در روز پنج شنبه ۷ خرداد دو برادر بهنامهای مجتبی و میثم ویسی در یکی از روستاهای اطراف دالاهو بهضرب گلوله امنیتیهای مزدور بهقتل رسیدند و بار دیگر این منطقه محروم دو فرند جوان و فرهنگساز خود را از دست دادند و دالاهو را سوگوار کردند.
دالاهو یکی از شهرهای محروم استان کرمانشاه است که بر سر راه سرپل ذهاب و قصرشیرین قرار دارد ساکنین این شهر و روستاهای اطراف آن کرد و پیرو آئین یارسان یا اهل حق هستند، پس از انقلاب رژیم افزون براینکه احزاب وسازمانهای سیاسی را برنتابید بلکه ادیان غیررسمی را نیز سرکوب کرد و تلاش میکرد که پیروان یارسان را به اجبار به آئین اسلام درآورد، بدیهیست که هر قوم و آئینی که تحت ستم و تبعیض قرار گیرد و سرکوب شود برای حفظ هویت و باورهای خود دست بهمقاومت خواهد زد ازاینرو با تمام فشارها و تحمیل برگزاری مراسم مذهب شیعه نتوانست موفق شود. در جنگ ایران وعراق شهرهای قصرشیرین ،سرپل ذهاب و دالاهو نسبتا ویران شدند و ساکنین این شهرها ناچار بهشهرهای دیگر پناه بردند اما عده زیادی از مردم یارسان بهاسارت ارتش عراق درآمدند و مدت ۱۰ سال در اردوگاه رمادیه مورد شکنجه و تحقیر قرار گرفتند. پس از پایان جنگ بههنگام بازگشت رژیم بهعلت اینکه این مردمان آئین اسلام را نپذیرفته و در آغاز انقلاب هم جوانان این منطقه اکثرا هوادار سازمانهای چپ بهویژه جنبش فدائی بودند و همچنین آموزش و نواختن سازهای موسیقی بخشی از باورهای یارسان است، هیچگونه کمکی به این مردم که زندگی خودرا ازدست داده بودند، نکرد. عده زیادی از مردم این منطقه که به کرمانشاه پناه بردهبودند، در محلهای بهنام دره دریژ ساکن شدند که تمام ساکنین آن پیروان یارسان هستند و محله ای بسیار محروم که مسئولان هیچگونه اقدامی برای بهبود وضعیت آن انجام ندادهاند و با وجود اینکه حدود ۱۸۰۰۰ نفر جمعیت دارد، فاقد مدرسه است و ساکنین بیشتر بهکارهای کارگری ساختمانی، کولبری و دستفروشی مشغولاند و حتی یک نفر از این جمعیت در ادارات دولتی مشغول بهکار نیست.
مجتبی و میثم ویسی که در روستای دوشینان در اطراف دالاهو بهدنیا آمدهبودند، مانند بقیه مردم منطقه فرزند فقر و زحمت بودند این دو برادر که ساکن محله دره دریژ بودند، بهکارهای ساختمانی و جوشکاری مشغول بودند. این دو برادر آگاه و متعهد با تمام خطراتی که ممکن بود برایشان پیش بیاید، اقداماتی را در جهت بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگسازی را در این محله محروم آغاز کردند و با ایجاد کتابخانه و آموزش موسیقی و ایجاد تیمهای ورزشی تلاش میکردند تا هم سطح آگاهی کودکان و نوجوانان را ارتقا دهند و همچنین آنانرا از سقوط در ورطه اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی دور نگهدارند، اما این همان دیدگاهیست که ارتجاع آنرا تحمل نمیکند. همانطور که فرزاد کمانگر(صمد کردستان)را تحمل نکرد. زیرا این رسم و شیوه برخورد تاریک اندیشان با انسان هاییست که به آگاهی مردم میاندشند .
مجتبی و میثم در راه خدمت به مردمی فقیر و محروم جان باختند. اما یاد و خاطره مجتبی و میثم همچون کوه استوار دالاهو در خاطره ها خواهد ماند.
دیدگاهها
من نمیدانم رفیق بلدی این بیو گرافی را از کجا گرفته ویا تا چه حد درست است ، ولی آنچه که ما دریافت کرده ایم اینستکه در اتفاقات دی ماه گذشته ، این دو برادر همان کسانی بودند که به مقابله مسلحانه اقدام نمودند که باعثکشته شدن دو نیروی انتظامی و یک دختر بچه در همان محله دره دریژ شده بود و بعد از آن واقعه برای مدتها مخفی و گویا به روستاهای اطراف کرند رفته بودند که بعد از شناسایی محل آنها مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفته و در حالیکه به مقابله مسلحانه پرداخته بودند توسط نیروهای امنیتی کشته شدند، از آنها عکس های زیادی با سلاح منتشر شده است و آنچه که نزدیکان و آشنایان در باذه آنها گفته تند نشان میدهد تبلیغات آنها عموما در مقابله مسلحانه با حکومت متمرکز بوده است و بنوعی جنگ چریکی مسلحانه را تبلیغ میکرده اند، حال سوال از رفیق بلدی اینست که آیا این اطلاعات را داشته است ؟ و اگر داشته آیا به روش مبارزه آنها اعتقاد دارد ؟
افزودن دیدگاه جدید