دوستان و مبارزان گرامی،
بیانیه اخیر شما در فضای ملتهب ژانویه ۲۰۲۶ بار دیگر بر عزم جزم جامعه مدنی برای گذار از استبداد مهر تأیید زد. اما وظیفه ملی و اخلاقی حکم میکند که در کنار ستایش شجاعت شما، نگاهی سرد و واقعگرایانه به راهکارهای پیشنهادی (به ویژه مطالبه رفراندوم تحت نظارت بینالمللی بر پایه اصل R2P) بیندازیم.
من نگرانم که این مطالبه، به جای آنکه مسیری برای رهایی باشد، به دلیلی برای «انفعال راهبردی» در داخل و «وابستگی مخرب» به خارج تبدیل شود. در اینجا چند مفروض بنیادین را که در تحلیل شما نادیده گرفته شده، یادآور میشویم:
۱. بنبست شرق و مرگ «مسئولیت حمایتی»:
شما از جامعه جهانی میخواهید که به «مسئولیت حمایتی» خود عمل کند. اما در نظم چندقطبی سال ۲۰۲۶ «جامعه جهانی» وجود خارجی ندارد. آنچه هست، تقابل بلوکهاست. چین و روسیه، ایران را نه یک کشور، بلکه یک «خاکریز امنیتی» در برابر غرب میبینند. هرگونه قطعنامه برای رفراندوم یا مداخله غیرخشونتآمیز در شورای امنیت، با سد سخت وتوی پکن و مسکو برخورد خواهد کرد. گره زدن سرنوشت جنبش به مکانیسمهای بینالمللی، یعنی انتظار برای معجزهای که کلید آن در دست رقبای جهانی آزادی است.
۲. خطر «عراقیزاسیون» در پوشش دموکراسی:
حمایت آمریکا و اسرائیل از تغییر رژیم در ایران، از جنس «رهاییبخشی» نیست. برای متفکران استراتژیک در واشینگتن و تلآویو، یک ایران درگیر در هرجومرج داخلی و ضعیف شده، بسیار مطلوبتر از یک ایران دموکراتیک، مقتدر و مستقل است.
نقد من به شما این است:
چگونه میتوان از «استقلال» جنبش سخن گفت، در حالی که ابزارهای پیشنهادی (تحریمهای خردکننده و انزوای مطلق)، عملاً جادهصافکن پروژههایی است که هدفشان تضعیف ساختاری میهن ماست، نه استقرار صندوق رأی؟
۳. لایههای پنهان سرمایه و هراس از فروپاشی:
بخشی از لایههای اقتصادی ایران (حتی در بخش نیمهخصوصی) به دلیل پیوند با بازارهای شرق و هراس از «سوریهای شدن»، بین وضع موجود و آیندهای مبهم، اولی را ترجیح میدهند. نادیده گرفتن وزن این طبقه و تمرکز صرف بر «فلاکت اقتصادی»، باعث میشود که شما پتانسیل ضدانقلابی لایههایی را که از بیثباتی میترسند، دستکم بگیرید.
۴. رفراندوم، میوهی توازن قدرت، نه خواهش از قدرت:
رفراندوم در آفریقای جنوبی یا تیمور شرقی، محصول «التماس حقوقی» نبود، بلکه نتیجهی به بنبست رسیدن کامل توان سرکوب رژیم و تغییر موازنه در صحنه جهانی بود. در ایران ۲۰۲۶ با رژیمی مواجهیم که خود را بخشی از یک زنجیره امنیتی جهانی (محور شرق) میبیند. مطالبهی رفراندوم بدون داشتن ابزاری برای «اجبار» رژیم، تنها به معنای خریدن زمان برای حاکمیت است.
نتیجهگیری و پیشنهاد:
من از شما میخواهم که در کنار آرمانخواهی، «سیاست قدرت» را نیز مد نظر قرار دهید. بدیل دموکراتیک نباید به «محصول جانبی» منافع قدرتهای خارجی تبدیل شود.
ایران فردا، نه در راهروهای سازمان ملل و نه در اتاقهای فکر پنتاگون، بلکه در بازپسگیری تدریجی نهادهای داخلی و فرسوده کردن ماشین سرکوب از طریق سازماندهی مستقل ساخته میشود.
اجازه ندهید ناامیدی جامعه، ما را به سمتی ببرد که «دشمن دشمن ما»، به اشتباه «دوست ما» تلقی شود. تاریخ، قاضی سختی برای کسانی است که استقلال ملی را قربانی ضرورتهای مقطعی میکنند.
ح-ت
افزودن دیدگاه جدید