در دوران ما به هر کجای این جهان که بنگریم میبینیم که دروغ مهمترین ابزار دیکتاتورها و دغلکاران است. و برعکس راستی و شفافیت دشمن نظامهای توتالیتر و همه آنانی است که به هر دلیل از آزادی ملتها میترسند و به ناچار کارشان سانسور حقایق و رواج دروغ است.
باری این جمله را نوشتم تا زشتی بی حد و حصر سخنان آقای نگهدار را یادآور شوم که از کانال تلویزیون بی بی سی با "صداقتی باور نکردنی" میگوید جمهوری اسلامی دستور تیر نداده، کشتهها زیر دست و پای مردم جان دادهاند یعنی خود مردم آنان را کشتهاند.
حتی بسیاری از سران سرکوب و کشتار هم دروغی به این بزرگی نگفتهاند.
تردید ندارم که آقای نگهدار میداند دروغ میگوید آن چه نمیفهمم آن است که او چه منافعی در تکرار دروغهائی به این پلشتی دارد؟!
کژ دلی آرد زبان کژ پدید
راست گویی ز آن دل های سپید
یکی از افتخارات ما ایرانیان آن است که هنگام طلوع ایران اندیشمندانی داشتهایم که راه رستگاری انسان را پرهیز از دروغ و پیشهکردن راستگویی اعلام کردهاند. زرتشت فیلسوف شهیر ایران (سه هزار سال پیش) میگوید کار اهریمن دروغ است و هر آن کس که دروغگویی پیشه کند همدست اهریمن و دشمن خیر و خوشبختی انسانها است.
او میگوید راستی و راستگویی همراهی با اهورمزدا در هموار کردن راه آزادگی و خوشبختی بشر است. در دعای ایرانیان باستان که از جمله در کتیبههای دوران داریوش اول هم آمده گفته میشود "اهورمزدا ما را از دروغ، قحطی، و جنگ به دور نگهدار".
در حقیقت مردم ایران باستان از جمله در دوران کوروش بزرگ و داریوش به این عقاید درخشان زرتشت که دروغ اهریمن را بر مردمان مسلط میکند و قحطی و جنگ به ارمغان میآورد باور داشتند.
در سراسر تاریخ انسان، دروغ همدست فرمانروایان اهریمن خو بوده و هست.
فردوسی، شاعر بزرگ ایران، در شاهنامه بارها دروغ را کار سیهدلان و اهریمن خویان میخواند و راست گویی را نشانه قدرت و خرد انسان میداند. به باور او، انسان راستگو مورد اعتماد دیگران است و جامعهای که بر پایه راستی بنا شود، پایدار و سرافراز میماند. فردوسی با ستایش راستی، به ما میآموزد که صداقت نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه پایه عدالت و پیشرفت جامعه است.
دیدگاهها
دست مریزاد رفیق علی کشتگر عزیز!
دروغ، همواره ستون اصلی بقای قدرتهای سرکوبگر بوده و راستی، بزرگترین تهدید برای آنان. تجربه جهان معاصر و نیز حافظه تاریخی بشر بهروشنی نشان میدهد که هیچ نظام توتالیتر و هیچ دستگاه سرکوبی بدون تحریف حقیقت، سانسور و اشاعه دروغ قادر به ادامه حیات نبوده است.
در این چارچوب، یادآوری و نقد سخنانی که آشکارا مسئولیت کشتار مردم را از آمران و عاملان سلب کرده و آن را به خود قربانیان نسبت میدهد، نه از سر خصومت شخصی، بلکه از موضع دفاع از حقیقت، اخلاق عمومی و حرمت جان انسانهاست. چنین دروغهایی، اگرچه گاه با لحنی «عادی» یا «صادقنما» بیان میشوند، در عمل در خدمت تطهیر خشونت سازمانیافته و تحقیر قربانیان قرار میگیرند.
از این منظر، ایستادن در برابر دروغ، صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ دفاع از کرامت انسان و وفاداری به میراث خرد و آزادگی است که قرنها پیش از ما شکل گرفته و همچنان راهنماست. سپاس از احساس مسئولیت شما ونقد دروغهای آقای نگهدار!
افزودن دیدگاه جدید