در جریان جنبش انقلابی دیماە بارها از زبان مقامات ریز و درشت حکومتی شنیدیم کە ادعا می کردند اعتراض را حق مردم می دانند و با اعتراض مخالف نیستند و با (اغتشاش) گویا مخالف هستند. اما در همان حال شاهد بودیم کە چگونە اعتراض کنندگان را بە اغتشاشگری متهم می کردند و آنان را سرکوب و دستگیر می کردند و بە گلولە می بستند.
این ادعا فریبکارانە و خلاف واقعیت است. اعتراض نیاز بە تشکل و نهاد سازمانگر دارد، وقتی کە نهادهای سندیکایی و مدنی مدام تحت سرکوب قرار دارند و رهبران و اعضای آنها را مرتبا زندانی و اخراج می کنند و در لیست سیاە قرار می دهند تا امکان کار را بعد از زندان و اخراج از آنان بگیرند،چنین ادعایی ادعا دروغ محض و فرا افکنانە است.
اگر انبوهی از اعتراض و اعتصاب در جامعە وجود دارد، این بە دلیل آزاد بودن حق اعتراض و ناشی از تمایل حکومت نیست، نتیجە فشارهایی است کە طاقت مردم را طاق کردە است. همین اعتراضات نیز بە اشکال مختلف توسط حکومت در حدی کە قادر است سرکوب می شوند و مطالبات شان بی پاسخ می ماند.
یکی از دلایل وجود فقر و فلاکت مردم خصوصا کارگران و مزد و حقوق بگیران و بی نتیجە ماندن اعتراضات آنها نداشتن حق تشکل و حق اعتراض و اعتصاب است. در واقع اعتراض بدون وجود نهاد و سازمان هدایتگر و سازماندە حتی اگر منجر بە نتایجی بشوند، نتایج موقتی و قابل بازگشت هستند. این را ما بە کرات در عمل تجربە کردەایم. بنا بر این داشتن حق اعتراض با آزادی حق تشکل است کە معنی پیدا می کند. وانگهی اگر حق اعتراض آزاد است چە دلیلی داشت کە با شروع یک اعتصاب در بازار نیروی مسلح بە مصاف آنان فرستادید و آنها را اغتشاشگر خواندید؟
درست بەهمین دلیل است کە حکومت اساسا هر تلاشی از سوی هر گروە اجتماعی را کە برای ایجاد تشکل برای دفاع از حقوق خود تشکیل می دهد سرکوب می کند و مانع از ایجاد تشکل توسط گروە های اجتماعی مختلف از کارگر و معلم و پرستار گرفتە، تا نویسندە، روزنامە نگر، وکیل و کارمند و کاسب و بازاری می شود..
استبداد وجود هر تشکل مستقلی را از سوی هر گروە اجتماعی کە باشد، مخل سیطرە خود می داند و بە بهانە های واهی جلوی تشکیل آن را می گیرد.
هر تلاش برای تشکیل حزب سیاسی غیر حکومتی نیز با موانع بیشتری روبرو است و فعالیت احزاب غیر حکومتی کە از پیش تشکیل شدەاند سرکوب و ممنوع شدەاند و رهبران و اعضای بسیاری از احزاب حتی بە قتل رسیدەاند و غلو نیست کە بگوێیم رژیم اسلامی از نظر کشتار رهبران و فعالان سیاسی رکورد دار نیم قرن اخیر در جهان است.
اینها همە با ادعای آزادی اعتراض در تضاد قرار دارند. یکی از مهمترین علل وقوع جنبش های براندازنە در ایران وجود رژیم دیکتاتوری است کە کلیە حقوق شهروندی را از مردم سلب نمودە و با سرکوب احزاب و نهادهای سندیکایی و مدنی و اعمال سانسور جلوی مبارزات مسالمت آمیز صنفی و سیاسی و حق اظهار نظر شهروندان را می گیرد.
زمانی کە حقوق شهروندی مردم با سرکوب و خشونت پاسخ دادە می شود و زمانی کە بحران های اقتصادی و سیاسی عرصە را بر مردم تنگ می کند ، خشونت هم خواە ناخواە میدان عمل پیدا می کند. بنا بر این آنچە رهبران حکومت بنام "آغتشاش" از آن نام می برند و بە خود حق می دهند هزاران نفر را بە بهانە آن بە خاک و خون بکشند، نتیجە عملکرد سیستم دیکتاتوری و بحران های ناشی از آن است
. سر مردم برای توسل بە خشونت درد نمی کند،. بلە خشونت بد است، رژیم هم سعی می کند با متهم کردن مردم بە خشونت از آن بهرەبرداری نماید. وجود اندکی خشونت در جریان انقلابات از سوی برخی از شرکت کنندگان در مقابل خشونت عمال سرکوبگر حکومتی بعنوان عمل متقابل گاها رخ می دهد کە نە میشود آن را سرزنش کرد و نە مانع از آن شد. مسبب اصلی چنین خشونت هایی رژیم استبدادی و فاسداست. حتی اگر خشونتی از طرف معترضین رخ ندهد، باعث جلوگیری از اعمال خوشونت پلیس نخواهد شد.
در جنبش ٨٨ کە ذرەای خشونت در آن نبود، حتی راهپیمایی سکوت میلیونی مردم را کە فقط خواستار اصلاحات بودند و نە از"اغتشاش" درآن اثری بود و نە ذرەای خشونت و بهانە "حضور ماموران "مسلح موساد" مطرح بود بە خون کشیدند.
البتە انکار نمی شود کرد کە ترامپ و رضا پهلوی و بلنگوهای تبلیغاتی آنان با ادعای حضور ماموران موساد کە گویا برای کمک بە معترضان در صحنە بودند و با دادن وعدە کاذب، شما ادامە بدهید کمک ما بزودی از راە می رسد، بە رژیم کمک کردند تا تظاهرات مردم را بە بیگانە نسبت دهند و بە این بهانە از کشتە پشتە ساختند."اعتراض آزاد است، اما اغتشاشگر را سر جایش می نشانیم" در واقع اسم رمز خامنەای برای انجام این جنایت تاریخی بود.
انقلاب را اگر چە با خون ریزی مغول وار بە دستور رهبر جلاد و خونخوار حکومت در آستانە پیروز موقتا از پیشروی بازداشتند، اما نتوانستند و نمی توانند از برآمد دوبارە آن در ابعادی بزرگتر و توفندە تر ممانعت بوجود آورند.
کینە و نفرتی کە رژیم با جنایات خود در این جنبش رقم زد، محال است بتواند جلوی انقلابی را کە شروع شدە است و همچنان در اشکال دیگر ادامە دارد سد کند. همچنان کە سرکوب جنبش های پیشین نتوانست مانع از برآمد جنبش های بزرگتری شود.
این رژیم باید بوسیلە یک انقلاب سرنگون شود و خواهد شد. هر چند کە نمی شود جلوی فوران خشم همە ی مادران و پدران هزاران جانباختە را در فازهای بعدی انقلاب گرفت، و انقلاب خودش روشهای مبارزاتی اش را فارغ از نصایح کلیشەای این و آن انتخاب خواهد کرد، غیر از اینکە آرزو کنیم مراحل پیشرفت انقلاب هرقدر کە ممکن است کمتر همراە با خشونت باشد، کار دیگری از دست مان ساختە نیست.
افزودن دیدگاه جدید