رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۲۶
چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵

تا جمهوری اسلامی و استبداد هست، خطر زندان و اعدام هم هست!

تا جمهوری اسلامی و استبداد هست، خطر زندان و اعدام هم هست!
به مناسبت سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ یک جنایت سازمان‌یافته سیاسی بود. هر چند کشتار به فرمان خمینی انجام شد، اما این جنایت بزرگ تنها در ساختار فقاهتی جمهوری اسلامی می‌توانست عملی شود. در این کشتار کم سابقه، مسئولان و مقامات طراز اول رژیم یا مستقیما مشارکت داشتند و یا در بهترین حالت با سکوت خود عملا با آن همراه شدند. البته تنها آیت‌الله منتظری علنا بە رغم دانستن عواقب مخالفت با فرمان خمینی در مقابل آن ایستاد، اما نتوانست مانع انجامش شود.

کشتار تابستان ۱۳۶۷ را به‌هر حال نه می‌توان از یاد برد و نە از سر مرتکبین آن گذشت. زیرا منطقی که آن کشتار را ممکن کرد، با پایان آن تابستان خونین، از میان نرفت. سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام معترضان در دوره‌های بعد نیز در زندان و خیابان ادامه یافت و در هر دوره با شرایط جدید چهره‌ تازه‌ کرد.

سرکوب و کشتار گسترده مخالفان در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و دیماه ۱۴۰۴، حلقه‌ های دیگری از همین منطق و همین تاریخ‌ اند. حکومتی که اعتراض و مخالفت را تهدیدی برای بقا و انحصار قدرت خود می ‌بیند، در لحظه‌های بحرانی و سرنوشت ساز، جز به سرکوب سازمان‌یافته برای نجات نمی‌اندیشد. این حکومت زمانی دست از کشتار می‌کشد که دیگر قدرت کشتار نداشته باشد.

هر چند مسئول اصلی این سرکوب ها جمهوری اسلامی است، اما تجربه نزدیک به نیم قرن گذشته نشان داده است که نیروهای مخالف استبداد حاکم نیز نتوانسته‌‌اند در برابر اعدام و کشتار، با صفی یکپارچه از خود دفاع کنند و مردم را علیە آن سازماندهی کنند. اختلافات سیاسی و نظری، در مواردی چنان پررنگ شده ‌اند که دفاع از قربانیان سرکوب به حاشیه رانده شده‌است.

اپوزیسیون دموکرات ایران می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد، مشروط بر این‌که مخالفت با اعدام و کشتار را فقط وظیفه گرایش‌های سیاسی منفک از همدیگر نداند. دفاع مشترک و متحدانه از حق حیات و آزادی زندانیان سیاسی، نخستین وظیفه هر فرد و انجمن و تشکل سیاسی و مدنی است که می ‌خواهد از استبداد حاکم عبور کند. جنایت زمانی می تواند تداوم یابد که قربانیان از یکدیگر جدا باشند و نتوانند از خود دفاع کنند. این جدائی صدای اعتراض آنان را کم رمق می‌کند. در این شرایط است که عاملان جنایت احساس مصونیت می‌کنند و به آسانی طناب دار به گردن‌ها گره می زنند.

از این‌رو، کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نباید تنها به مراسم سالگرد، بزرگداشت قربانیان و تکرار روایت‌های گذشته محدود شود. باید بتوانیم با درس‌ آموزی از اشتباهات خود، صفوف‌مان را به یکدیگر نزدیک کرده و سدی در برابر تکرار جنایت برپا کنیم.

خانواده‌ های جان ‌باختگان و زندانیان سیاسی نیز در طول این سال‌ها نقشی مهم و فراموش ‌نشدنی در زنده نگهداشتن حقیقت و تداوم دادخواهی داشته‌اند. آنان نزدیک به چهار دهه، در برابر تهدید، فشار و تلاش حکومت برای خاموش کردن صدای قربانیان ایستاده‌‌اند و نگذاشته‌ اند نام و سرنوشت عزیزانشان به فراموشی سپرده شود. پیگیری سرنوشت جان ‌باختگان، پافشاری بر روشن شدن حقیقت، حفظ یاد و نام آنان و ایستادگی در برابر تخریب و حذف نشانه‌‌های جنایت، بخشی از مبارزه برای دادخواهی است. خانواده‌ها، با وجود رنجی که بر آنان تحمیل شده، به یکی از مهم‌ ترین حافظان حافظه تاریخی جامعه ایران تبدیل شده‌ اند. حمایت از آنان و شنیدن صدای دادخواهی‌ شان وظیفه همه نیروهای دموکراتیک و آزادی‌ خواه است. 

برای اقدام در این راستا لازم نیست که همه نیروهای سیاسی به یکدیگر شبیه شوند یا درباره آینده کشور به یک دیدگاه واحد برسند. آن‌چه ضروری است، توافق بر چند اصل نظیر مخالفت با اعدام، مخالفت با شکنجه، دفاع از حق حیات زندانیان و ایستادگی در برابر کشتار است. چنین توافقی می‌تواند سدی محکم در برابر سرکوب ایجاد کند، سدی که حکومت نتواند به سادگی از آن عبور کند و جامعه نیز هوشیارانه نگذارد قربانیان، جدا از یکدیگر و در سکوت، حذف شوند. امروز قربانیان ۱۳۶۷، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دی‌ماه ۱۴۰۴و دیگر جانباختگان همگی قربانیان یک حکومت‌اند. خطاست اگر این قربانیان را صرفاً در فهرست‌های جداگانه به یاد بیاوریم.

حزب چپ ایران فعالان مستقل، نهادهای دموکراتیک و احزاب و سازمان های سیاسی مدافع دموکراسی را دعوت می‌کند که متحدانە برای مبارزه با سرکوب و زندان و اعدام برخیزند و صدای خود را پرطنین کنند. جمهوری اسلامی باید چقدر جان جوانان کشور را بگیرد و به چه اندازه مردم ایران را به بند بکشد، به زندان بیاندازد و اعدام کند تا ما بە خود بیاییم و صدایمان را به یکدیگر گره بزنیم. بدون شک حکومت نامردمی و مستبد جمهوری اسلامی رفتنی است اما این امر بدون اتحاد و مبارزە‌ی مشترک نیروهای سیاسی دموکراتیک و مردم میسر نیست.  ما نیروهای سیاسی باید بە این پرسش کە برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی کە مسبب اصلی نابسامانی ها و سرکوب و کشتار مردم ایران است پاسخ اقناع کنندەای بە مردم بدهیم که چه کرده ایم.

هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران

۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۶ اوت ۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید