفعال عقلانی نامید.
مهم‌ترین عوامل آن عبارت‌اند از:

بی‌اثر شدن رأی؛

فرسودگی از بحث‌های بی‌نتیجه؛

نبود دسترسی برابر به اطلاعات؛

احساس بی‌عدالتی در انتخاب و ارتقای مسئولان؛

شخص‌محوری؛

نبود ارزیابی واقعی عملکرد مسئولان؛

بی‌پاسخ ماندن اعتراضات و شکایات.
بنابراین، وقتی مشارکت بدنه کاهش می‌یابد، پرسش نخست نباید این باشد که:
«چرا اعضا مسئولیت‌پذیر نیستند؟»

بلکه باید پرسید:
«چه اتفاقی در ساختار حزب افتاده که اعضا دیگر مشارکت خود را مؤثر نمی‌دانند؟»

۵. نهاد رسیدگی به شکایات؛ آزمون واقعی عدالت تشکیلاتی

در هر حزب دموکراتیک، وجود یک نهاد معتبر برای رسیدگی به شکایات و اختلافات ضروری است.

اما وجود چنین نهادی به‌تنهایی کافی نیست. اگر نهاد رسیدگی‌کننده از استقلال، بی‌طرفی و دانش لازم برخوردار نباشد، ممکن است خود به یکی از ابزارهای اعمال قدرت تبدیل شود.

نهاد رسیدگی به شکایات باید دست‌کم از حداقل دانش حقوقی، تشکیلاتی و روش‌شناسی رسیدگی برخوردار باشد.

این دانش برای آن ضروری است که بتواند میان مفاهیمی که در بسیاری از منازعات درون‌حزبی با یکدیگر خلط می‌شوند، تفاوت بگذارد.

ادعا با اتهام متفاوت است

هر عضوی حق دارد ادعایی را مطرح کند.

اما ادعا، واقعیت اثبات‌شده نیست.

اتهام نیز حکم محکومیت نیست. اتهام، ادعایی جدی است که باید بررسی شود و طرف مقابل حق دارد درباره آن توضیح دهد و از خود دفاع کند.

همچنین قرینه با دلیل قطعی یکسان نیست.

ممکن است قرینه‌ای زمینه بررسی بیشتر را فراهم کند، اما نمی‌توان هر قرینه‌ای را بدون ارزیابی، دلیل قطعی تلقی کرد.

بنابراین یک نهاد رسیدگی‌کننده حرفه‌ای باید بتواند این زنجیره را از یکدیگر تفکیک کند:

ادعا → اتهام → قرینه → بررسی → دلیل → تصمیم
نادیده گرفتن این تفکیک می‌تواند به بی‌عدالتی جدی منجر شود.
اصل مهم: اتهام، دلیل نیست

یکی از خطرناک‌ترین روش‌ها در منازعات تشکیلاتی این است که صرف طرح یک اتهام، به‌عنوان اثبات آن تلقی شود.

چنین روشی عملاً بار اثبات را از دوش شاکی برداشته و بر دوش متهم می‌گذارد.
در حالی که اصل منطقی و عادلانه این است:
کسی که اتهامی را مطرح می‌کند، باید برای آن مستندات و دلایل قابل بررسی ارائه کند؛ و فرد مورد اتهام حق دارد از خود دفاع کند.

این اصل نه حمایت از متهم است و نه بی‌اعتنایی به شکایت؛ بلکه شرط ابتدایی یک رسیدگی عادلانه است.

۶. نهاد رسیدگی نباید به ابزار حذف سیاسی تبدیل شود
در یک حزب سیاسی، اختلاف نظر امری طبیعی است.

ممکن است دو عضو درباره سیاست حزب، عملکرد هیئت سیاسی، یک تصمیم تشکیلاتی یا حتی آینده سازمان اختلاف جدی داشته باشند.

این اختلاف تا زمانی که در چارچوب مقررات و اصول تشکیلاتی بیان می‌شود، لزوماً تخلف نیست.
بنابراین باید میان این سه حوزه تفکیک روشنی وجود داشته باشد:

نقد سیاسی ≠ تخلف تشکیلاتی ≠ اتهام شخصی

نهاد رسیدگی‌کننده نباید صرفاً به دلیل انتقاد شدید، مخالفت سیاسی یا طرح پرسش‌های ناخوشایند، فرد را در جایگاه متهم قرار دهد.

همچنین نباید از سازوکار شکایت برای حل اختلافات سیاسی استفاده شود.

اگر شکایت تبدیل به ابزار حذف مخالفان شود، اعتماد به کل نظام رسیدگی از بین خواهد رفت.

۷. حداقل معیارهای یک نهاد عادلانه رسیدگی به شکایات

برای آنکه نهاد رسیدگی‌کننده بتواند اعتماد اعضا را جلب کند، رعایت اصول زیر ضروری است:

استقلال

افرادی که در یک پرونده ذی‌نفع هستند یا با یکی از طرفین رابطه مستقیم دارند، نباید در رسیدگی و تصمیم‌گیری آن پرونده نقش داشته باشند.
بی‌طرفی

هیئت رسیدگی باید پیش از بررسی کامل پرونده، درباره نتیجه آن موضع‌گیری نکرده باشد.

حق دفاع

فرد مورد شکایت باید دقیقاً بداند شکایت درباره چیست، چه مقرراتی را نقض کرده است و مستندات ادعا چیست.

حق شنیده‌شدن

هیچ تصمیمی نباید صرفاً بر اساس روایت یک طرف اتخاذ شود.

مستند بودن

اتهامات جدی باید بر اساس اسناد، شواهد و قرائن قابل بررسی باشند.

حق اعتراض
افراد باید امکان اعتراض به تصمیم نهایی و درخواست بازبینی داشته باشند

تعارض منافع
هیچ فردی نباید هم‌زمان شاکی، داور، تصمیم‌گیرنده و مجری حکم باشد.

استدلال در تصمیم

تصمیم نهایی باید روشن کند چه موضوعی بررسی شده، چه دلایلی مورد توجه قرار گرفته و بر اساس کدام مقررات تصمیم گرفته شده است.

حفظ کرامت افراد

حتی در صورت اثبات تخلف، برخورد تشکیلاتی نباید به تخریب شخصیت، تحقیر یا انتشار اتهامات فراتر از ضرورت رسیدگی تبدیل شود.

۸. پیامدهای اشرافیت حزبی و سانترالیسم غیردموکراتیک
تداوم این وضعیت، صرفاً یک مشکل داخلی یا اخلاقی نیست؛ بلکه مستقیماً توان سیاسی حزب را تضعیف می‌کند.
انسداد گردش نیرو

وقتی فرصت مسئولیت در اختیار حلقه‌های محدود باقی بماند، نیروهای جدید انگیزه‌ای برای مشارکت جدی نخواهند داشت.
کوری سیاسی

حلقه‌های بسته به تدریج تحلیل‌های خود را به جای واقعیت جامعه می‌نشانند.

فرسایش اعتماد

وقتی اعضا احساس کنند روابط شخصی بر اصول و مقررات غلبه دارد، اعتماد تشکیلاتی از بین می‌رود.

کاهش مشارکت

بدنه‌ای که احساس کند رأی و نظرش تأثیر واقعی ندارد، به تدریج از فعالیت کنار می‌رود.

ابهام در مسئولیت

هرچه فاصله میان قدرت رسمی و واقعی بیشتر شود، در زمان بحران مشخص نیست چه کسی باید پاسخ‌گو باشد.

کاهش اعتبار سیاسی

حزبی که در درون خود نتواند دموکراسی، عدالت و پاسخ‌گویی را رعایت کند، در جامعه نیز با دشواری بیشتری می‌تواند مدعی نمایندگی دموکراسی باشد.
۹. راه خروج؛ بازگرداندن قدرت به بدنه

مقابله با اشرافیت حزبی به معنای کنار گذاشتن نیروهای باسابقه نیست.

تجربه سرمایه حزب است؛ اما تجربه باید در خدمت تشکیلات باشد، نه تشکیلات در خدمت تجربه.

راه خروج را می‌توان در چند اصل خلاصه کرد:
شفافیت مالی
تمام منابع مالی، هزینه‌ها، کمک‌ها و نحوه مصرف آنها باید در چارچوب مقررات حزب قابل نظارت اعضا باشد.

گردش مسئولیت‌ها
هیچ فردی نباید برای مدت نامحدود در جایگاه قدرت باقی بماند. محدودیت دوره مسئولیت و گردش نیرو، مانع تثبیت شبکه‌های قدرت می‌شود.

استقلال نهاد رسیدگی

نهاد رسیدگی به شکایات باید از نهادهای اجرایی و سیاسی مستقل باشد و اعضای آن از میان افراد دارای صلاحیت، بی‌طرفی و دانش لازم انتخاب شوند.

دسترسی برابر به اطلاعات

اعضا باید بتوانند اسناد، تصمیمات و اطلاعات ضروری برای مشارکت آگاهانه را در اختیار داشته باشند.

حق گرایش و فراکسیون

اختلاف نظر اگر در چارچوب اساسنامه و با رعایت اصول تشکیلاتی بیان شود، تهدید نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه پویایی حزب باشد.

سرکوب اختلافات، آنها را از بین نمی‌برد؛ بلکه آنها را به فضای غیررسمی و پشت‌پرده منتقل می‌کند.

جایگاه پیشکسوتان

پیشکسوتان می‌توانند در قالب شوراهای مشورتی، دانش و تجربه خود را در اختیار حزب قرار دهند؛ اما تجربه نباید به حق تصمیم‌گیری خارج از نهادهای منتخب تبدیل شود.

۱۰. اصلاح اساسنامه کافی نیست؛ فرهنگ سیاسی باید تغییر کند

هیچ اساسنامه‌ای به‌تنهایی نمی‌تواند دموکراسی درون‌حزبی ایجاد کند.

اگر فرهنگ سیاسی حزب بر شخص‌محوری، مریدپروری، ترس از نقد و حفظ موقعیت استوار باشد، حتی بهترین مقررات نیز دور زده خواهند شد.
فرهنگ دموکراتیک یعنی:

پرسش کردن جرم نیست؛

نقد کردن بی‌وفایی نیست؛

مخالفت سیاسی تخریب نیست؛

شکایت کردن دشمنی با حزب نیست؛

مسئولیت بدون پاسخ‌گویی معنا ندارد؛

سابقه سیاسی امتیاز مادام‌العمر ایجاد نمی‌کند؛

و هیچ فرد یا حلقه‌ای بالاتر از اساسنامه قرار نمی‌گیرد.

اصل بنیادین باید این باشد:
هیچ‌کس در حزب، به دلیل سابقه، اعتبار، نفوذ یا نزدیکی به مراکز قدرت، از پاسخ‌گویی معاف نیست.

فرجام سخن :حزب زمانی زنده است که اعضایش خود را صاحب آن بدانند

بحران یک حزب از جایی آغاز می‌شود که اعضای آن دیگر خود را صاحب حزب ندانند.

اگر بدنه فقط برای رأی دادن فراخوانده شود، اگر تصمیمات اصلی پیشاپیش در حلقه‌های محدود گرفته شوند، اگر اطلاعات در انحصار قرار گیرد، اگر نقد هزینه داشته باشد و اگر نهاد رسیدگی به شکایات به جای دفاع از حقوق اعضا به ابزار برخورد سیاسی تبدیل شود، فاصله میان حزب و بدنه روزبه‌روز بیشتر خواهد شد.

در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان صرفاً از «کاهش مشارکت اعضا» سخن گفت؛ مسئله عمیق‌تر است:

اعتماد میان بدنه و ساختار قدرت در حال فرسایش است.

راه برون‌رفت نیز در سرزنش بدنه یا دعوت مکرر اعضا به مشارکت خلاصه نمی‌شود. مشارکت را نمی‌توان با دستور ایجاد کرد. باید شرایط مشارکت مؤثر را فراهم کرد.

باید رأی معنا داشته باشد؛ نقد هزینه نداشته باشد؛ اطلاعات در دسترس باشد؛ مسئولیت‌ها گردش پیدا کنند؛ منابع شفاف باشند؛ گرایش‌های مختلف امکان بیان داشته باشند و نهاد رسیدگی به شکایات از استقلال و صلاحیت واقعی برخوردار باشد.

و مهم‌تر از همه، باید پذیرفت:

ادعا، واقعیت نیست؛ اتهام، دلیل نیست؛ قرینه، الزاماً اثبات نیست؛ و شکایت، حکم محکومیت نیست.

نهاد رسیدگی به شکایات زمانی اعتبار دارد که بتواند با دانش، بی‌طرفی و رعایت حق دفاع، میان این مفاهیم تمایز بگذارد و پیش از هر تصمیمی، حقیقت را از ادعا تفکیک کند.

در نهایت، مسئله فقط انتخاب میان «اشرافیت حزبی» و «سانترالیسم غیردموکراتیک» نیست. این دو می‌توانند دو روی یک روند باشند: تمرکز قدرت، کاهش مشارکت و جدا شدن حزب از بدنه.

حزب زمانی می‌تواند از این چرخه خارج شود که قدرت را به نهادهای منتخب بازگرداند، تجربه را به مشورت تبدیل کند، اختلاف نظر را به رسمیت بشناسد و عدالت تشکیلاتی را از یک عنوان روی کاغذ به یک رویه واقعی تبدیل کند.

