چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶
چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵

Septiembre 2021

جنگ کارگری
دامنە اعتراضات کارگری در این هفتە وسیعتر و متنوع تر از چند هفتە گذشتە شد. از کارگران شهرداری چند شهر مختلف گرفتە تا معلمان، کارگران معدن، پتروشیمی و شرکتهای نفتی در این هفتە اعتراضات متعددی برگزار کردند. برسی مطالبات، شعارهای معترضین و طولانی تر شدن زمان اعتصابات حاکی از رادیکالتر شدن اعتراضات دارند. نکتە قابل توجە دیگر شرکت بلا استثنای عموم کارگران موسسات در اعتصابات و تجمع بر خلاف گذشتە است کە معمولا عدەای از کارگران موسسات مختلف در اعتصابات شرکت نمی کردند.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
برکشیدن کابینه‌ی رئیسی که رئیس آن از مجریان و تصمیم گیرندگان اصلی کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ است و در طول چهل و سه سال گذشته جزو دستگاه قضائی جنایتکار حکومت بوده‌، که احکام مرگ صادر می‌کرده‌است، دهن کجی به مردم داغدیده‌ی کشور و در نفس خود، اقدامی جنایتکارانه است. در عین حال،‌ کابینه‌ی رئیسی با تمام هزینه‌ای که خامنه‌ای و اطرافیان او خرج چیدمان آن کرده‌اند، آئینه‌ی کامل درماندگی کل رژیم و قبل از همه ورشکستگی خود خامنه‌ای است
رحمان
زمانی که باد زوزه کشان
از آن می گذرد
شاید پیامی از نسترنها
و یاسمن های وطنم برایم بیاورد
که من همواره منتظرش بودم
- در دفاع از مطالبات مردم ایران برای آزادی و عدالت اجتماعی
- در محکومیت حمله تروریستی اخیر جمهوری اسلامی به مقراحزاب کرد ایرانی مستقر در کردستان عراق
- ...
اسد عبدالهی
سهروردی در يكی از اعصار تاريك اين ديار به نور و روشنی می اندیشید. در زندگی فلسفی شيخ اشراق كه از سر تا پايش مصيبت و اندوه می‌بارید؛ تقريبا تمام معلمان و استادانش او را به تقليد و تبعيت فرا می‌خواندند و هيچكدام پرسيدن‌ها و انديشيدن‌های او را برنمی تابیدند. علمای شهر همانند طبقه عوام، كوتاه بين و تُنک مايه‌ بودندوآثار پيشينيان را چون ورد و ذكر تكرار می‌كردند. سهروردی اما به جُرمِ جور ديگر ديدن و به نحو مستقل انديشيدن مغضوب ِ ظاهر بينان خودخواه و قشريون خودشيفته قرار می‌گرفت و درنهايت جانش را در همين راه فدا کرد.
س. خرم
خواهم رفت خانه مردی در ده بال
چه دیده اند درمن که خود نمی بینم
می تر سم،چشمه می ترسم
نمی دانم چه رخ داده
چه خواهند کرد بامن
چه خواهد شد انجا
دخترک چاله ای کند وگریست
تقی روزبه
واقعیت آن است که چپ به عنوان مقوله ای قائم به ذات و بدون پیوندش با جنبش های کارگری و زحمتکشان و در صفوف آن خود مقوله ای است چالش برانگیز که درجدائی اش رسوب کرده و نهادی شده است و کاربرد آن در تحلیل های کلان راه به خطا می برد. بجای آن که بحث را روی ریل واقعی خود یعنی نقد و بررسی جنبش های واقعا موجود کارگران و زحمتکشان و چپ به عنوان بخشی از آن هدایت کند بحث را با رسالتی که پیشاپیش برای آن قائل می شود پیش می برد بجای تمرکز حول جنبش ها هم چون اهرم های تغییر و پیشروی و تبدیل آن به مرکزثقل بحث ها و عمل مشترک، که بهتر می توان به هم گرائی و بسترسازی برای تفاهم بیشترنظری رسید تا عکس آن.