بخش نخست
تاریخچهی آغاز نقشآفرینی نئولیبرالیسم در اقتصاد ایران
نقشآفرینی نئولیبرالیسم در ایران یکباره آغاز نشد؛ بلکه طی چند دهه، در واکنش به فشارهای اقتصادی، تحولات سیاسی، جنگ، و تعامل با نهادهای مالی جهانی شکل گرفت. اما این روند را میتوان در چهار مرحلهی تاریخی دستهبندی کرد:
دورهی پیشزمینه: دههی ۱۳۵۰ و اواخر پهلوی
در اواخر دهه ۵۰، ایران شاهد:
وابستگی عمیق به سرمایهداری جهانی
سیاستهای بازارمحور در بخش خصوصی
اصلاحات ارضی و صنعتیسازی بر پایهی سرمایهگذاری خارجی
این دوره را نمیتوان نئولیبرالیسم کامل دانست، اما:
نهادهای برنامهریزی، تکنوکراتها، اقتصاددانان مدرنگرا
و وابستگی به بازار جهانی نفت
زمینهای برای پذیرش منطق بازار در آینده ایجاد کرد.
دورهی انقلاب و جنگ (۱۳۵۷–۱۳۶۸): غلبهی اقتصاد دولتی
پس از انقلاب، جهتگیری اقتصادی با:
ملیسازی گسترده
کنترل قیمتها
تقویت بخش دولتی
در تضاد با نئولیبرالیسم بود
اما همین دوره بذر نسخهبرداری از سیاستهای بازار را از طریق چند روند کاشت
نیروهای مؤثر
-
تکنوکراتهای قدیمی که در ساختار باقی مانده بودند
بسیاری از مدیران اقتصادی دهه ۵۰ هنوز نقش داشتند. -
جنگ و کسری بودجه شدید
بستری برای پذیرش نسخههای تعدیل اقتصادی در آینده ایجاد کرد. -
ناتوانی دولت در مدیریت بنگاههای ملیشده
بحث «بازگشت به کارایی» را تقویت کرد.
اجرای رسمی سیاستهای نئولیبرالی: دورهی سازندگی (۱۳۶۸–۱۳۷۶)
این دوره نقطهی عطف است.
پس از جنگ، دولت هاشمی رفسنجانی، با شعار «توسعه و بازسازی»، سیاستهایی را آغاز کرد که منتقدان آن را نئولیبرالی–تعدیل ساختاری میدانند.
نیروها و افراد مؤثر
-
اکبر هاشمی رفسنجانی
گفتمان «عقلانیت اقتصادی، کارایی، جذب سرمایه» را مطرح کرد. -
تکنوکراتهای لیبرال–بازارگرا در سازمان برنامه، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد
چهرههایی مانند:
محسن نوربخش
محمدهادی نژادحسینیان
اقتصاددانان پیرو سیاستهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول
-
همکاری با نهادهای مالی جهانی
برای اولین بار گزارشهای رسمی تعدیل ساختاری در ایران تهیه شد.
مهمترین سیاستهای نئولیبرالی دوره سازندگی
آزادسازی قیمتها
کاهش یارانهها
خصوصیسازی (معمولاً به نهادهای شبهدولتی)
تکنرخیکردن ارز
مقرراتزدایی و بازارمحور کردن تجارت
جذب سرمایه خارجی
دورههای اصلاحات، احمدینژاد و پس از آن: پیگیری نئولیبرالیسم با شدتهای مختلف
الف) دوره اصلاحات (۱۳۷۶–۱۳۸۴)
جریان اصلاحات به ترکیبی از عدالت اجتماعی و اقتصاد بازار اعتقاد داشت، اما در عمل:
خصوصیسازی افزایش یافت
آزادسازی اقتصادی بهخصوص در تجارت و سرمایه ادامه یافت
نهادهای سنتی بازارگرا قدرت بیشتری گرفتند
نیروهای مؤثر:
اقتصاددانانی مانند مسعود نیلی، فرهاد نیلی، محسن رنانی، موسی غنینژاد (در سطح فکری)
مدیران تکنوکرات در دولت خاتمی
ب) دوره احمدینژاد (۱۳۸۴–۱۳۹۲)
اگرچه گفتمان عدالتخواهانه داشت، اما:
بزرگترین پروژه نئولیبرالی را اجرا کرد:
طرح هدفمندسازی یارانهها = آزادسازی شدید قیمت انرژی
خصوصیسازی گسترده بهشکل واگذاریهای شبهدولتی («خصولتی»)
کوچکسازی عملی دولت در برخی حوزهها
پ) دوره روحانی تا امروز (۱۳۹۲–۱۴۰۳)
سیاستهای بانکمحور، انضباط مالی، کنترل نقدینگی
تلاش برای ادغام بیشتر با اقتصاد جهانی
ادامه خصوصیسازی و کاهش یارانهها
تکرار نسخههای تعدیل ساختاری
نیروهای اجتماعی و نهادی مؤثر در نئولیبرالیسازی ایران
۱. تکنوکراتها و اقتصاددانان بازارگرا
بهویژه فارغالتحصیلان دانشگاههای غربی و مرتبط با سازمان برنامه.
۲. نهادهای مالی و بینالمللی
صندوق بینالمللی پول
بانک جهانی
گزارشهای اصلاح ساختار اقتصادی
۳. بخش خصوصی و اتاق بازرگانی
درخواست برای:
کاهش دخالت دولت
آزادسازی تجارت
کاهش یارانهها
4. نهادهای شبهدولتی
گرچه از خصوصیسازی منتفع شدند، اما در عمل بخش بزرگی از بازار را قبضه کردند.
تأثیر سیاستهای نئولیبرالی بر بخشهای مختلف جامعه
طبقه کارگر
پیامدها
کاهش امنیت شغلی با گسترش قراردادهای موقت
کاهش ارزش دستمزد واقعی
خصوصیسازیهای بدون نظارت → اخراج، کاهش مزایا
افزایش شکاف درآمدی
نئولیبرالیسم بیشترین فشار را بر کارگران وارد کرد.
طبقه متوسط
پیامدها
رشد اولیه در دهه ۷۰
اما پس از ۱۳۸۴ با تورم، کاهش درآمد واقعی و هزینههای آموزش/درمان ضربهپذیر شد
سیاستهای بانکمحور → وابستگی به وام و بدهکاری
طبقه متوسط در نهایت تضعیف و کوچک شد.
فرودستان شهری و روستایی
پیامدها
افزایش قیمت انرژی و کالاهای اساسی
کاهش دسترسی به خدمات عمومی
رشد فقر چندبعدی
مهاجرت گسترده به حاشیه شهرها
چتر حمایتی دولت کوچک شد اما بازار کار توان جذب نداشت → فقر ساختاری.
بخش خصوصی
پیامدها
گسترش تجارت و واردات
اما رقابت نابرابر با نهادهای شبهدولتی
فشار نرخ ارز و بیثباتی
به رشد پایدار دست نیافت و «بخشی محدود از فعالان بزرگ» سود بردند.
دولت
پیامدها
کاهش نقش حمایتی
اما افزایش نقش اقتدارگرایانه در نظارت، مالیات و مقررات امنیتی
وابستگی بیشتر به درآمدهای نفتی
کاهش ظرفیت برنامهریزی
دولت ایران در یک تناقض گرفتار شد: کوچکسازی اقتصادی + بزرگسازی امنیتی.
جمعبندی نهایی
نئولیبرالیسم در ایران
محصول نیازهای پس از جنگ، فشار کسری بودجه، و توصیههای نهادهای جهانی بود
با هدایت تکنوکراتها، مدیران اقتصادی و نهادهای بازارگرا اجرا شد
در دورههای سازندگی، اصلاحات، احمدینژاد و روحانی ادامه یافت
اما بهدلیل ساختار رانتی و شبهدولتی ایران، به نسخهای «ناقص و متناقض» تبدیل شد
پیامدها برای جامعه
کارگران و فرودستان: بیشترین فشار
طبقه متوسط: فرسایش
بخش خصوصی واقعی: کمفایده
نهادهای شبهدولتی: بزرگترین برندگان
اقتصاد ملی: بیثباتی، نابرابری، و کاهش سرمایه اجتماعی
بهروز فدائی
دسامبر 2025
افزودن دیدگاه جدید