حزبی که دموکراسی را در درون خود تمرین نکند، نمی‌تواند مدعی ساختن جامعه‌ای دموکراتیک باشد .
مسعود شب افروز

دیدگاه‌ها

ناشناس
سانترالیزم دموکراتیک نه…

سانترالیزم دموکراتیک نه تنهااکمکی نمی کندبلکه یک گام به عقب است.درذات حزب چپ سانترالیزم نیست چه دموکرانیک چه غیردموکراتیک.ولی هرفدمی که برمیداردیک گام به سوسیالیزم نزدیک میشود.هرعضوی میداندکه به اندازه خودش دراین راه سهیم است .دیگرمیبیندکه عینی کاری انجام شده.انکیزسیون سیسدسال طول کشیدامادرهمین زمان سدها کتاب که هرکلمه یاجمله آن هم تجربه بودوهم ردآن نظام تحریرشد.البته باتوجه به سرعت اطلاعات دراکنون این کارسریعتراتفاق می افتد.این جبرحزب چپ است که روزبه روزهم بزرگترشودهم به هدف نزدیکتر.جامعه کنونی رامیکا ویم پشت رومیکنیم نقص هاراپیدامیکنیم طرح جدیدمیزنیم اجرامیکنیم بازخوردمیگیریم وبازدوباره اما یک گام به جلو درهربرنامه ای چه کوچک چه بزرگ.سنت راهگشا نیست.حتا لب کلام مارکس همین بود.قدرگوهری راکه دردست دارید بدانیدگوهری کزصدف کون ومکان بیرون بود،طلب ازگمشدگان لب دریا میکرد.

سامان
امیدبه روزی که حزب درجامعه…

امیدبه روزی که حزب درجامعه فعالیت علنی وآزادداشته باشدآنگاه باتوجه به برنامه ای بودن حزب هیچ مجالی برای بحث های انتزاعی نیست چون حزب عملادرگیرمسائل عینی جامعه است اما هم اکنون هم یک تحلیل درست ویک تبلیغ درست برای آینده ایران هزاربارپرثمرتراست.جامعه برای یک ایران سکولارآماده است اماچقدردانش تحزب ،عدالت اجتماعی ،دانش سیاسی درمردم رواج داشته یارسوخ کرده است این کارهم اکنون حزب است.اصلا ازسانترالیزم دموکراتیک بیابیرون برای حمله به مشکلات وحل مسائل زحمتکشان کاربسیاراست.فقط وفقط دربیل زدن مسائل کنونی جامعه ونقدردرست یا غلط بودن هرپدیده ای که رخ میدهدوراه علاج مشکلات ودوباره بازخوردآن وتکراراین چرخه حرف اول وآخراست.

ناشناس
باسلام .به نظرمن اصلا…

باسلام .به نظرمن اصلا سانترالیزم دموکراتیک نمی تواندوجودداشته باشدچه برسدبه غیردموکراتیک.سانترالیزم دموکراتیک مساوی همان سانترالیزم غیردموکراتیک درمقاله است.یک حزب اگرسالم باشددربرخوردبا تحولات جامعه ممکن است دچاراشتباه شود.هرچقدرحزب باجامعه تعامل بیشترداشته باش امکان اشتباه هم بیشتراست.وفقط دراین رابطه اشتباه کارکردی حزب معنا میدهدنه براساس تعریف سانترالیزم دموکراتیک.کاش مسعودگرامی نمونه های موفق سانترالیزم دموکراتیک رانشان میداد.خیلی ازمفاهیم دیگرهم میتواندموردبحث قراربگیردوانرژی حزب راتلف کندمانندمفهوم دموکراسی یا تعریف سوسیالیزم .اینها مفاهیمی نیستندکه انتزاعی تحلیل شوند.فقط وفقط دررابطه با تحولات جامعه است که اعضای حزب هرکدام درجایگاه خودقرارمیگیرندوکاملاهم جایگاه خودراقبول دارندوهم مسئولیتی که قبول کرده اندپاسخگومیشوند.اما به واقع وعینی هم اعضای حزب دریک سطح نیستند.یکنفراقتصادراماننداب خوردن درک میکندوتحلیل میکند،یکنفرفرهنگی،یکنفرسیاسی ،اماهمه درسیاست کلی حزب هرچندباآن زاویه داشته باشندمتفق القولند.این تفاوت ها ممکن است درسطح دانش درنوع نقش اجتماعی فرددرجامعه یا هوش ویااستعدادخاص خودرانشان دهد.وبسیارطبیعی است که یکنفردرحزب چنان درمسائل فرهنگی یااقتصادی مسلط است که بقیه اعضا راجع به آن مهارت ازاوحرف شنوی پیدامیکنندولی بازهم دلیل نمیشودتنها دلیل محکم وقاطع دربرخوردبا حل مسایل جامعه ودرنامه های حزب خودرانشان میدهدومحک میخورد.باری مسعودجان بیشترروی برنامه حزب تمرکزداشته باشدبهترازمفاهیم انتزاعی است موفق باشی.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید