3. چارچوب یکپارچه
3.1 اروپای غربی - ادامه
گشایش مسیرهای تجاری در اقیانوس اطلس به بهره برداری گسترده از معادن طلا و نقره در آمریکای جنوبی انجامید. این جریان مداوم فلزات گرانبها به اروپا (به ویژه به پرتغال و اسپانیا) موجب تورم شد و پادشاهان ناگزیر به اتخاذ سیاستهای مرکانتیلیستی* شدند. پادشاهان میخواستند از خروج فلزات گرانبها از کشور جلوگیری کنند، بنابراین واردات کالاهای ساخته شده را محدود کردند. تمرکز از واردات کالاهای ساخته شده از هند و چین به صادرات کالاهای ساخته شده تغییر یافت.
از قرن هفدهم به بعد، پادشاهان اروپای غربی به طور فزایندهای برای کنترل مسیرهای تجاری وارد درگیریهای دریایی با یکدیگر شدند. ابتدا پرتغالیها، سپس اسپانیاییها و پس از آن هلندیها، فرانسویها و انگلیسیها شرکتهای تجاری تأسیس کردند تا کنترل این مسیرها را به دست آورند. در نهایت، انگلیسیها بر دیگران غلبه کردند و خود را بهعنوان قدرت برتر دریایی و نظامی اروپا تثبیت کردند. گسترش امپراتوری انگلستان با تصرف سرزمینهای جدید، افزایش درآمدهای مالیاتی و گاه غارت مستقیم تقویت شد.
در این دوره، میان بازرگانان و پادشاهان انگلیسی رابطه ای مبتنی بر همیاری شکل گرفت. بازرگانانی که در دریاهای آزاد تجارت میکردند به حمایت نظامی و پادشاه نیاز داشتند. در مقابل، پادشاه نیز برای تأمین اعتبار، درآمد مالیاتی و سهمی از غارت مستعمرات به حمایت بازرگانان وابسته بود. این رابطۀ "همزیستانه" از طریق شکلگیری نهادهای اقتصادی و سیاسی جدید تقویت شد. بازرگانان خواهان حقوق سیاسی بیشتر و حفاظت در برابر مصادره اموال توسط پادشاهان و نخبگان بودند. قدرت اقتصادی تازه یافته آنان این امکان را فراهم کرد که "مهارها و موازنه ها"ی بیشتری بر قدرت پادشاه اعمال کنند، حقوق مالکیت را حفظ کنند، پارلمان را شکل دهند و به قدرت سیاسی بیشتری دست یابند.
این نهادها نقش محوری در موفقیت سرمایه داری و انقلاب صنعتی ایفا کردند. دسترسی آزاد و گاه ترجیحی به بازارهای فراسوی دریاها در دیگر بخشهای امپراتوری، بدون تردید به پیشبرد انقلاب صنعتی کمک کرد.
مشارکت بریتانیا در تجارت مثلثی اقتصاد آتلانتیک ممکن است به انقلاب صنعتی یاری رسانده باشد، هرچند شواهد قطعی در این باره همچنان محدود است. منسوجات پنبه ای، شکر، مشروب و سلاحهایی که در منچستر، لیورپول و دیگر مناطق صنعتی انگلستان تولید میشدند، تا زمان لغو برده داری، در آفریقا با برده مبادله میگردیدند. بازرگانان و تاجران برده این کالاها را با جنگسالاران و برده گیران آفریقایی در ازای برده معاوضه میکردند. بردگان سپس به کارائیب و جنوب آمریکا منتقل میشدند تا به ترتیب در مزارع شکر و پنبه کار کنند. شکر خام و پنبه تولید شده در دنیای جدید نیز دوباره برای فرآوری در کارخانه های صنعتی به انگلستان صادر میشد.
نهادهای اقتصادی سرمایه داری دوام آوردند و با تقویت نهادهای سیاسی مبتنی بر نمایندگی تحکیم شدند. این نهادهای اقتصادی و سیاسی کلید موفقیت سرمایهداری در انگلستان بودند. این نهادها و نیز ایده های انقلاب صنعتی به اروپای غربی قاره ای نیز گسترش یافتند و به موفقیت سرمایهداری در آنجا کمک کردند.
در مجموع، موفقیت اروپای غربی حاصل عوامل متعددی است. در آغاز، تاریخ طولانی کشاورزی موفق و غلبه بر بیماریها نقش داشت. سپس فتوحات نظامی و اشتیاق سیری ناپذیر امپراتوریها برای دستیابی به فلزات گرانبها پدید آمد. این روند به شکلگیری تجارت دریایی، نهادهای جدید، انقلاب صنعتی و سرمایه داری انجامید. این نهادها همچنان سنگ بنای موفقیت سرمایه داری در اروپای غربی به شمار میروند.
* سیاست مرکانتیلیستی (Mercantilism) یا سوداگرانه، یک دکترین اقتصادی-سیاسی حاکم بر اروپا در قرون 16 تا 18 بود که بر پایۀ ناسیونالیسم اقتصادی، حداکثرسازی صادرات، حداقل سازی واردات و انباشت فلزات گرانبها (طلا و نقره) استوار بود. هدف این سیاست کسب تراز تجاری مثبت، افزایش قدرت دولت از طریق کنترل تجارت و حمایت از تولیدات داخلی در برابر رقابت خارجی بود.
افزودن دیدگاه جدید