رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۴ مه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

زنان سرپرست خانوار

زنان سرپرست خانوار

بخش دوم

 مشکلات زنان سرپرست خانوار در محیط کار

 

زنان سرپرست خانوار در محیط کار ایران با مجموعه‌ای گسترده و پیچیده از مشکلات مواجه هستند که نه تنها فرصت‌های شغلی آنان را محدود می‌کند، بلکه به شکل مستقیم بر کیفیت زندگی، سلامت روانی و توانایی آنان برای تأمین معیشت خانواده تأثیر می‌گذارد. این مشکلات را می‌توان در چند دسته اصلی طبقه‌بندی کرد

 

الف) تبعیض در استخدام و اولویت‌های شغلی

تبعیض جنسیتی در مرحله استخدام، نخستین و شاید تأثیرگذارترین مانع پیش روی زنان سرپرست خانوار برای ورود به بازار کار است. بر اساس گزارشی که دیده‌بان حقوق بشر منتشر کرده، «قوانین ایران تبعیض علیه زنان در محل کار را ممنوع می‌کند، اما این شامل استخدام یا ارتقای شغلی نمی‌شود». این خلأ قانونی عملاً به کارفرمایان اجازه می‌دهد تا بدون ترس از مجازات، زنان را از فرصت‌های شغلی محروم کنند

تحلیل دیده‌بان حقوق بشر از بیش از ۷ هزار موقعیت شغلی تبلیغ‌شده در سه آزمون ورودی خدمت دولتی نشان می‌دهد که حدود ۶۰ درصد آنها ترجیح استخدام مرد را ذکر کرده‌اند و تنها ۵ درصد از ترجیح استخدام زنان نوشته بودند. این آمار به وضوح نشان‌دهنده تبعیض سیستماتیک و نهادینه‌شده علیه زنان در بازار کار ایران است.

نتیجه این تبعیض، نرخ مشارکت اقتصادی بسیار پایین زنان است. بر اساس آمارهای رسمی، تنها حدود ۱۴ درصد زنان ایرانی در زمره نیروی کار قرار می‌گیرند، در حالی که این رقم برای مردان حدود ۶۴ درصد است — نرخی که حتی از میانگین ۲۰ درصدی زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز پایین‌تر است. نرخ بیکاری زنان نیز حدود دو برابر مردان است.

 

ب) تبعیض دستمزدی و دریافت حقوق پایین‌تر

یک باور رایج و تکان‌دهنده در جامعه ایران که به راحتی شنیده می‌شود این عبارت است: «کارمند، منشی، کارگر زن استخدام کن تا حقوق کمتری به او پرداخت کنی». این باور، که نه تنها در عمل کارفرمایان بلکه در ناخودآگاه جمعی جامعه رسوخ کرده است، نشان‌دهنده عمق تبعیض مزدی علیه زنان است.

زنان، از جمله زنان سرپرست خانوار، اغلب با حقوق و دستمزد کمتری نسبت به مردانی که در موقعیت مشابه کار می‌کنند، استخدام می‌شوند. این تبعیض مزدی حتی در سطوح مدیریت میانی و ارشد نیز مشاهده می‌شود — زنان در موقعیت مشابه، دستمزدهای کمتری دریافت می‌کنند. برخی از گزارش‌ها حاکی از آن است که دستمزد زنان در برخی مشاغل غیررسمی حتی به کمتر از یک سوم حداقل دستمزد مصوب نیز می‌رسد.

 

برای زنان سرپرست خانوار که به تنهایی نان‌آور خانواده هستند، این تبعیض مزدی معنایی بسیار عمیق‌تر از نابرابری صرف دارد — به معنای ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه فرزندان، افزایش فشار اقتصادی و باقی ماندن در چرخه فقر است.

 

ج) اشتغال در بخش غیررسمی، بدون قرارداد و فاقد حمایت‌های قانونی

شاید بزرگترین مشکلی که زنان سرپرست خانوار در محیط کار با آن مواجه هستند، قرار گرفتن در دام اشتغال غیررسمی است. بدترین‌ بخش از آنجاست که زنان «بیشتر به صورت غیر رسمی و روز مزدی و گاه بدون هیچ قراردادی استخدام می‌شوند که این روند تحت قوانین وزارت کار نیست و منحصراً به توافق بین کارفرما و کارگر بستگی دارد؛ توافقی که در نهایت زیان آن به کارگران زن می‌رسد».

بخش خدمات که اصلی‌ترین حوزه اشتغال زنان است، «تقریباً بی‌ضابطه‌ترین بخش‌های کارگری کشور» توصیف شده است. زنانی که به عنوان فروشنده، منشی، تمیزکار و مشاغل مشابه مشغول به کار می‌شوند، اغلب «در شرایطی مشغول کار هستند که شامل هیچ نوع بیمه نمی‌شوند، آنان ناچار به تحمل اضافه‌کاری اجباری هستند که گاه حتی هزینه آن را نیز دریافت نمی‌کنند و تقریباً هیچ کدام از حقوق منطبق با قوانین وزارت کار را نیز دارا نیستند».

بر اساس آمار سازمان بین‌المللی کار، بیش از ۶۰ درصد زنان شاغل در ایران در بخش غیررسمی اقتصاد فعالیت می‌کنند  جایی که هیچگونه حمایت قانونی یا بیمه‌ای وجود ندارد. از میان ۴ میلیون و ۳۲۰ هزار زن شاغل در ایران، تنها حدود ۱.۶ میلیون نفر در مشاغل رسمی مشغول به کار هستند — یعنی بیش از ۲.۷ میلیون زن در مشاغل غیررسمی و بدون حمایت کار می‌کنند.

 

د) فشار مضاعف اضافه‌کاری اجباری

زنان کارگر، به ویژه مادران سرپرست خانوار، درگیر اضافه‌کاری اجباری هستند. این بدان معناست که کارفرمایان بدون رضایت واقعی و با ابزارهای فشار، زنان را وادار به کار در ساعات اضافی می‌کنند. گاه حتی هزینه این اضافه‌کاری نیز به آنان پرداخت نمی‌شود. این شرایط برای زنی که خود مسئولیت مراقبت از فرزندان و اداره خانه را نیز به تنهایی بر عهده دارد، فشاری تقریباً غیرقابل تحمل ایجاد می‌کند.

 

ه) فقر بیمه و محرومیت از پوشش تأمین اجتماعی

محرومیت از بیمه یکی از جدی‌ترین مشکلات زنان سرپرست خانوار در محیط کار است. همان‌طور که در گزارش پیشین اشاره شد، حدود نیمی از این زنان فاقد هرگونه پوشش بیمه هستند.

بسیاری از زنان کارگر و شاغل «از حق داشتن بیمه‌های خدمات درمان و تأمین اجتماعی محروم هستند». این محرومیت در دوره‌های بحرانی مانند بیماری، بارداری، ازکارافتادگی یا بیکاری، آنان را در برابر فقر مطلق و فروپاشی خانواده آسیب‌پذیر می‌کند. بیمه بیکاری کوتاه‌مدت ویژه زنان سرپرست خانوار حتی در دوره‌های کوتاه می‌تواند از فروپاشی مالی خانوار جلوگیری کند، اما در حال حاضر چنین پوششی وجود ندارد.

 

زنان سرپرست خانوار که در بازار کار غیررسمی حضور دارند، «غالباً با کمبود سابقهٔ بیمه مواجه می‌شوند. این کمبود می‌تواند منجر به کاهش مستمری بازنشستگی و نداشتن پوشش کافی در دوران پیری شود». برای زنی که در دوران میانسالی خود را تنها و بدون حمایت مالی می‌یابد، نبود سابقه بیمه کافی به معنای محکومیت به فقر در دوران سالمندی است.

 

و) آزار و خشونت در محیط کار

زنان شاغل در ایران با «خشونت، آزار، تبعیض مزدی و ساختارهای مردسالارانه‌ای که زنان شاغل را زیر فشار و ناامنی شغلی قرار می‌دهد» مواجه هستند.گزارش‌ها نشان می‌دهد که «کارگران زن علاوه بر اینکه همانند مردان کارگر مورد استثمار وحشیانهٔ سرمایه‌داران قرار می‌گیرند، تبعیض و نابرابری و تحقیر زنان به دلیل جنسیتی مضاعف و حتی شدیدتر است»

این آزارها می‌تواند از توهین و تحقیر کلامی تا سوءاستفاده‌های جدی‌تر را شامل شود. «اکثر زنان سرپرست خانوار از طعنه‌ها و متلک‌های اهالی محل معذب بوده و در معرض انواع سوء نیت‌ها و آزارهای دیگران واقع شده‌اند». این آزارها در محیط کار نیز ادامه می‌یابد و فشار روانی مضاعفی را بر این زنان وارد می‌کند

 

ز) تعارض نقش و فشار روانی

زنان سرپرست خانوار در تعارضی دائمی میان دو نقش سنگین گرفتارند: از یک سو مسئولیت تأمین درآمد و نان‌آوری خانواده، از سوی دیگر مسئولیت کامل تربیت فرزندان و اداره خانه. برخلاف مردان سرپرست خانوار که معمولاً همسری در خانه دارند که بار مسئولیت‌های خانگی را کاهش می‌دهد، زنان سرپرست خانوار هیچ شریکی در این مسیر ندارند.

این وضعیت آنان را «در معرض وابستگی و خشونت‌های پنهان قرار می‌دهد». فشار روانی ناشی از این تعارض نقش، همراه با ناامنی شغلی، کمبود درآمد و نگرانی از آینده فرزندان، ترکیبی طاقت‌فرسا از تنش‌ها را ایجاد می‌کند که بسیاری از سلامت روان این زنان را به شدت تهدید می‌نماید.

 

ح) محدودیت در انتخاب شغل و مشاغل سخت و زیان‌آور

قانون کار ایران به موجب ماده ۷۵، انجام کارهای سخت و زیان‌آور را برای کارپذیران خانم ممنوع اعلام کرده است. این محدودیت که ظاهراً با هدف حفاظت از سلامت زنان وضع شده، در عمل دامنه انتخاب شغل برای زنان را محدود می‌کند و آنان را به مشاغل کم‌درآمدتر و اغلب ناامن‌تر از نظر شغلی سوق می‌دهد.

در عین حال، تناقضی آشکار در اینجا وجود دارد: برخی از زنان وادار می‌شوند «در کوره‌پزخانه‌ها، معادن و تونل‌ها، کشتارگاه‌ها، جوشکاری، شن‌پاشی با دستمزدهایی حتی کمتر از یک سوم حداقل دستمزد» کار کنند

 

بهروز فدائی ـ دهم می 2026

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید