دالی پارتن، خواننده، ترانهسرا، بازیگر، کارآفرین و نیکوکار برجسته آمریکایی و یکی از ماندگارترین چهرههای موسیقی کانتری، روز سهشنبه ۲۵ اوت ۲۰۲۶، در ۸۰ سالگی در نشویل درگذشت. بنا بر گزارش خانواده و نمایندگان او، پارتن پس از دورهای کوتاه بیماری در مرکز سرطان وندربیلت ـ اینگرام و در کنار اعضای خانوادهاش چشم از جهان فروبست.
او برای میلیونها نفر با ترانههایی چون «جولین»، «نه تا پنج»، «همیشه دوستت خواهم داشت» و «کت چندرنگ» شناخته میشد؛ اما میراث او بسیار فراتر از موسیقی، سینما، صحنه و ظاهر پرزرقوبرقش بود. دالی پارتن هنرمندی بود که شهرت و ثروت را تنها برای خود نخواست و آنها را به ابزاری برای کمک به دیگران تبدیل کرد. او از خانوادهای فقیر در کوهستانهای آپالاشی تنسی برخاست و تا پایان زندگی پیوند خود را با مردم و سرزمینی که از آن آمده بود حفظ کرد.
کتاب؛ هدیهای برای کودکان
یکی از ماندگارترین میراثهای اجتماعی دالی پارتن، «کتابخانه تخیل دالی پارتن» بود؛ طرحی که در سال ۱۹۹۵ در زادگاهش آغاز شد و با هدف ترویج کتابخوانی، کتابهای رایگان و متناسب با سن را برای کودکان از بدو تولد تا پنجسالگی به خانههای آنان میفرستاد.
این طرح بهتدریج از یک برنامه محلی به جنبشی گسترده در آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایرلند و استرالیا تبدیل شد. شمار کتابهایی که از طریق این برنامه به کودکان رسیده، از مرز صدها میلیون جلد گذشته است و هر ماه میلیونها کتاب به دست خانوادهها میرسد.
برای پارتن، این فعالیت یک اقدام تبلیغاتی نبود؛ بخشی از باور عمیق او به برابری فرصتها بود. او معتقد بود هر کودکی، صرفنظر از وضعیت اقتصادی خانوادهاش، باید امکان دسترسی به کتاب، خیالپردازی و کشف جهان را داشته باشد.
شاید زیباترین بخش میراث او همین باشد: کتابی که بیهیاهو به خانه کودکی میرسد که شاید پیش از آن حتی یک کتاب نداشته است.
نیکوکاری در روزهای دشوار
فعالیتهای خیرخواهانه پارتن به کتاب محدود نمیشد. در دوران همهگیری کرونا، او یک میلیون دلار به پژوهشهای مربوط به واکسن در مرکز پزشکی دانشگاه وندربیلت اهدا کرد؛ حمایتی که در مراحل اولیه پژوهشهای مرتبط با واکسن شرکت مدرنا نیز نقش داشت.
او همچنین در جریان سیلهای ویرانگر تنسی، آتشسوزیهای منطقه گتلینبرگ و دیگر بحرانهای محلی، از کمکهای مالی و حمایتهای سازمانیافته از آسیبدیدگان دریغ نکرد.
نیکوکاری برای او بخشی از هویت و زندگی روزمرهاش بود، نه کاری که فقط در زمان شهرت یا مناسبتهای خاص انجام دهد.
صدایی روشن در برابر تبعیض
دالی پارتن معمولاً از قرار گرفتن در قالبهای سیاسی رایج پرهیز میکرد، اما هنگامی که موضوع کرامت انسانی و تبعیض نژادی مطرح میشد، موضعی روشن داشت.
در سال ۲۰۲۰ و در جریان اعتراضهای گسترده علیه نژادپرستی، او از اهمیت زندگی سیاهپوستان دفاع کرد و پرسید آیا واقعاً میتوان تصور کرد که تنها زندگی سفیدپوستان اهمیت دارد.
