رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۷ مه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

زنان سرپرست خانوار، بدون پشتوانه و آینده

زنان سرپرست خانوار، بدون پشتوانه و آینده

بخش نخست

بررسی کلی


مقدمه

زنان سرپرست خانوار یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه ایران هستند که به دلایلی همچون طلاق، فوت همسر، اعتیاد، زندانی بودن یا ازکارافتادگی همسر، مسئولیت تأمین معیشت خانواده را به تنهایی بر عهده دارند. افزایش روزافزون تعداد این زنان در سال‌های اخیر، توجه به وضعیت آن‌ها را به یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی تبدیل کرده است. این گزارش با هدف بررسی جامع وضعیت این قشر از منظر آمار، اشتغال، تحصیلات، حمایت‌های قانونی، مقایسه با مردان و پیامدهای جنگ اخیر تنظیم شده است

 

فصل اول: آمار و دموگرافی زنان سرپرست خانوار

بر اساس آخرین اعلام رئیس سازمان بهزیستی کشور، جمعیت کل زنان سرپرست خانوار در ایران ۶.۵ میلیون نفر است که از این تعداد، حدود ۳۰۰ هزار نفر تحت پوشش مستقیم سازمان بهزیستی قرار دارند و خدمات دریافت می‌کنند. نکته قابل توجه این است که سالانه حدود ۲۰ درصد به تعداد بانوان سرپرست خانوار تحت پوشش اضافه می‌شود و همچنین ماهانه حدود هزار نفر متقاضی جدید به این جمعیت افزوده می‌شوند که نشان‌دهنده رشد سریع این پدیده اجتماعی استآمارهای ذکر شده به خوبی گویا وضعیت فاجعه بار این زنان است

از نظر ترکیب وضعیت تأهل، ۳۶ درصد از زنان سرپرست خانوار مطلقه، ۲۶ درصد همسر فوت‌شده و ۲۰ درصد دارای همسر ازکارافتاده، زندانی، معتاد یا متواری هستند. همچنین ۴۲ درصد این زنان، زن تنها هستند و به تنهایی زندگی می‌کنند.

۴۴ درصد از این زنان در بازه سنی ۳۳ تا ۵۰ سال قرار دارند و ۷۰ درصد در مناطق شهری و ۳۰ درصد در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. دهک اقتصادی آن‌ها به طور میانگین ۳.۵ است که در مقایسه با دهک مردان (۵.۵) وضعیت بسیار نامناسب‌تری را نشان می‌دهد.

در مجموع حدود ۸۰۰ هزار نفر از زنان سرپرست خانوار، فرزندان آنان و خانواده‌های چندقلو تحت پوشش سازمان  بهزیستی هستند. همچنین ۲۵۹ هزار فرزند از این خانوارها مستمری دریافت می‌کنند با توجه به آمار رسمی اعلام شده بیش از هشتاد در صد زنان سرپرست خانوار از کمک‌ محروم هستند و مسئول تأمین مایحتاج زندگی خود و خانواده هستند.

 

فصل دوم: سطح سواد و تحصیلات

یکی از چالش‌های اساسی زنان سرپرست خانوار، سطح پایین سواد و تحصیلات است که مستقیماً بر فرصت‌های شغلی و توانمندی اقتصادی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

بر اساس آمار سازمان بهزیستی از جمعیت هدف ۲۸۳ هزار و ۶۰۴ نفر زنان سرپرست خانوار تحت پوشش:

·  سی درصد (۸۸ هزار و ۱۰۸ نفر) بی‌سواد هستند

·  حدود پنجاه درصد زیر دیپلم هستند

· یک درصد فوق‌دیپلم دارند

· تنها دو درصد دارای مدرک لیسانس هستند

 

این آمار نشان می‌دهد که در حوزه سوادآموزی زنان سرپرست خانوار برنامه‌ای خاص و هدفمند وجود نداشته است و بی‌سوادی در این گروه در سال‌های اخیر تقریباً بدون تغییر باقی مانده است. مدیرکل دفتر توانمندسازی زنان و خانواده سازمان بهزیستی با تأکید بر اهمیت سواد در ارتقای کیفیت زندگی این زنان گفت: «زن باسواد مادر بهتری است، در مهارت‌های فنی و حرفه‌ای سریع‌تر رشد می‌کند، سواد مالی بالاتری دارد و نظارت مؤثرتری بر تحصیل و رفتار فرزندان خود خواهد داشت».

نکته مهم دیگر این است که بیشتر زنان بی‌سواد یا کم سواد در دهک‌های پایین اقتصادی جامعه قرار دارند و بسیاری از آنان از ابتدا با همین وضعیت وارد چرخه حمایتی سازمان می‌شوند.

 

فصل سوم: وضعیت اشتغال و مشاغل رایج

زنان سرپرست خانوار به دلیل سطح پایین تحصیلات، نداشتن مهارت‌های تخصصی و محدودیت‌های اجتماعی، عمدتاً به مشاغل غیررسمی، کم‌درآمد و ناپایدار اشتغال دارند. عمده‌ترین مشکلات آن‌ها در حوزه اشتغال عبارت است از:

· درآمد ناکافی و اغلب ناپایدار

· اشتغال در مشاغل غیررسمی و کم‌درآمد

· دشواری در تأمین هزینه‌های ضروری مانند آموزش فرزندان و مسکن

 

بسیاری از این زنان به سمت شغل‌های کاذب مانند دست‌فروشی گرایش پیدا می‌کنند و این به دلیل نبود فرصت‌های شغلی مناسب و موانع ساختاری است. دلیل اصلی اشتغال آن‌ها نیز اغلب رفع کمبودهای مالی، اعتیاد همسر، بیماری همسر و موقعیت‌های سخت شغلی است.

حدود نیمی از این زنان فاقد هرگونه پوشش بیمه هستند و بسیاری از آن‌ها در مشاغل فاقد بیمه فعالیت می‌کنند که این امر در شرایط بحرانی مانند جنگ، آن‌ها را بیش از پیش آسیب‌پذیر می‌کند. به گفته یکی از اعضای شورای شهر تهران، «زنان امروز با بیش از ۱۲۰ نوع آسیب اجتماعی مواجه هستند؛ آسیب‌هایی که هر روز پیچیده‌تر می‌شوند و در این میان، مسأله اقتصاد و معیشت بیش از همیشه آن‌ها را در تنگنا قرار داده است».

 

فصل چهارم: مشکلات و محدودیت‌های شغلی

زنان سرپرست خانوار با مجموعه پیچیده‌ای از چالش‌ها و محدودیت‌ها در حوزه اشتغال روبرو هستند که به چند دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

 مشکلات اقتصادی و معیشتی: درآمد ناکافی و اغلب ناپایدار اصلی‌ترین چالش این زنان است. حدود ۴۳.۳ درصد از کل خانوارهای زن‌سرپرست در دو دهک اول درآمدی قرار دارند و در معرض فقر مطلق هستند.

 مشکلات مسکن: نداشتن مسکن یا مسکنی که کیفیت مناسبی نداشته باشد، یکی از بزرگترین مشکلات این زنان است. هزینه‌های درمانی و موضوع وثیقه و ضامن برای دریافت وام‌های اشتغال نیز از موانع پیش روی آن‌ها است.

 مشکلات اجتماعی و روانی: زنان سرپرست خانوار به دلیل برچسب‌های اجتماعی مانند برچسب بی‌آبرویی، کمتر در جامعه ظاهر می‌شوند که این انزوای اجتماعی، دسترسی آن‌ها به منابع حمایتی را دشوار می‌کند. فشار روانی ناشی از مسئولیت‌های دوگانه (همسر و نان‌آور) نیز از دیگر چالش‌های اساسی است.

 محدودیت‌های قانونی و ساختاری: عدم آمادگی برای اداره امور اقتصادی خانوادگی، نگرش‌های منفی اجتماعی نسبت به زنان سرپرست خانوار و نبود قانون حمایتی خاص و جامع برای این قشر، از جمله موانع اصلی به شمار می‌روند.

 

فصل پنجم: مطالبات زنان سرپرست خانوار

زنان سرپرست خانوار مطالبات متعددی دارند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از

حمایت‌های معیشتی پایدار: مستمری فعلی برای تأمین نیازهای اولیه خانواده کافی نیست. به عنوان نمونه، خانواده تک‌نفره ماهانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان و خانواده پنج‌نفره و بیشتر چهار میلیون تومان مستمری دریافت می‌کنند که در شرایط تورمی کنونی بسیار ناکافی است

 تأمین مسکن مناسب: مسکن به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های این زنان مطرح است. دولت مصوباتی برای کمک به تأمین مسکن زنان سرپرست خانوار در دهک‌های یک تا شش درآمدی داشته است.

 وام‌های اشتغال و خودکفایی: دولت وام ۳۰ تا ۱۰۰ میلیون تومانی به زنان سرپرست خانوار پرداخت می‌کند، اما شرط ضامن و وثیقه و فرآیند پیچیده دریافت وام از موانع جدی پیش روی آن‌ها است

 بیمه درمانی و اجتماعی: با توجه به اینکه حدود نیمی از این زنان فاقد بیمه هستند، بیمه شدن یکی از اصلی‌ترین مطالبات آن‌ها است. خوشبختانه تمام زنان سرپرست خانوار روستایی تحت پوشش بیمه روستایی و عشایری هستند و تاکنون تنها حدود ۳۰ هزار نفر از زنان سرپرست خانوار شهری تحت پوشش بیمه قرار گرفته‌اند.

 

 آگاهی از حقوق قانونی و دسترسی آسان به خدمات قضایی: بسیاری از زنان از حقوق قانونی خود بی‌خبرند و به دلیل پیچیدگی فرآیندهای قضایی و نبود حمایت کافی از پیگیری حقوقشان صرفنظر می‌کنند.

 

فصل ششم: سطح حمایت قوانین و سیاست‌های حمایتی

قوانین موجود

 

چهارچوب اصلی حمایت از زنان سرپرست خانوار در ایران، «قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست» مصوب ۱۳۷۱ است که طبق آن نهادهایی مانند کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی موظف به ارائه خدمات حمایتی هستند. همچنین بر اساس این قانون، دولت مکلف است در راستای حمایت مالی و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، خدماتی به آن‌ها ارائه دهد.

با این حال،  قانون حمایتی خاصی که بتواند حمایت ویژه‌ای از این زنان داشته باشد، وجود ندارد. یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس در این باره گفته است: «حوزه زنان سرپرست خانوار معفول واقع شده است به نحوی که قانون حمایتی خاصی برای زنان سرپرست خانوار نداریم» و «تنها مبالغ بسیار پایین و قطره‌چکانی به صورت ماهانه به این زنان کمک می‌شود».

 

کاستی‌ها و خلأهای قانونی

نکته مهمی که کارشناسان به آن اشاره می‌کنند، این است که علیرغم افزایش بودجه، هنوز یک قانون جامع و اختصاصی برای حمایت ویژه از زنان سرپرست خانوار وجود ندارد. بسیاری از حمایت‌های موجود، ناکافی و پراکنده است و نیاز به یک رویکرد سیستماتیک و منسجم احساس می‌شود. در قوانین برنامه‌های توسعه (چهارم، پنجم و ششم) طرح‌هایی برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مطرح شده، اما تاکنون با پایان یافتن دوره اجرایی این برنامه‌ها، نتیجه ملموسی حاصل نشده است.

 

فصل هفتم: مقایسه وضعیت زنان با مردان سرپرست خانوار

نابرابری‌های ساختاری بین زنان و مردان در جامعه مردسالار که بر قوانین مذهبی استوار است، وضعیت زنان سرپرست خانوار را به مراتب دشوارتر از مردان در موقعیت مشابه می‌سازد:

دهک اقتصادی: دهک اقتصادی زنان سرپرست خانوار به طور میانگین ۳.۵ است در حالی که دهک مردان ۵.۵ است. این اختلاف دو واحدی نشان‌دهنده فاصله قابل توجه در رفاه اقتصادی و معیشتی بین این دو گروه است.

فرصت‌های شغلی: نرخ مشارکت اقتصادی مردان ایرانی در بازار کار تقریباً پنج برابر زنان است و بازار کار ایران از نظر نابرابری جنسیتی در وضعیت نامناسبی قرار دارد. به طور کلی، میزان اشتغال و کار دستمزدی زنان بسیار کمتر از مردان است و اشتغال زنان متزلزل و ناپایدارتر از مردان است.

سرمایه‌های معیشتی: زنان سرپرست خانوار در چهار حوزه بسترهای آسیب‌زا، انواع سرمایه‌های معیشتی، فرایندها و ساختارها و استراتژی‌های معیشتی، با چالش‌های بیشتری نسبت به مردان مواجه هستند.

بار تکفل: بار تکفل خانوارهای زن‌سرپرست بیش از خانوارهای مردسرپرست است، زیرا این زنان علاوه بر تأمین معیشت، مسئولیت تربیت فرزندان و مدیریت خانه را نیز به تنهایی بر عهده دارند.

سطح سواد: زنان سرپرست خانوار از سطح سواد کمتری نسبت به مردان سرپرست خانوار برخوردارند و این تفاوت تأثیر مستقیمی بر فرصت‌های شغلی و توانمندی اقتصادی آن‌ها دارد.

 

سهم در دهک‌های پایین: در دهک یک (فقیرترین دهک) حدود ۴۵ درصد از سرپرستان خانوار، زنان هستند؛ در دهک دو، ۲۲.۴ درصد؛ در دهک سوم، ۱۶.۹ درصد؛ در دهک چهارم به بعد این سهم به تدریج کاهش می‌یابد.

 

فصل هشتم: پیامدهای جنگ اخیر برای زنان سرپرست خانوار

جنگ اخیر (نیمه اول سال ۱۴۰۴) تأثیرات ویرانگری بر زندگی زنان سرپرست خانوار داشته است

 

تلفات انسانی: بر اساس گزارش‌ها، در حدود ۳۰ زن سرپرست خانوار در جنگ به شهادت رسیده‌اند و فرزندان آن‌ها در سیستم بهزیستی قرار داده شده‌اند. کل تلفات غیرنظامیان ایرانی در ماه اول جنگ، ۱,۴۶۴ نفر شامل حداقل ۲۱۷ کودک بوده است. همچنین حداقل ۲۴,۸۰۰ نفر زخمی شده‌اند که حدود ۴,۰۰۰ نفر آنان زن بوده‌اند

آوارگی: حدود ۱.۶ میلیون زن و دختر در ایران به دلیل جنگ آواره شده‌اند و وضعیت زنان آواره نسبت به مردان در موقعیت مشابه، شکننده‌تر است؛ زیرا آن‌ها در معرض خشونت، بهره‌کشی و خشونت مبتنی بر جنسیت بیشتری قرار دارند.

از بین رفتن فرصت‌های شغلی: شرایط جنگ اختلال، تعلیق یا توقف کامل ۲,۹۷۵ فرصت شغلی برای زنان سرپرست خانوار را به دنبال داشته است. با توجه به اینکه اکثریت این زنان در مشاغل غیررسمی و خانگی (بافتنی، خیاطی، تولیدات غذایی) فعالیت می‌کردند، جنگ با تعطیلی بازارهای فروش، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش تقاضا، کسب و کار آن‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

فشار اقتصادی مضاعف: جنگ بسیاری از دستاوردهای زنان در مسیر برابری جنسیتی را از بین برده و فرصت‌هایی را که در زمان صلح برای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی داشتند، نابود کرده است. در تهران به تنهایی، بیش از ۶۰ درصد از حدود ۲۰۰,۰۰۰ زن سرپرست خانوار شناسایی‌شده با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند و شرایط جنگ آن‌ها را بیش از دیگران در معرض سقوط به فقر مطلق قرار داده است.

اختلال در خدمات بهداشتی: جنگ دسترسی زنان و دختران به خدمات بهداشت باروری را محدود کرده، مرگ و میر مادران را افزایش داده و منجر به بارداری‌های ناخواسته و سقط‌های ناایمن شده است.

 

نتیجه‌گیری 

وضعیت زنان سرپرست خانوار در ایران با چالش‌های عمیق و چندلایه‌ای روبرو است. وجود ۶.۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور که نزدیک به نیمی از آن‌ها فاقد بیمه و بیش از ۳۰ درصد آن‌ها بی‌سواد هستند، یک بحران اجتماعی و اقتصادی جدی محسوب می‌شود. جنگ اخیر نیز با تلفات انسانی، آوارگی گسترده و از بین رفتن هزاران فرصت شغلی، فشار مضاعفی بر این قشر آسیب‌ پذیر وارد کرده است و هیچ چشم انداز روشنی وجود ندارد

 

بهروز فدائی ـ چهارم می  

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید