بیستم اسفند، سالگرد ترور احمد کسروی، یکی از برجستهترین روشنفکران، تاریخنگاران و منتقدان اندیشه دینی در تاریخ معاصر ایران است. او در روز ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ (۱۱ مارس ۱۹۴۶) در اتاق بازپرسی کاخ دادگستری تهران، به دست اعضای گروه بنیادگرای فدائیان اسلام به طرز فجیعی به قتل رسید. کسروی با شلیک گلوله و سپس با ۲۷ ضربه چاقو کشته شد و در این حمله، منشی او سید محمدتقی حدادپور نیز جان باخت .
کسروی در جامعهای عمیقاً مذهبی و سنتی، جرأت آن را داشت که به نقد ریشهای باورها و خرافات دینی بپردازد. او نه تنها به عنوان مورخی برجسته ـ با آثاری چون «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هیجدهساله آذربایجان» ـ شناخته میشود، بلکه با شجاعت به بررسی انتقادی تشیع، تصوف و بهائیت پرداخت .
در کتابهایی مانند «شیعیگری»، «صوفیگری» و «بهائیگری»، او بسیاری از آنچه را «پیرایهها و خرافات افزودهشده به دین» میدانست، به چالش کشید. کسروی باور داشت که عقل باید معیار سنجش باورها باشد و خرافهگرایی، تعصب کور و سلطه روحانیت بر جامعه از مهمترین موانع پیشرفت ایراناند .
گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی که بعدها ترورهایی مانند عبدالحسین هژیر و علی رزمآرا را نیز انجام داد، کسروی را دشمن دین و «مهدورالدم» میدانست. این گروه نمونهای از افراطگرایی مذهبی بود که نقد عقلانی را با خشونت پاسخ میداد؛ تفکری که ردپای آن را میتوان در بسیاری از جنایات و سرکوبهای بعدی در تاریخ معاصر ایران نیز مشاهده کرد .
ترور کسروی تنها پایان زندگی یک متفکر نبود؛ بلکه نشانهای هشداردهنده از آغاز دورهای تاریکتر در تاریخ ایران بود؛ دورهای که در آن انتقاد از دین میتواند با مرگ پاسخ داده شود و سکوت یا حمایت بخشی از جامعه و برخی مراجع، به خشونت مشروعیت ببخشد .
کسروی در زمانهای زیست که روشنفکری واقعی نیازمند شجاعت بود. او را گاه «ولتر ایران» نامیدهاند؛ متفکری که در برابر جهل سازمانیافته ایستاد و برای عقلگرایی، اصلاح اجتماعی و رهایی از خرافات مبارزه کرد. هرچند بسیاری از اندیشههای او ناتمام ماند، اما میراث فکریاش همچنان یادآور یک حقیقت مهم است .
نقد دین و قدرت مذهبی نه توهین، بلکه ضرورتی برای آزادی و پیشرفت جامعه است .
زندگینامه احمد کسروی
سید احمد حکمآبادی تبریزی (معروف به احمد کسروی) یکی از برجستهترین تاریخنگاران، زبانشناسان، حقوقدانان و اندیشمندان ایران در سده بیستم بود. او در ۸ مهر ۱۲۶۹ خورشیدی (۲۹ سپتامبر ۱۸۹۰) در محله حکمآباد تبریز متولد شد و در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در ۵۵ سالگی در تهران ترور شد .
کودکی و نوجوانی
کسروی در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد .
پدرش حاج میرقاسم تبریزی که در ابتدا ملا و پیشنماز بود، بعدها از مشاغل مذهبی کناره گرفت و به تجارت و اداره کارگاه قالیبافی پرداخت. مادرش خدیجه خانم زنی بیسواد اما با ذهنی روشن بود .
کسروی از کودکی در محیطی مذهبی رشد کرد. در ششسالگی به مکتب رفت و قرآن و متون سنتی را آموخت. در ۱۲ سالگی با مرگ پدر، ناچار شد درس را رها کند و اداره کارگاه خانوادگی را برعهده گیرد .
او بعدها وارد مدرسه طالبیه تبریز شد و در آنجا با شیخ محمد خیابانی آشنا شد؛ شخصیتی که تأثیر مهمی بر شکلگیری اندیشههای سیاسی و اجتماعی او داشت .
تحصیلات و فعالیتهای اداری
پس از انقلاب مشروطه، کسروی به تحصیلات جدید روی آورد و زبانهای فرانسه و انگلیسی را آموخت. سپس در رشته حقوق تحصیل کرد .
او حدود ده سال در عدلیه (دادگستری) کار کرد، اما به دلیل انتقاد از فساد اداری و ساختار سنتی دستگاه قضایی از آن کناره گرفت. تجربه این دوران بعدها در آثاری مانند «ده سال در عدلیه» و «چرا از عدلیه بیرون آمدم» بازتاب یافت.
در همین دوره، نام خانوادگی «کسروی» را برای خود برگزید .
فعالیتهای علمی و فکری
کسروی از پرکارترین نویسندگان و پژوهشگران ایران بود و بیش از ۷۰ کتاب و صدها مقاله منتشر کرد .
تاریخنگاری
مهمترین حوزه فعالیت او تاریخنگاری بود.
از آثار برجسته او میتوان به این موارد اشاره کرد :
• تاریخ مشروطه ایران
• تاریخ هیجدهساله آذربایجان
این آثار هنوز از مهمترین منابع پژوهش درباره انقلاب مشروطه و تحولات آذربایجان به شمار میروند .
زبانشناسی
کسروی در حوزه زبان نیز فعال بود. در کتاب «آذری یا زبان باستان آذربایجان» استدلال کرد که زبان کهن آذربایجان یک زبان ایرانی بوده است. او همچنین تلاش کرد برای سادهسازی و پالایش زبان فارسی واژههای تازه پیشنهاد دهد .
نقد مذهب
یکی از جنجالیترین بخشهای فعالیت فکری او، نقد مذاهب و جریانهای دینی بود .
او در کتابهایی مانند :
شیعیگری
صوفیگری
بهائیگری
به نقد آنچه خرافات و بدعتهای دینی میدانست پرداخت. در سالهای پایانی عمر نیز طرحی برای نوعی اصلاح دینی با نام «پاکدینی» مطرح کرد .
ترور
در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴، کسروی برای پاسخگویی به شکایتی درباره نوشتههایش به دادگستری تهران رفته بود. در همانجا اعضای فدائیان اسلام به اتاق بازپرسی حمله کردند .
ابتدا به سوی او و منشیاش تیراندازی شد و سپس مهاجمان با چاقو به آنها حمله کردند. در این حمله، کسروی و منشیاش کشته شدند .
این ترور در فضایی رخ داد که بخشی از محافل مذهبی از آن حمایت کردند و عاملان آن نیز در نهایت با مجازات جدی روبهرو نشدند .
میراث فکری
احمد کسروی امروز به عنوان یکی از نمادهای عقلگرایی و مبارزه با خرافه در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. آثار تاریخی او هنوز از مهمترین منابع پژوهش درباره مشروطه و تحولات قرن بیستم ایران است .
ترور او نیز یکی از نخستین نمونههای خشونت سازمانیافته مذهبی علیه روشنفکران در ایران به شمار میرود؛ رخدادی که سایه آن در دهههای بعد نیز بر تاریخ کشور باقی ماند .
یاد احمد کسروی، متفکری که بهای اندیشیدن آزاد را با جان خود پرداخت، گرامی باد .
بیستم اسفند ۱۴۰۴
افزودن دیدگاه جدید