او همچنین نام یکی از جاذبههای قدیمی مجموعه تفریحی خود را که عنوانی مرتبط با گذشته تبعیضآمیز جنوب آمریکا داشت، تغییر داد. این اقدام نشان داد که حتی سنتهای محبوب نیز، اگر حامل تصویری آسیبزا یا تحقیرآمیز باشند، میتوانند و باید مورد بازنگری قرار گیرند.
زنی که قواعد یک صنعت مردانه را تغییر داد
دالی پارتن در صنعتی به شهرت رسید که برای زنان، بهویژه زنان جوان و متعلق به طبقات فرودست جنوب آمریکا، اغلب نقشهای محدودی در نظر میگرفت. اما او از همان سالهای نخست فعالیت حرفهای خود تلاش کرد کنترل ترانهها، تصویر عمومی و فعالیت اقتصادیاش را در دست داشته باشد.
او تنها خواننده نبود؛ ترانه مینوشت، آثارش را مدیریت میکرد و از استعداد هنری خود استقلال اقتصادی ساخت.
ترانه «نه تا پنج» به یکی از نمادهای فرهنگی اعتراض زنان شاغل تبدیل شد؛ زنانی که با دستمزد نابرابر، بیاعتنایی، تبعیض و نادیده گرفته شدن در محیط کار روبهرو بودند. پارتن با زبانی ساده، شوخ و ماندگار، تجربه زندگی زنانی را روایت کرد که کار بسیار میکردند اما سهم اندکی از قدرت و احترام داشتند.
زندگی حرفهای او خود نوعی پیام بود: یک زن میتواند زنانه، شوخطبع، محبوب و پرزرقوبرق باشد و در عین حال مالک هنر، کار و روایت زندگی خودش نیز باقی بماند.
مهربانی، بدون تقدسسازی
یکی از دلایل محبوبیت دالی پارتن این بود که هرگز اجازه نداد شهرت او را از مردم دور کند. او درباره فقر دوران کودکی، خانواده، اشتباهها و نگرانیهایش سخن میگفت و حتی درباره ظاهر و شهرت خود با طنز و صمیمیت شوخی میکرد.
همین ویژگی او را برای مردم قابل لمس نگه داشت. پارتن تلاش نکرد خود را انسانی بینقص و دستنیافتنی نشان دهد؛ برعکس، پذیرفت که بخشی از محبوبیت واقعی، در انسانی ماندن است.
او در جهانی که شهرت اغلب به فاصله گرفتن از مردم میانجامد، راه دیگری را انتخاب کرد: نزدیک ماندن، بخشیدن و استفاده از نفوذ برای گشودن فرصتهایی برای دیگران.
میراثی فراتر از موسیقی
دالی پارتن تنها یکی از بزرگترین صداهای موسیقی آمریکا نبود؛ او صدایی انسانی و مهربان در فرهنگ عمومی این کشور بود. هنرمندی که نشان داد موفقیت میتواند با مسئولیت اجتماعی همراه باشد و شهرت، اگر درست به کار گرفته شود، میتواند زندگی میلیونها انسان را تغییر دهد.
ترانهها، فیلمها و اجراهای او در تاریخ فرهنگ آمریکا باقی خواهند ماند؛ اما شاید ماندگارترین یادگار او نه در تالارهای موسیقی و نه در ویترین جوایز، بلکه در خانههای کودکان باشد.
کودکی که کتابی رایگان دریافت میکند، ورق میزند، میخواند و برای نخستین بار جهانی بزرگتر از خانه و محله خود را تصور میکند، شاید هرگز نام دالی پارتن را به خاطر نیاورد.
اما شاید همین، زیباترین شکل ماندگار شدن یک انسان باشد:
اینکه اثری از تو در زندگی دیگران بماند، حتی وقتی خودت دیگر در میان آنها نیستی…
مسعود شب افروز
گرایش چپ
افزودن دیدگاه جدید