رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴

تهدیدانقلاب از دوسو! قمارخطرناک رضاپهلوی!

تهدیدانقلاب از دوسو! قمارخطرناک رضاپهلوی!
تاکتیک گسیل مردم به کشتارگاه و تشویق ترامپ به‌مداخله نظامی!

یادداشت‌پنجم: 

در مبارزه بین انقلاب و ضدانقلاب ریتم حرکت و تاکتیک های مربوط به آن با توجه به مسلح و بیرحم بودن حکومت اسلامی و ضرورت اجتناب از فراهم کردن دستاویزلازم برای کشتار و اشاعه هراس، و رشد و بلوغ روندهای انقلابی بسیارمهم است. اتخاذتاکتیک‌های سنجیده برای پیشروی پایدارانقلاب و تحکیم روند توده ای‌‌ شدن صفوف آن، ونیز ریزش نیروهای حاکمیت و تشدیدشکاف‌‌هایش در راستای تغییرتوازن قوا و پیروزی انقلاب با کمترین هزینه اجتماعی و اقتصادی واجداهمیت است. در این رابطه اتخاذسیاست معطوف به دامن زدن هیجان‌های زودرس و دادن بهانه‌های لازم به‌حاکمان برای کشتار، به لحاظ استراتژیکی و تاکتیکی خطرناک بوده و می‌تواند چه بسا یک انقلاب را به شکست و سرخوردگی بکشاند. چنین خطاهایی ممکن است بخشا از خامی و بی تجربگی باشد اما علاوه بر آن و بسی‌خطرناک تر از آن، می تواند از اهداف تنگ نظرانه و ارتجاعی مدعیان رهبری و صادرکنندگان پیام برای شتاب دادن به‌رویدادها جهت صیدماهی مراد سرچشمه بگیرد. گاهی حتی خود حاکمان نیز برای بدام انداختن مخالفانشان از چنین تاکتیک‌هایی بهره می جویند. 

نارس کردن انقلاب

اکنون متاسفانه جنبش و انقلاب‌مردم با چنین تهدیدهائی از جانب بخشی از اپوزیسیون پرسروصدا که سودای کنترل کل انقلاب را دارد مواجه شده است. چنان که اکنون شاهدهستیم، تمام هم و غم و تلاش مدعی رهبری دوره گذار، یعنی رهبرخودخوانده انقلاب (رضاپهلوی) درخارج کشور، صرف سرعت بخشیدن مصنوعی و زودرس به این نوع هیجانات و درگیری‌ها و دخیل بستن به مداخله آمریکاست. یادمان باشد که سازمان مجاهدین نیز در اوایل انقلاب با همین هدف، جنگ داخلی زودرس با رژیم مصمم را شروع کردند که عواقب فاجعه باری داشت.گر چه حالا شرایط متفاوت است، اما اینک نیز شاهدیم که رضاپهلوی از یکسو برای تحمیل و تثبیت باصطلاح موقعیت انحصاری خود و نظام دودمانی‌ برجنبش ومناسبات قدرت، متوسل به چنین قمارخطرناکی شده است که در آن نه فقط دغدغه بکارگیری خشونت توسط رژیم هاری چون حکومت اسلامی آدم‌کش اساسا نادیده گرفته می شود، بلکه برعکس با دمیدن در هیجانات لحظه ای، بدون توجه به پی آمدها و الزامات رشدو بلوغ فرایندانقلاب، با ولع زیادی دنبال صیدماهی مراد خویش است (به مصداق آتش زدن قیصریه برای یک دستمال). جباران حاکم در ایران نیز که جواز اذن خدا و دین را نیز در دستشان دارند، تمامی تلاش خود را درجهت باصطلاح جداکردن اغتشاشگران از مردم عادی و معترضان بقول خودشان اقتصای، و توجیه کشتار‌آن‌ها بکارگرفته‌اند. 

با توجه به فراخوان‌های رضاپهلوی و تهدیدهای پی درپی ترامپ برای مداخله نظامی و اشک تمساحی که برای «آزادی» می ریزد، خامنه ای و هسته سخت قدرت با ادعای این که اکنون این اغتشاگران و دشمنان هستند که بفرمان ترامپ و پیام‌های رضاپهلوی بر میدان غلبه کرده اند نه مردم عادی، بر تردیدها و شکاف‌های درونی خویش غلیه کرده و بفرمان خامنه ای، شورای امنیت ملی‌کشور، تصمیم به جنگیدن (و کشتن) برای حفظ کیان نظام و مقابله حداکثری با خیابان گرفته است. یعنی فعلا تضادهای درونی حاکمیت با دمیدن این حضرات بر تنور آن و شتاب زودرس دادن به اعمال خشونت برهنه رژیم، تحت‌الشعاع تهدید به‌مداخله نظامی قرارگرفته است. باین ترتیب آن‌ها عملا و عامدا دستاویزلازم برای برای حکومت اسلامی جهت اعمال خشونت برهنه و کشتار فرهم ساخته‌اند. 

 

 

اگر توجه داشته باشیم که حربه دوگانه سازی دشمن و نظام و دامن زدن به آن همواره منبع تامین سوخت لازم را برای سرکوب مردم و اعتراضات بوده است، چه از طریق وابسته نشان‌دادن آن‌ها به دشمنان خارجی و چه بسیج و آماده کردن حامیان و نیروهای خودی و سرکوبگر برای کشتارهای بزرگ. آن‌گاه روشن می شود که دادن چنین بهانه‌هایی برای کشتار و سرکوب به دست یک رژیم آدمخوار، آن‌هم در کشاکش معرکه انقلاب ضدانقلاب حاکم تا چه حدخطرناک و غیرمسؤلانه است. به خصوص اگر نه از روی خامی و قابل تصیح شدن که عامدانه باشد، که خود در حکم جنایت و خیانتی بزرگ به انقلاب است. 

اکنون عملا با خاموش کردن اینترنت که نوعی حکومت نظامی در عصردیجیتال محسوب می شود، رژیم و شخص خامنه ای و شورای امنیت دست نشانده‌اش با باصطلاح اتمام حجت کردن به اغتشاگران و به مداخله‌گران خارجی ، دستورسرکوب انقلاب به هرقیمت را صادرکرده‌است. در این رابطه آخرین باصطلاح فراخوان رضاپهلوی به مردم ایران (امروز) به تنهایی گویاست:‌   

«بدانید که تنها نیستید. هم‌میهنانتان در سراسر جهان، صدای شما را با افتخار فریاد می‌زنند که حتما تصاویر حضور پرشمار و گسترده آنها را از طریق صفحه تلویزیون می‌بینید. دنیا امروز کنار انقلاب ملی شما ایستاده است و شهامت شما را تحسین می‌کند.  به‌ویژه پرزیدنت ترامپ، به عنوان رهبر جهان آزاد، شجاعت وصف‌ناشدنی‌تان را با دقت دیده و اعلام کرده که آماده کمک به شماست» او ادعای پیوستن نیروهای سرکوب و سپاه به مردم را نیز داده است... که در گذشته نیز بارها داده بود.  

این پیام‌ها و یا باصطلاح فراخوان‌ها بخوبی نشان می‌دهند که شخص رضاپهلوی بهر قیمتی در تلاش است که از یکسو با باصطلاح دادن امید به مردم نسبت به دخالت ترامپ، آن‌ها را هرچه بیشتر به گوشت دم توپ تبدیل کند و از سوی دیگر ترامپ را تشویق به مداخله و حمله نظامی کند که بارها به زبان آورده است و این‌که آلان وقتش رسیده و باید شتافت!  

برای رضاپهلوی و سلطنت طلبان مساله اصلی گزقتن «انتقام ۵۷» و بازیابی قدرت از کف رفته بهرقیمتی است و بیمی هم ندارد مثل پدرش که با کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت، رسما در معیت ترامپ و هواپیماهای بمب افکن آمریکا بازگردد.  

انقلاب در خطراست!  

باین ترتیب نقش آفرینی نهاد سلطنت و رضاپهلوی و دخیل بستن این حضرات به مداخله نظامی آمریکا، اهداف رهایی انقلاب را که اساسا در پیوندجداناپذیر آزادی و عدالت اجتماعی و عبور از چرخه استبداد تاریخی و عقب ماندگی از تؤسعه و پیشرفت را با شعارمرگ بر دیکتاتور می جویند، از دوسو موردتهدید قرار می‌دهد. هم از سوی تحریک بربریت و خشونت برهنه حاکمان به پایان خط رسیده و هم از سوی بازگشت استبداد سرنگون شده انقلاب بهمن با پهن کردن فرش قرمز زیرپای ترامپ و قدرت‌های امپریالیستی  و با سودای مستعمره کردن کشورتاریخی ایران.  

انقلاب منفعل و انقلاب فعال! 

تهی شدن انقلاب از محتوای ایجابی و کنشگری پیرامون اهداف اصلی خویش و سوق دادن آن به سوی واکنش صرف و به یک انقلاب منفعل با اهداف‌کاذب و پوشالی، انقلابی که عاملیت و خودآگاهی تاریخی از آن ربوده شده باشد، به‌معنای تهدید انقلاب از درون است. انقلاب بهمن نیز بدلیل آن که از درون شکست خورد و مقهور هژمونی ارتجاع از گورتاریخ برخاسته نهاددین شد، به فاجعه ای ختم گردید که چندین نسل دارند تاوان آن را پس می دهند.  

دو ستون اصلی استبداد  

استبداد دیرپای ایران همواره دارای دو ستون اصلی بوده است، مرکب از نهادسلطنت و نهاد دین. و مشخصا سلسه‌های سلطنتی و بعضا سلسه‌های دینی که هر دو ضمن داشتن رقابتی دیرینه، اما دارای پیوند و منافع و ریشه‌های مشترک نیر بوده‌اند و یکدیگر را بازتولید می کرده‌اند. اکنون نیز خطر تکرار همان چرخه باطل بازتولیدی، در شرایطی که قدرت برسازنده‌انقلاب برای زدن مهر ابطال پایان به سلسه ولایت فقیه به‌پاخواسته است، پیشا روی ماست.  

اگر اجازه دهیم که انقلاب کنونی نیز به واکنشی در برابرانقلاب بهمن (صرفا سلبی و بدون خواست‌های ایجابی بیشرو و تاریخی)  یعنی به انتقام انقلاب بهمن توسط این حضرات تبدیل شود یا تقلیل پیداکند، ‌بی گمان واردهمان چرخه باطل تاریخی و نیمه تاریک خود شده‌ایم.   

   تقی روزبه  ۱۱. ۰۱. ۲۰۲۶

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید