رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۲ سپتامبر ۲۰۲۶
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

شهر اندیشه من

شهر اندیشه من

شهراندیشه من سبزوچراغانی است.
مَردمانش  همه ازرودِخِرد مینوشند
دخترانش،گُلی از دانش وایمان به گردن دارند.
پسرانش سفر راه سیاست دارند
بلبلانش به گلو،چَهچه آزادی باغی دارند.
ماهیانش، قصد رفتن به دریای عدالت دارند
باغ مینوئی من، میوه دانش دارد
فکرواندیشه من شور فراوان دارد
دل بی طاقت من حرف فراوان دارد
همه اندیشه من، دردلِ تو جادارد

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید