شهراندیشه من سبزوچراغانی است.
مَردمانش همه ازرودِخِرد مینوشند
دخترانش،گُلی از دانش وایمان به گردن دارند.
پسرانش سفر راه سیاست دارند
بلبلانش به گلو،چَهچه آزادی باغی دارند.
ماهیانش، قصد رفتن به دریای عدالت دارند
باغ مینوئی من، میوه دانش دارد
فکرواندیشه من شور فراوان دارد
دل بی طاقت من حرف فراوان دارد
همه اندیشه من، دردلِ تو جادارد
شهر اندیشه من
افزودن دیدگاه جدید