اول ماه می، روز جهانی کارگر، ریشه در مبارزات کارگری اواخر قرن نوزدهم، بهویژه اعتصابات هیمارکت در ایالات متحده دارد. از آن زمان، این روز به نمادی جهانی برای مطالبات کارگران، عدالت اجتماعی و حقوق صنفی تبدیل شده است. اما در طول تاریخ، همزمانی این روز با جنگها و بحرانهای بزرگ جهانی، شکل و معنای آن را در بسیاری از کشورها تحت تأثیر قرار داده است. در بسیاری از نقاط جهان، کارگران با وجود سرکوب، زندان، شکنجه و حتی اعدام، روز اول ماه می را به بستری برای مقاومت و فریاد صلح تبدیل کردند
تأثیر جنگها بر مراسم اول ماه می
در دورههایی مانند جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، بسیاری از تجمعات کارگری محدود، ممنوع یا بهشدت کنترل شدند. دولتها برای حفظ انسجام ملی و جلوگیری از اعتراضات داخلی، فعالیتهای کارگری را سرکوب یا به سمت حمایت از جنگ هدایت کردند. در این شرایط
محدودیتها و سرکوبها: راهپیماییها لغو یا به شکل نمادین برگزار میشدند.
تغییر پیام: بهجای مطالبات کارگری، شعارهای میهنپرستانه و حمایت از جبههها غالب میشد.
پیامدهای منفی
تضعیف جنبشهای کارگری: جنگها باعث شدند اولویتها از حقوق کارگران به بقا و امنیت ملی تغییر کند.
سرکوب سیاسی: در برخی کشورها، حکومتها از شرایط جنگی برای سرکوب اتحادیهها استفاده کردند.
تلفات انسانی: بسیاری از فعالان کارگری به جبههها اعزام شدند یا جان خود را از دست دادند.
پیامدهای مثبت
با وجود محدودیتها، جنگها در برخی موارد به تقویت جایگاه کارگران نیز انجامید:
افزایش اهمیت نیروی کار: صنایع جنگی وابستگی زیادی به کارگران پیدا کردند، که در برخی کشورها به بهبود شرایط کاری انجامید.
شتاب در اصلاحات اجتماعی: پس از جنگها، فشار برای ایجاد نظامهای رفاه اجتماعی بیشتر شد.
همبستگی جهانی: اول ماه می به بستری برای بیان همبستگی بینالمللی علیه جنگ و برای صلح تبدیل شد
نمونههای تاریخی
در دوره جنگ سرد، اول ماه می به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل شد. در کشورهای بلوک شرق، این روز با رژههای عظیم دولتی همراه بود
جنگهایی مانند یورش نظامی آمریکا به عراق و یا حمله و کشتارساکنان غزه توسط اسرائیل باعث شدند که در بسیاری از کشورها، مراسم اول ماه می رنگ و بوی ضد جنگ به خود بگیرد.
پیامدها
اول ماه می همواره بازتابی از شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود بوده است. همزمانی آن با جنگها گاه موجب تضعیف و گاه موجب تحول در جنبشهای کارگری شده است. این روز نه تنها برای مطالبه حقوق کارگران، بلکه بهعنوان بستری برای بیان دیدگاههای گستردهتر درباره صلح، عدالت و همبستگی جهانی نیز اهمیت یافته است
مراسم اول ماه می طی جنگ ایران و عراق
در ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، ساختارهای کارگری دستخوش تغییرات اساسی شدند. با آغاز جنگ و شروع سرکوب فعالین کارگری به شکل دولتی و فرمایشی درآمد
وضعیت مراسم اول ماه می
برگزاری مستقل مراسم روز جهانی کارگر عملاً محدود شد.
فعالیتهای کارگری بیشتر تحت نظارت نهادهای دولتی یا انقلابی قرار گرفت.
تمرکز مراسم رسمی از مطالبات صنفی به «حمایت از جبهه» و «تولید برای جنگ» تغییر کرد.
پیامدهای منفی
کاهش استقلال تشکلها: بسیاری از شوراهای کارگری مستقل یا منحل شدند یا در ساختارهای رسمی ادغام شدند
امنیتی شدن فضا: هرگونه تجمع مستقل میتوانست با سوءظن سیاسی مواجه شود.
اولویت جنگ بر مطالبات اقتصادی: مشکلاتی مانند دستمزد، ایمنی کار و حقوق صنفی در حاشیه قرار گرفت.
پیامدهای مثبت (نسبی و محدود)
افزایش نقش کارگران در اقتصاد جنگی: صنایع حیاتی (نفت، فولاد، تولیدات نظامی) اهمیت بیشتری یافتند.
نگاهی به مراسم اول ماه می در طول جنگ در دیگر کشورها
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸)
در میانه این جنگ، روز جهانی کارگر به عرصهای برای اعتراض به جنگ و نسلکشی تبدیل شد. بهعنوان نمونه، در سال ۱۹۱۶، کارل لیبکنشت، رهبر سوسیالیست آلمان، به دلیل سخنرانی علیه جنگ در تجمع برلین دستگیر شد. در همان سال، روزنامه نیوزلند از "دستانداز وحشتناک خدای جنگ بر گلوی انسانیت" نوشت و خواستار صلح شد.
استرالیا (۱۹۱۵)
در میانه جنگ جهانی اول، سوسیالیستها و کارگران استرالیا در یک گردهمایی بزرگ قطعنامهای را با شور و اشتیاق به تصویب رساندند که طبق آن، آنها کارگران کشورهای متخاصم مثل آلمان و اتریش را دشمن خود نمیدانستند، بلکه دشمن واقعی را سرمایهداران جنگافروز معرفی کردند که کارگران را قربانی منافع پلید خود میکنند.
فرانسه (۱۹۱۹)
راهآهنداران پاریس در روز جهانی کارگر، در اعتراض به مداخله نظامی کشورشان در جنگ علیه روسیه و مجارستان، امکان اعتصاب عمومی را بررسی کردند. در جریان این اعتراضات، پلیس به طرز وحشیانهای با آنها برخورد کرد که منجر به مجروحیت ۳۵۰ نفر، کشته شدن یک نفر و دستگیری ۱۵ معترض شد.
جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶-۱۹۳۹)
در جریان این جنگ، مراسم روز جهانی کارگر مستقیماً هدف حملات نظامی قرار گرفت. در اول می ۱۹۳۷، در حالی که مراسم در نقاط دیگر اروپا نسبتاً آرام برگزار میشد، مادرید توسط نیروهای شورشی (فرانکوئیستها) گلولهباران شد. این رویداد نشان میدهد که در مناطق جنگی، این روز نه تنها جشن، بلکه به محلی برای نمایش قدرت و درگیری مستقیم بدل میشود.
یونان (۱۹۴۴)
شاید قربانیترین و در عین حال قهرمانترین صحنه. در اول ماه می ۱۹۴۴، نازیها در تلافی حمله پارتیزانها، ۲۰۰ کمونیست و کارگر یونانی را با مسلسل اعدام کردند. گزارشها حاکیست که این ۲۰۰ مرد در لحظات آخر، بیباکانه به سمت جوخه آتش خیره شدند و سرودهای پارتیزانی سردادند و مشتهای گره کرده خود را بالا بردند. تا هشتاد سال بعد، کسی از وجود عکس این لحظه خبر نداشت و تنها از طریق نامههایی که قربانیان در راه اعدام از کامیون به بیرون پرتاب میکردند، از شجاعت آنها باخبر بودند.
جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵)
این جنگ تأثیر عمیقی بر مراسم اول ماه می داشت. در مناطق تحت اشغال نازیها، برگزاری هرگونه مراسم مستقل کارگری ممنوع شد و در مواردی به اعدامهای دستهجمعی انجامید؛ برای مثال، در اول می ۱۹۴۴، نیروهای آلمانی ۲۰۰ زندانی سیاسی یونانی را در آتن اعدام کردند. در مقابل، در اتحاد جماهیر شوروی، این روز به ابزاری برای بسیج و تبلیغات جنگی تبدیل شد. در سال ۱۹۴۲، ژوزف استالین در فرمان اول ماه می خود اعلام کرد که جنگ "بر هر جنبه از زندگی ما اثر گذاشته است" و خواستار پیروزی بر فاشیسم شد. همچنین در سال ۱۹۴۴، پارتیزانهای بلاروس در آستانه این روز، حملات غافلگیرانهای علیه آلمانیها ترتیب دادند که به "اول ماه می رزمی" معروف شد.
جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵)
در جریان این جنگ، اول ماه می در ویتنام به عرصهای برای اعتراضات ضدجنگ تبدیل شد. در سال ۱۹۶۶، هزاران کارگر ویتنام جنوبی در مقابل سفارت آمریکا در سایگون، تظاهرات کرده و شعار "آمریکاییها به خانه بروید" سر دادند.
ایالت متحد آمریکا طی دوره جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵)
در جریان جنگ ویتنام، جنبش اعتراضی «قبیله میدی» حدود ۵۰ هزار نفر را در واشنگتن دی.سی. گرد هم آورد تا با اعتراضات گسترده، ماشین جنگی دولت را تعطیل کنند و خواهان پایان جنگ ویتنام شوند.
اول ماه می به بستری برای اعتراضات ضد جنگ تبدیل شد.
اتحادیهها و جنبشهای دانشجویی به هم پیوستند و یک صدا صلح را فریاد زدند
برخلاف دورههای جنگ جهانی، اینجا شکاف میان دولت و بخشی از جامعه برجسته بود.
لهستان (دهه ۱۹۸۰)
در لهستان ، اول ماه می به میدان تقابل میان حکومت و جنبش همبستگی تبدیل شد. در سال ۱۹۸۲، دهها هزار نفر از اعضای همبستگی، در اعتراض به حکومت نظامی، راهپیماییهای جداگانهای ترتیب دادند و شعار "مرگ بر حکومت نظامی" سر دادند. این اعتراضات اغلب با خشونت پلیس مواجه میشد.
(شوروی) در دوره جنگ سرد
اول ماه می به یکی از مهمترین نمایشهای قدرت دولتی تبدیل شد.
رژههای عظیم نظامی و کارگری در میدان سرخ برگزار میشد.
پیام اصلی: نمایش اتحاد کارگر و دولت سوسیالیستی، نه اعتراض.
روسیه (۲۰۲۲)
پس از حمله به اوکراین، با اینکه بزرگترین اتحادیه کارگری روسیه راهپیماییهای خود را لغو کرد، دهها تن از معترضان ضدجنگ با وجود قوانین سخت سانسور، شعار «صلح، کار، مه» سر دادند و با پلاکاردهایی به خیابانها آمدند و در بازداشتگاهها حاضر به عقبنشینی نشدند.
جمعبندی تطبیقی
در همه این نمونهها، چند الگوی مشترک دیده میشود:
در زمان جنگهای تمامعیار (مثل ایران دهه ۶۰ شمسی و یا جنگ جهانی دوم):
اول ماه می بیشتر «دولتی» و در خدمت اهداف جنگی میشود.
در جنگهای بحثبرانگیز یا طولانی (مثل ویتنام)
این روز به سکوی اعتراض علیه جنگ تبدیل میشود.
در نظامهای ایدئولوژیک
اول ماه می به ابزار نمایش قدرت و مشروعیت حکومت بدل میشود
کلام پایانی
در ایرانِ دوران جنگ، اول ماه می از یک روز مطالبهمحور به روزی با کارکرد «حمایت از جنگ و تولید ملی» تغییر یافت. این الگو با بسیاری از کشورها در شرایط جنگی مشابه است
جایی که بقا و امنیت ملی در اولویت قرار میگیرد، فضای اعتراض کارگری محدود میشود اما در عین حال، اهمیت نیروی کار بیشتر از همیشه به رسمیت شناخته میشود، حتی اگر این به بهبود فوری حقوق آنها منجر نشود
بهروز فدائی ـ 25 آپریل 2026
افزودن دیدگاه جدید