رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶
شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

رادیکال نشویم، حذف می‌شویم

رادیکال نشویم، حذف می‌شویم

ایرانِ امروز دیگر صرفاً در «بحران» به‌سر نمی‌برد؛ در آستانه‌ی فروپاشی چندلایه‌ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است. فرسایش مشروعیت سیاسی، بن‌بست ساختاری در حکمرانی، تشدید نابرابری و فقر، و گسترش سرکوب عریان، همگی نشان می‌دهند که وضع موجود نه پایدار است و نه اصلاح‌پذیر در چارچوب‌های پیشین .

در چنین شرایطی، پرسش «چه باید کرد؟» برای نیروهای چپ، پرسشی نظری یا هویتی نیست؛ پرسشِ مسئولیت سیاسی و مداخله‌ی تاریخی است. نیروهای چپ، از جمله حزب چپ ایران، ناگزیرند نسبت خود را با این لحظه‌ی خطیر روشن کنند: یا به‌عنوان نیرویی مداخله‌گر در تحولات اجتماعی حضور یابند، یا به حاشیه‌ای کم‌اثر رانده شوند .

حاکمیت متکی بر خشونت

جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی، بیش از هر زمان دیگری بر ابزارهای قهر متکی است. سرکوب اعتراضات، محدودسازی اینترنت، بازداشت فعالان مدنی، کارگری و دانشگاهی، و برخورد با پژوهشگران و منتقدان اجتماعی، بیانگر بحران هژمونی است. این اقدامات نه نشانه‌ی اقتدار، بلکه نشانه‌ی ناتوانی حاکمیت در پاسخ‌گویی به مطالبات جامعه‌اند .

بازداشت اقتصاددانان و پژوهشگران منتقد در سال‌های اخیر، اهمیت ویژه‌ای دارد. این برخوردها نشان می‌دهد که حاکمیت از نقدهای ساختاری هراس دارد؛ نقدهایی که پیوند میان فقر، نابرابری و منطق مسلط سیاسی–اقتصادی را آشکار می‌کنند. برای چپ، دفاع از آزادی اندیشه و نقد علمی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای عدالت اجتماعی است .

چپ و خطر انفعال

در برابر این وضعیت، چپ ایران با چالش‌های جدی مواجه است. پراکندگی، ضعف سازمان‌یابی، فرقه‌گرایی و فاصله گرفتن از میدان‌های واقعی مبارزه‌ی اجتماعی، از جمله موانعی هستند که توان مداخله‌ی مؤثر را کاهش داده‌اند. بخشی از نیروهای چپ، به‌جای حضور فعال در جنبش‌های کارگری، معیشتی و مدنی، در سطح موضع‌گیری‌های کلی و اخلاقی باقی مانده‌اند .

سیاست بدون هزینه و بدون سازمان، به تأثیرگذاری نمی‌انجامد .

چپ، اگر نتواند پیوندی پایدار میان تحلیل نظری و کنش اجتماعی برقرار کند، به‌تدریج از سوی جامعه به‌عنوان نیرویی کم‌اثر کنار گذاشته خواهد شد .

وحدت عملی و اولویت‌های فوری

وحدت نیروهای چپ، به‌معنای یکسان‌سازی ایدئولوژیک نیست. آنچه امروز ضرورت دارد، وحدت عملی بر سر مطالبات فوری و دموکراتیک است:

دفاع از آزادی‌های سیاسی، حمایت از مطالبات کارگران، معلمان و بازنشستگان، مقابله با خصوصی‌سازی‌های رانتی و اقتصاد نظامی، و ایستادگی در برابر تبعیض‌های جنسیتی، قومی و مذهبی .

هرگونه تعویق در این همگرایی عملی، به معنای واگذاری میدان به نیروهایی است که یا به بازتولید اقتدارگرایی می‌اندیشند، یا راه‌حل‌های نولیبرالی و وابسته را ترویج می‌کنند .

سازمان‌یابی در شرایط سرکوب

چپ ناگزیر است شکل‌های متناسب با شرایط سرکوب را برای سازمان‌یابی بیابد: شبکه‌های منعطف، غیرمتمرکز و ریشه‌دار در محیط‌های کار، محلات و دانشگاه‌ها. پیوند میان اعتراضات خیابانی و مطالبات اقتصادی، و میان کنش مدنی و برنامه‌ی سیاسی، شرط اثرگذاری است .

حزب چپ ایران، با توجه به تجربه، ظرفیت تشکیلاتی و پشتوانه‌ی نظری خود، می‌تواند و باید در این مسیر نقش فعال‌تری ایفا کند؛ نه به‌عنوان نیرویی صرفاً ناظر، بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند سازمان‌دهی اجتماعی .

بدیل چپ

چپ باید با شفافیت از بدیل خود سخن بگوید :

دموکراسی سکولار، عدالت اجتماعی، قتصاد مبتنی بر بازتوزیع ثروت و مهار سرمایه‌داری رانتی–نظامی،

و تضمین برابری حقوقی و اجتماعی برای همه‌ی شهروندان .

در شرایط سرکوب، «بی‌طرفی سیاسی» مفهومی توخالی است. سکوت در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب سازمان‌یافته، به‌معنای همراهی عملی با وضع موجود است .

فرجام سخن

ایران در آستانه‌ی تحولی تعیین کننده قرار دارد. جامعه رادیکال‌تر شده و مطالباتش روشنتر از گذشته است. اگر نیروهای چپ نتوانند خود را با این سطح از رادیکالیسم اجتماعی هم تراز کنند، نمایندگی سیاسی این مطالبات را از دست خواهند داد . 

 

لحظه‌ی تصمیم فرا رسیده است :

یا چپ به نیرویی مداخله‌گر در تحولات اجتماعی بدل می‌شود، یا به حاشیه‌ای کم‌اثر رانده خواهد شد . تاریخ، در بزنگاه‌های بزرگ، به نیروهای مردد رحم نمی‌کند .

 

نهم ژانویه۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید