روز یکشنبه ۱۶ اوت، مهلت ۶۰ روزهای که قرار بود بعد از آتشبس و امضای تفاهم نامه، طی آن روی توافق نهائی مذاکره شود، پایان مییابد. اما متاسفانه دولت آمریکا ۴۸ ساعت بعد از این تفاهم آن را نقش بر آب کرد. عملا نه آتشبس رعایت شد و نه مذاکرهای صورت گرفت، نه به مفاد دیگر تفاهمنامه عمل گردید، فضای تهدید و تشدید تنش پا برجا ماند. محاصرهی دریائی ایران، حملات موضعی به زیرساختها و تهدید به تخریب بیشتر، برای وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش درخواستهای ترامپ از یک سو و بستهماندن تنگهی هرمز توسط جمهوری اسلامی از سوی دیگر، همچنان ادامه دارد. توئیتهای متعدد ترامپ برای اعلام پیروزی و نابودی ایران، جای دیپلماسی و مذاکره را گرفت. در ایران نیز، صدای مخالفان مذاکره با آمریکا بلندتر و پر طنینتر شد. حتی به نام مجتبی خامنهای رهبر غایب هم به سنت خامنهای پدر، در همان گام نخست امضای تفاهمنامه، اعلام شد که «رهبر» غایب علیرغم پذیرش تفاهم، نظر دیگری دارد.
جنگ اگرچه متوقف گشت، اما به امر ادامهداری تبدیل شده که هر لحظه میتواند دوباره مشتعل شود. آرایش جنگی همچنان برقرار است. ادامهی این وضعیت، کل منطقه را نیز بحرانیتر کردهاست: امضای «پیمان نظامی مکه» بین عربستان، پاکستان و ترکیه، آغازی برای میلیتاریزه شدن منطقه، حمله حوثیها در باب المندب، حمله عربستان به نیروهای حشدالشعبی در عراق، … جزئی از تبعات و تاثیرات وضعیت جنگی کنونی در خلیج فارس است.
دولت آمریکا بدون آن که اعتراف کند، در باتلاق جنگی گرفتار شدهاست که به هیچ کدام از اهداف اعلام شده خود نرسیدهاست. تغییر رژیم در ایران به تغییر چهرهها و نه سیاستها منجر شدهاست. در مورد برنامهی اتمی هم که قرار بود در شصت روز مورد نظر در این مورد نتیجهای حاصل شود، در وضعیت فعلی حتی امکان مذاکره نیز از بین رفتهاست. در مورد مهار نیروهای نیابتی، یا توانائی موشکی جمهوری اسلامی اصولا جزو مفاد مورد تفاهم برای مذاکره هم نبودهاند؛ حتی به طریقی با پذیرش آتشبس در لبنان و وارد شدن آن به تفاهمنامه، موقعیت جمهوری اسلامی را به عنوان حامی حزبالله، رسمیت دادهاست؛ تنگهی هرمز که قبل از جنگ مسالهی مورد مناقشه نبود، اکنون به موضوع اصلی اختلاف فراروئیدهاست. روزی نیست که ترامپ یک جانبه از باز شدن آن دم نزند و تاکید نکند که آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد. همزمان اما جمهوری اسلامی هم، اعلام نکند که تنگه همچنان مسدود است و تا زمانی که شروط ایران پذیرفته نشود، بازگشایی نخواهد شد؛ این تنگه عملا به یکی از اهرمهای بازدارندهی ایران تبدیل شدهاست.
واقعیت این است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به اهداف خود نرسیدهاست. اما دولت آمریکا نشان دادهاست که تمایلی برای آغاز مذاکره صلح با ایران را ندارد. فعلا تنها به ادامهی محاصرهی دریایی و فشار اقتصادی به ایران و حملات موردی به این یا هدف روی آوردهاست. در عین حال دونالد ترامپ همواره روایت غیرواقعبینانهای از این جنگ و پیروزی خود ارائه میدهد، که حتی اطرافیان او نیز به آن باور ندارند. هیچ کدام از متحدان آمریکا هم آن را جدی نمیدانند. اما واضح است که ترامپ برای پیروزی در انتخابات میاندوهای آمریکا، به یک برگ برنده نیازمند است و در صدد ساختن ارادی آن است.
جمهوری اسلامی هم بعد از تجربهی چندین دور مذاکره با آمریکای ترامپ، که هر بار به بنبست کشیدهشدهاست، در حال بازسازی خود برای تابآوری در برابر ادامهی این وضعیت است. مهرهچینی اخیر که به نام مجتبی خامنهای و بیت امنیتی ـ نظامی او صورت گرفته، بافتار قدرت را باز هم امنیتیتر کرده است. در رابطه با مذاکره و یا جنگ با آمریکا، نوعی یکدستی نظامی زیر هژمونی سپاه پاسداران را به نمایش گذاشتهاست. همچنین سازماندهی برای سرکوب اعتراضات محتمل در کشور را هم برجستهتر کردهاست. از طرف دیگر بستن تنگهی هرمز، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه و خسارات به آنها، یک نوع اعتماد به نفس کاذبی را در رژیم ایران دامن زدهاست که اگر به ماجراجویی و فزون خواهی بیشتر دامن بزند، میتواند موجب از دست دادن فرصتها و چاره اندیشیها برای پایان دادن به جنگ و تحریم منجر شده و خود به فاجعهای دیگر برای کشور و مردم ایران تبدیل شود.
ادامهی وضعیت کنونی، ادامهی محاصره دریائی در کنار تخریبهای جنگ و بمباران و تحریمهای تاکنونی، اقتصاد کشور را ورشکستهتر نموده و زندگی و هستی بخش بزرگی از مردم ایران را در معرض نابودی قرار میدهد. اعتراضها علیه بیتوجهی رژیم به نیازهای مردم همچنان ادامه دارد. گستردهتر شدن این اعتراضات محتمل است. حتی فضای جنگی هم تغییری در این واقعیت نخواهد داد. سران رژیم نیز با آگاهی از این واقعیته پیشاپیش در تدارک سرکوب و مهار جنبش مردم هستند.
صلح و امنیت در منطقه تنها زمانی میسر خواهد بود و کشور ما از فاجعه جنگ و تحریم و فشار اقتصادی تنها زمانی رها خواهد شد، که مسیر دیپلماسی، مذاکره و تفاهم در مورد مسائل مورد اختلاف در پیش گرفتهشود. همهی تلاشها باید در جهت بازگشت بر سر میز مذاکره و حل و فصل اختلافات در چارچوب قوانین و قواعد بینالمللی و از طریق دیپلماسی باشد. ادامهی وضع کنونی، آیندهای توام با صلح و امنیت نخواهد داشت و سرنوشت کشور را به دست ماجراجوئیهای باندهای قدرت خواهد سپرد. زیستن در جنگ و فضای جنگی، یک روز هم، زیاد است.
کشور ما توانائی و امکان آن را دارد که به پلی برای صلح و همزیستی در منطقه تبدیل شود، نه مرکزی برای جنگ و نفرت علیه این و یا آن دولت. باید با فشار جنبش مردمی، رژیم را به پذیرش گفتوگو و حل و فصل مشکلات، بر سر میز مذاکره وادار کرد و راه را برای رسیدن به صلح و امنیت هموار نمود.
گذار به آیندهای آزاد و توام با کرامت و عدالت برای مردم ایران تنها با پشت سر نهادن جمهوری اسلامی و سپردن سرنوشت کشور به دست مردم ممکن است.
افزودن دیدگاه جدید