Skip to main content
یکشنبه ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶
یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴

سیاست

فرزانه عظیمی
در این شرایط حساس وظیفه تک تک نیروهای مردمی رساندن هرچه وسیع تر اخبار این کشتار و سرکوب به افکار جهانی و تلاش برای کمک به هر شکل ممکن به مردمی است که پا به میدان مبارزه گذاشته اند و از همه طرف در محاصره نیروهای ددمنش و تا دندان مسلح رژیم قرار گرفته اند. باید مانع از این شد که جمهوری اسلامی در روایت سازی خود موفق شود و با جلوگیری از درز اخبار، به کشتار مردم معترض ادامه داده و خیزش آن‌ها را یک بار دیگر به عقب براند.
مسعود شب‌افروز
این خدا، خدایی نیست که از عدالت، کرامت انسان یا حق زندگی سخن بگوید؛ بلکه خدایی است که طناب دار را تقدیس می‌کند، زندان را تطهیر می‌کند و قتل را «واجب شرعی» می‌نامد. این خدا، ابزار ایدئولوژیک یک حکومت است که از همان آغاز، بقا را بر عدالت و قدرت را بر حقیقت ترجیح داد .
علی جنوبی
جای ما در متن جامعه است ،در کنار مردم، نه عقب‌تر از تحولات. وظیفه ما نه تخطئه جنبش‌های مردمی، بلکه تقویت، تعمیق و جهت‌دهی آگاهانه به آن‌هاست. باید با نیروهای کف خیابان همراه شویم، با آن‌ها گفت‌وگو کنیم، بیاموزیم و بیاموزانیم و بکوشیم مسیر مبارزه را به سوی انتخاب‌های عقلانی‌تر، دموکراتیک‌تر و انسانی‌تر سوق دهیم.
نادر عصاره
زندانیان سیاسی صرفاً قربانیان سرکوب نیستند. آن‌ها حاملان حافظه‌ی مبارزه، تجربه‌ی سازمان‌یابی، و نمایندگان تکثر فکری و مدنی جامعه‌اند. بسیاری از آنان، چهره‌هایی شناخته‌شده در جنبش‌های دموکراسی‌خواه، حقوق بشری، صنفی و دانشگاهی‌اند. آزادی این فرزندان مبار مدافع مردم و میهن، به‌معنای بازگشت صداهای متکثر به متن جامعه است.
نادر عصاره
هم‌دستی ذهنیت استبدادی با حاکمیت زور در خارج از کشور، چرخه‌ای می‌سازد که در آن آزادی قربانیِ تغییر قدرت می‌شود. گذار واقعی از جمهوری اسلامی، پیش از آن‌که تغییر ساختار باشد، نیازمند تغییر  در ذهنیت سیاسی است: گذار از منطق «حق با قوی‌تر است» به منطق «حاکمیت حقوق بین‌الملل و اراده‌ی ملی». تنها در این صورت است که جوابی واقع بینانه به پرسش استراتژیک زیر را می یابیم : آیا می‌توان با تکیه بر ناقضان حقوق بین‌الملل، نظمی قانون‌مدار و دموکراتیک بنا کرد؟
جابر حسینی
آینده ایران تنها از مسیر همبستگی نیروهای ترقی‌خواه، عدالت‌طلب و دموکراسی‌خواه قابل تحقق است؛ بی‌آنکه به عمله نظام جمهوری اسلامی تبدیل شویم یا ابزار پروژه پهلوی‌چی‌ها شویم. استقلال، آزادی و تحلیل دقیق شرایط داخلی باید چراغ راه ما باشد و تجربه ماچادو در ونزوئلا، هشداری جدی برای هر جریان که خواهان  مداخله خارجی است.
بهزاد کریمی
این خیزش همه‌پوش جامعه و با انگیزه‌ی دوامدار، که آن را با سرکوب نتوان از نفس انداخت، منبع تربیت کادرهای سازمانگرانه است. این حرکت ولو رنجور از بی سازمانی، هم نیروی آگاه در بطن و متن خود دارد و هم تازه‌نفس‌هایی را جذب خود می‌کند و خواهد کرد. خصلت جنبشی این خیزش، امکان آن را می‌دهد که بر بستر اعتراضات میدانی، پراکندگی‌های کادری جنبش به هم‌یابی‎‌ها و سازمان یابی‌‌ها فرابروید.
نادر عصاره
واقعیت این است که جنبش‌های اجتماعی اخیر، از جمله «زن، زندگی، آزادی»، از فقدان آلترناتیو سازمان‌یافته رنج می‌برند. اما پاسخ به این خلأ، نه در مصادره جنبش، بلکه در ساختن آلترناتیوی با فرهنگ دموکراتیک است. فرهنگ دموکراتیک یعنی پذیرش تکثر، حق نقد، شورای متکثر سازماندهی مرکزی به‌جای رهبر مطلق، اقناع به‌جای تهدید. بدون این فرهنگ، هر آلترناتیوی -حتی با پرچم آزادی- در عمل به بازتولید استبداد منجر خواهد شد.
محمد اعظمی
در شرایطی که جامعه ایران بار دیگر نشانه ‌های زنده بودن را بروز داده، و از اعتصاب‌ های کارگری تا اعتراضات خیابانی علیه فقر، تبعیض و بی ‌آیندگی چندین روز است تداوم دارد، دامن زدن به هرگونه فضای تشنج و جنگ، دقیقاً در خدمت خفه کردن این جنبش‌ قرار می گیرد. گفتمان جنگی، خیابان ها را از معترضان خالی می‌کند و تشکل ها را می‌شکند. زیر فشار تهدید و ترس همبستگی آسیب می بیند. چیزی که حکومت به ‌تنهایی دیگر قادر به انجامش نیست، جنگ و فضای جنگی می‌ تواند برایش فراهم کند.
علی جنوبی
نارضایتی بازار نسبت به لایحه بودجه، نه واکنشی صرفاً حسابداری، بلکه اعتراضی سیاسی–اجتماعی به منطق توزیع قدرت و منابع در کشور است. مسأله اصلی، نه عدد بودجه، بلکه نقشی است که این بودجه آشکار و پنهان در بازتولید بحران اقتصادی، انسداد توسعه و تخریب ساختار حکمرانی ایفا می‌کند. در چنین شرایطی، فشار مالیاتی بر کسبه و بازاریان، در کنار حمایت‌های گسترده از نهادهای غیرپاسخ‌گو، به یکی از محرک‌های اصلی اعتراضات صنفی و اجتماعی بدل شده است.
جابر حسینی
در این جنگ نابرابر، نشستن و تماشاگری و تسلیم فضای سیاسی به نیروهای نیابتی، فاجعه‌ای غیرقابل جبران است. به جای واکنش منفعلانه، چاره کار حضور فعال، ارزیابی دقیق از تمام توان و به‌کارگیری آن برای آگاهی‌بخشی و تقویت جامعه است. تنها یک جامعه قوی، آگاه و دارای تشکل واقعی می‌تواند از هجوم رسانه‌های غالب جان به در برد و مسیر خود را حفظ کند. در غیر این صورت، سکوت و انفعال، تسلیم کامل به جریان‌های نیابتی و نابودی ظرفیت جنبش‌های اجتماعی را در پی خواهد داشت
مسعود شب‌افروز
تاریخ بارها نشان داده است که استبداد، پیش از استقرار در نهادهای حکومتی، در زبان شکل می‌گیرد. زبانی که مخالف را «انسان‌زدایی» می‌کند و او را شایستهٔ هرگونه تحقیر می‌داند، بذر سرکوب فیزیکی آینده را می‌کارد. جریانی که در دوران «بی‌قدرتی» نه قادر است و نه مایل به مهار خشونت کلامی هواداران و چهره‌های شاخص خود، چگونه می‌تواند در دوران «قدرت» ضامن آزادی بیان، تکثر و کرامت انسانی باشد؟
جابر حسینی
اگر کسی مدعی سلطنت مشروطه است، باید پیش از هر چیز مخالفت صریح خود را با سلطنت مطلقه رضاشاه و محمدرضا شاه اعلام کند. نمی‌توان دیکتاتوری آن‌ها را نادیده گرفت و هم‌زمان داعیه دموکراسی داشت. هر کس آشنایی حداقلی با تاریخ استبداد شرقی داشته باشد، می‌داند که اقتدار دموکراتیک لباسی نیست که بتوان آن را بر تن شاه ایرانی دوخت. با روش‌های ضددموکراتیک نمی‌توان به دموکراسی رسید.
مهرداد بهارآرا
جنگ‌های خارجی در نبود آلترناتیوی که در بین مردم مقبولیت داشته باشد و در جامعه جهانی هم مطرح باشد و بتواند مردم را حول نیازهای وقت جامعه و بر علیه رژیم حاکم بسیج کند به خودی خود قادر نخواهند بود که رژیم مستقر را تغییر دهند و حاکمیتی مردمی و دموکراتیک را جایگزین آن کنند. سرنگونی رژیم منحوس اسلامی تنها به وسیله مردم ایران و تحت رهبری آلترناتیوی متشکل از اکثر نیروهای اپوزیسیون مقدور خواهد بود.
بهزاد کریمی
جامعه‌ی ایران به بدیل سکولار دمکرات کارا و دامن‌گستر نیاز دارد که لازمه‌ی شکل‌گیری آن، انعطاف، تفاهم، توافق و اتحاد بین راهبردهای دارای اشتراکات قابل اتکاء با همدیگر است. این سه راهبرد عبارتند از: «اصلاحات ساختاری» با دینامیسم عبور از حکومت، «استراتژی گذار» در وسعت‌نگری‌ و «استراتژی سرنگونی» با مشارکت‌ورزی.
پوریا نایب
برای نیروهای مبارز چپ، هدف نهایی نه تداوم استبداد مذهبی است و نه بازگشت به استبداد موروثی. شعارهای «حیدر حیدر» و «جاوید شاه» دو روی یک سکهٔ باستانی هستند: سکهٔ حذف، تک‌صدایی و استبداد.
مبارزهٔ ما، مبارزه علیه این دوگانگی کاذب است. ما باید با روش‌های حذف‌گرایانه و تک‌قطبی هردو جریان مقابله کنیم. راه‌حل در بازگشت به گذشته نیست، بلکه در ساختن آینده‌ای است که در آن، کارگر، زن و فرودست، خود قهرمان داستان و خالق قدرت باشد.
جابر حسینی
فاصله گرفتن از نظریه، وبحث های تئوریک یعنی فاصله گرفتن از درک ریشه‌های همین بحران‌ها. بازسازی آرمان جمعی و احیای تفکر انتقادی امروز ضروری‌تر از همیشه است؛ زیرا بدون آرمان، نه گفت‌وگو شکل می‌گیرد ونه نظریه و نه راهی برای تغییر گشوده می‌شود.
توران دانا
بازگشت دوباره به موضوع حجاب اجباری و اعمال سرکوب علیه زنان نه یک مسئله اعتقادی یا فرهنگی، بلکه تلاشی سیاسی برای نمایش باقی‌مانده قدرت سرکوب است. جمهوری اسلامی می‌کوشد نشان دهد همچنان قادر است جامعه را با زور، اجبار، سرنیزه و خشونت مهار کند؛ اما این رفتار بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده ضعف و بحران‌های حل‌نشده داخلی و شکست‌های خارجی آن است
منوچهر مقصودنیا
در نتیجه، جامعه در وضعیتی از «انتظار فعال» قرار گرفته است؛ انتظاری همراه با مراقبت، ارزیابی و آماده‌باش برای فرصت‌های تازه. مردم اکنون چشم‌به‌راه نیرویی جدید یا گفتمانی نو هستند که بتواند خلأهای موجود را پر کند. تنها در آن صورت می‌توان انتظار داشت که جامعه بار دیگر با امید و اعتماد به میدان بازگردد.
نادر عصاره
سیاست‌ورزی مسئولانه نمی‌تواند تنها به توصیف ایده‌آل‌های دوردست بسنده کند. اپوزیسیون و روشنفکریِ متعهد، وظیفه دارد با تدوین مطالبات فوری و قابل‌فشار اقتصادی (برای نان، درمان و مسکن)، ابزاری سیاسی برای کاهش رنج مردم امروز فراهم آورد. اپوزیسیونی که برای «نان و آزادی»، برای هر دو برنامه دارد، نه‌فقط واقع‌بین‌تر، بلکه معتمدتر و امیدوارکننده‌تر در چشم مردم خواهد بود.
نادر عصاره
این جنگل نه‌تنها پناهگاه هزاران گونه گیاهی و جانوری است، بلکه نقش حیاتی در تنظیم اقلیم شمال ایران، کنترل سیلاب‌ها، حفظ رطوبت و تثبیت خاک دارد. نابودی بخشی از هیرکانی، در واقع نابودی بخشی از حافظه زمین است. ضایعه‌ای که هرگز قابل جایگزینی نیست.
بهزاد کریمی
صدور دست‌خط از خامنه‌ای، منتفی است و لذا همچنان می‌‌بایست بر جنبش‌های اجتماعی - سیاسی ایستاد، با تمام قوا برای هماهنگی‌های وسیع در اپوزیسیون کوشید و با افق‌نمایی رفراندوم برای تغییر قانون اساسی ولایی، محاصره‌ی مدنی برج و باروی ولایت فقیه را پی گرفت تا به خلع آن از قدرت رسید. از همینجا هم است که می‌گویم وقتی پای ترجمه‌ی تحلیل اوضاع به روی‌کرد میدانی در میام می‌آید دو سیاست سربرمی‌آورد: یکی نشستن در انتظار به راه آوردن ولی فقیه و «تغییر رفتار» او با رشته «تغییرات ساختاری» و دیگری در دستور دانستن لغو ولایت فقیه بمثابه‌ی سنگ پایه‌ی جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی سکولار دمکرات به جای آن.
نادر عصاره
برنامه و سیاستهای  کوتاه‌مدت مهار بحران اقتصادی ویرانگر و مخرب، یک ابزار آگاهی‌بخشی، مطالبه‌سازی، و پیوند دوبارهٔ سیاست با زندگی روزمرهٔ مردم است. اپوزیسیون زمانی نیروی تاریخی می‌شود که هم از آزادی دفاع کند و هم از نان. هم بر پایان‌دادن به استبداد تأکید کند و هم بر کاهش رنج فوری مردم.
مسعود شب‌افروز
بخش قابل توجهی از هواداران رضا پهلوی مدتی است که آخرین «شاهکار» مجازی او را با عنوان تازه‌ای معرفی کرده‌اند: گارد جاویدان؛ طرحی که با تکیه بر ایدۀ تشکیل «گروه‌های کوچک» قرار است زمینه ‌ساز «خیزش بزرگ ملی» شود. این نخستین‌ بار نیست که سازوکار تبلیغاتی پیرامون رضا پهلوی، با ادبیات پرطمطراق و وعده‌های بزرگ، ابتکاری تازه را به ‌عنوان «راه‌ حل نهایی» معرفی می‌کند؛ اما آنچه این چرخه را مسئله دار می ‌سازد، انباشت پروژه‌های نیمه تمام، بی‌اثر و بدون گزارش دهی است .
جابر حسینی
آنچه امروز غایب است، اما بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، شکل‌گیری یک خط سوم حقیقی است؛ مسیری مستقل از اصلاح‌طلبی فرسوده و اقتدارگرایی راست‌گرایانه. این خط سوم یعنی بازسازی قدرت اجتماعی از پایین؛ احیای شبکه‌های مدنی، تقویت گروه‌های صنفی، جنبش زنان، انجمن‌های محلی و هر شکلی از خودسازمان‌دهی که می‌تواند اعتماد ازدست‌رفته را احیا کند و انرژی‌های پراکنده را به اراده‌ای مشترک بدل سازد. بدیلی که از درون جامعه بجوشد، نه از بیرون تحمیل شود.
مهدی ابراهیم زاده
تیم ملی فوتسال ایران در ششمین دوره‌ی بازی‌های کشورهای اسلامی ۲۰۲۵، که در شهر ریاض پایتخت عربستان سعودی برگزار می‌شود، با پیروزی ۵ بر صفر برابر تیم ملی مراکش قهرمان این دوره از مسابقات شد.با این حال، در حاشیه و پایان این دیدار شاهد واکنش‌هایی از سوی برخی اعضای تیم ایران بودیم که شایسته‌ی تأمل است. در میان شادی و واکنش‌های معمول پس از پیروزی، چند نفر از بازیکنان با نشان دادن پنج انگشت دست، به روایتی خوشحالی خود را بابت پنج گل زده ابراز کردند.
جابر حسینی
از آغاز پیدایش جریان‌های چپ در ایران، هر دوره‌ای از سرکوب آنان پیش‌درآمدی بوده است بر محدود کردن صدای فرودستان و سلب امکان سازمان‌یابی نیروهای کار و زحمت. اگر تاریخ معاصر ایران را با دقت بخوانیم، درمی‌یابیم که «حذف چپ» هیچ‌گاه صرفاً هدفی سیاسی نبوده، بلکه مقدمه‌ای برای تثبیت مناسبات نابرابر و اجرای سیاست‌هایی است که منافع قدرت طلبان مسلط را حفظ می‌کند.
علی جنوبی
حکومت‌هایی که توانایی اصلاح، گفت‌وگو و جلب رضایت مردم و مشروعت خود را از دست می‌دهند، برای بقا به ترس متوسل می‌شوند؛ و هیچ ابزاری چون اعدام، برای القای ترس مؤثرتر نیست. در واقع، ما با نوعی «سیاست مرگ» (نکروپولیتیک) روبه‌رو هستیم؛ سیاستی که زندگی و مرگ شهروندان را به ابزار حفظ قدرت بدل کرده است.
صادق کار
برای جلوگیری و کمتر کردن چنین فجایعی باید امید بە آیندە را در میان مردم رواج داد و این میسر نیست مگر با ایجاد همبستگی اجتماعی و متحد شدن مردم برای برچیدن بساط رژیم استبدادی، فاسد، ناکارآمد و سرکوبگر اسلامی. هم از این رو ما مردم نیز بواسطە نشان ندادن مسئولیت و واکنش کافی در قبال این فجایع قابل سرزنش هستیم. اگر احمد و بقیە آنانی کە خود کشی را انتخاب کردند، از حمایت جامعە مطمعن بودند من بعید می دانم دست بە خود سوزی می زدند. 
بهزاد کریمی
مشی سیاسی حزب ما متاثر از برنامه‌محوری آنست با عبور از منشور ارزیابی آن از قدرت مستقر. سیاستی روشن در قبال جمهوری اسلامی که اهل سیاست جدی در چیستی آن تردید ندارند. در ادبیات سیاسی تولیدی حزب از سوی ۵ شورای مرکزی و هیئت سیاسی‌ آن، که شمارشان به صدها می‌رسد، حتی یک مورد حاکی از توهم اصلاح‌طلبی در مورد رژیم حاکم نتوان یافت. نه اینکه در این حزب زنده مواجه با روندها و روی‌دادها، تفاوت نظر و اختلاف زاویه نباشد، بلکه سخن از سیاست‌های متخذه‌ی حزب است که بی هیچ استثناء ناظر بر پایان دادن به این نظام بوده‌ و هستند.
جابر حسینی
در آزمون عمل، چپ دموکراتیک نشان داده است که آزادی برای او نه ابزاری برای قدرت، بلکه جوهر وجودی کنش سیاسی‌اش است. در مقابل، اصلاح‌طلبان دولت‌محور همچنان میان مصلحت‌گرایی سیاسی و پایبندی به اصول آزادی‌خواهی در نوسان‌اند.
یداله بلدی
رژیم کنونی، پس از ناکامی‌های نظامی و سیاسی اخیر در دفاع از کشور در مقابل تجاوز نظامی اسرائیل، بار دیگر به ابزار اعدام چنگ زده است تا از طریق رعب و وحشت، شکست خود را بپوشاند. اما جامعه‌ی ایران دیگر جامعه‌ی دهه‌ی شصت نیست. آگاهی عمومی گسترش یافته، و زندانیان سیاسی امروز صدایی جهانی یافته‌اند. اعتصاب ضد اعدام نه فقط کنشی انسانی، بلکه اعتراض به سیاستی است که حاکمان درمانده از اداره‌ی جامعه، به جای اصلاح، با مرگ پاسخ می‌دهند.
مهدی ابراهیم زاده
در نهایت، چهره‌ی دوگانه‌ی جمهوری اسلامی – مدعی عدالت در بیرون و ناقض آزادی در درون – امروز در برابر واقعیت جامعه‌ای قرار گرفته که دیگر نمی‌خواهد دروغ‌های قدیمی را باور کند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند صلح، عدالت، آزادی، توسعه همه جانبه و حکومتی است که به‌جای صدور ایدئولوژی، به ساختن زندگی بهتر برای مردم خود بیندیشد.
نادر عصاره
«یک تصادف ساده»، به یک مطالعه و مشاهده از جامعه‌شناسی و روان‌شناسی ایران امروز تبدیل می‌شود. فیلم بحث و گفت‌وگوی پر حرارت میان نظرات گوناگون زندانیان را به تصویر می‌کشد: تضاد میان انتقام‌گیری رادیکال و خردمندی مبتنی بر کشف حقیقت و گذشت، میان خشم مهارناپذیر و تردید.
نادر عصاره
سال ۲۰۲۵ میلادی / ۱۴۰۴شمسی را می‌توان نقطهٔ عطفی در سیاست ایران دانست. این چرخش، با جنگ تجاوزکارانه قدرت های خارجی و شکست استراتژی ماجراجویانهٔ تهاجمیِ حکومت آغاز شد و با فعال‌شدن «مکانیزم ماشه» و بازگشتِ تحریم‌های شورای امنیت ادامه یافت، تا جایی که ایران رسماً در ذیل «فصل هفتم منشور ملل متحد» و در جایگاه یک «تهدیدکنندهٔ صلح و امنیت بین‌المللی» قرار گرفت. این رویدادها، در شرایط جهانی حکومت زور به جای حقوق، گفتمان‌های نیروهای سیاسی ایرانی را به‌صورت عیان‌تری آشکار ساخته است.