رشد ناکافی بهره وری (productivity) و درآمد نیروی کار برای تحقق کار شایسته
رشد همزمان تولید ناخالص داخلی (GDP) و بهره وری نیروی کار در کشورهای کم درآمد همچنان کمتر از سطح مورد انتظار است و این امر پیشرفت در کاهش کاستیهای مربوط به کار شایسته را با مانع روبرو میکند. رشد بالای جمعیت، همراه با افزایش نه چندان چشمگیر بهره وری، روند نزدیک شدن سطح زندگی در کشورهای کم درآمد به سطح زندگی در اقتصادهای پیشرفته تر را کند کرده است.
الگوهای منطقه ای متفاوت اند. پیش بینی میشود رشد بهره وری نیروی کار در سال 2026 در آمریکای لاتین و کارائیب با 1.0 درصد کمترین میزان و در آسیای جنوبی با 3.9 درصد بیشترین میزان باشد. در صورت وجود نهادهای مناسب بازار کار، افزایش بهره وری معمولاً به رشد دستمزدها منجر میشود و در بلندمدت نیز به تقویت رشد اشتغال میانجامد.
رشد دستمزدهای واقعی و درآمد نیروی کار در سطح جهان همچنان چندان نیست که کاهش قدرت خرید ناشی از جهش تورم در سالهای 2022 تا 2024 را جبران کند. سهم درآمد نیروی کار از تولید جهانی که در سال 2025 به 52.6 درصد رسید، همچنان پایینتر از سطح 53.0 درصدی آن در سال 2019 باقی ماند. این موضوع نشان میدهد که رشد واقعی دستمزدها نتوانسته است همگام با رشد بهره وری نیروی کار حرکت کند. با وجود آن که مجموع دستمزدهای واقعی در کل اقتصاد کشورهای پردرآمد در سال 2024 (بر اساس شاخص قیمت مصرف کننده) همچنان پایینتر از سطح سال 2019 بود، اما تولیدکنندگان از منظر شاخص قیمت تولیدکننده با هزینههای واقعی نیروی کار بالاتری مواجه شدند*.
امکان دشوارتر شدن بازار کار برای جوانان با گسترش هوش مصنوعی
شرایط بازار کار برای جوانان، به ویژه در کشورهای کم درآمد، همچنان نگران کننده است. در سال 2025 نرخ بیکاری جوانان در جهان اندکی افزایش یافت و از 12.3 درصد در سال 2024 به 12.4 درصد رسید. همچنین سهم جوانانی که در وضعیت "NEET" (نه شاغل، نه در حال تحصیل و نه در حال کارآموزی) قرار دارند، از 19.9 درصد به 20.0 درصد افزایش یافت.
این وضعیت نگران کننده است، زیرا 257 میلیون جوان دارای وضعیت NEET فرصت کسب آموزش، مهارت و تجربه ارزشمند برای بهبود چشم انداز آیندۀ خود را در بازار کار از دست داده اند. این مسئله به ویژه در کشورهای کم درآمد حادتر است؛ جایی که نرخ NEET تا 17 واحد درصد بیشتر از کشورهای پردرآمد بوده است.
اگرچه تحصیلات عالی نوید دستیابی آسانتر به مشاغل بهتر را میدهد، اما همیشه به کاهش نرخ بیکاری جوانان منجر نمیشود. در کشورهای پردرآمد، جوانانی که دارای مدارک تحصیلی عالی اند، نسبت به همسالان کم سوادتر خود نرخ بیکاری پائینتری دارند؛ اما این الگو در کشورهای با درآمد کم و متوسط مشاهده نمیشود. همچنین، هرچند به طور متوسط نرخ بیکاری زنان جوان کمتر از مردان جوان است، در برخی گروههای درآمدی کشورها و در برخی سطوح تحصیلی، نرخ بیکاری زنان جوان از مردان بیشتر است.
در سالهای اخیر نگرانیهائی در بارۀ تأثیر گسترش هوش مصنوعی (AI) بر جوانان شاغل، به ویژه کسانی که در جستجوی نخستین شغل خود در حرفه های با مهارت بالا هستند، مطرح شده است. شواهد اولیه از کشورهای پردرآمد نشان میدهند که جوانان دارای تحصیلات پیشرفته که تازه وارد بازار کار میشوند، ممکن است به دلیل گسترش هوش مصنوعی با دشواریهای بیشتری روبرو شوند.
تحلیل میزان مواجهه با هوش مصنوعی نشان میدهد که افراد جوانتر (15 تا 24 سال) با سطح تحصیلات پیشرفته، نسبت به همتایان کم سوادتر خود، بیشتر در معرض خطر بیکاری در اثر اتوماسیون قرار دارند. هرچند تأثیر کامل هوش مصنوعی بر اشتغال جوانان هنوز روشن نیست، اما دامنۀ بالقوۀ این تأثیر به اندازه ای است که پایش و نظارت دقیق را ایجاب میکند.
* توضیح: این جمله در نگاه اول کمی متناقض به نظر میرسد، اما اگر تفاوت شاخص قیمت مصرفکننده و شاخص قیمت تولیدکننده را در نظر بگیریم، قابل فهم میشود.
منظور جمله این است که کارگران و کارفرمایان از دو زاویه متفاوت به یک پدیده نگاه میکنند.
از دید کارگر مهم این است که دستمزدش با قیمت کالاهایی که میخرد چه نسبتی دارد. این را با شاخص قیمت مصرف کننده میسنجند. اگر دستمزد اسمی افزایش یابد، اما قیمت کالاهای مصرفی سریعتر بالا برود، دستمزد واقعی کاهش مییابد.
اما از دید کارفرما یا تولیدکننده، مسئله این است که هزینه پرداخت دستمزد نسبت به قیمت کالاهائی که خود میفروشد چگونه تغییر کرده است. این را با شاخص قیمت تولیدکننده میسنجند.
بنابراین ممکن است همزمان دو اتفاق رخ دهد: 1- قدرت خرید کارگران کمتر از سال معیار باشد، 2- در عین حال هزینۀ واقعی نیروی کار افزایش یافته باشد.
افزودن دیدگاه جدید