رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۹ ژانویه ۲۰۲۶
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴

شعار شخص محوری یا «آزادی زندانیان سیاسی»

شعار شخص محوری یا «آزادی زندانیان سیاسی»

در هر جنبش ضد‌استبدادی و ضد نابرابری، برخی شعارها نه صرفاً یک مطالبه، بلکه شاخص سلامت دموکراتیک و حقوق بشری جنبش هستند. «آزادی زندانیان سیاسی» از همین دست است. شعاری که هم‌زمان از حقوق بشر، حاکمیت قانون، تکثر سیاسی و نفی خشونت دفاع می‌کند. با این حال، در خیزش‌ها و هیاهوی رسانه‌ای اخیر، این شعار - که قاعدتاً باید نقطه‌ی اشتراک همه‌ی مخالفان استبداد باشد - به‌طرزی معنادار کمرنگ یا حذف شده است. چرا؟

آزادی زندانیان سیاسی، مانع پروژه‌ی «تک‌سالاری»

زندانیان سیاسی صرفاً قربانیان سرکوب نیستند. آن‌ها حاملان حافظه‌ی مبارزه، تجربه‌ی سازمان‌یابی، و نمایندگان تکثر فکری و مدنی جامعه‌اند. بسیاری از آنان، چهره‌هایی شناخته‌شده در جنبش‌های دموکراسی‌خواه، حقوق بشری، صنفی و دانشگاهی‌اند. آزادی این فرزندان مبار مدافع مردم و میهن، به‌معنای بازگشت صداهای متکثر به متن جامعه است. درست همین‌جاست که تضاد شکل می‌گیرد:

جریان‌هایی که - آگاهانه یا ناآگاهانه - به دنبال رهبرتراشی، تک‌صدایی و القای «تنها یک آلترناتیو» هستند، نمی‌توانند با آزادی زندانیان سیاسی کنار بیایند. زیرا زندانی آزادشده، خود یک «مرکز ثقل مستقل» است، نه تابع رسانه، نه فرمان‌بر رهبر خودخوانده.

از همین‌رو، تمام امکانات رسانه‌ای و پروپاگاندایی بسیج می‌شود تا جنبشی متکثر، پلورالیستی و مطالبه‌محور، به شکلی مصنوعی تک‌سالار و شخص‌محور قالب شود، تا به مردمی که از جمهوری اسلامی به‌ستوه آمده‌اند بگویند: «یا این، یا هیچ».

انحراف شعارها: از مطالبه‌محوری به شخص‌محوری

در روند طبیعی یک جنبش اجتماعی، شعارها معمولاً از مطالبات ملموس و همگانی (معیشت، حقوق مدنی و ...) آغاز می‌شوند، ارتقا می یابند جنبشی همه گیر می شوند، در مرحله ای نسبتا بالا و قبل از اقدام به پایان  به دیکتاتوری، آزادی زندانیان سیاسی تحقق می یابد و  سپس به نفی ساختار استبدادی می‌رسند. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، انقطاعی غیرطبیعی در این زنجیره است. شعارهای حقوق بشری و مطالباتی حذف می‌شوند و ناگهان با طرح شعارهای شخص‌محور، احساسی و بسیج‌کننده‌ی هیجانی - نظیر «جاوید شاه» - به صدر رانده می‌شوند. این جابه‌جایی تصادفی نیست. نوعی شبه‌کودتای رسانه‌ای در کار است که جنبش را از محتوای دموکراتیک تهی می‌کند.

با حذف شعار آزادی زندانیان سیاسی:

  • پیوند میان بدنه‌ی اجتماعی و نخبگان فکری درون زندان قطع می‌شود،

  • بسیج حول حقوق بشر جای خود را به بسیج حول «منجی» می‌دهد،

  • جنبش از درون، خلع سلاح اخلاقی و سیاسی می‌شود.

حقوق بشر گزینشی

نادیده‌گرفتن شعار آزادی زندانیان سیاسی، فقط یک غفلت سیاسی نیست، نشانه‌ی حقوق بشر گزینشی است. در این نگاه، رنج انسان نه به اعتبار انسان‌بودن، بلکه بر اساس هم‌سویی و منافع سیاسی سنجیده می‌شود. اگر آزادی زندانی سیاسی،  نفعی برای  کسب قدرت شخص محور ندارد، سکوت می‌کنیم، توجیه می‌کنیم، یا حتی از بازداشتش استقبال می‌کنیم. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ذهنیت استبدادی - فارغ از نام و پرچمش - بازتولید می‌شود. 

مشهد، زنگ خطر 

حوادث ۲۱ آذر ۱۴۰۴ در مشهد، در مراسم یادبود زنده‌یاد خسرو علی‌کردی، یک نقطه‌ی عطف نگران‌کننده بود. حمله به یک مراسم مدنی و سوگواری، بازداشت گسترده‌ی فعالان حقوق بشر - از جمله نرگس محمدی، سپیده قلیان و ده‌ها شهروند دیگر - و همسویی عملی بخشی از افراطیون سلطنت‌طلب با نیروهای سرکوب، نشان داد که ذهنیت حذفی می‌تواند همگرایی خطرناک بسازد.

در اینجا، استبداد مستقر و استبدادِ بخیال جایگزین، در یک نقطه به هم می‌رسند: هراس از تجمع مستقل، از جامعه‌ی مدنی، از انسانِ آزاد و متکثر. از بازداشت شدگان مشهد و خواست آزادی آنان هیچ نامی برده نمی شود. اگر انحرافی از جنس شخص محوری نبود، آیا چنین سکوتی در جنبش کنونی مشاهده می شد؟ بجای دفاع از مبارزین و  مدافعین مردم و میهن، بیشترین خشونت کلامی از سوی یک گرایش علیه دیگر گرایشات، که زندانی هستند،  صورت می گیرد و این درست  در این روزها و در جنبشی که نیاز به اتحاد دارد. زبان خشونت‌آمیز، برچسب‌زنی، و مشروعیت‌بخشی به سرکوب «غیرِ خودی»، مسیری است که می‌تواند جنبش آزادی‌خواهانه را به سمت تفرقه، خشونت داخلی و حتی بدتر سوق دهد.

دانشگاه و دانشجویان، سنگر همیشگی آزادی

معنادار است که امروز، بیش از هر جای دیگر، این دانشگاه است که هم‌زمان شعار علیه استبداد سلطنتی و دینسالاری، و شعار «آزادی زندانیان سیاسی» را زنده نگه داشته است.

دانشگاه می‌داند که:

  • بدون آزادی زندانی سیاسی، استبداد هنوز زنده است،

  • بدون حقوق بشر، هیچ گذار پایداری ممکن نیست،

  • و بدون تکثر، هر پیروزی، مقدمه‌ی استبدادی تازه خواهد بود.

چرا این شعار پرچم مبارزه اکنون جنبش است؟

«آزادی زندانیان سیاسی» یک شعار عاطفی یا حاشیه‌ای نیست، پرچم یک مبارزه‌ی ضد‌استبدادی، دموکراسی‌خواهانه و ضد مافیای اقتصادی است. شعاری که:

  • بسیج‌کننده‌ی و متحد کننده وسیع‌ترین لایه‌های اجتماعی است،

  • رهبران واقعی را از دل جنبش بیرون می‌آورد، نه از استودیوها،

  • و مانع مصادره‌ی جنبش توسط هر قدرت تک‌سالار می‌شود.

جریانی که این شعار را حذف می‌کند یا به حاشیه می‌راند:

  • به پلورالیسم و حاکمیت قانون باور ندارد،

  • به‌دنبال جابه‌جایی مهره‌هاست، نه تغییر ساختارها،

  • و می‌خواهد بن‌وبنیاد استبداد و مافیای اقتصادی را برای استفاده‌ی خود حفظ کند.

حتی اگر خیابان‌ها پر شوند، حتی اگر نامی بلند تکرار شود، چه فایده، اگر ریشه‌های استبداد دست‌نخورده بماند؟ تنها جنبشی می‌تواند مطالبات مردم را برآورده کند که در صدر شعارهایش این سه مطالبه باشد:

  • آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی

  • سلب قدرت از مافیای اقتصادی

  • گذار به دموکراسی

نه «جاوید شاه»، نه «امام»، بلکه انسان، حقوق، و آزادی.

پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۸ ژانويه ۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید