موضوع : بررسی سند برنامه سیاسی پیشنهادی به کنگره چهارم حزب چپ ایران
عنوان سند:
برنامه _سند سیاسی پیشنهادی دو ساله حزب چپ ایران " برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری فدرال دموکرات سکولار "
زمان:
سهشنبه، ۸ آوریل ۲۰۲۵ (۱۹ فروردین ۱۴۰۴)
ساعت ۱۹:۳۰ به وقت اروپای مرکزی

لینک حضور در نشست:
https://us02web.zoom.us/j/87612679426
لینک دسترسی به متن سند سیاسی:
https://www.bepish.org/fa/node/11964
دیدگاهها
در وحله اول بگویم که این برخورد رفقا صادق کار و …، بهروز خلیق و نادر عصاره در بحث با همدیگر برای من همراه حزب چپ ٫ از بیرون نا رفیقانه ، ناسالم ، لجبازانه ، رقیب شادکن و …. است.
از آخرین نوشته صادق کار ،که با همراهانشان قصد نزدیکی بیشتر به احزاب چپ و فدرال را دارند، چنین بر می آید که حزب چپ نباید تفاوت هایش را با آنها برجسته کند و بهتر است این تفاوت ها ناگفته بمانند و حتی بهتر، مخدوش شوند صادق کار می گوید : سانترالیسم دموکراتیک و تعریف لنینی حزب با نبود آن هر دو ایراداتی دارند و لابد زیاد با هم فرق نمی کنند و حتی سانترالیست دموکراتها در سازمان های چپ دیگر در سال های اخیر دموکراتیک تر عمل کرده اند. او به بهروز خلیق ایراد می گیرد که چه کسی از او خواسته است پیشرفت های نظری و سازمانی حزب چپ را بیان کند و این ممکن است سازمان های چپ (رادیکال) را دلخور کند و جبهه چپ شکل نگیرد.
اسناد اولیه حزب چپ و برنامه اش همواره خواستار اتحاد و یا جبهه چپ و جبهه جمهوری خواهان بوده است.
اگر جبهه جمهوری خواهی لااقل در ابعا کوچک شکل گرفته ،و باید قدر آن را دانست و از آن محافظت کرد و حتما درگسترشش کوشید ، ولی اینکه هیچ قدم مثبتی در تشکیل جبهه چپ صورت نگرفته یا لااقل به دستاورد مشخصی نرسیده، دلایل دیگری دارد. اولا اختلافات و نفرت های قدیمی هنوز ازجانب دیگران عمل می کند و مهمتر آنکه برخورد سکتاریستی آنها ریشه در سانترالیسم لنینی دارد. حزب چپ تنها با مواضع شفاف خود و دیگران می تواند و باید با دیگر چپ ها همکاری جبهه ای و حتی اتحاد حزبی داشته باشد. امروزه نمونه های مثبت بسیاری در خیلی کشور ها ی آمریکای لاتین و غیره وجود دارد که نیرو های مترقی همکاری گسترده دارند . در مورد نیروهای فدرال به همچنین، مواضع حزب چپ مشخص است و تمایل زیاد و ظرفیت همکاری جبهه ای از طرف حزب چپ با نیرو های طرفدار فدرالیست موجود دارد و لازم نیست یک حزب سراسری خود را فدرالیست بنامد و یا جمهوری سکولار دمکرات مطلوب را با پسوند فدرال هم همراه کند. آنموقع پسوند های بسیار دیگری نیز ضروری می شوند. مثل عدالت گرا ، فمینیستی، محافظه محیط زیست و غیره . که این ها همه در اسناد حزب آمده اند. به نظر من اسناد اولیه حزب چپ در کل جواب گوی مسایل جنبش هستند و نیازی به تغییر نیست. در مورد گذار ، که مفهوم وسیع تری است. اگر تعریف دقیقتری به تصویب برسد ، نیازی به سرنگونی ، که مفهوم محدودتر و خاصی است، نیست.
در پایان از همه رفقا می خواهم در بحث ها با دیگران بیشتر متواضع و دوستانه برخورد کنند چرا که مشترکات حزب چپ بسیار زیاد هستند و شاید تنها در حزب چپ در ایران این همه تنوع نظر تحمل می شود و حتی از آن استقبال می شود و این مشخصه یک حزب چپ قرن بیست و یکمی است.
افزودن دیدگاه جدید