رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

جنگ، تفاهم‌نامه و بازآرایی قدرت در ایران و منطقه

جنگ، تفاهم‌نامه و بازآرایی قدرت در ایران و منطقه

جنگ اخیر میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر را می‌توان یکی از رویدادهای مهم و نقطه‌عطف‌های تعیین‌کننده در سال‌های اخیر دانست. اهمیت این جنگ تنها به ابعاد نظامی آن محدود نمی‌شود، بلکه پیامدهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن می‌تواند ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، موازنه نیروها در منطقه و بخشی از معادلات بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.این جنگ از جمله  آن جهت متمایز است که برخلاف انتظار برخی بازیگران، به فروپاشی نظام سیاسی ایران منجر نشد و پیامد آن بیشتر در سطح بازآرایی موازنه‌ها و ورود به مرحله‌ای جدید از مذاکرات و توافقات بین‌المللی ظاهر شد.

در این مقاله کوشیده‌ام بر پایه واقعیت‌ها به ارزیابی موضوع بپردازم. همواره بر این باور بوده‌ام و هستم که در مبارزه با دشمن/جمهوری اسلامی، باید هم نقاط ضعف و هم توانایی‌ها و نقاط قوت آن را در نظر گرفت. بدون شناختی همه‌جانبه از ضعف‌ها و توانمندی‌های دشمن، غلبه بر آن، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.

*****

مفاد منتشرشده تفاهم‌ نامه میان ایران و آمریکا و امضای آن توسط دو رئیس‌جمهور، ترامپ و پزشکیان، نشانه‌ای از جهت‌ گیری‌های مهم پس از جنگ است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جمهوری اسلامی در شرایطی به این تفاهم دست یافته است که بخش مهمی از مؤلفه‌های قدرت خود را حفظ کرده است. مطابق این گزارش‌ها، رفع تحریم‌ها، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه ‌شده ایران، فروش آزاد نفت و گاز، بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و اجرای یک برنامه گسترده سرمایه‌گذاری اقتصادی در ایران در دستور کار قرار گرفته است.

در مقابل، در مفاد منتشرشده هیچ نشانه‌ای از اعمال محدودیت‌های جدید بر برنامه موشکی ایران دیده نمی‌شود. موضوع حمایت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیز جایگاه محوری در تفاهم‌نامه ندارد و مسئله غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی به مراحل بعدی مذاکرات موکول شده است.

پیش از جنگ، طرف آمریکایی بر سه محور اصلی به‌عنوان خطوط قرمز خود در قبال جمهوری اسلامی تأکید داشت: غنی‌سازی هسته‌ای و حدود ۴۰۰ گرم اورانیوم غنی‌شده با غلظت ۶۰ درصد، تعداد و برد موشک‌های بالستیک ایران و همچنین حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی خود. با این حال، در متن تفاهم‌ نامه منتشرشده اشاره‌ای به محدودیت در حوزه موشکی یا نیروهای نیابتی نشده است. حتی ترامپ نیز بر حق برخورداری ایران از توان موشکی تأکید کرده وبر دستیابی جمهوری اسلامی به پول های بلوکه شده اشاره کرد.

پیامدهای جنگ و بازتعریف موازنه قدرت

جمهوری اسلامی، علیرغم تحمل خسارات سنگین، از جنگ به‌گونه‌ای خارج شد که به تغییر بنیادین در ساختار سیاسی آن منجر نشد.این جنگ در واقع همان نوع رویارویی کلاسیکی بود که جمهوری اسلامی همواره به دلیل برتری متعارف آمریکا و اسرائیل از آن پرهیز می‌کرد. جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های سنگین و ایجاد شبکه‌ای از نیروهای مسلح نیابتی در اطراف اسرائیل، تلاش کرده بود از انتقال جنگ به مرزهای داخلی خود جلوگیری کند.

در سوی دیگر، پس از ضربات سنگین به حماس و حزب‌الله لبنان وسرنگونی بشار اسد، اسرائیل به این جمع ‌بندی رسید که می‌تواند دامنه درگیری را گسترش داده و وارد جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی شود. جنگی می تواند حتی به سرنگونی نظام بیانجامد. بر همین اساس، بخشی از محافل تصمیم‌گیری در اسرائیل چنین سناریویی را فرصتی برای تغییر بنیادین در معادلات قدرت و حتی پایان جمهوری اسلامی تلقی می‌کردند. آمریکا نیز وارد جنگ شد، اما نظام سیاسی ایران باقی ماند و همین واقعیت، نقطه آغاز بازتعریف بسیاری از تحولات بعدی است. 

پیامدهای داخلی 

نخستین پیامد جنگ را باید در تغییرات ساختاری در رأس قدرت جمهوری اسلامی پس از بیش از ۳۶ سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای جستجو کرد؛ تحولی که یکی از مهمترین جابه‌جایی‌های قدرت در تاریخ جمهوری اسلامی از زمان درگذشت آیت‌الله خمینی تاکنون به شمار می‌رود. همزمان، از میان رفتن بخشی از چهره‌های ارشد سیاسی، نظامی و امنیتی در جریان جنگ، زمینه را برای ظهور نسل جدیدی از تصمیم ‌گیران فراهم کرده و به بازآرایی لایه‌های عالی مدیریت سیاسی، نظامی و امنیتی انجامیده است. در چنین شرایطی، وزن سیاسی روحانیت در ساختار قدرت نسبت به گذشته کاهش یافته و سپاه پاسداران بیش از هر زمان دیگری به نهاد مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که قالیباف، وحیدی، جعفری و ذوالقدر از چهره‌های شناخته‌شده سپاه در رأس قدرت جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

این تحولات لزوماً به معنای گشایش سیاسی نیست، اما می‌تواند به تغییر در برخی رفتارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منجر شود. در این میان، در صورت اجرای تفاهم‌ نام، رسیدن به توافق نهایی و با رفع تحریم‌ها، مسائل اقتصادی بیش از گذشته در مرکز سیاست‌ گذاری کشور قرار خواهد گرفت.

در همین چارچوب، موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ( حجم پول هالی بلوکه را تا 125 میلیارد دلار تخمین زده می شود.) و سرمایه‌گذاری خارجی اهمیت ویژه‌ای یافته است. بر اساس برخی گزارش‌ها، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران و همچنین اجرای برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار در اقتصاد ایران مطرح شده است.

در مورد این منابع، اختلاف اصلی نه بر سر اصل آزادسازی، بلکه بر سر نحوه استفاده از آن‌هاست. این احتمال وجود دارد که دارایی‌های بلوکه‌شده به‌صورت نقدی در اختیار ایران قرار نگیرد، بلکه در قالب سازوکارهای مالی و تحت نظارت مشخص، برای واردات کالا، تجهیزات و اجرای پروژه‌های اقتصادی استفاده شود؛ یا ترکیبی از پرداخت مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد.

از سوی دیگر، انتشار خبر حضور نماینده قطر در روند امضای تفاهم ‌نامه و شرکت نخست وزیر قطر در مذاکره پیش رو در سوِئیس، پرسش‌هایی درباره نقش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ایجاد کرده است. یکی از برداشت‌های محتمل آن است که بخشی از سرمایه‌گذاری‌های پیش‌بینی‌شده از طریق کشورهای عربی، به‌ویژه قطر، تأمین شود.

پیامدهای منطقه‌ای

جنگ اخیر پیامدهای مهمی برای موازنه قدرت در منطقه به همراه داشته است. جمهوری اسلامی، صرف ‌نظر از میزان خسارات وارده، از این جنگ در جایگاه یک قدرت منطقه‌ای خارج شد. یکی از خطاهای رایج در تحلیل ازجمهوری اسلامی آن است که ارزیابی‌ها بر پایه آرزوها و تمایلات شکل می‌گیرد، نه بر اساس ظرفیت‌ها و توانایی‌های واقعی. جنگ اخیر نشان داد که جمهوری اسلامی همچنان از توانایی‌های قابل توجه موشکی و پهپادی برخوردار است و می‌تواند این ظرفیت‌ها را در چندین جبهه به‌ کار گیرد. همین واقعیت موجب شده است کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیش از گذشته به مدیریت روابط خود با ایران بیندیشند، زیرا هرگونه رویارویی گسترده می‌تواند خسارات اقتصادی سنگینی برای آنان به همراه داشته باشد.

جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی از مزیت راهبردی مهمی برخوردار است. بخش عمده توانمندی‌های موشکی، پهپادی و نظامی ایران در داخل کشور تولید می‌شود، در حالی که کشورهای عربی منطقه عمدتاً متکی به تسلیحات وارداتی غربی هستند که با هزینه‌های سنگین خریداری شده و جایگزینی آن‌ها در شرایط جنگی فرآیندی دشوار و زمان‌بر است.

تنگه هرمز و ژئوپلیتیک جدید منطقه

یکی از مهمترین درس‌های جنگ برای کشورهای منطقه و آمریکا، مسئله تنگه هرمز است. جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی، حتی در شرایط حضور گسترده نیروهای آمریکایی از ظرفیت تأثیرگذاری بر این گذرگاه راهبردی برخوردار است.

بر اساس مفاد تفاهم ‌نامه، ایران و عمان قرار است درباره نحوه مدیریت آینده و ارائه خدمات دریایی در تنگه هرمز گفت‌وگو کنند. اگرچه اعلام شده که از کشتی‌ها عوارض ترانزیت دریافت نخواهد شد، اما برای خدمات ارائه ‌شده هزینه‌هایی اخذ می‌شود. در متن توافق و توضیحات کاخ سفید هیچ محدودیتی برای دریافت این هزینه‌ها در آینده ذکر نشده است؛ موضوعی که می‌تواند نسبت به قبل از جنگ، نفوذ منطقه‌ای و توان اقتصادی ایران را افزایش دهد.

این وضعیت از یک سو اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در ارتباط با تنگه هرمز را افزایش داده و از سوی دیگر آسیب ‌پذیری کشورهای عربی صادرکننده انرژی را برجسته‌ کرده است. در نتیجه، انتظار می‌رود این کشورها در سال‌های آینده به دنبال مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی باشند؛ از جمله مسیرهای منتهی به دریای سرخ، اقیانوس هند و مسیرهای زمینی به سمت مدیترانه و اروپا با عبور از اردن، سوریه و ترکیه.

پیامدهای بین‌المللی: تغییر در رویکرد نظامی آمریکا

جنگ اخیر می‌تواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه نیزبدنبال داشته باشد. اگر این برداشت در سطح بین‌المللی شکل بگیرد که آمریکا با وجود ورود مستقیم به جنگ نتوانسته است به همه اهداف اصلی خود دست یابد، بخشی از اعتبار و جایگاه راهبردی این کشور تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم بیش از هر کشور دیگری در عملیات‌های نظامی خارجی مشارکت داشته است؛ از جنگ کره و ویتنام تا عراق و افغانستان. این جنگ‌ها هزینه‌های سنگینی از نظر انسانی، مالی و سیاسی برای آمریکا به همراه داشته‌اند.

بر همین اساس، در بخشی از محافل سیاسی و راهبردی آمریکا این دیدگاه تقویت شده است که دوران جنگ‌های طولانی و پرهزینه رو به پایان است. معاون ترامپ، آقای ونس نماینده بارز چنین رویکرد راه بردی است. این تحول به معنای افول قدرت آمریکا نیست، اما می‌تواند بر محاسبات بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی اثرگذار باشد.

پیامدهای اقتصادی: بازگشت ایران به بازار جهانی انرژی

در کنار این تحولات، مهمترین پیامد اقتصادی احتمالی، بازگشت ایران به بازار جهانی نفت و گاز است. در صورت رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط اقتصادی، بازار جهانی انرژی وارد مرحله‌ای جدید خواهد شد، بویژه در حوزه گاز طبیعی.ایران دارای دومین ذخایر گاز طبیعی جهان است، در حالی که روسیه با بزرگترین ذخایر گازی، با محدودیت‌های گسترده ناشی از تحریم اقتصادی مواجه است. این وضعیت می‌تواند فرصت مهمی برای ایران ایجاد کند.

در صورت رفع تحریم‌ها، ایران نه تنها می‌تواند صادرات نفت خود را از سر بگیرد، بلکه قادر خواهد بود به یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی گاز نیز تبدیل شود. ایران هم از ظرفیت صادرات خط لوله‌ای برخوردار است و هم امکان توسعه صادرات LNG را دارد. موقعیت جغرافیایی ایران برای صادرات گاز از طریق خط لوله به اروپا و بخش هایی از آسیا مانند پاکستان وهند و حتی چین و از طریق صادرات گاز مایع به کشورهای اقیانوسیه، اصلی ترین متقاضیان گاز در دینا،  به آن برتری ویژه ای در این صنعت می دهد

در مجموع، بازگشت ایران به بازار انرژی می‌تواند نه تنها اقتصاد داخلی، بلکه توازن بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

جمع‌بندی 

در نهایت، تحقق یا عدم تحقق این تحولات به اجرای مفاد تفاهمنامه و دستیابی به توافق نهایی وابسته است. با توجه به حضور بازیگران متعدد با منافع متعارض در صحنه، عملی شدن هیچ سناریویی از پیش قطعی نیست و هر ارزیابی یا پیش‌بینی ناگزیر با سطحی از عدم قطعیت همراه خواهد بود. از این رو، ارزیابی‌ها و پیش‌بینی‌های موجود باید به ‌طور مستمر در پرتو تحولات و روند رویدادها رصد شده و در صورت لزوم مورد بازنگری، تصحیح یا جایگزینی قرار گیرند؛ زیرا پیچیدگی صحنه و تنوع بازیگران، امکان ارائه تصویری ایستا و قطعی از آینده را محدود کرده و تحلیل را به فرآیندی پویا و وابسته به تحولات میدانی تبدیل می‌کند. 

با این حال، آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که جنگ اخیر، صرف ‌نظر از ارزیابی‌های متفاوت درباره آن، ایران، منطقه خلیج فارس و بازار جهانی انرژی را وارد مرحله‌ای جدید از بازآرایی سیاسی و راهبردی کرده است و اگر این مسیر به توافق نهایی منجر شود، مهمترین نتیجه جنگ نه در میدان نظامی، بلکه در بازآرایی قدرت در داخل،و روی میز قرادادن برنامه اقتصادی در کشور،  تغییر موازنه منطقه‌ای و تغییرات موقعیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی جمهوری اسلامی آشکار خواهد شد.

منوچهر مقصودنیا. 21.06.2026 برابر با 31 خرداد 1405

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید