رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

آنچه در زیر می‌آید شکل نوشتاری سخن پیرامون جا و مقام حمید اشرف در جنبش فدائی خلق است که در برنامه‌ی پنجاهمین سالگرد ۸ تیر به ابتکار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ایراد شد.

سلام رفقای عزیز و با سپاس از دعوت شما.

تکریم درست و شایسته‌ی نام جانباختگان روز خونبار ۸ تیر پنجاه سال قبل، تا همین جای برنامه چه از سوی سخنرانان مدعو و چه ابتکارات متنی برنامه، صورت گرفته و بر نام حمید اشرف تاکید شده است. لذا من، با درودی دیگربار به جانبازان روز ۸ تیر و همه‌ی جانباخاگان جنبش فدائی خلق طی تاریخ آن، خود را معاف از مکثی فزون‌تر در این رابطه می‌بینم. تکرار و زیاده گویی‌ها در این موارد چه بسا بجای واقع‌نگری و حقیقت‌نویسی زیانبار افتد، چون می تواند کار را به رمانتیسیسم بکشد. بله، بعد سیاهکل جامعه‌ی روشنفکری ما تکان خورد، ولی نه بیش از آن؛ در ۸ تیر هم خانه‌های تیمی و هواداران و زندان‌های سیاسی گریستند، اما نه فراتر از این. رویاپردازی‌های ولو انسانی، شاید که ما را در رشته‌های خود تنیده‌مان زندانی همه عمری بکنند.

آنچه که اینجا به مناسبت این روز می خواهم با رفقا و در واقع با هر زنده‌ی متعلق به تاریخ فدایی خلق – چه سپید موهای بازمانده از آن و چه مشتاقان شیفته جان این تاریخ - در میان نهم، تاکید بر نوع و نحوه برخورد با گذشته است. یعنی: متد مواجهه با دیروز؛ بازخوانی هر بُرش از روزگار آزمون یافته بمنظور درس آموزی از توامان خطا و خدمت در روزگار سپری شده؛ و روایت گری مفید به حال امروز. به دیگر سخن، هر لحظه‌ از زیست را در پیوست با گذشته‌ی فکری و اقدام دیدن و در همانحال، آن زیست را آبستن گسست‌ها فهمیدن. به گمان من با همین متد است که می توان کارنامه‌ی هر رفیق و به ویژه رفقایی را به سنجش کشید که مسئولیت تصمیماتی کلان بر عهده داشتند. بزرگ داشت‌ها به همین‌اند.

دهسال پیش که در شهر کلن آلمان بهمراه چند رفیق دیگر سخنران چهلمین سالگرد ۸ تیر بودم، به تبعیت از متدی که اشاره کردم، کوشیدم در آن مجال بسیار کوتاه نیز همانند همین حالا، وصفم از حمید اشرف از همین زاویه و روش باشد. همانجا هم متعهد شدم که مضمون گفتاری خود را در شکل تفصیلی نوشتاری کنم و بسط دهم که حاصل، کتابچه‌ای شد با عنوان «حمید اشرف و فدائیان در آئینه‌ی نوارهای گفتگوی دو سازمان». بازنشر آن در کار آن لاین حاضر، هم اکنون در دسترس هر علاقمند به شناخت بیشتر از حمید اشرف و سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران در آن برهه‌ی زمانی خاص است. اینجا نیز سخنی بیش از آنی نخواهم گفت که آن زمان درباره‌ی حمید اشرف و آخرین نگاه و باورهای سازمانی او بازتاب دادم.

*‌*‌*

پس اجازه می‌خواهم اینجا فقط بر دو تبلور در وجود بلورین حمید اشرف مقطع ۸ تیر سال ۵۵ تکیه کنم که اهمیت تاریخی معینی دارند. از این دو، یکی تمرکز او بر حفظ سازمان شکل گرفته طی آن ۶ سال خونین بود و دیگری، در اندیشه‌ی آینده‌ی سازمان بودن حمید اشرف.

در باور حمید اشرف و فدائیان آن مقطع، مهم ترین دستاورد جنبش مسلحانه‌ی فدائیان خلق، تولید یک سازمان چپ معتبر در جنبش چپ کشور بود. سازمانی که توانسته بود امید بسیارانی را برانگیزد، به عنوان محل تجمیع چپ جوان تثبیت شود و در فضای سیاسی کشور جابیفتد. دستاوردی که می‌بایست آن را بهر قیمت حفظ کرد و به فردا سپُرد. با قاطعیت می‌توان گفت که این فهم و چنین تشخیص درست و دقیق از موقعیتی که سازمان توانسته بود به دست آورد، بیش از همه تجلی در جان و اندیشه‌ی حمید اشرف داشت. حمید نه فقط گذشته‌ی طی شده را درست جمع می‎‌زد، بلکه در حد ممکنات، آینده را هم می دید. فقط دو سال بعد بود که این ایده‌ی درخشان آنهم در وجود سازمانی که شاخه‌های تشکیلاتی و تیم‌های آن ضربات جبران ناپذیر خورده و پیکره‌اش سخت لهیده شده بود، توانست حقانیت خود را چونان خورشید از پس پرده‌ها به نمایش نهد و حقیقتی تابان شود.

اینکه بعد انقلاب و در شرایط بس بغرنج پدید آمده در کشور بر این دستاورد چه گذشت و ماهای میراث بر سازمان سربرآورده با آن ثروت انباشته چه کردیم، موضوع سخن من در اینجا نیست و فکر هم نکنم اکثر شما عزیزان با داوری‌های متفاوت راجع به این تاریخ ناآشنا باشید. صحبت در اینجا در پنجاه سالگی ۸ تیر بر سر احساس مسئولیت عظیم حمید است در قبال آن دستاورد بزرگی که هم خودش پرورده‌ی آن بود و هم خود از مهم پرورانندگان آن. بگمان من رمز و راز لقب کبیر به این رفیق را باید قبل از همه در همین حس و عمل او جُست. توضیح نسبت حمید و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران با نوستالوژی و یا تعصب سازمانی، ستم بس بزرگی خواهد بود در حق او. فدایی خلق همچون یک جنبش بود که توفید و شکوفید، اما واقع بینی حمید در این بود که وقتی به جمع بست نشست، دریافت که رویای فدایی خلق برای راه افتادن تحرک توده‌ای به اعتبار خیز جانبازانه‌ی «پیشاهنگ» با واقعیت جامعه شناسانه فاصله‌ی بسیار دارد. در عین حال اما، این خیز توانسته است در شکل دهی به نهادی سازمان یافته و تثبیت شده به موفقیت شایان برسد و کانون اعتمادی برای چپ جوان کشور شود. حمید درست بر اهمیت این دستاورد ایستاد و از هیچ توش و توان در این راه باز نماند.

تکیه‌ی من بر این خصلت حمید، حقانیت خود را آنجایی بیشتر اثبات می‌کند که دریابیم حس مسئولیت او در مورد سازمان، نه ناشی از پاتریوتیسم سازمانی و تنگ نظری تشکیلاتی، بلکه برخاسته از حس مسئولیت کلان او در قبال کلیت جنبش بود. او در آخرین نشستی که همراه بهروز ارمغانی با نمایندگان مجاهدین مارکسیست شده زنده یادان تقی شهرام و جواد قائدی داشت، همان نگاه و باور خود را در مورد سازمان مجاهدین خلق هم به کار می‌گیرد وقتی که در بیانی محکم خطاب به تغییر ایدئولوژی داده‌ها می‌گوید: شما بهیچوجه حق این را نداشتید که نام مجاهد متعلق به جریان دهساله‌ی مجاهدین خلق با چهره‌ی مذهب باور را غصب کنید. چنین برخوردی، مبین آینده نگری حمید اشرف بود در قبال و بر متن دستاوردهای دهساله‌ی جنبش انقلابی در هر دو شاخه‌ فدائی و مجاهد آن.

نکته‌ی دوم در مورد حمید و سازمان سال ۵۴ تا تیر ماه ۵۵ هم، فهم و تشخیص او بود در مورد نیاز سازمان به دگردیسی های حاصل تجارب ۶ سال گذشته. اینکه در زیر ضربات کمر شکن وارده بر سازمان در آن بازه‌ی زمانی، او و ترکیب رهبری وقت چه اندازه توانستند و می‌توانسته‌اند به آن نیاز پاسخی جامع دهند، البته خود جای گفتگوی تفصیلی بسیار دارد. مهم اما اینست که دریابیم که حمید مبتنی بر جمع بست‌هایش، هم ضرورت تحولات در سازمان را می‌فهمید و هم حتی در پاسخ به آن، به تلاش‌ها و ابتکاراتی هم دست زده بود. درست است که تناقضات فکری او نیز مانعی برای شتاب‌گیری تحول می‌شد و از شکوفایی‌های ذهنی درخور می کاست، ولی عامل اصلی در این زمینه رگبار ضربات بی امان ساواک بود بر هستی چریک فدایی که امان سازمان او را بریده بود. با اینهمه، مستند به پاره اقدامات سیاسی و تشکیلاتی حمید اشرف و با درنظر داشت موقعیت تعیین کننده‌‌اش در همان مقطع، باید نام و هستی و توانایی‌های حمید اشرف را نوید از خیز آینده نگرانه سازمان دانست. محتوی نامه‌ی یک ماه پیش از ۸ تیر ۱۳۵۵ او به تشکیلات، سند قاطعی است بر اینکه وی اگر زنده می‌ماند، آن سمتگیری منعکس در درونمایه‌ی آن نامه، تداومی شتابان می‌یافت و مسلماً از یکسو با تلفات و ریزشی کمتر در سازمان و از سوی دیگر موجب جلب و جذبی بیشتر به آن.

نام حمید اشرف را بیش از همه در اینها باید بزرگ داشت و تهورات بی نظیر این فرمانده چریکی در میدان مقاومت را پشتوانه‌ی نقش آفرینی‌های سیاسی وی قرار داد. بازخوانی درس آموز از ۸ تیر به اینست. با درود به یاد حمید و همه‌ی رفقای فدائی خلق که از جان گذشتند.

بهزاد کریمی   
 ۸ تیر ماه ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید