کشمیر با تصمیم یک طرفهی ظالمانهی دولت هند برای لغو ماده 370 فانون اساسی هند که در 14ماه می 1954 وضعیت ویژهای به کشمیر تحت اداره هند داده است روی لبه چاقو قرار دارد.
این تصمیم فاجعه بار و غیر قانونی اتخاذ شده در حاکمیت ناراندرامودی نخست وزیرراست گرای هند، پی آمد های گستردهای خواهد داشت وجرقه نا آرامی مدنی را که می تواند به راحتی به دور جدیدی از ستیزه مسلحانه بین هند و پاکستان گسترش یابد می زند.
اعلام مقامات متعدد دولتی ، تصمیم به حذف وضعیت ویژه کشمیربخشی به خاطر فقدان سرمایه گذاری خارجی در منطقه است که اقتصاد آن را به صورت بدی تحت تاثیر قرار داده ، در عین حال تروریسم و افراط گرایی را توسعه داده است.
اماایا به خطر انداختن زندگی میلیون ها کشمیری برای بهره اقتصادی عاقلانه است؟
کشمیر تنهاایالت در هند با اکثریت مسلمان است و قوانین زیر ماده 370 و 35 الف در کشمیر تحت اداره ی هند حقوق سیاسی و اقتصادی یگانه ساکنانایالت ، از جمله برگه های اقامت دائم و حق مالکیت را تضمین می کند، که بهاین معنی است که آن ها حق مالکیت و ازاین رو خرید دارایی را - که به منطقه اجازه می دهد اکثریت مسلمان خود را حفظ کند- درایالت دارند.
این امر البته همیشه منبع ستیزهای بین اکثریت مسلمان دره و حزب دست راستی هندوی بی جی پی که اکنون هند را اداره می کند بوده است. کشمیری های زیادی ، بسیاری از آن ها که از سال 1989به شورش مسلحانه علیه حکومت هند پیوسته اند، گمان می کنند کهاین اقدامی برای گسترش برتری بی جی پی در منطقه باشد ، که هندو ها را به مهاجرت به دره ، و مضمحل کردن اکثریت مسلمان در سمت تحت اداره هند تشویق می کند.
تغییر جمعیتی می تواند به کسب کنترل کامل دره از سوی بی جی پی منجر شود. ملی گرایی هندو در هند در حال ظهور است و انتخاب دوباره مودی برای دور دوم تنها در حال راندن کشور به سوی تنفر بیشتر مسلمان ستیزی است. تصمیم برای لغو ماده 370 چیزی جز یک محدودیت جبونانه برای تغذیه پایگاه هیندوتوای حزب نیست که تنها به مرگ و ویرانی بیشتر در دره منجر خواهد شد.
تحلیل بردن و مبتذل کردن دههها مبارزه برای استقلال به رادیکالیزه شدن مذهبی و سیاسی بیشتر در دره ختم خواهد شد و به دوران تازهای از شورش در کشمیر و فراتر از آن منجر خواهد شد، و به بازیگران خارجی، از جمله پاکستان و دیگر گروه های بنیاد گرای اسلامی اجازه خواهد داد تاجنبش جدایی طلبی را در منطقه شعله ور کنند. روابط دیپلماتیک بین هند و پاکستان به شدت ضعیف است، واین تصمیم یک جانبه برای الحاق بخشی از دره کشمیر تنهااین روابط را ضعیف تر خواهد کرد.
اگر چه دراین لحظه هند متجاوز اولی است ، اما هم هند و هم پاکستان در جنایت های خود علیه کشمیر از 1947 تا کنون به یک اندازه جنایتکارند- و در نتیجه بخشی از دره نیز تحت مناقشه با چین است.
از زمان استقلال سه جنگ عمده بین هند و پاکستان درگرفته است ، که دو تای آن جنگ ها بر سر کشمیر بوده است .
جنگ مصیبت بار کارگیل Kargil که دقیقا دو دهه پیش رخ داد ، به مرگ بیش از هزار سرباز در هر دو طرف و چندین هزار زخمی و آواره منجر شد. طبق گزارش سالانه 2017-2018 وزارت امور مسکن هند ، 13.976 غیر نظامی و 5.123 نیروی امنیتی از زمان آغاز ستیزه نظامی در سال 1990 در حوادث مختلف کشته شده اند.
اما سازمان های حقوق بشری متعددی، از جمله سازمان ملل ، تراکم آماری بالای 100.000 نفر را مطرح کرده اند. پاکستان هم با محکومیت شدید بین المللی برای سوء استفاده از حقوق بشر در کشمیر تحت اداره پاکستان ، گزارش از سرکوب سیاسی ، تروریسم مورد حمایت دولتی، سخت گیری هماهنگ شده بر مخالفان ، فعالان حقوق بشرو روحانیان مستقل ، تقلب اانتخاباتی و عیره مواجه بوده است.
نه هند و نه پاکستان به کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل اجازه دسترسی بی قید و شرط به منطقه تحت قیمومیت خود (در کشمیر) را نداده اند.
هر دو کشور برای جاه طلبی های مذهبی و سیاسی و رضامندی خودخواهانه خواهان کنترل کامل بر منطقه هستند، هیچ یک علاقهای به گفتگوی پایداری که در آن بر سرموضع اعلام شده خود مصالحه کنند ندارند و در نتیجه ی جاه طلبی های منطقهای آن ها ، کشمیر به محل پرورش افراط گرایان تبدیل شده است در حالی که غیر نظامی ها به پرداخت بهای آن ادامه می دهند.
دولت هند ادعا می کند که هدف تصمیم آن برای لغو مواد قانونی آوردن صلح و ثبات به منطقه است . پس چرا رهبران سیاسی کشمیر تحت بازداشت خانگی و بازداشت هستند؟ چرا بیش از 8.000 سربازدر منطقهای که از قبل به شدت نظامی شده است به کار گرفته شده اند؟
چرا تلفن های همراه و ارتباطاتاینترنتی مسدود شده اند؟ چرا حکومت نظامی و تخلیه های محلی بر بیمارستان ها و موسسات آموزشی در آخر هفته تحمیل شده است ؟ چرا رهبران کشمیرسخن دموکراتیکی دربارهاین تصمیم نگفته اند ؟
رهبران بی جی پی ادعا می کنند که با لغو ماده 370، به درخواست ده ها ساله ی کل کشور واقعیت می بخشند. اما با انجاماین کار، آن ها مبارزه و مطالبه کشمیری های بومی را که سرنوشت آن ها بااین تصمیم دگرگون خواهد شد کاملا نادیده گرفته اند.
اگر چه سازمان ملل و جامعه جهانی در تلاش های میانجیگری شکست خورده است، اما برگزاری همه پرسی کار درست و اخلاقی در راستای اجازه دادن به کشمیری ها برای اعمال حق خود مختاریشان است .
تصور غلط عام نسبت به موضوع کشمیر آن است که کشمیر تنها نقطهای از ستیزه بین هند و پاکستان است در حالی که بیشتر به مردم کشمیر که هرگز شانس تعییناینده خود را نداشته اند و کسانی که در طی هفت دهه در حال جنگ برای زمین خود بوده اند و خود را بخشی از دوکشور تلقی نمی کنند مربوط است.
دولت هند هیچ حق قانونی برای تعیین یک طرفه حق حاکمیت و خود مختاری آن ها را ندارد.بدون درک کامل از تاریخ موضوع ، تصمیمی بی تعصب و فراگیر در باره وضعیت سیاسی جاری و تغییر در رهبری سیاسی هند و پاکستان ، هیچ راه حل پایدار سیاسی نمی تواند وجود داشته باشد و کشمیری ها به تحمل رنج تحت اشغال موثر هر دو طرف ادامه خواهند داد.
دیدگاهها
اینکه مینویسم ربطی به این…
اینکه مینویسم ربطی به این مقاله نداردفقط میخواستم بگویم اگرطریقی اعمال کنید که اعضا ویا دوستداران راجع به هرمقاله نظربدهندباورکنیدچیزی درحدمعجزه رخ میدهد به خودم تجربه کرده ام ومطمئنم همه سودمیبرندافکارصیقل میخورددرهای جدید بازمیشودیک موضوع ازجوانب گوناگون بررسی میشودفضا گرم میشودوتازه همه اینها مواردی است که حزب به آن اعتقادداردودرهمان مسیرگام برمیداردتمنا میکنم راهی برای نظردادن اندیشه شودهمه خواننده نباشندبرای خودشان هم خوب است زمانی استادی داشتیم که به دانشجویان میگفتدقبل ازسئوال کردن دست بلند کنید به ما برمیخورددلیلش راپرسیدیم گفت وقتی دست بلندمی کنید یعنی روی حرفتان فکرمیکنید بعد دست بلندمیکنیدگزینه پسندیدن خوب است ولی ممکن است همانکه پسندیدهزارحرف داشته باشد یا اصلا متوجه نشودولی نظردادن همه راپخته میکندمن وقتی اقای نویدی صحبت میکنندازتک تک حرفهایشان لذت میبرم ولی انعکاس نمیابدودیگراینکه خوب است که درجمع خودمانی یکدیگررارفیق صداکنیم ولی درمقابل مردم فکرمیکنم خودمان را تا حدفرقه پایین میکشیم بنابراین اگرنمی گویم رفقا به این دلیل است والا رفیق معنی بس گرامی دارد آنهم درادبیات فدایی البته بازمیگویم نظرم اینست وبه آن عمل میکنم من تمامی رفقا را درحد بزگانی برای سعادت مردم ایران میبینم ودلیلی ندارد به گویش حزبی خطابشان کنم به نظرم بادیدملی بیشترشان انهارا پاس میدارم ونه به خاطرمجیزگویی که خودزندگی خودرامیدانیدودربه پیش عموم مردم این صفحه را میبینندببخشید اطاله کلام شد
افزودن دیدگاه جدید