مراسم یادمان پرویز قلیچخانی عصر یکشنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ - ۷ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۸، در پاریس و در هوایی بسیار گرم و طاقت فرسا برگزار شد. با وجود گرمای شدید هوا، استقبال از این مراسم چشمگیر بود؛ بهگونهای که نهتنها از شمار حاضران کاسته نشد، بلکه بیش از دویست نفر از پاریس، دیگر شهرهای فرانسه و حتی کشورهای مختلف، در این مجلس یادبود حضور یافتند تا با ادای احترام، یاد و خاطره این چهره ماندگار را گرامی بدارند.
مراسم با حدود بیست دقیقه تأخیر از ساعت ۱۸ آغاز شد و بیش از دو ساعت ادامه یافت. ترکیب حاضران در این بزرگداشت، خود تصویری از گستردگی روابط انسانی و اجتماعی پرویز قلیچخانی بود. از فعالان سیاسی و فرهنگی گرفته تا نویسندگان، روزنامهنگاران، هنرمندان، ورزشکاران و دوستان قدیمی و نسل جوان در این مراسم حضور داشتند. در حالی که پیشتر مراسمهایی برای بزرگداشت او در دو کشور همسایه فرانسه برگزار شده بود، شماری از شرکتکنندگان نیز از انگلستان، آلمان و نروژ برای حضور در این مراسم به پاریس آمده بودند.
اجرای برنامه را منصور انصاری بر عهده داشت. او در آغاز، با این شعر از شاملو برنامه را آغاز کرد:
غافلان، همسازند، تنها طوفان، کودکان ناهمگون میزاید، همساز سایه سانان اند، محتاط، در مرزهای آفتاب، درهیئت زنده گان ،مرده گان اند و ینان دل به دریا افکنانند، به پای دارنده آتشها، زنده گانی، دوشادوش مرگ، پیشاپیش مرگ، هماره زنده از آن سپس، که با مرگ، همواره بدان نام، که زیسته بودند،.....
سپس او به چند عزیز از دست رفته ماههای اخیر در پاریس از جمله: محسن حسام، بیژن برهمندی، مرجان ساتراپی، علی شاکری، نسرین رضایی و چند تن دیگر، اشاره کرد و از طرف جمع به خانواده و خویشان و یاران آنها، تسلیت گفت.

افتتاح برنامه با اجرای دو ترانه وزین و اثرگذار توسط هنرمند جوان و خوشآواز، امید، همراه بود که با استقبال حاضران روبهرو شد.
پس از آن، نحستین سخنران مراسم خود پرویز قلیچ خانی بود که از طریق ویدئویی پخش شد. در این ویدئو، گزیدهای از دیدگاههای او درباره انقلاب، جمهوری اسلامی، نسبت سیاست و ورزش و نیز رابطه فرهنگ و سیاست که در گذشته توسط خود پرویز بیان شده بود، پخش گردید تا حاضران، صدای او را بار دیگر بشنوند. این بخش، حال و هوایی ویژه به مراسم بخشید و بسیاری از حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
سپس رضا اکرمی با عنوان "پرویز قلیچخانی؛ قهرمانی فراتر از فوتبال" به بررسی و تبیین وجوه مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پرویز قلیچ خانی پرداخت. فشرده سخنان او چنین است:
جایگاه پرویز تنها به افتخارات ورزشی او محدود نمیشود، بلکه با آرمانهای آزادی، عدالت و مسئولیت اجتماعی پیوند خورده است. رضا یکی از مهمترین میراثهای قلیچخانی را انتشار ۱۱۰ شماره نشریه آرش دانست و تاکید کرد این نشریه با وجود نداشتن پشتوانه مالی و حزبی، بیش از دو دهه به صورت مستقل منتشر شد و به خانهای برای گفتوگوی اندیشههای گوناگون، دفاع از حقوق بشر، عدالتخواهی، آزادی و حمایت از زندانیان سیاسی و تبعیدیان تبدیل شد. به گفته او، آرش بازتاب روش و منش خود پرویز بود که هرگز استقلال فکری خود را فدای مصلحتهای سیاسی نکرد.
رضا اکرمی سپس به آشنایی خود با قلیچخانی پرداخت و گفت که محبوبیت او را از نوجوانی، حتی در دورافتادهترین شهرهای ایران، از شور و شوق نسل جوان برای فوتبال به یاد دارد. او افزود که بعدها، در فضای مبارزات سیاسی، دریافت همین قهرمان محبوب فوتبال نیز در کنار آرمانهای آزادی و عدالت ایستاده و برای این انتخاب بهای سنگینی پرداخته است. به گفته اکرمی، قلیچخانی با وجود همه فشارها و بیمهریها، هرگز از باورهای خود عقب ننشست و برای نسل او، همانند جهانپهلوان تختی، نماد استقلال، آزادگی و ایستادگی در برابر قدرت بود.
او در بخش پایانی سخنانش، با مرور بیش از چهار دهه دوستی نزدیک با پرویز قلیچخانی، از وفاداری، مهربانی و تعهد اجتماعی او یاد کرد و گفت این ویژگیها تا واپسین روزهای زندگیاش پابرجا ماند. رضا اکرمی یکی از سرمقالههای آرش با عنوان «قهرمان شدن دشوار نیست، کنار مردم ماندن دشوار است»، را بهترین توصیف زندگی خود پرویز دانست و تأکید کرد که ماندگاری او نه فقط به دلیل قهرمانیهای ورزشی، بلکه به سبب پیوند کمنظیر میان موفقیت فردی و مسئولیت اجتماعی است؛ میراثی که به باور او، امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
سخنران بعدی منیره برادران بود. او در سخنان خود تأکید کرد که آرش تنها روایتگر رنجها نبود، بلکه فضایی برای گفتوگو درباره عدالت، دادخواهی و مسئولیت نیز فراهم کرد. از جمله در پروندههای مربوط به کشتار تابستان ۱۳۶۷، خاوران و مباحثی چون "توابها" و ترور اسدالله لاجوردی. او در پایان، آرش را "خانه مشترک تجربهها و خاطرههای ما" نامید و گفت اصرار پرویز قلیچخانی بر ثبت تاریخ زندان و سرکوب از زبان شاهدان، این نشریه را به منبعی ماندگار برای پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.
منیره برادران در سخنان خود با عنوان "آرش، خانه مشترک ما" بر نقش ماندگار نشریه آرش در ثبت تجربههای زندان و کشتارهای جمهوری اسلامی تأکید کرد. او گفت این نشریه اگرچه در سالهای نخست بیشتر بر ادبیات و فرهنگ تمرکز داشت، اما از نیمه دهه هفتاد خورشیدی به بعد، به تدریج به یکی از مهمترین تریبونهای بازتاب تجربه زندانیان سیاسی، بازماندگان و خانوادههای جانباختگان دهه شصت تبدیل شد. به گفته او، آرش کوشید روایت زندان و سرکوب را نه از زبان تحلیلگران، بلکه از زبان شاهدان مستقیم و بازماندگان ثبت کند و بدین ترتیب حافظه تاریخی این دوره را پاس بدارد.
منیره با اشاره به انتشار پروندهها و مقالههای متعدد درباره کشتار تابستان ۱۳۶۷، خاوران و خاطرات زندان، یادآور شد که همزمان با شکلگیری دادخواهی خانوادههای جانباختگان، این نشریه نیز به بازتاب صدای آنان پرداخت. او تأکید کرد که آرش تنها روایتگر رنجها نبود، بلکه فضایی برای طرح پرسشهای دشوار و گفتوگو درباره عدالت، دادخواهی و مسئولیت نیز فراهم میکرد؛ از جمله در بحثهایی پیرامون ترور اسدالله لاجوردی یا موضوع «توابها» که به گفتوگوهای جدی میان زندانیان و فعالان سیاسی انجامید.
او در پایان گفت پرویز قلیچخانی با حساسیت ویژهای بر ثبت تاریخ زندان و سرکوب از زبان شاهدان اصرار داشت. او گفت آخرین شماره این نشریه که به طور کامل به موضوع زندان اختصاص یافته است، نمادی از همین رویکرد است؛ رویکردی که آرش را به منبعی ماندگار برای پژوهشگران و همه علاقهمندان به تاریخ زندان، کشتارهای دهه شصت و جنبش دادخواهی ایران تبدیل کرده است.

در ادامه، مهرداد وهابی سخنرانی کرد. مهرداد دوره های مختلف آرش را بررسی و ویژگی هر دوره را برشمرد. متن سخنان مهرداد وهابی به طور کامل به شکل مستقل تا چند روز آتی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
در ادامه نوبت به صحبت های نسیم خاکسار رسید. او که تا آخرین ساعات پیش از برگزاری مراسم قرار بود در برنامه حضور یابد، به دلیل گرمای شدید نتوانست به محل مراسم برسد و پیام تصویری او برای حاضران پخش شد.
نسیم در سخنان خود، به جای مرور زندگی سیاسی یا ورزشی پرویز قلیچخانی، بر منش انسانی او تمرکز کرد. او قلیچخانی را "باغبان باغ دوستی" و "قلعهبان سرزمین دوستی" خواند. او گفت پرویز دوستی را رابطهای گذرا نمیدانست، بلکه با وفاداری و صبوری از آن مراقبت میکرد و همواره حلقه دوستانش را گسترش میداد.
او استقبال گسترده از درگذشت قلیچخانی را نشانه تداوم حضور او در حافظه جمعی دانست و گفت زندگی چنین انسانهایی با مرگ پایان نمییابد. نسیم این ماندگاری را با جایگاه غلامرضا تختی، فروغ فرخزاد و صمد بهرنگی مقایسه کرد و افزود که پرویز، همانند جهانپهلوان تختی، اخلاق را محور زندگی خود قرار داده بود و همین ویژگی، میراثی ماندگار از او بر جای گذاشته است.
برنامه با سخنان مسعود مژدهی ادامه یافت. او فوتبالیستی است که در دوره های گذشته عضو تیم ملی بوده است. مژدهی از طریق ویدئو با اشاره به خاطراتش از سالهای همبازی بودن با پرویز قلیچخانی، بر چند ویژگی برجسته او تأکید کرد. او گفت قلیچخانی برای همه همتیمیهایش "پرویزخان" بود و احترام و جایگاهش به گونهای بود که کمتر کسی او را تنها با نام پرویز صدا میزد.
مسعود مژدهی همچنین از آمادگی جسمانی کمنظیر قلیچخانی یاد کرد و گفت در حالی که بازیکنان پس از بالا آمدن از پلههای بلند رختکن خسته میشدند، او با دویدن از پلهها بالا میآمد و پیش از آغاز تمرین نیز چندین دور زمین را برای گرم کردن و آمادهسازی میدوید.
او یکی دیگر از ویژگیهای قلیچخانی را توانایی رهبریاش در میدان دانست و گفت این جایگاه از سوی همه بازیکنان پذیرفته شده بود. به گفته مژدهی، قلیچخانی در جریان مسابقه با صراحت به همتیمیهایش تذکر میداد و حتی گاه لحن او تند میشد.
مژدهی در پایان، از درک تاکتیکی و قدرت هدایت بازی قلیچخانی سخن گفت و افزود که او تسلطی کمنظیر بر جریان مسابقه داشت، همه نقاط زمین را همزمان زیر نظر میگرفت و با هدایت بازیکنان، نقش هر یک را در میدان بهخوبی مشخص میکرد.
بخش دیگری از مراسم به پیامهای خانواده پرویز قلیچخانی اختصاص داشت.
در اين بخش از برنامه، نجمه موسوى پيمبرى، يار و همراه پرويز قليج خانى، كه تا آخرين روزها و آخرين نفسها در كنار او ايستاد، پيام صوتى و تصويرى ضبط شده اى را براى اين مراسم ارسال كرده بود که در آن دو شعر را كه براى پرويز سروده بود قرائت کردند.
در ادامه تارا موسوى دختر نجمه که در كودكى پدرش را در جريان مبارزه با حكومت اسلامى ایران ازدست داده است، بعداز آشنایی و زندگی مشترک پرويز قليچ خانى با مادرش و حضور وی در زندگی شان، پرویز را تكيه گاه و پدر حقيقى خود می داند. او احساس اش از سالها زندگى در كنار پرويز را به صورت یک ویدئو با شرکت کنندگان مراسم در میان گذاشت.
سپس رضا پیمبری شعری با یاد و خاطره پرویز قلیچ خانی سروده بود که به زبان و دکلمه خود ایشان پخش شد.
در ادامه، پیام فاطمه صفا، همسر پیشین پرویز قلیچخانی، و دو دخترشان، هاله و الدوز، توسط منصور انصاری مجری برنامه، قرائت شد.
فاطمه صفا در پاسخ به دعوت ما برای شرکت شان در این مراسم و یا ارسال پیام، نوشتند "برای هیچکدام از ما امکان مسافرت نیست ولی از جانب ما از همه برای حضورشان در مراسم و ابراز همدردی و گرامیداشت او سپاسگزاری کنید." اضافه کردند از جانب من و هاله و اولدوز این پیام را که در فیسبوک هم منتشر کردم قرائت کنید: "امروز با شنیدن خبر درگذشت پرویز، قلبمان شکست. اگرچه زندگی، ما را به مسیرهای مختلفی میبرد، اما خانوادهای که تشکیل میدهیم همیشه پابرجا میماند. من عمیقاً غمگینم، اما برای همیشه سپاسگزار فصلی از زندگی خواهم بود که با هم به اشتراک گذاشتیم و دختران زیبایمان را به ما هدیه داد. امروز که با هم در سوگ این فقدان هستیم، قلبم برای آنها بسیار سنگین است.
یادت مانا دوست من."
پایانبخش مراسم، اجرای زنده موسیقی دو هنرمند شناختهشده، عباس بختیاری و فرید الهامی بود که با موسیقی و آواز، و با احساسی پرشور یاد و خاطره پرویز قلیچخانی را گرامی داشتند و مراسم را در فضایی صمیمی و احساسی به پایان رساندند.
این یادمان، بیش از آنکه مراسم بزرگداشت یک فوتبالیست یا یک فعال سیاسی باشد، گردهمایی کسانی بود که هر یک به شکلی با پرویز قلیچخانی زندگی، دوستی، مبارزه، و یا خاطرهای مشترک داشتند. تنوع حاضران نشان میدهد که میراث پرویز تنها به میدان فوتبال یا عرصه سیاست محدود نمیشود؛ بلکه او در شبکه گستردهای از روابط انسانی، دوستی و فرهنگی همچنان زنده است.
جمعی از دوستان و رفقای پرویز قلیچ خانی
چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵- اول ژوئیه ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید