رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۴ ژوئن ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

کاسیرر؛ فلسفه یعنی تئوری شناخت

کاسیرر؛ فلسفه یعنی تئوری شناخت
تئوری شناخت جناب کاسیرر؛ متافیزیکی و لیبرالی است

ارنست کاسیرر(۱۹۴۵-۱۸۷۴.م)، فیلسوف آلمانی، نماینده اصلی کانت گرایی نوین در نظریه شناخت، مورخ فلسفه، و مدعی سیستماتیک بودن فلسفی، خود را ادامه دهنده راه کانت، لایبنیتس، و هگل میدانست. او تاریخ فلسفه را تاریخ نظریه شناخت میدانست و میگفت فلسفه زمانی قابل فهم است که تاریخش شناخته شود. در نظر وی انسان موجودیست سمبل و نمادساز. مجموعه سمبل و نمادهایی را که انسان بکار میبرد تشکیل فرهنگ انسانی را میدهند. او از این طریق از راه تئوری شناخت به فلسفه فرهنگ رسید .

کاسیرر توجه خاصی به واژه ، مفهوم، و تفکر اسطوره ای داشت و آنرا نوع خاص جهانشناسی، فهم جهان، و حتا نوعی شکل زندگی نمودن، میدانست که در رقابت با درک عقلگرایانه از انسان و جهان قرار دارد. وی در کتاب شاهکار اش با عنوان "فلسفه اشکال نمادین" به بحث درباره نقش سمبل و نمادها در مقوله های زبان، دین، هنر، اسطوره، تکنیک، و علم پرداخت. کاسیرر سعی نمود فلسفه ایده آلیستی نئوکانت ایسم مکتب شهر ماربورگ در آلمان را، از نظر تاریخی پایه گذاری کند. وی از موضع لیبرال بورژوایی فاشیسم را بعد از ۱۹۳۳ میلادی محکوم و افشا نمود.

ارنست کاسیرر کوشید جهان را با کمک اسطوره، نماد، و سمبل توضیح دهد. نزد وی اسطوره نوعی شکل زندگی است که گونه ای تفکر و بینش را نیز نشان میدهد. در پس و پشت هر فرم نمادین، نوعی انرژی ذهنی و معنی هدفمند وجود دارد. فلسفه نمادین شامل مفاهیم و مقوله هایی مانند زبان،اسطوره، دین و هنر است. کاسیرر در درون واژه اسطوره، نه عکس العمل تجربه و برداشت، بلکه عمل و کارکرد اندیشه را می فهمید و میگفت غیر از زبان، هنر نیز یکی از ابزار دیگر فهم و شناخت نمادین است.

اندیشه کاسیرر در سال ۱۹۳۰ میلادی به نقطه عطفی رسید. او به اخلاق و فلسفه سیاسی نیز در میان نظراتش ارجهیت خاصی داد. به این سبب به موضوع اسطوره در جوامع امروزی پرداخت و مدعی شد که فاشیسم متکی به اسطوره گرایی دروغین است. نظریه اشکال نمادین وی بعد از اینکه از مرز نئو کانت ایسم گذشت، روی جریانات گوناگون دیگر نیزاثر گذاشت و موجب توجه بیشتر به مکتب پدیدارشناسی یا فنومنولوگی گردید.

کاسیرر از طریق نظراتش روی بعضی از مورخین و نظریه پردازان هنر تاثیر گذاشت. او در آخرین کتاب خود به نقش اسطوره در رشد فاشیسم اشاره میکند. وی در طرح نظراتش از متد و باور به "آپریوری"؛ یعنی از شناخت غیرتجربی و یا از اندیشه محض، استفاده نمود. مقوله های زبان، شناخت، اسطوره، و هنر از جمله آثار و نتایج اندیشه ورزی وی بودند. آنان نیرویی هستند که فضای زندگی فرهنگ انسان را تشکیل میدهند. کاسیرر از سال ۱۹۳۰ مقوله تکنیک را نیز نوعی سمبل و شکل نمادین مهم بشمار آورد. وی در باره پرسشهای اساسی نقد شناخت، دارای تحقیقاتی است. مفهوم زبان هم در این تحقیقات مورد توجه او قرار گرفت.

کاسیرر وقتی از فنومنولوگی آگاهی اسطوره ای، سخن میگوید، منظورش علاقه به پدیدارشناسی و آنالیز جهان زندگی است که غیرقابل فراموشی میباشند. خانم سوزان لانگر در امریکا به نظریه" انسان نمادساز" کاسیرر تکانی مهم داد، و در آلمان جناب بلومبرگ ادامه دهنده نظرات کاسیرر بود؛ که نه فقط در فلسفه بلکه در فرهنگ نیز برای تفسیر انسانشناسی یا آنتروپولوگی، و تاریخ هنر، بکار برده میشد. 

شاهکار ارنست کاسیرر، کتاب 3 جلدی "فلسفه فرمهای سنبلیک" یا فلسفه اشکال نمادین، بین سالهای۱۹۲۹/۱۹۳۴ میلادی منتشر شد؛ که با دیدی نئو کانتی نوشته شده است. او از طریق طرح مفاهیمی مانند زبان، اسطوره، و تکنیک، از کانت گرایی نوین به نطریه شناخت، و سپس به فلسفه فرهنگ، رسید. وی در جلد سوم این کتاب میگوید فرم نمادین مطرح نیست بلکه اشکال ظاهر فهم معنی، مهم هستند. کاسیرر در جلد ناتمام چهارم این کتاب به موضوع متافیزیک در مخالفت با نظر هایدگرپرداخت.

از جمله دیگر آثار کاسیرر: موضوع شناخت در فلسفه و در علم زمان حال، انسان و کائنات در فلسفه رنسانس، فلسفه روشنگری، اسطوره بشکل سلاح سیاسی، ماهیت و تاثیر مفاهیم نمادین، عناصر کانتی در فلسفه زبان جناب هومبولت، و کتاب سیستم لایبنیتس در اساس علمی اش؛ که با راهنمایی و کمک معلمش کوهن نوشته. کاسیرر در آخرین اثرش، در سال ۱۹۴۶ میلادی، به موضوع اسطوره تکنیک پرداخت و میگفت برای درک فاشیسم باید اسطوره سیاسی مدرن مانند تکنیک را شناخت. تفکر اسطوره ای وی نشان میدهد که او مدتی تحت تاثیر تفکر فنومنولوگی بوده. در آنجا بر اساس اندیشه محض و تجربی نبودن، را آنالیز میکند و با اشاره به تجربه عرفانی جهان و مثال کانت، میپرسد زمان و مکان اسطوره ای چیست؟ و به این نتیجه میرسد که انسان اسطوره ای نیاز به عقل محض؛ ولی فاقد تجربه دارد؛ تا تجربه های دیگرش را سازماندهی کند.

کاسیرر در دانشگاه در رشته های حقوق، ادبیات آلمانی، فلسفه، ریاضیات، و تاریخ ادبیات نوین، تحصیل کرده بود. معلم اش در فلسفه و دانش نئوکانتیسم، هرمان کوهن بود. هایدگر میگفت کاسیرر بعد از مورد شلینگ، اسطوره را به عنوان مقوله ای سیستماتیک وارد موضوعات مرکزی فلسفه غرب نمود. او در بحث با هایدگر در سال ۱۹۲۹ میگفت" فلسفه فرم‌های سمبلیک" وی در درجه نخست، تئوری شناخت نیست بلکه شکل فهم و درک جهان از طریق زبان با فرم‌های نمادین دیگر است. کاسیرر در سال ۱۹۳۳ با روی کار آمدن نازیسم در آلمان، بدلیل یهودی بودن، مجبور به ترک وطن شد. برای درک بهتر فلسفه وی بهتر است با مفاهیم کلیدی در فلسفه اش مانند: تئوری شناخت، مکتب نئوکانتیسم، مقوله نماد و سمبل، آشنا بود.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید