با تاثر اطلاع یافتم که دیروز ۱۳ مارس رفیق شفیق سلطانعلی کشتمند بعد از پشت سر نهادن عمری سراسر مبارزه و خدماتی ماندگار برای افغانستان، با دوستداران بی شمارش وداع گفت و رفت. در این لحظات جنگ و جنایت که زیر آوار خبرهای بس نگران کنندهی جنگ منطقهای در میهنمان ایران قرار گرفتهایم، مجال نوشتن از عزیزی نیست که بعد عمری دراز و فقط هم بر اثر کهولت سن به ناگزیر درگذشت. زمانه و ساعات و روزهایی که کشتمند کهنسال انترناسیونالیست نیز در واپسین لحظات زندگی و بر بستر بیماری با دلواپسی بسیار سرنوشت این جنگ را پی میگرفت. اما نمیشود بخاطر احترام عمیق به این انسان شریف و ارزشمند، یادوارهای ولو کوچک در حق آن مرد بزرگ ننوشت.
از موسسان حزب دمکراتیک افعانستان به شمار میرفت و در زمره رهبران طراز اول این حزب بود. در رژیم تبهکار حفیظ الله امین شدیداً و تا پای مرگ شکنجه شد و بعد رهایی از حبس و مرگ، نزدیک به دهسال مسئولیت خطیر نخست وزیری جمهوری دمکراتیک افغانستان را در شرایط جنگ داخلی و فقر و محدودیتهای شدید بر عهده داشت. من که سالهایی از آن دوره را در افعانستان بودم و با بیشتر رهبران و کادرهای طراز اول حزب حاکم وقت دیدار داشتم، دوبار از نزدیک پای گفتگو با رفیق سلطانعلی کشتمند نشستم. او را در میان همگنانش شخصیتی بسیار مدیر و مدبر و از نظر کارکرد حزبی کادری به مفهوم واقعی کلمه برنامهمحور یافتم. در عین باورمندی به آرمانی که داشت، پایش بر زمین بود و در مواجههی واقعی با واقعیت های ملموس، روش جستن و یافتن راه حلهای عملی مشخص را راهنمای خود می دانست. حافظهی شگفت انگیزش گنجینهای از آمار و اعداد ناظر بر هر زمینه از حیات کشورش بود. او در شرایط تنگناهای بسیار، امور را بسی مدبرانه اداره میکرد. در راس بوروکراسی کشور قرار داشت، اما یک تکنوکرات حزبی مدیر و کارآمد بود.
وقتی هم که تحولات سال ۱۹۸۶ در حزب و دولت پدید آمد، کشتمند با آنکه مناسبات تاریخی بسیار تنگاتنگی با ببرک کارمل برکنار شده داشت، اما ادامه کار در مقام رئیس دولت را برتر از هر گزینش سیاسی قرار داد. اولویت خود را کماکان ادارهی امور کشورش دانست. حتی آن زمان هم که متاسفانه تنش اتنیکی در حزب او بالا گرفت، وی با آنکه جایگاه مهم و نافذی در میان قوم خود – هزارهجات – داشت، جزو معدود رهبرانی بود که در دام دستهبندیهای مبتنی بر تعلقات قومیتی نیفتاد. او حتی آن زمان که در معرض توطئهی مرگبار قرار گرفت و ناگزیر از کناره گیری از مسئولیت شد، باز هم از ارایه پیشنهادها و طرحهای سازنده و رهگشایانه به حزب و دولت وقت باز نایستاد. حاصل عمر کشتمند علاوه بر امور مدیریتی در عمل، هزاران صفحه فکر و ارزیابیها و پیشنهادهای نوع برنامهای برای کشورش افغانستان و سرانجام هم چند جلد کتاب حاوی اسناد و شرح وقایع دولتی و کشوری در دورهی مدیریتیاش بود که از اسناد معتبر تاریخ معاصر افغانستان به شمار میآید.
با درگذشت زنده یاد سلطانعلی کشتمند، افغانستان یکی از رجل تاثیرگذار خود را از دست داد. این فقدان غمبار را به مردم افغانستان، به جنبش چپ، ترقیخواه و دمکراتیک این کشور همسایه، به همهی همرزمان وی، و به ویژه بازماندگان این انسان شریف تسلیت میگویم و با رفیق دیرینهام اسد کشتمند ابراز هم دردی می کنم.
دیدگاهها
تلاشهای ایشان در هرچه بهتر سازی زندگی مردم رنجدیده افغانستان در سختترین تهاجمات امپریالیستی در تاریخ افغانستان حک شده و پاک نشدنی است. افتخار به نام و یاد این انسان بزرگ و فرزند دلسوز خلق افغانستان!
افزودن دیدگاه جدید