در ادامه تنشها و درگیریهای آمریکا با ایران، کشور ما در شرایطی بسیار حساس و در عین حال پیچیده قرار گرفته است. در چنین شرایطی، اگر رفتارها و خطاهای محاسباتی آمریکا متوقف نشود، حملات جنایتکارانه و تجاوزکارانه این کشور علیه ایران ادامه خواهد یافت.
در حملات اخیر آمریکا به کشورمان، بار دیگر آشکار شدکه یکی از اهداف مهم امپریالیسم، تمرکز بر جنوب ایران است. به همین دلیل، بخش عمده حملات خود را متوجه شهرهای جنوبی، صنایع و زیرساختهای این مناطق کرده است. از این رو، آمریکا میداند که جنوب ایران بیش از سایر مناطق، از اهمیت راهبردی برخوردار است. البته این بدان معنا نیست که دیگر شهرها، بهویژه شهرهای بزرگ و زیرساختهای آنها، از حملات آمریکا در امان خواهند بود؛ همانگونه که در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه شاهد عملیات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل بودیم.
در دوره آتشبس، ایران با شناختی که از اهداف آمریکا و پروژه شکستخورده آن در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه به دست آورده است، باید این واقعیت را مدنظر داشته باشد که این دشمن زخمی از اهداف خود دست نخواهد کشید و تلاش خواهد کرد پروژه خود را در مراحل بعدی تکمیل کند. بنابراین، اگر ایران در محاسبات خود دچار خوشبینی نسبت به تفاهمنامه ۱۴ مادهای نشده باشد، لازم است این دوراندیشی را داشته باشد که آمریکا در پی ایجاد فرصتی برای تجدید قوا، جابهجایی و ترمیم سامانههای پدافندی و بهرهگیری از پایگاههای خود در کشورهای حوزه خلیج فارس و ناوهای جنگی بوده تا خود را برای مرحله سوم جنگ آماده کند.
از این رو، باید تمامی محاسبات و برنامههای آمریکا را بر هم زد و برای هر سناریویی آماده بود. آیا ارادهای برای حمله کوبنده ایران به پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه وجود دارد؟ آیا فضای دفاعی و پدافندی ایران توانسته است توانایی لازم برای ردیابی موشکها و پهپادهای آمریکا را به دست آورد؟ یا بار دیگر شاهد در اختیار گرفتن آسمان ایران توسط بمبافکنها و موشکهای آمریکا خواهیم بود؟
اکنون ترامپ اعلام کرده است که از نظر او، تفاهمنامه پایان یافته است. آیا ایران نیز پس از چند روز، بار دیگر مذاکرات بیحاصل را از سر خواهد گرفت؟ حملات روز گذشته آمریکا به بندرعباس و بوشهر، بنا بر گزارشها، منجر به کشته شدن ۱۴ نفر از مردم شده است. همچنین حمله به مسیر ریلی منتهی به اینچهبرون، که بخشی از کریدور شرقی شمال ـ جنوب و مسیر اتصال ایران به ترکمنستان، قزاقستان و در نهایت شبکه ریلی روسیه به شمار میرود، از نگاه نگارنده با هدف جلوگیری از دور زدن محاصره دریایی ایران انجام شده است. همچنین حمله به خط آهن مشهد که موجب قطع مسیر ریلی شده، در امتداد همین اقدامات ارزیابی میشود، با قوانین بینالمللی مغایرت دارد.
به نظر میرسد امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل طی سه ماه گذشته، پس از آتشبس، پروژهای هدفمند را دنبال کردهاند: نخست، تضعیف توان آفندی و پدافندی ایران در امتداد سواحل جنوبی با هدف تسلط برجنوب یا خارج کردن مدیریت تنگه هرمز از اختیار ایران؛ دوم، مسدود کردن مسیرهای دور زدن محاصره دریایی ایران.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا حملات محدود ایران به بحرین و کویت میتواند نقش بازدارنده داشته باشد، آن هم در حالی که بخش گستردهای از سواحل ایران هدف حمله قرار گرفته و کشورهای دیگری نیزدر این اقدامات مشارکت داشتهاند؟ آیا ایران توانسته است تلفات و خسارات قابل توجهی به آمریکا و متحدانش وارد کند؟ ایران با رویکردی محتاطانه، قابل پیشبینی و مبتنی بر الگوی مذاکره، به کجا خواهد رسید..؟
همانگونه که گفته شد، ترامپ تفاهمنامه را پایانیافته میداند. آیا از نگاه ایران نیز این تفاهمنامه پایان یافته تلقی میشود؟ به نظر میاد، برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی، تنها یک راه باقی مانده است و آن، بستن کامل تنگه هرمز، به عنوان گلوگاه انرژی جهان، و واکنش به موقع به حملات گسترده پایگاههای آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس است. بنابراین امید بستن به مذاکره به عنوان تنها راهحل توافق، بهویژه در چارچوب تفاهمنامه ۱۴ مادهای با دولت ترامپ، راهبردی نادرست است و نباید از اهمیت راهبردی تنگه هرمز که پاشنه آشیل امریکا و اروپاست غافل شد.
از میدانهای جنگ امپریالیستی آمریکا تا جنگ سوم با ایران
افزودن دیدگاه جدید